جمع هزینه خرید : 0 تومان

رفتن به سبد خرید

مقاله ها

فواید سنگ نوردی در بهبود افسردگی

20 شهریور 2017
فواید سنگ نوردی در بهبود افسردگی

تا قبل از این، پژوهش های علمی زیادی در خصوص ورزش های مختلفی صورت گرفته بود که باعث بهبود سلامت روانی افراد می شود و در درمان افسردگی تاثیر زیادی دارد. اما محققان در جدیدترین پژوهش های خود متوجه شده اند که سنگ نوردی تاثیر بیشتری در درمان سریع افسردگی دارد. در این مقاله از داروخانه آنلاین دکتر زهرا شهبازی به فواید سنگ نوردی در درمان افسردگی پرداخته ایم. با ما همراه شوید. رشته کوه‌های دندانه دار سیرا نوادا در شرق ایالت کالیفرنیا در آمریکا، مکانی هستند که برای سنگنوردی ماهر، چون ایتان پرینگل، به عنوان آرامش بخش‌ترین نقطه کره زمین به حساب می‌آیند. او می‌گوید: “زمانیکه در اینجا به سنگنوردی مشغول هستم، برای ۲۰، ۳۰، یا ۴۰ دقیقه، تمام حواسم بطور کامل و صد درصد بر روی فعالیت ام متمرکز است و به هیچ چیز دیگری فکر نمی‌کنم. ” او ادامه می‌دهد: “پیدا کردن این میزان تمرکز و توجه در زندگی روزمره بسیار دشوار است. ” پرینگل ۳۱ ساله در زندگی روزمره اش از مشکلات عاطفی فراوانی رنج می‌برد. “من به طرز شدیدی از خودم ابراز انزجار می‌کردم و بدم می‌آمد – گرچه هنوز هم بعضی اوقات با این مشکل دست به گریبان هستم” او در ادامه می‌گوید: “هنگامیکه به چند ماه اخیر زندگی ام نگاه می‌کنم، متوجه می‌شوم که اوقاتی که بسیار حس خوبی داشته ام و فکرم درگیر مساله‌ای نبوده است، دقیقا زمان هایی هستند که من به سفر‌های جاده‌ای رفته و هر روز در طبیعت بوده ام و در خلال این سفرها، هر روز به سنگنوردی در طبیعت مشغول بوده ام. ” پژوهش‌های جدید، این گفته پرینگل – و همینطور بسیاری دیگر از سنگنوردان – را به صورت علمی نیز ثابت کرده اند. در واقع، این پژوهش‌ها نشان می‌دهند که سنگنوردی در طبیعت می‌تواند یک درمان موثر برای بیماری افسردگی باشد. تا پیش از این، مطالعات علمی متعددی حاکی از آن بودند که فعالیت‌های ورزشی مختلف می‌توانند باعث بهبود حالات و سلامت روانی افراد شوند، به گونه‌ای که تاثیرات آن‌ها در بهبودی، به مانند قرص‌های ضد افسردگی یا مشاوره درمانی هستند، هر چند پژوهش‌های بسیار مختصری به طور خاص بر روی ورزش سنگنوردی متمرکز شده بودند. اوا ماریا استلزر، استاد روانشناسی دانشگاه آریزونا، به سنگنوری نگاهی فراتر از یک سرگرمی داشت. او بیان می‌دارد که همیشه در پایان یک روز کاری پر مشغله و طولانی، او و همکارانش به سنگنوردی می‌پرداختند، چرا که با این کار ذهن آن‌ها پاک می‌شد و احساس آرامش می‌کردند. او به هنگامیکه ذهنش آشفته از قرار‌ها و وظایف پیچیده کاری بود، ترجیح می‌داد که به جای دویدن، سنگنوردی کند، زیرا احساس خوشایند تری با این کار می‌کرد. او می‌گوید: “اما تو هیچ گاه نمی‌دانی که آیا احساس و تمایل تو، درست است یا خیر؟ “. بدین منظور او شروع به انجام پژوهشی با این عنوان نمود: آیا سنگنوردی می‌تواند به عنوان یک عامل مثبت در بهبود سلامت روان موثر واقع شود؟ استلزر و کاترینا لوتنبرگر از دانشگاه ارلانگن نورنبرگ، در یک مطالعه مشترک بر روی ۱۰۰ نفر، که بیشتر آن‌ها سنگنوردان آماتور در رشته بولدرینگ بودند، به تحقیق و بررسی پرداختند. این تیم دو نفره، بیمارانی را از دو بیمارستان مختلف روانپزشکی در ارلانگن آلمان به کار گرفتند. گروه اول بلافاصله درمان ۸ هفته‌ای خود را شروع کردند و این در حالی بود که گروه دوم می‌بایست که منتظر می‌ماندند. هر دو گروه کلاس‌های ذهن آگاهی (mindfulness) را نیز سپری کردند. پیش، در حین، و در پایان دوره درمان، استلزر با استفاده از سوالاتی که خود طراحی کرده بود، سطح افسردگی آن‌ها را مورد ارزیابی قرار داده بود. در ابتدای دوره، همگی افراد به طور میانگین از افسردگی متوسط رنج می‌بردند. بیماران گروه اول، به مدت ۳ ساعت در هفته به سنگنوردی می‌پرداختند. پیش از هر جلسه تمرین نیز، آن‌ها در کلاسی با موضوعاتی در رابطه با سلامت روان حضور پیدا می‌کردند، مانند کنترل اضطراب یا بازیابی حس اعتماد. سپس، پس از هر جلسه تمرین سنگنوردی، آن‌ها دور هم جمع می‌شدند تا احساس خود در هنگام تمرین را با دیگران به اشتراک بگذارند و همینطور بیان کنند که چگونه می‌توانند آموخته‌های خود را در حین زندگی روزمره نیز به کار گیرند. در پایان هفته هشتم، گروهی که به سنگنوردی پرداخته بودند، شاهد تغییرات موثری در نمره افسردگی خود بودند – به طور میانگین نمره آن‌ها از متوسط به کم کاهش پیدا کرد. استلزر و تیمش، نتایج حاصل از اولین تحقیق خود را در مجله “بی ام سی سایکایتری” منتشر کردند. (مطالعات دیگر هنوز منتشر نشده اند.) هولی بلیک، استاد روانشناسی در دانشگاه ناتینگهام انگلستان، از رشته بولدرینگ در سنگنوردی – سنگنوردی بر روی مسیر های کوتاه – به عنوان یک “رویکرد نوین” در در رابطه با درمان‌های گروه محور یاد می‌کند و می‌گوید: “این مطالعه اولین گام در رابطه با درک این موضوع است که آیا بولدرینگ می‌تواند به صورت بالینی موثر واقع شود”. نتایج به دست آمده از این پژوهش در کوتاه مدت، می‌توانند به عنوان یک رقیب جدی برای دیگر مطالعات ورزشی قلمداد شوند، ولی بلیک بیان می‌دارد که “این نتایج هنوز به مرحله قطعیت نرسیده اند، چرا که برای رسیدن به قطعیت، آزمایشات بالینی تصادفی بسیار بیشتری مورد نیاز هستند. ” با این وجود، بعضی از بیمارستان‌ها در آلمان از هم اکنون بولدرینگ درمانی را شروع کرده اند. اگر چه هنوز پژوهش‌های بیشتری مورد نیاز است، ولی استلزر بر این عقیده است که بولدرینگ – و به طور کلی سنگنوردی – بنا به دلایلی یک ورزش منحصر به فرد محسوب می‌شود. یکی از این دلایل، نیاز به ذهن آگاهی است، زیرا ذهن آگاهی باعث می‌شود که افراد از چرخه‌های افکار منفی فاصله بگیرند، یعنی دقیقا همان افکار منفی‌ای که باعث افزایش افسردگی در افراد می‌شوند. پشتوانه جمعی نیز از دیگر بخش‌های بزرگ سنگنوردی است، زیرا که در بسیاری از مواقع، سنگنوردان برای فائق آمدن بر یک مسیر دشوار یا یک حرکت پیچیده، از یکدیگر کمک فکری گرفته و با مشارکت همدیگر آن مسیر را تکمیل می‌کنند. دلیل سوم نیز که از مهمترین شاخص‌های روانی در سنگنوردی است، در رابطه با حس کامیابی است. به بیانی دیگر، به محض اینکه فرد یک مسیر دشوار سنگنوری را با موفقیت به پایان می‌رساند، احساس می‌کند که دستاورد بزرگی برای او حاصل شده است و حسی از کمال در او تداعی می‌شود. این سه مقوله‌ای که به آن‌ها اشاره شد، در دیگر مطالعات نیز یافت شده اند، و همگی در بهبود افسردگی مفید واقع شده اند. بطور کلی، نتایج حاصل از درمان با بولدرینگ مثبت بوده اند. استلزر به تازگی یک کتابچه راهنما به زبان آلمانی نیز نوشته است که برای آن دسته از روانشناسان آلمانی که علاقه‌مند به این روش درمانی هستند، می‌تواند مفید واقع شود. او در حال حاضر در حال نگارش نسخه انگلیسی از این دفترچه راهنماست و آنطور که خود می‌گوید با چند موسسه روانشناسی آمریکایی نیز قرارداد امضا کرده است. او می‌گوید که در حال حاضر، به جز درمان “بودن درطبیعت” که شامل میزان بسیار کمی از سنگنوردی است، چنین درمانی که به صورت مشخص بر روی سنگنوردی تکیه کند، در آمریکا وجود ندارد. نکته مهم این است که هدف از این نوع درمان، جایگزینی کامل آن با درمان‌های موجود نیست بلکه آنگونه که استلزر می‌گوید: “به نظر منطقی می‌آید که از بولدرینگ و سنگنوردی در تکمیل درمان‌های سنتی استفاده کنیم. ” منبع: فرادید

اطلاعات بیشتر

بیماری هایی با قابلیت تغییر شخصیت شما !!!

19 شهریور 2017
بیماری هایی با قابلیت تغییر شخصیت شما !!!

درباره شخصیت چه می دانید؟ این درباره همه راه هایی است که شما فکر می کنید، احساس می کنید، یا عمل می کنید. شخصیت ، چیزی است که شما را خلق می کند؛ شامل عادت های شما، پیش فرض های شما و چگونگی واکنش شما نسبت به جهان اطراف شماست. با وجود اینکه حالت شما تغییر می کند، یاد می گیرید و در طول سالها رشد می کنید. هنوز هم به اندازه کامل به آن نرسیده اید. اما برخی از شرایط بهداشتی و سلامت می تواند بر شخصیت شما اثر گذاشته و شما را وادار به رفتاری کند که برای شخصیت شما مناسب نیست. از جمله این شرایط ،چند بیماری ذهنی است که با تغییر شخصیت همراه است و در این مقاله تلاش شده تا نگاه بهتری به آنها شود. درباره سلامت روان بیشتر بخوانید. ۱- بیماری آلزایمر این بیماری بر تفکر، قضاوت، حافظه و تصمیم گیری شما اثر می گذارد. این بیماری باعث می شود تا سردرگم شوید و چگونگی عمل و رفتار شما را تغییر می دهد. در اوایل، شما ممکن است مضطرب شده و یا به آسانی تحریک شوید. با گذشت زمان اثرات آن می تواند بسیار جدی تر باشد. یک فرد متفکر و خوش مشرب، ممکن است به فردی دیکتاتور و طلبکار تبدیل شود. یا برعکس، فردی که همیشه به شدت نگران بوده و به راحتی دچار استرس میشد، ممکن است بی قید و راضی و بیخیال شود. ۲- دمانس لوی بادی بعد از آلزایمر ، این شایع ترین نوع از دمانس است. توده هایی از پروتئین های غیرمعمولی، که اصطلاحابه آنها Lewy Bodies گفته می شود، در قسمت هایی از مغز که حافظه ، حرکت و تفکر را کنترل می کند، شکل می گیرد. در نتیجه، این اختلال بر روی شرایط فیزیکی و ذهنی هر دو موثر است. افرادی که به این نوع از دمانس مبتلا هستند، تمایل به انفعال بیشتری دارند، هیجان و احساسات کمتری را نشان داده و علاقه خود را به سرگرمی ها و فعالیت های دیگر از دست می دهند. ۳- اختلال پارکینسون در حالی که ممکن است با تکان های کوچکی در دست شما شروع شود، در نهایت می تواند بر چگونگی راه رفتن، صحبت کردن، خوابیدن و تفکر شما اثر بگذارد. حتی در اوایل ممکن است منجر به وسواس نسبت به چیزهای کوچک و یا بی توجهی ناگهانی شود. بعدها شما ممکن است حواس پرت و یا فردی غیر اجتماعی به نظر بیایید. برای شما سخت خواهد شد تا افکار خود را در یک جهت حفظ کنید. ۴- بیماری هانتینگتون این یک بیماری مادرزادی است و شما با آن زاده می شوید. معمولا در ۴۰-۳۰ سالگی خود را نشان میدهد. این بیماری باعث آسیب به سلولهای مغزی شده و در هر بخشی از زندگی شما تاثیر می گذارد.شما ممکن است برای وضوح تفکر خود، زمان های سختی را تجربه کرده و یا از نقاط برخورد دیوارها عصبانی شوید؛ ممکن است چیزهای ساده و اساسی مثل مسواک زدن را نادیده بگیرید و حتی متوجه هم نشوید که این اتفاق ها می افتد. ۵- مولتیپل اسکلروزیس (MS) این شرایط باعث می شود سیستم ایمنی بدن شما به اعصاب مغز و ستون فقراتتان حمله کند. این اتفاق می تواند مسائلی را از مشکلات مثانه گرفته تا عدم توانایی راه رفتن ایجاد کند. در برخی از موارد، این بیماری میتواند منجر به احساس شادمانی شود، تا جایی که شادی شما فراتر از حد طبیعی و یا بدون ارتباط با واقعیت است. همچنین میتواند باعث خنده یا گریه ای شود که به نظر، کنترل شده نمی آید و یا آن چیزی نیست که واقعا احساس می شود. ۶- اختلال تیروئید تیروئید ، باعث ایجاد هورمونهایی در بدن شما میشود که به بدن شما میگوید چگونه با سرعت یا آهسته کار کند. اگر بیش از اندازه کار کند، مانند فردی که پا را روی پدال گاز گذاشته و به سرعت می رود، احساس میشود. شما در این صورت ممکن است تحریک پذیر، مضطرب و دارای نوسانات خلقی بزرگی شوید. اما اگر به اندازه کافی کار نکند و هورمون های شما کافی نباشد، شخصیت شما ممکن است به نظر یکدست بیاید، بدون هیچ پستی و بلندی. ممکن است فراموشکار شده و زمان زیادی را صرف تفکر درباره موضوع فراموش شده بکنید. اگر چنانچه درمان نشود، میتواند دارای اثرات طولانی مدتی بر روی مغز شما باشد. ۷- تومور مغزی یک تومور مغزی در لوب جلویی مغز شما میتواند بر مناطقی که شخصیت ، هیجانات، حل مسئله و حافظه را کنترل میکند، اثر بگذارد. این باعث میشود شما احساس سردرگمی یا فراموشی داشته باشید. همچنین میتواند باعث تغییرات خلقی در شما شود؛ به طور مثال: شما را تهاجمی تر کرده یا باعث افکار پارانوئیدی در شما میشود. به طور مثال زمانی که مردم قصد و نیت بدی در مورد شما ندارند، فکر می کنید آنها می خواهند شما را از بین ببرند. ۸- برخی از انواع سرطان تومورهای مغزی و نخاعی، تنها مواردی نیستند که میتوانند بر شخصیت اثر بگذارند. اگر شما یک غده سرطانی در هیپوفیز خود (که کنترل سطوح هورمونی شما را به عهده دارد) داشته باشید نیز، همین کار انجام میشود. بنابراین، آدنوم کارسینوم (تومور بدخیم یا سرطانی) میتواند در سلول هایی که موکوس و سایر مایعات را می سازند نیز، وجود داشته باشد. شما می توانید آن را در هر جایی از بدن خود مثل پستان، روده بزرگ، ریه ها و پانکراس نیز داشته باشید. ۹- سکته مغزی هنگامی که جریان خون به بخشی از مغز شما نرسیده و قطع شود، سلول های آن قسمت، اکسیژن کافی دریافت نمی کنند و در نتیجه شروع به مردن می کنند. اثرات آن بستگی به چگونگی طول مدت سکته مغزی و این که در کجای مغز اتفاق افتاده دارد. ممکن است شما قادر به حرکت برخی از قسمت های بدن خود نباشید و این می تواند به طریقی باعث تغییر شخصیت شما شود. ممکن است به راحتی صبر خود را از دست بدهید، تغییرات شدید خلق و خو داشته باشید و یا از لحاظ تحریک پذیری، بدتر از گذشته عمل کنید. ۱۰- آسیب مغزی تروماتیک پس از یک ضربه جدی به سر، تغییرات شخصیتی می تواند نشانه پنهانی از اتفاقاتی باشد که در طول زمان می افتد. در موارد شدیدتر، شما ممکن است فردی متفاوت به نظر بیایید و یا چیزی بگویید یا کاری بکنید که هیچ گاه در گذشته انجام نداده بودید. ۱۱- افسردگی همانطور که می آید، به هر بخشی از زندگی شما نیز سری می زند. این نه تنها خلق و خوی شما راتحت تاثیر قرار می دهد، بلکه به هر چیزی که به آن فکر می کنید، حافظه شما و نحوه تصمیم گیری شما نیز اثر می گذارد. این بیماری چگونگی تفکر شما را نسبت به جهان اطرافتان تغییر می دهد. این اختلال می تواند در مردان و زنان بسیار متقاوت عمل کند. زنان، اغلب احساس بی ارزشی، غم و گناه دارند؛ در حالی که مردان احساس خستگی، تحریک پذیری و عصبانیت دارند. ۱۲- اختلال وسواس فکری OCD این شرایط موجب احساس اضطراب در شما شده و باعث می شود افکاری داشته باشید که نمی توانید آنها را متوقف کنید. بطور مثال بارها و بارها می خواهید دست خود را بشویید. شما ممکن است نسبت به خود به مقدار زیادی شک داشته باشید و یک کار کوچک و ساده را در زمانی طولانی انجام دهید. اگر کسی نسبت به شما انتقادی کند، این اختلال بسیار بدتر میشود چون شما را مضطرب میکند. ۱۳- اختلال دو قطبی اختلال دو قطبی سبب تغییرات خلقی می شود که به مراتب فراتر از تغییرات خلقی ناشی از بالا و پایین شدن زندگی روزمره است. زمانی که در قسمت بالای زندگی هستید، ممکن است احساسات پرشوری داشته باشید، سریع صحبت کنید و به استقبال خطرات بزرگی بروید. زمانی که زندگی روی خوش نشان نمی دهد، احساس نگرانی، کمبود انرژی و بی ارزشی دارید. گاهی اوقات نیز احساساتی شامل ترکیبی از هر دو قسمت را خواهید داشت. این تغییرات شدید می تواند باعث آشفتگی در انرژی و خواب شما شده و وضوح تفکر را در شما سخت تر گرداند. ۱۴- اسکیزوفرنی این بیماری روانی جدی، می تواند باعث شود شما صداهایی را شنیده یا چیزهایی را ببینید که در واقع وجود ندارند. ممکن است چیزهایی را باور کنید که واقعیت ندارند. در ابتدا ممکن است شما به اندازه کافی، اجتماعی و عادی به نظر نیایید. همینطور که بدتر میشود، ممکن است حفظ تفکرات در یک مسیر ثابت برای شما سخت باشد یا حتی صحبت کردن با دیگران برایتان مشکل باشد. شما ممکن است به شیوه ای خارج از شخصیت عمل کنید، غیرقابل پیش بینی بوده و از کنترل خارج شوید.

اطلاعات بیشتر

قوانینی که برای داشتن مغزی سالم‌تر باید دنبال کنید

14 شهریور 2017
قوانینی که برای داشتن مغزی سالم‌تر باید دنبال کنید

در این مقاله قصد داریم قوانینی را بیان کنیم که با دنبال کردن آن می‌توانید مغزی سالم و قوی داشته باشید که در برابر بیماری‌های مغزی، از دست دادن حافظه و اختلالات شناختی مقاوم است. حتی اگر در حال حاضر بیماری مغزی شدیدی را تجربه می‌کنید می‌توانید از اصولی که در ادامه بیان خواهیم کرد برای بهبود سلامت مغز خود استفاده کنید. برای اینکه بتوانید مغز قدرتمندی داشته باشید باید رژیم غذایی شما سرشار از مواد مغذی تقویت کننده مغز همچون اسیدهای آمینه ای باشد که در پروتئین‌ها، قندهای سالم یافت می‌شود. همچنین باید در رژیم غذایی خود اسیدهای چرب سالم و ترکیبی از ویتامین‌ها و مواد معدنی را بگنجانید. زمانی که غذاهای سالم و تقویت کننده مغز را مصرف می کنید بدن شما این مواد را به ترکیبات تشکیل دهنده‌اش تجزیه می‌کند. همین مواد به عنوان بلوک‌های سازنده مغز سالم عمل می‌کنند. قانون اول: مصرف گوشت قرمز و لبنیات پر چرب را کاهش دهید: همانطور که می‌دانید گوشت قرمز و محصولات لبنی پرچرب حاوی اسیدهای چرب اشباع شده ای هستند که سطح کلسترول خون را افزایش می‌دهند و تولید پلاک‌های بتا آمیلوئید را در مغز بیشتر می‌کنند. همین امر موجب می‌شود خطر ابتلا به بیماری‌های مغزی همچونآلزایمر افزایش یابد. به همین خاطر باید سعی کنید وعده غذایی حاوی گوشت یا محصولات لبنی پرچرب را محدود نمایید. در روزهایی که از خوردن گوشت قرمز اجتناب می‌کنید می‌توانید به جای آن ۶ اونس گوشت مرغ بدون چربی یا ماهی استفاده نمایید. چند روز از هفته را به خوردن سبزیجات سالم اختصاص دهید. برخی از افراد تلاش می ‌کنند خوردن گوشت قرمز را به حداقل برسانند. اگر شما نیز جزو این دسته از افراد هستید پس نیمی از راه را سپری کرده اید. با اینکه خوردن مقادیر اندک گوشت قرمز می‌تواند مفید باشد اما برخی از افراد این غذاها را بیش از حد مورد استفاده قرار می‌دهند و همین امر باعث می‌شود مقدار اسید چرب امگا ۶ در بدن افزایش یابد. مقادیر اضافی این اسید چرب برای بدن اصلا مفید نیست و می‌تواند باعث ایجاد التهاب شود. برخی از غذاهایی که سرشار از پروتئین‌های قابل هضم و قابل مصرف هستند شامل آووکادو، بقولاتی همچون عدس یا لوبیا، آجیل‌ها، شیر بادام، شیر سویا، توفو، جوانه لوبیا و جوانه یونجه است. همچنین زمانی که جوانه لوبیا به صورت خام مصرف می‌شود به لطف آنزیم‌هایی که در آن وجود دارد می‌تواند پروتئین‌های قابل جذبی وارد بدن کند. قانون دوم: از خوردن غلات تصفیه شده اجتناب کنید. به جای این مواد از غلات سبوس دار استفاده نمایید در این قانون توصیه و پیشنهاد ما استفاده از گزینه‌های عاری از گلوتن همچون کینوا، برنج قهوه ای، برنج وحشی،تاپیوکاست. بدن شما می تواند کربوهیدرات‌ها را به قندهای طبیعی تجزیه کند که مغز برای تامین انرژی خود به آن نیاز دارد. با اینحال باید به خاطر داشته باشید که بدن شما به حجم خاصی از قند نیاز دارد. قندهای تصفیه شده یا غلیظ شده که در نوشابه، بستنی، کیک‌ها، کلوچه‌ها یا سایر غذاهای شکردار یافت می‌شود، قند اضافی را وارد بدن می‌سازد و همین امر موجب می‌شود سطح قند در بدن به سرعت افزایش پیدا کند. در عوض، مغز شما نیاز به انرژی پایدار از کربوهیدرات سالم مانند میوه ها، غلات سبوس دار و حبوبات دارد. همانطور که می‌دانید بقولات سرشار از پروتئین‌ها و کربوهیدرات‌ها هستند و همین امر موجب می‌شود این مواد انتخاب عالی برای سلامت مغز باشند. منابع بهتر شامل غلات سبوس دار عاری از گلوتن و کربوهیدرات‌هاست. این منابع در برگیرنده برنج قهوه ای، برنج وحشی، آرد بادام، ارد تاپیوکا و کینواست. برنج قهوه ای مواد مغذای بیشتری دارد و گزینه بهتری نسبت به برنج سفید است. این برنج در برگیرنده ویتامین E است و فیبر بالایی در خود دارد. کینوا نیز می‌تواند انتخاب خوبی برای سلامت مغز شما باشد. این ماده پروتئین کاملی است و سرشار از آهن، ویتامین B و فیبر است. قانون سوم: اگر افسردگی دارید یا از بیماری‌های روحی- روانی رنج می‌برید بهتر است از مواد عاری از گلوتن استفاده کنید مطالعه انجام شده نشان می‌دهد که حساسیت به گلوتن و بیماری سلیاک می‌تواند با اسکیزوفرنی و سایر بیماری‌های روحی مرتبط باشد. دانشمندان ۴۷۱ نفر را مورد بررسی قرار دادند که در این میان ۱۲۹ نفر به اختلال پسیکوز، ۱۹۱ نفر به اسکیزوفرنی خفیف و ۱۵۱ نفر سالم بودند. در این مطالعه محققان سطح انواع مختلفی از آنتی بادی‌ها را اندازه گیری کردند تا مشخص کنند افراد مبتلا به اسکیزوفرنی و پسیکوز به مواد گلوتن دار حساسیت دارند یا خیر. کمتر از ۱ درصد از افرادی که مبتلا به بیماری‌های روحی روانی بودند نشانه‌های بیماری سلیاک را نشان دادند. با اینحال، تعداد قابل توجهی از افراد مبتلا به اسکیزوفرنی و پسیکوز سطح بالایی از آنتی بادی‌ها را داشتند. افرادی که مبتلا به بیماری‌های روحی هستند معمولا نشانه‌های مشابهی با افراد مبتلا به بیماری سلیاک دارند اما این افراد پاسخ سیستم ایمنی متفاوتی از خود نشان می دهند. همچنین افرادی که بیماری روحی داشتند در مقایسه با گروهی که هیچ بیماری نداشتند پاسخ و واکنش متفاوتی به گلوتن دادند. این مطالعه نشان می‌دهد که پاسخ غیر طبیعی سیستم ایمنی بدن به گلوتن می‌تواند با این اشکال بیماری روحی درگیر باشد. البته برای اثبات این ادعا به تحقیقات بیشتری نیاز هست. قانون چهارم: میان وعده و وعده‌های غذایی سالم بخورید اطمینان حاصل کنید که روزانه سه وعده غذایی با میان وعده‌های سالم مصرف می‌کنید. اینکار به بدن شما کمک می کند سطح قند خون را در حالت پایدار و ثابت نگه دارد. قند خون یکی از سوخت‌های اصلی مغز محسوب می‌شود و برای بهبود عملکرد آن ضروری است. برای اینکه مغز بتواند از قند خون به درستی استفاده کند باید به صورت ثابت و آرام در خون جریان داشته باشد. این موضوع دقیقا برعکس چیزی است که افراد در وعده های غذایی خود رعایت می‌کنند. بیشتر افراد وعده‌های اصلی را نادیده می گیرند و از قند و شیرینی زیادی استفاده می‌کنند. بهتر است در روز سه وعده غذایی ثابت به همراه چند میان وعده داشته باشید. قانون پنجم: اسیدهای چرب ترانس، هیدروژنه و غذاهایی که حاوی این اسیدهای چرب هستند را حذف کنید. به طور کامل از خوردن مواد غذایی حاوی اسیدهای چرب ترانس و هیدروژنه خودداری کنید. مطالعات انجام شده نشان می دهد رژیم های غذایی حاوی اسیدهای چرب ترانس باعث می‌شود غشای سلولی مغز قابل نفوذ شود. همین امر به ویروس‌ها اجازه می‌دهد دسترسی بیشتری به مغز داشته باشند، سیگنال‌های مغزی را دچار اختلال کنند، کارکرد و عملکرد سلول‌های مغزی را از بین ببرند و باعث کاهش عملکرد شناختی آن شوند. اگر همه این دلایلی که ذکر کردیم به اندازه کافی برای شما هشدار دهنده نبود باید بدانید که اسیدهای چرب ترانس در غلاف میلین قرار می‌گیرند. همانطور که می‌دانید غلاف میلین یک پوشش محافظتی است که از اعصاب و سلول‌های مغزی مراقبت می‌کند. همین امر موجب تغییر رسانایی الکتریکی اعصاب و سلول‌های مغزی می‌شود و تاثیر منفی بر روی ارتباطات بدن می‌گذارد. اسیدهای چرب ترانس خطر ابتلا به سکته مغزی را نیز افزایش می‌دهند. قانون ششم: سبزیجات و میوه‌ها حداقل باید ۸۰ درصد از رژیم غذایی شما را به خود اختصاص دهند سبزیجات باید در رژیم غذایی شما نقش پر رنگی داشته باشند. البته باید بدانید که سیب زمینی سفید در این محدوده قرار نمی گیرد. سعی کنید از سبزیجات و میوه‌های متنوع همچون کدو تنبل، سبزیجاتی با برگ سبز، فلفل دلمه ای، کلم، پیاز، سیب زمینی شیرین، سیب،توت‌ها و بلوبری استفاده کنید. حداقل ۵ وعده از سبزیجات را در روز داشته باشید. هر وعده معادل نصف پیمانه از هر سبزیجاتی است که شما دوست دارید. حداقل دو وعده در روز میوه بخورید. هر وعده میوه معادل نیم پیمانه از میوه‌هاست. اطمینان حاصل کنید که سه غذاهای تقویت کننده مغز را در رژیم غذایی روزانه خود می گنجانید. این مواد در برگیرنده بلوبری، انگور، انار، گوجه فرنگی، گردو و سالمون وحشی است. با اینکه بیشتر افزایش دهنده‌های سلامت مغز میوه و سبزیجات تازه هستند اما سایر غذاها نیز در این لیست قرار دارند. علاوه بر این بهتر است حداقل دو مورد از سایر مواد غذایی مفید برای مغز را در روز مصرف کنید.این مواد شامل زردآلو، هلو، آلو، کرفس و دانه کرفس، گیلاس، قهوه، زنجبیل، لوبیا قرمز، مریم گلی، رزماری و چای است. قانون هفتم: برای پخت و پز از روغن نارگیل یا روغن زیتون فوق بکر استفاده کنید این موضوع بدین معنی است که از مصرف روغن‌های دیگر اجتناب کنید. با اینکه روغن نارگیل حاوی اسیدهای چرب اشباع شده است اما تحقیقات و مطالعات انجام شده نشان می‌دهد این اسیدهای چرب در بدن رفتار متفاوتی دارند. قانون هشتم: حداقل یک دوم پیمانه در روز از بقولات استفاده کنید شما می‌توانید از هر نوع بقولاتی که دوست داشتید استفاده کنید. نخود، لوبیای سیاه، لوبیای قرمز، لوبیا چیتی، عدس و سایر بقولات انتخاب خوبی برای سلامت مغز شما هستند. قانون نهم: از مصرف شیرین کننده‌های مصنوعی همچون ساخارین، سوکرالوز، آسپارتام خودداری کنید تنها از شیرین کننده‌های طبیعی استفاده کنید. البته باید به خاطر داشته باشید که مصرف هر نوع شکر را به حداقل برسانید. قانون دهم: مصرف شکر را تا جایی که می‌توانید کمتر کنید هر نوع ماده شیرینی را کمتر کنید. سعی کنید تا جایی که می‌توانید از مصرف کلوچه‌ها، کیک‌ها و بیسکوییت‌ها خودداری نمایید. اگر دوست دارید ماده شیرینی بخورید از میوه‌ها استفاده کنید. اگر افسردگی دارید یا از سایر بیماری‌های روحی رنج می‌برید، بهتر است مصرف قند غلیظ شده را کلا کنار بگذارید. میوه بهترین جایگزین برای چنین موادی است.

اطلاعات بیشتر

مغزی جوان داشته باشید ...

10 شهریور 2017
مغزی جوان داشته باشید ...

این گفته که کم شدن حافظه و همچنین کاهش یافتن قدرت مغز، جزئی از روند پیری انسان می‌باشد و نمی‌توان از بروز آن جلوگیری کرد، امروزه چندان درست به نظر نمی‌رسد. دانشمندان معتقدند ورزش دادن مغز _ همانطور که برای حفظ قدرت جسمانی بدن خود ورزش می‌کنیم – می‌تواند تا حدود زیادی از کاهش یافتن توانایی‌های مغز و کند شدن ذهن و حافظه جلوگیری کرده و ارتباط بین سلول‌های مغزی را تقویت کند. یا از مغز خود استفاده کنید، یا آن را از دست خواهید داد! ورزش دادن مغز می‌تواند سبب حفظ توانایی‌ها و استعدادهای مغزی شود و به شما این اطمینان را بدهد که در سال‌‌های پیری نیز از توانایی‌های مغزتان به خوبی استفاده کنید. محققان معتقدند برای شروع ورزش‌های مغزی هیچ‌گاه دیر نیست حتی افرادی که به میزان کم دچار فراموشی نیز شده‌اند، می‌توانند این ورزش‌ها را شروع کنند. هر چیزی که برای قلب مفید است برای مغز نیز خوب است اما اشکال کار در این است که ما چیزهای خوب را به اندازه کافی انجام نمی‌دهیم! موارد مهم برای سلول‌های مغزی عبارتند از: استرس، ورزش، رژیم غذایی و خواب. اما خبر خوب این است که ما می‌توانیم سلول‌های مغزی خود را بهبود بخشیم. زمانی که دچار استرس (فشار عصبی) می‌شویم هورمون کورتیزول که به هنگام استرس در بدن ترشح می‌شود سبب کاهش یافتن رشد سلول‌های مغزی و ضعیف شدن ارتباط بین آنها می‌گردد. و اما در مورد خواب، همیشه و همیشه محققان بر اهمیت یک خواب شبانه خوب و با کیفیت و کمیت مناسب تاکید داشته‌اند. خواب بسیار مهم می‌باشد، زیرا زمانی که ما خواب هستیم اطلاعات موجود در حافظه پردازش و تقویت می‌شوند. از این‌رو اگر ما خواب مناسب و کافی نداشته باشیم توانایی ما در به خاطر سپردن چیزها و یا به یادآوردن آنها کاهش می‌یابد. ۵ ورزش ساده برای تقویت سلول‌های مغز این ورزش‌ها بسیار ساده‌اند، در حقیقت همان کارهایی هستند که هر روز آنها را انجام می‌دهیم اما حال می‌خواهیم که آنها را به شیوه‌ای متفاوت انجام دهیم. 1. عوض کردن دست ها! یکی از ساده‌ترین ورزش‌های مغزی این است که سعی کنید یکی از فعالیت‌های روزانه خود را – مسواک زدن، گرفتن شماره تلفن، غذا خوردن – با دست چپ خود (اگر شما چپ دست نمی‌باشید) انجام دهید. امتحان کنید! مسواک زدن با دست چپ سخت‌تر از آن است که تصور کنید، شما مجبورید که تمرکز کنید و در نتیجه، همین عمل سبب تقویت مسیرهای عبور نرون‌های عصبی شده و ارتباط نیمکره چپ با نیمکره راست مغز شدیدا تقویت می‌گردد. 2. چشمان خود را ببندید! فعالیت‌هایی را در نظر بگیرید که می‌توان با چشمان بسته انجام داد و بی‌خطر می باشند: مانند غذا خوردن، حمام کردن. انجام چنین فعالیت‌هایی با چشمان بسته سبب تقویت شدن سایر حواس شما می‌گردد، زیرا بیشترین کاری که مغز ما انجام می‌دهد پردازش کردن پیام‌هایی است که حواس ما به آن مخابره می‌کنند؛ بنابراین بسته بودن چشم‌ها سبب می‌شود مغز ما اطلاعات حاصله را به شیوه جدیدی پردازش کند که خود سبب تقویت مغز می‌گردد. البته یک چیز را فراموش نکنید: هرگز با چشمان بسته رانندگی نکنید! 3. انجام بازی‌های فکری! بازی‌های فکری سبب تدبیر کردن و اندیشیدن شما می‌شود، از این‌رو مغز شما تحریک شده و مجبور می‌شود چندین کار را با هم انجام دهد؛ بنابراین انجام بازی‌های فکری با دیگران که نیازمند تدبیر کردن می‌باشد و همچنین باید به طور همزمان با دیگران در تعامل باشید سبب تقویت مغز می‌گردد. به طور مثال: بازی‌های شطرنج، کارت بازی و بازی با کلمات. ۴- کارهای نو و تازه انجام دهید، تکراری نباشید! معرفی کردن چیزهای جدید و تازه به مغز خود، بسیار مهم است. مغز شما به چیزهای سخت و پیچیده نیاز ندارد بلکه فقط چیزهای نو و جدید می‌خواهد. از این‌رو شیوه انجام کارهای خود را عوض کنید و آنها را به نحوی متفاوت انجام دهید مثلا صندلی خود را عوض کرده و بر روی صندلی دیگری بنشینید همین کار سبب می‌شود که چشم‌انداز شما تغییر کرده و با نگاه دیگری اطراف خود را ببینید. ۵- مراقب رژیم غذایی خود باشید! از غذاها و یا مکمل‌های تقویت‌کننده سلول‌های مغزی حتما استفاده کنید. غذاهای حاوی آنتی‌اکسیدان را مصرف کنید مانند انواع توت‌ها، چای به‌ویژه چای سبز و سبزیجات خصوصا سبزیجات دارای برگ پهن مانند اسفناج و کاهو و کلم استفاده کنید. مصرف روغن ماهی که به صورت قرص و مکمل‌های تقویت‌کننده وجود دارد نیز مفید می‌باشد. نکته:هر چند وقت یکبار باید این ورزش‌ها را انجام داد. معمولا گفته می‌شود که پس از ۲۱ جلسه تمرین می‌توان عادت جدیدی را یاد گرفت. اما ورزش مغز چیزی است که ما باید به طور مداوم و هر روز انجام دهیم. سعی کنید که انجام این فعالیت‌های ورزشی مغز را به طور روزانه درآورید. باید فعالیت‌هایی را که در طول روز انجام می‌دهیم همیشه به طور متفاوت و با تغییر انجام دهیم. بنابراین انجام عادات روزانه به نحوی متفاوت با روز قبل سبب ایجاد محیط چالشی برای مغز شده و توانایی و قدرت ماهیچه‌های مغزی را افزایش می‌دهند. به این کار به عنوان یک حساب بازنشستگی نگاه کنید! هر چقدر به این حساب اضافه کنید، بیشتر می‌توانید به هنگام نیاز از آن برداشت نمایید. نکته : بعضی از داروها سبب آسیب دیدن سلول‌های مغزی می شوند هر چقدر هم که شما ورزش‌های مغزی را انجام دهید. چه کار می‌توان کرد؟ واقعیت تلخ این است که ممکن است با وجود انجام ورزش‌های تقویت‌کننده سلول‌های مغزی، دچار بیماری آلزایمر شوید. زیرا بعضی داروها که ممکن است برای درمان بیماری‌های جسمی ما مفید باشند از طرفی ممکن است به مغز ما صدمه بزنند. بنابراین این مساله ارزش آن را دارد که از پزشک خود بپرسید که آیا می‌توانید جایگزین دیگری به جز استفاده از دارو برای درمان بیماری خود داشته باشید و یا می‌توانید از داروها برای مدت کوتاه استفاده کنید؟ مثلا بسیاری از داروهایی که در انقباض‌های عضلانی استفاده می‌شود و ضداسپاسم‌ها (بسیاری از افراد سالمند برای مشکلات مثانه‌ای و اسپاسم‌های روده‌ای استفاده می‌کنند) و داروهای ضدافسردگی می‌تواند برای مغز مضر باشد. همچنین بسیاری از داروهایی که به راحتی و بدون نیاز به نسخه پزشک می‌توان از داروخانه‌ها تهیه کرد مانند آنتی‌هیستامین‌ها و داروهای ضداسهال می‌توانند باعث آسیب دیدن فعالیت‌های مغزی شوند و نباید طولانی مدت از این داروها استفاده کرد.

اطلاعات بیشتر

درد مزمن = آسیب به مغز !

10 شهریور 2017
درد مزمن=آسیب به مغز !

درد مزمن می‌تواند سبب مختل شدن کارایی مغز گردد و از طرفی سبب ایجاد اشکالاتی مانند: خواب پریشان ، ا فسردگی ، اضطراب و همچنین ایجاد اختلال در تصمیم‌گیری‌های ساده شود. محققان دانشگاه «شیکاگو» در تحقیقی با استفاده از MRI فعالیت مغز را حین انجام فعالیت در افرادی که دچار درد مزمن پشت بودند، مورد بررسی قرار دادند، آنان این عمل را بر روی افرادی که دچار هیچ نوع دردی نبودند نیز بررسی کردند. در افرادی که دچار هیچ دردی نبودند مناطق مغزی از نظر فعالیت در حالتی از توازن و تعادل بود. زمانی که یک منطقه‌ی مغز فعال بود سایر مناطق در حالت آرامش بودند. اما در افراد دچار درد مزمن پشت، بخش جلویی کورتکس مغز دائم در حال فعالیت بود و مانند این بود که می‌گوید:‌ «ساکت شو، دیگه حرف نزن!» این منطقه از مغز در حالت فعال باقی می‌ماند و همین سبب خسته و فرسوده شدن سلول‌های عصبی و انتقال پیدا کردن فعالیت به سایر بخش‌های مغز می‌گردید؛ و این آماده‌باش دائم سلول‌های عصبی می‌تواند باعث آسیب‌های دائمی در مغز گردد. برای آشنایی بیشتر سایر مکمل ها را نیز مشاهده کنید. همچنین برای آشنایی بیشتر با عناصر گیاهی مقالات تغذیه را مطالعه کنید. محققان می‌گویند: زمانی که سلول‌های عصبی (نرون‌‌ها) بیش از اندازه فعال می‌شوند سبب تغییر کردن ارتباطات سلول‌های عصبی با یکدیگر و حتی مردن نرون‌ها می‌شود زیرا نرون‌ها نمی‌توانند برای مدتی طولانی در حالت کنش قرار گیرند. دکتر«شیائو» از اعضای گروه تحقیق اظهار می‌دارد: اگر شما فردی دارای درد مزمنی هستید، در واقع شما در ۲۴ ساعت شبانه‌روز و هفت روز هفته و هر دقیقه از زندگی‌تان از دردی رنج می‌برید و همین دریافت همیشگی مغز از درد سبب می‌شود نواحی مغزی به طور دائم فعال بوده و این سوء عملکرد مداوم در تعادل مغز، سبب تغییر اتصال سلول‌های مغزی شده و به مغز صدمه می‌زند. این تغییرات سبب می‌شود که تصمیم‌گیری برای انجام کار برای شما مشکل شده و یا زمانی که صبح از خواب بیدار می‌شوید کسل و بی‌حوصله باشید شاید بدین علت است که درد سبب افسردگی و سایر ناهنجاری‌ها می‌شود. دکتر «شیائو» می‌گوید: تحقیقات به ما نشان دادند که باید به دنبال راهی برای درمان درد مزمن باشیم تا از اختلال عملکرد مغز جلوگیری کنیم.

اطلاعات بیشتر

رزماری و معجزه ی هوش !ً!!

7 شهریور 2017
رزماری و معجزه ی هوش !ً!!

دانشمندان گیاهی را کشف کرده اند که ۷۵درصد به زوال عقل و افزایش  حافظه کمک می کند . رزماری یک گیاه محبوب  است که معمولا در  غذاها به عنوان یه چاشنی استفاده میشود  به دلیل بوی خوب و دلپزیرش . بااین حال دانشمندان می گویند این گیاه میتواند برای درمان زوال عقل و بیماری الزایمر بسیار مفید باشد. در کتاب هملت اثر ولیام شکسپیر  از این گیاه به طور  متعدد یاد شده  است که این نشان دهنده این است که او از خواص این گیاه اگاه بوده است . مطالعات نشان داده که گیاه رزماری  دارای اثرات معجزه اسایی قوی در درمان از دست دادن حافظه و کاهش اثرات روانی در بیماران می باشد . یک تیم علمی قوی در برسی های خود بر  روی اثرات عطر و بوی ساطع شده از اسانس گیاه رزماری  بر روی مغز توانسته اند به اکتشافات  شگفت اوری دست پیدا کنند . یک پیوند قوی بین عطر و بوی این گیاه طبیعی و عملکرد شناختی وجود دارد که باعث بهبود بیماری فراموشی میشود . محققان با آز مایش بر روی یک سری افراد که دچار اختلالات ذهنی و بیماری الزایمر هسنتد  توانسته اند با بو و عطر ساطع شده از اسانس گیاه رزماری به درمان های مختلفی دست پیدا کنند  که نشان میدهد این افراد با بخاطر اوردن و تجسم  وظایف مختلف  با کمک بوی رزماری بهبود یافته اند . به علاوه  مطالعات دیگری هم نشان میدهد که گیاه رزماری اثرات مثبتی در دمان زوال عقل و درمان بیماری الزایمر داشته . که یافته ها قابل توجه به شرح زیر : همه بیماران  به درمان بهبود قابل توجهی نشان داده اند عملکرد شناختی هر دو تست پس از درمان . به طور خاص بیماران الزایمری بهبود خاصی به درمان نشان داده اند و در این تست ها و آزمایشات توانسته نمرات بالایی کسب کنند . یافته ها نشان میدهد که گیاه رزماری می تواند به درمان بیماری الزایمر و زوال عقل کمک بسیار بالایی داشته باشد . بنابر این برای افزایش  بهتر شدن عملکرد مغز خود روزی یک بار فقط از  بوی گیاه رزماری استشمام کرده و یک نفس عمیق بکشید .

اطلاعات بیشتر

دوستی های دوراه دبیرستان و شکل گرفتن چارچوب فکری در بزرگسالی

2 شهریور 2017
دوستی های دوراه دبیرستان و شکل گرفتن چارچوب فکری در بزرگسالی

در حالی که محبوبیت در دبیرستان احتمالا از اهداف هر نوجوان است، به نظر می‌رسد تعلق داشتن به یک گروه دوستانه کوچک‌تر در درازمدت مؤثرتر عمل کند. با توجه به بررسی که اخیراً انجام شده، دوستی‌هایی که در دوران نوجوانی برقرار می‌کنید، می‌تواند بر سلامت روانی شما در بزرگسالی تأثیرگذار باشد. افرادی که دوستانی هرچند کم ولی با صمیمیت بیشتر دارند، در اواسط دهه سوم زندگی خود شادتر از افرادی هستند که مجبوبیت زیادی میان دوستانشان دارند. این مطالعه چگونه انجام شد؟ محققان از دانشگاه ویرجینیا ۱۶۹ نوجوان را از نژادها، قومیت‌ها و موقعیت‌های اجتماعی و اقتصادی متفاوت به مدت ۱۰ سال مورد بررسی قرار دادند؛ از ۱۵ سالگی تا ۲۵ سالگی. محققان هر ساله وضعیت روابط اجتماعی و همچنین سلامت روانی این افراد را به طور مرتب بررسی می‌کردند. آن‌ها از افراد شرکت‌کننده سؤالاتی راجع به دوستان نزدیک آن‌ها می‌پرسیدند و در این ضمن مواردی مانند اضطراب، مقبولیت اجتماعی، احترام به خود و نشانه‌های افسردگی را نیز بررسی می‌نمودند. نویسندگان این پژوهش همچنین با دوستان نزدیک اشخاص نیز مصاحبه‌هایی راجع به دوستی‌شان با افراد  مورد مطالعه انجام دادند. کیفیت دوستی و محبوبیت  از طریق دوستان نزدیک و هم‌سالان افراد شرکت‌کننده به دست آمد. محققان شرح دادند کهدوستی‌های با کیفیت بالا (برای مثال دوستی‌های نزدیک) دارای پیوندهای روانی هستند و امکان تبادل نظر صمیمانه را فراهم می‌کنند. محبوبیت از ای ن طریق به دست آمد که از هم‌کلاسی‌های افراد پرسیده شد که بیشتر با چه کسی علاقه‌مند به رفت و آمد در خارج از مدرسه هستند. آن‌هایی که در ۱۵ سالگی دوستی‌های با کیفیت بالا داشتند، به نظر می‌رسید که در ۲۵ سالگی حالت روانی بهتری نیز داشته باشند. اشخاصی که دایره رفاقت کوچک‌تر و در عوض با صمیمیت بالاتر داشتند، اضطراب اجتماعی پایین‌تر، عزت نفس بیشتر و نشانه‌های کمتری از افسردگی را دارا بودند. افرادی که در میان هم‌سالان خود محبوبیت بالایی داشتند، به هنگام بزرگسالی به اضطراب اجتماعی بیشتری دچار می‌شدند. .معنی این حرف‌ها چیست؟! نتایج این بررسی‌ها یک مثال اولیه برای اهمیت دوستی بر سلامت روانی افراد در درازمدت است. پروفسور جوزف آلن (Joseph Allen) در این مورد می‌گوید: مطالعات ما تأییدکننده این موضوع است که برقراری روابط دوستانه نزدیک و صمیمی احتمالاً یکی از تجربه‌های اجتماعی حیاتی در دوران نوجوانی است؛ دوست داشته شدن توسط گروهی بزرگ از مردم نمی‌تواند جایگزین دوستی‌های عمیق و صمیمی شود و این تجربه‌ها با ما باقی می‌مانند و بر اتفاقاتی که در آینده خواهد افتاد تأثیرگذار خواهند بود. البته لازم است به این موضوع اشاره شود که جمعیت موردمطالعه تا حدی کوچک بود بنابراین تعمیم این نتایج به کل جمعیت دشوار است. به هر حال، تحقیق اخیر نشان‌دهنده این موضوع است که دوستی‌های دوران نوجوانی می‌تواند موجب بهبود حالات جسمی و احساسی افراد شود و درحالت کلی دوستی برای سلامت شما مفید هستند؛ بر اساس مطالعات، دوستی موجب کاهش استرس، کمک به مقابله با آسیب‌ها و تشویق به انتخاب شیوه صحیح زندگی می‌شود. منبع : Huffington post

اطلاعات بیشتر

گنج مغز را بشناسید...

2 شهریور 2017
گنج مغز را بشناسید...

محققین دانشکدۀ پزشکی دانشگاه اموری (Emory) ابزارهایی را بوجود آورده‌اند که به آن‌ها این قابلیت را می‌دهند پروتیئن‌ های کوچکی را درون سلول تحت عنوان “ گرانولین ” برای اولین بار، شناسایی کنند. گرانولین‌ها، از موارد مورد علاقه دانشمندان علوم اعصاب هستند زیرا جهش‌ها در ژنهای گرانولین‌ها، زوال عقلی فرونتوتمپورال (FTD) را باعث می‌شوند. بهرحال، قبل از این، عملکردهای گرانولین‌ها مشخص نبود. زوال عقلی فرونتوتمپورال (FTD)، بیماری زوال عصبی غیرقابل درمان و معمول ترین نوع زوال عقل در بین افراد زیر شصت سال است. تفاوت‌های ژنتیکی در ژن گرانولین‌، همچنین به عنوان یک ریسک فاکتور برای بیماری آلزایمر و بیماری پارکینسون هستند، که این کشف ممکن است دارای پتانسیل‌های درمانی برای طیف وسیعی از بیماری‌های زوال عقلی مرتبط با سن باشد. نتایج این مطالعه، در تاریخ نهم آ گوست سال ۲۰۱۷ در نشریه eNeuro منتشر شد. تعدادی از دانشمندان علوم اعصاب بر این باور بودند که گرانولین‌ها، خارج از سلول ساخته می‌شوند و حتی تحت شرایط مشخصی، میتوانند سمی باشند. ولی با ابزارهای شناسایی شده‌ی اخیر، محققان دانشگاه اموری اکنون می‌توانند گرانولین‌ها را در داخل لیزوزوم‌های داخل سلول که مراکز حیاتی دفع پسماند و بازیافت هستند، مشاهده کنند. محققان بر این باورند گرانولین‌ها، وظابف مهمی را در لیزوزوم که برای بقای سلامتی مغز، سرکوب التهاب عصبی و جلوگیری از زوال عصبی لازم هستند، انجام می‌دهند. مشکلات مرتبط با لیزوزوم‌ها در بسیاری از بیماری‌های زوال عصبی مانند آلزایمر و پارکینسون مشاهده می‌شود. مولف ارشد، دکتر توماس کوکار (Thomas Kukar)، می‌گوید: نقش لیزوزومی برای گرانولین‌ها، بدیع و مهیج است. ما بر این باوریم که این نقش، ممکن است توضیحی برای این سوال باشد که چرا سطوح کاهش یافته گرانولین‌ها با بیماری‌های زوال عصبی متعددی مرتبط است. گرانولین‌ها از پروتئین‌های بزرگتر اولیه ای بنام پروگرانولین مشتق می‌شوند. یک نقص ژنتیکی در پروگرانولین، هر دو نوع ارثی و غیرارثی بیماری FTD را باعث می‌شود. اگر هر دو نسخه ژن پروگرانولین جهش‌یافته باشند، نتیجه، یک ناهنجاری نادر به نام Neuronal Ceroid Lipofuscinosis است. NCL ازجمله امراض گروه بزرگتری از بیماری‌های ذخیره‌ای لیزوزومی (LSDs) است، که بیماری‌هایی ارثی هستند و توسط نقص‌هایی در عملکرد لیزوزمی ایجاد می‌شوند. NCL می‌تواند توسط جهش‌هایی در بسیاری از ژن‌های کدکننده پروتئین‌های لیزوزومی ایجاد شود. بخشی از دلایل نام گذاری این بیماری (NCL) به خاطر Lipofuscins می‌باشد. لیپوفوشین همان تجمع چربی‌ها و پروتئین‌ها در داخل سلول به دلیل عملکرد ناقص لیزوزوم‌ها است. NCL معمولا در اوایل زندگی با علائمی مانند نابینایی، تاخیر رشد، مشکلات حرکتی و تشنج‌ها ظاهر می‌شود. دکتر کریس هولر (Chris Holler)، مولف اول این پژوهش، می گوید: طی چندین سال گذشته، شواهدی بدست آمده‌اند که نشان می‌دهند کمبود پروگرانولین، عملکرد لیزوزوم‌ها را مختل می‌کند ولی دانشمندان هنوز دلیل آن را نمی‌دانند. درحالی که برخی گمان می‌کنند پروگرانولین در داخل لیزوزوم تجزیه می‌شود، ولی این گمان، نمی‌تواند اثبات شود. مطالعه ما، اولین مورد است که عملا نشان می‌دهد گرانولین‌های بالغ در داخل لیزوزوم‌ها تشکیل می‌شوند. وی در ادامه افزود: مهم‌تر از آن، این است که گرانولین‌ها در لیزوزوم‌ها بصورت پایدار هستند و بخاطر همین، گمان می‌رود به جای این که یک محصول جانبی بی‌خاصیت باشند، دارای عملکرد مهمی هستند. گام بعدی، استفاده از ابزارهای آنتی‌بادی برای بررسی این است که گرانولین‌ها چه کاری در لیزوزوم‌ها انجام می‌دهند. گرانولین‌ها ممکن است به همراه محافظان لیزوزومی مشابهی بنام ساپوزین‌ها (Saposins) فعالیت کنند. یافته‌ها به استراتژی برای درمان بیماری‌های ایجادشده از نقص پروگرانولین (احتمالا FTD و NCL) با فراهم کردن گرانولین‌های جایگزین یا از طریق پروتئین‌ها و با از طریق ژن‌تراپی، اشاره دارد. روش برای جایگزین ساختن پروتئین/آنزیم برای انواع دیگر NCL و LSDs مورداستفاده قرار می‌گیرد.

اطلاعات بیشتر

بررسی فعالیت مغزی زنان و مردان

31 شهریور 2017
بررسی فعالیت مغزی زنان و مردان

به نظر میرسد مغز زنان فعال تر از مردان است و خون بیشتری به ارگان های خاصی میرساند. این امر به معنا ی باهوش تر بودن زنان نیست اما میتواند سر نخ هایی برای درمان بیماری های مغز ی مانند پارکینسون و آلزایمر , و تطبیق آنها براساس جنسی ت در اختیار دانشمندان قرار دهد. تیم پزشکی کلینیک آمان در کالیفرنیا ۴۶,۰۳۶ اسکن مغزی انجام شده توسط تکنولوژی SPECT ,که مخصوص ردیابی جریان خونی مغز بوده را بررسی کرده است. رهبر تحقیقات، دنیل آمن، بیان کرده : این تحقیقاتی بسیار مهم برای درک تفاوتهای مغزی براساس جنسیت است. تفاوت های قابل اندازه گیری که بین زنان و مردان شناسایی کرده ایم در شناسایی خطر ابتلا به اختلالات مغزی براساس جنسیت از جمله بیماری های آلزایمر حائز اهمیت می باشند. همچنین ۱۱۹ داوطلب سالم , اسکن ۲۶۶۸۳بیمار مبتلا به بیمار روان را در حال استراحت مغز و در حالی که بر روی موضوع خاصی متمرکز بوده, تحت پوشش قرار داده اند. بخش هایی از مغز که به طور قابل توجهی در زنان فعال تر است شامل قشر پیشانی که در کنترل پیام ها و تمرکز نقش دارد, دستگاه لیمبیک یا بخش های احساسی مغز که خلق و خو و استرس را مدیریت می کند، میشود. درصد ابتلای زنان به بیماری های افسردگی و عصبی و زندانی شدن آنها به طور قابل توجهی بیشتر است. اسکن SPECT برخی از این تفاوت ها را شرح میدهد. و اما ... تنها چیزی که میدانیم این است که جریان خونی بیشتری از طریق رگها در مغز زنان گردش میکند و میتواند دلایل زیادی داشته باشد. تصور میشود افزایش گردش جریان خون و ا کسیژن اضافی همراه آن باعث عملکرد بهتر مغز میشود اما در این موضوع خاص تمرکز دانشمندان روی درک چگونگی تاثیر این یافته ها و عملکرد بد مغز است. منبع : ترجمه از سایت ساینس آلرت

اطلاعات بیشتر

اندر فواید کافئین بر حافظه ...!

29 شهریور 2017
اندر فواید کافئین بر حافظه ...!

نوشیدنی‌های مختلف حاوی کافئین به شکل‌های گوناگون بر سلامتی تاثیر می‌گذارند. نتایج یک آزمایش نشان می‌دهد قهوه موجب افزایش طول عمر می‌شود در حالی که بسیاری از نوشیدنی‌های انرژی‌زا دارای سطح بالایی از قند هستند. کافئین خود ماده محرکی است که تاثیرات مثبت و منفی به دنبال دارد. مصرف آن باعث می‌شود بسیاری از افراد احساس هوشیاری و تمرکز بیشتر داشته و کمتر خواب آلود باشند. هرچند زیاده‌روی در مصرف آن نتیجه منفی به جا می‌گذارد. همچنین مصرف کافئین بر فرآیندهای بدن همچون هضم غذا ، متابولیسم و قدرت بینایی تاثیر می‌گذارد. کپسول مموری پلاس مارنیز | تقویت حافظه و افزایش قدرت تمرکز  (داروخانه اینترنتی دکتر زهرا شهبازی) بررسی تاثیرات مصرف کافئین بر بدن و مغز : - کافئین متداول‌ترین داروی "فعال کننده روان" (سایکواکتیو) در جهان است یکی از نادرترین مطالبی که در مورد کافئین مطرح شده دارو بودن آن است. در حقیقت، کافئین متداول‌ترین داروی "فعال کننده روان" در جهان است. کافئین دارای تاثیرات فعال کننده روان است و شیوه تعامل فرد با جهان اطراف را تغییر می‌دهد. - کافئین حداقل برای مدتی فرد را هوشیار می‌سازد طبیعی است که افراد در ساعت‌های میانی روز احساس خستگی کنند. مغز به طور طبیعی از زمانی که فرد از خواب بلند می‌شود تا زمان خواب مولکول بیشتری به نام "آدنوزین" تولید می‌کند. متخصصان معتقدند این مولکول به فرد کمک می‌کند تا شب به خواب برود. کافئین از طریق مشابه سازی با آدنوزین در مغز این فرآیند طبیعی را مختل می‌کند. کافئین با متصل شدن به گیرنده‌های طراحی شده برای مولکول آدنوزین، آنها را از مسیر طبیعی خود خارج کرده و در نتیجه فرد احساس هوشیاری می‌کند. پمپ بیوکراتین PNC | افزایش قدرت عضلانی و رفع خستگی - خلق و خوی فرد را تقویت می‌کند کافئین به عنوان عامل محرک سیستم عصب مرکزی نه تنها هوشیاری را تقویت می‌کند بلکه در خلق و خو ی فرد هم تاثیر مثبت می‌گذارد. این اتفاق از تاثیر کافئین در مختل کردن فرآیند تولید مولکول آدنوزین و احساس هوشیاری در فرد ناشی می‌شود. - کافئین سطح آدرنالین را افزایش داده و فرد را حساس می‌کند کافئین سلول‌های مغز را تحریک می‌کند و این پیام را به غده هیپوفیز می‌رساند که وضعیت اضطراری پیش آمده است. غده هیپوفیز هم پیامی به غدد فوق کلیوی داده تا بدن را از آدرنالین سرشار کنند. - کافئین حافظه را تقویت می‌کند برخی مطالعات حاکی از آن است که کافئین انواع خاصی از حافظه به خصوص توانایی برای به یاد سپردن فهرست لغات را تقویت می‌کند. - کافئین بازه زمانی توجه را افزایش می‌دهد یکی از متداول‌ترین دلایلی که افراد از قهوه کافئین دار یا چای مصرف می‌کنند کمک به تمرکز هنگام انجام کارهایشان است. - کافئین برای مدت کوتاهی از میزان اشتها می‌کاهد مصرف یک فنجان قهوه حداقل برای مدت زمان کوتاهی میزان اشتها را سرکوب می‌کند هرچند شواهد کافی وجود ندارد که مصرف مرتب آن موجب کاهش وزن می‌شود. قرص فرمولاین ال 112سرت مدیکا | کاهش اضافه وزن و کنترل و حفظ وزن - کافئین به تاثیرگذاری سریع‌تر داروها کمک می‌کند افراد مبتلا به میگرن از داروی بدون نسخه "اکسدرین" مصرف می‌کنند. علاوه بر این داروهای دیگر همچون ایبوپروفن و استامینوفن هم حاوی کافئین هستند. به همین دلیل شواهد نشان می‌دهد کافئین به داروهای مسکن کمک می‌کند تاثیر سریع‌تر داشته باشند. - کافئین موجب سوزش معده می‌شود در حالی که یک فنجان قهوه خستگی را از بدن دور می‌کند کافئین موجب افزایش سطح اسید معده می‌شود و سوزش معده را به دنبال دارد.

اطلاعات بیشتر

معرفی انواع هورمون شادی و را‌ه‌های افزایش آن

23 شهریور 2017
معرفی انواع هورمون شادی و را‌ه‌های افزایش آن

عمولا هورمون‌ها و انتقال‌دهنده‌های عصبی، ازسویی احساسات ما را متعادل نگه‌ می‌دارند و ازسویی‌دیگر تحت‌ تأثیر سبک زندگی ما و عوامل وابسته به آن قرار دارند. هرچند سبک‌ زندگی افراد و عوامل مرتبط با آن ممکن است تأثیر زیادی بر احساس شادی هر فرد در طول زندگی‌اش داشته باشد، اما در سال ۲۰۰۸ روان‌شناسان پژوهشی در این زمینه انجام دادند که طی آن مشخص شد پیش‌زمینه‌های ارثی می‌توانند تا ۵۰درصد بر میزان شادمانی ما اثر بگذارند. بااین‌وجود طبق آنچه پژوهشگران طی سال‌ها به آن دست‌یافته‌اند، حتی اگر به‌طور کاملا طبیعی میزان احساس شادی در فردی، خیلی اندک باشد، آن فرد بازهم قادر خواهد بود زندگی شاد و چشم‌انداز روشنی را انتخاب و به‌ آن دست پیدا کند. در این نوشته می‌خواهیم ۵ هورمون شادی را به شما معرفی کنیم و درباره‌ی راه‌های افزایش هریک از آنها با هم صحبت کنیم. ۱. دوپامین (Dopamine) این انتقال‌‌دهنده‌ی عصبی، سیستم مربوط به دریافت پاداش را در مغز شما هدایت می‌کند. هنگامی‌‌که در محل کارتان مورد ستایش مدیر یا همکاران خود قرار می‌گیرید، مغز درواقع دوپامین خوش‌مزه‌ای به‌سمت شما پرتاب می‌کند و بعد از آن، لبریز از احساس جذاب سرخوشی می‌شوید؛ این احساس نیز باعث می‌شود رفتار خوشایندی داشته باشید. دوستان عزیزم، دوپامین را می‌توانید با دنبال‌کردن اهداف واقع‌بینانه تقویت کنید. اهداف دست‌یافتنی و کوتاه‌مدت برای خودتان درنظر بگیرید و با رسیدن به این اهداف با دریافت دوپامین بیشتر، احساس شادی کنید. می‌توانید از اهداف خیلی کوچک‌ شروع کنید. میز کارتان را مرتب کنید و از تمیزبودن آن لذت ببرید. بچسبید به برنامه‌ریزی‌های کوتاه‌مدت و تأثیرگذار و وقتی عملی‌شان کردید، از مغزتان دوپامین و احساس شادی جایزه بگیرید. به‌دنبال فعالیت‌های سالم و لذت‌بخشی باشید که روی زندگی‌تان اثرات مثبتی دارند تا خوشحالی را واقعا لمس کنید. ۲. سروتونین (Serotonin) این انتقال‌دهنده‌ی عصبی و تقویت‌کننده‌ی خلق‌وخو، ضد افسردگی است و به «مهارکننده‌ی گزینشی سروتونین» شهرت دارد که سطح این ماده را در مغز افزایش می‌دهد. طبیعی‌ترین و البته مؤثرترین روش تقویت سروتونین، انجام ورزش روزانه است. یکی از عللی که پیاده‌روی یا ورزش حال‌تان را بهتر می‌کند، وجود همین انتقال‌دهنده‌ی عصبیِ شگفت‌انگیز است. پس ورزش و پیاده‌روی را ترک نکنید. اگر حس می‌کنید هروقت می‌خواهید عزم‌تان را برای رفتن به ورزش یا پیاده‌روی جزم کنید، تنبلی به‌سراغ‌تان می‌آید، سروتونین و کارکرد آن را به‌خاطر بیاورید. ۳. اُکسی‌توسین (Oxytocin) اُکسی‌توسین هم، نوعی انتقال‌دهنده‌ی عصبی است و هم یکی از هورمون‌های شادی. محققان دانشگاه «کلارمونت» کالیفرنیا درباره‌ی این هورمون که اغلب «هورمون عشق» نامیده می‌شود، و تأثیر آن بر زنان، مطالعات زیادی انجام داده‌اند. این مطالعات نشان می‌دهند کارکرد این هورمون و انتقال‌دهنده‌ی عصبی با سطح رضایت فرد در زندگی ارتباط مؤثری دارد. گفتنی است این هورمون در فیزیولوژی و شادی زنان نسبت به مردان نقش مهم‌تری ایفا می‌کند. دوستان عزیزم، به‌خاطر داشته باشید که وقت‌گذراندن با دیگران، خانواده و دوستانِ نزدیک و خلاصه، بودن با عزیزان‌تان باعث تحریک ترشح اُکسی‌توسین می‌شود. حواس‌تان باشد استرس هم یکی از عوامل محرک اُکسی‌توسین است. پس استرس‌تان را هم مدیریت کنید. ۴. استروژن (Estrogen) استروژن به شکل‌گیری سروتونین کمک می‌کند، از شما دربرابر تحریک‌پذیری و اضطراب محافظت می‌کند و باعث می‌شود خلق‌وخوی پایدارتری داشته باشید. استروژن هورمونی است که با شروع یائسگی کاهش می‌یابد و عوامل مؤثر در سبک زندگی، همچون مصرف دخانیات و ورزش شدید هم می‌تواند موجب کاهش ترشح این هورمون شادی شود. عدم تعادل استروژن و پروژسترون در دوران پیری، ممکن است اثراتی منفی روی خلق‌وخویتان داشته باشد. دوستان عزیزم، حتما بارها شنیده‌اید که بسیاری از بیماری‌ها ریشه‌ در میزان استرس فرد دارند. پس بد نیست بدانید که استرس در عدم‌تعادل این دو هورمون هم مؤثر است، چراکه هورمون استرس یا همان هورمون کورتیزول که پیش‌ازاین به آن اشاره کردیم، در ترشح هر دو هورمونِ استروژن و پروژسترون و رفتار و عملکرد این دو هورمون دخالت دارد. ۵. پروژسترون (Progesterone) این هورمون در میزان و کیفیت خواب شما مؤثر است و باعث می‌شود خوب بخوابید. پروژسترون مانع اضطراب، تحریک‌پذیری و نوسانات خلق‌وخو در افراد می‌شود. سطح این هورمون در زنان، بعد از ۳۵ یا ۴۰سالگی و با قدم‌گذاشتن به دوران یائسگی به‌طرز قابل‌ملاحظه‌ای کاهش می‌یابد و این میزان کاهش، اگر با استرس بیش‌ازحد و نداشتن رژیم غذایی سالم همراه باشد، تشدید خواهد شد. دکتر «سارا گوتفرید»، نویسنده‌ی کتاب درمان هورمونی معتقد است خودمراقبتی و رژیم غذاییِ درست، در مقایسه با مصرف هورمون جایگزین برای متعادل نگه‌داشتن سطح هورمون‌‌ها، رویکرد بهتری است. به‌تعبیر دیگر، ازآنجاکه همیشه پیشگیری بهتر از درمان است، به‌جای آنکه بخواهیم کمبود این هورمون‌ها را با مصرف هورمون به‌عنوان دارو برطرف کنیم، می‌توانیم با مراقبت درست از خود و داشتن رژیم غذایی سالم، از کمبود آنها جلوگیری کنیم. راه‌های طبیعی تقویت هورمون شادی گوش‌دادن به موسیقی یکی از روش‌های شگفت‌انگیز دریافت دوپامین است. محققان دانشگاه «مک‌گیل» درخلال پژوهشی در سال ۲۰۱۱ دریافتند، گوش‌دادن به موسیقی موردعلاقه‌ی فرد، به‌ویژه اگر با نشان‌دادن احساس خوب ناشی از شنیدن ملودی آن همراه باشد، باعث دریافت میزان قابل‌توجهی دوپامین خواهد شد. کربوهیدرات‌ها سطح سروتونین را افزایش می‌دهند. فکر می‌کنم حالا دیگر توضیح مناسبی وجود داشته باشد برای اینکه چرا بعضی مواقع علاقه‌ی خاصی به خوراکی‌های شیرین و نشاسته‌ای پیدا می‌کنیم؛ کاملا درست حدس زدید: چون سروتونین کاهش یافته و بدن به آن احساس نیاز می‌کند. پس بهترین راه برای تقویت سروتونین و تأثیر آن بر روح و روان‌مان با حداقل تأثیر منفی، انتخاب کربوهیدرات‌های حاوی مواد سالم، همراه با فیبر بالا مانند نان چاودار است. با گذراندن لحظات لذت‌بخش در کنار خانواده و عزیزان‌، مانند درآغوش‌کشیدن و نوازش شریک زندگی‌، پدر و مادر و فرزندان‌، سعی کنید میزان ترشح اُکسی‌توسین را افزایش دهید. سعی کنید با انجام فعالیت‌های کاهش‌دهنده‌ی استرس، سطح هورمون استروژن را در وضعیت متعادلی نگه دارید، فعالیت‌هایی مثل یوگا، مراقبه (مدیتیشن)، حمام آب گرم، یا پرداختن به هرچیز دیگری که برای کاهش استرس‌تان بلدید. خوب غذا بخورید، چربی‌های اشباع و قند مصرف نکنید، فعالیت‌های فیزیکی منظمی داشته باشید و تا می‌توانید از استرس دوری کنید، با این روش‌ها می‌توانید سطوح پروژسترون را در وضعیت متعادل حفظ کنید. برگرفته از: besthealthmag

اطلاعات بیشتر

عضله سازی بدون مزخرفات!

20 مرداد 2017
عضله سازی بدون مزخرفات!

با این فلسفه و این ۶ راهنمایی حرفه ای که در این بخش آسمونی ذکر کرده ایم , در راه صحیح عضله سازی زیاد قرار میگیرید! شما همه ی جلسات شیرین تمرینتان را با این باور که بدن شما هیچ انتخابی جز رشد ندارد سپری کردید,با این حال هفته ها گذشته است و هیکل و نیروی شما چیز دیگری را نشان میدهد.ممکن است توسط این افکار که نتایج مورد نظرتان را به دست نیاورده اید دچار افسردگی شوید. ولی جرات داشته باشید : کمک اینجاست!شما به یک برنامه ی ورزشی عالی برای حداکثر کردن تمرینات و زمانی که در باشگاه سپری میکنید نیاز دارید.بنابراین,چه کسی بهتر از یک متخصص در این زمینه میتواند به شما کمک کند تا به سمت موفقیت بتوانید تمرکز کنید و شما را راهنمایی کنید؟همانند شما,این حرفه ای ها در بدنسازی بسیار سخت تلاش کردند,و دقیقا در جایی که احساس میکردند شکست خورده اند به موفقیت رسیده اند. تفاوت در اینجاست که آنها روش مخصوص به خود را برای مبارزه با بی برنامگی که قبلا وجود داشت یافتند,که به آنها اجازه میدهد تاکتیک های افزایش حجم مناسبی را انجام دهند. شما نیز از این ۶ راهنمایی حیاتی استفاده کنید تا بتوانید نتایج حاصله را حداکثر کنید. ۱- جلسات تمرینی خود را بعد از ظهر ها برگزار کنید کریگ کاپورسو یک ورزشکار است و ترجیح میدهد تمرینات خود را بعد از ظهر ها انجام دهد,مخصوصا در طول فاز عضله سازی .”با قرار دادن تمریناتم در شب به جای صبح یا اول ظهر,میتوانم قبل از تمرین حسابی تغذیه کنم و سوخت بیشتری به بدن برای انجام تمرینات و بازیابی پس از تمرین برسانم.” با رساندن حداکثر ذخیره ی سوخت به بدن,کریگ به کارایی بیشتری در تمرینات دست یافت.اگر میخواهید به نتیجه برسید,قبل از رفتن به سراغ تمرینا تغذیه ی خوبی داشته باشید,و فقط به کربوهیدرات های پس از ورزش اتکا نکنید – حتی اگر بسیار دیر وقت در شب تمرین میکنید.قرار دادن کربوهیدرات در اطراف محیط ورزش روش خوبی برای افزایش کارایی و بازیابی بدن میباشد. برای بسیاری از افراد,زمان شیرین و خوب ورزش زمانی بین ۴ تا ۷ بعد از ظهر میباشد.هر زمانی بعد از این بازه خطر اختلال در چرخه ی خواب شما را افزایش میدهد.به یاد داشته باشید که خواب با کیفیتبه ترمیم عضله ها کمک میکند و تاثیرات آنابولیک مثبت بیشتری را باعث میشود. کالوم وون ماجر که یک بدنساز است میگوید ” عضله های شما در زمان خواب و اسراحت رشد میکنند نه در باشگاه”.”هورمون های طبیعی در طول خواب ترشح میشوند و به بازیابی بدن کمک میکنند,و نتایجی را که شما بسیار برای آنها تلاش کرده اید را به ارمغان می آورند”. علاوه بر این,وون ماجر همچنین توصیه میکند که قبل از خوابیدن یک ترکیب پروتئین کازئین بنشوید,که ۲۰ تا ۴۰ گرم کازئین وارد بدن میکند.حتی وقتی خواب هستید,بدن شما از برخی از پروتئین ها در طول شب استفاده میکند,بنابراین بالا نگه داشتن مقادیر برخی مواد غذایی ضروری بدن در طول شب حیاتی میباشد.او میگوید که”این کار برای عضلات شما آمینو اسیدهای موجود برای تغذیه کردن عضله ها را در زمانی که خواب هستید تامین میکند”. ۲ – خودتان را سیراب نگه دارید برخی افراد تاکید بسیار زیادی بر غذا دارند در حالی که دیگر نیاز های بدنشان را نادیده میگیرند,نیازهایی مانند آب. وون ماجر میگوید”۷۰% از بدن شما را آب تشکیل میدهد,که یعنی آب نقش کلیدی ای در عملکرد روزانه ی شما و افزایش دادن عملکرد شما ایفا میکند”.برای ورزشکاران,سیراب بودن برای عملکرد مناسب و با شدت مورد نیاز برای عضله سازی بسیار حیاتی است”. در فازهای چربی سوزی و در طول روز خرده خرده آب بنوشید.ممکن است تشنگی را با آب ناکافی بدن اشتباه بگیرید,بنابراین در طول چربی سوزی به خوبی سیراب بودن بسیار حیاتی است. در طول و بعد از ورزش نوشیدن آب زیاد بسیار حیاتی تر است,چون حتی کم آبی بسیار کم هم عملکرد شما را محدود میکند.هدف خود را در نوشیدن حداقل ۶۴ اونس آب در روز قرار دهید,که در واقع میشود حدود ۲ لیتر آب. اگر به خاطر سپردن آب نوشیدن یک مشکل است,یک بطری قابل پر کردن بزرگ یا یک ترکیب پروتئین همیشه در نزدیکی خود داشته باشید . همچنین میتوانید چندین ساعت یادآوری در طول روز را بر روی گوشی همراه خود تنظیم کنید تا به شما هشدارد دهد. ۳ – یک ترکیب پیش از ورزش قدرتمند تهیه کنید درست مانند غذاهایی که میخورید و باعث تهیه ی ذخایر سوخت در دسترس بدن برای کارایی بهتر میشوند,مکمل هایی که مصرف میکنید نیز میتوانند مزایای بسیاری داشته باشند.برخی مواد غذایی پیش از غذا که باید در نظر داشته باشید عبارتند از : آمینو اسیدهای بلند زنجیر(BCAA),که برای انرژی و ترمیم عضلانی حیاتی میباشند;بتا آلانین,که میتواند به افزایش استقامت عضله ای کمک کند;کراتین,که هم از حجم و هم نیرو پشتیبانی میکند;و یک ماده ی غذایی افزایش دهنده ی نیتریک اکسید مانند سیترولین مالات. کریگ کاپورسو میگوید”قبل از باشگاه,من یک اسکوپ از بتاBCAA (محصول سلوکور) و یک محصول قبل از ورزش مانند C4 مصرف میکنم”.در طول ورزش,او آلفا آمینو را همراه با ۲۵ گرم دکستروز مصرف میکند تا قدرتش حفظ شود. کریگ همچنین میگوید”به محض اینکه تمریناتم تمام شد,همچنین ۵۰ گرم پروتئین وی سلوکور و ۵ گرم دیگر کراتین مصرف میکنم”.این مکمل ها به ایجاد محیط آنابولیکی عالی ای برای عضله های شما کمک میکنند,و ترمیم عضلات را بلافاصله بعد از اینکه ورزشتان تمام شد آغاز میکند. ۴ – تغذیه ی خود را متعادل کنید همانطور که میگویند,عضلات در آشپزخانه ساخته میشوند نه در باشگاه.به تعادل رژیم غذایی خود توجه بسیاری داشته باشید.اگر مقدار زیادی پروتئین مصرف میکنید و نه چیز های دیگر,وقت آن است که روش خود را تغییر دهید.کارینا بایمیلر میگوید”این باور که پروتئین تنها ماده ی غذایی مهم برای عضله و نیرو سازی میباشد کاملا از رده خارج شده است”. “به عنوان یک قانون کلی,مصرف کلی پروتئین خود را حدود ۱ گرم در هر پوند از وزن بدن حفظ کنید.و سپس بقیه ی ظرفیت بدن را با کالری های درون کربوهیدرات ها و چربی ها پر کنید”. به خاطر داشته باشید که باید بر کیفیت کربوهیدرات ها و چربی های موجود در رژیم غذایی خود تاکید بسیار داشته باشید.بر خلاف آنچه برخی تبلیغات اشتباه به شما میگویند,ترکیبات تقلبی برای حمایت از یک بدن در حال رشد ایده آل نیستند.کربوهیدرات های پیچیده مانند برنج قهوه ای و سیب زمینی شیرین و همچنین منابع چربی طبیعی مانند روغن ماهی و بادام نیز انتخاب های قطعی هستند. به هر حال کربوهیدرات های ساده مانند برنج سفید میتوانند نقش مثبتی در عضله سازی ایفا کنند مخصوصا اگر در زمان درست استفاده شوند.در مورد اهمیت کربوهیدرات های قبل از ورزش,وون ماجر میگوید”کربوهیدرات های بسیار ی مانند برنج سفید یا میوه,نسبت به دیگر انتخاب ها ]در این زمان[ارجح هستند,چون آنها سریعا هضم میشوند و برای بدن شما انرژی تامین میکنند و به شما کمک میکنند در باشگاه راحت تر هالتر بزنید. 5 – با تعداد دور های بهینه به عضلات خود فشار وارد کنید عضله ها برای رشد به مقدار زیادی تسریع کننده نیاز دارند,و آنها برای ادامه ی رشد به تکرار تسریع کننده نیاز دارند.حداقل ۴ بار در هفته ورزش کنید,عمدتا بر گروه های عضله ای بزرگ تمرکز کنید.وون ماجر که معتقد است باید تا جایی که میتوانید تمرین کنید – در یک وضعیت بازیابی مسلما – میگوید که”اگر کمتر از این تمرین کنید ممکن است به برخی نتایج مورد نظرتان نرسید”. برای بازیابی مناسب در بین جلسات تمرین,وون ماجر توصیه میکند بین تمرینات قسمت های مختلف بدن فاصله ی زمانی بیندازید.او میگوید”ایده این است که ورزشتان را به نحوی کارا و موثر تقسیم کنید تا حداقل ۳۶ ساعت زمان بین تمرینات دوباره ی همان گروه عضلات فاصله داشته باشید”. با استفاده از روش وون ماجر,شما در هر جلسه ی تمرینی,با حداقل ۴ جلسه ی تمرینی در هفته,برای اطمینان از بازیابی و تکرار تمرین مناسب دو گروه عضله را تمرین میدهید. ۶ – گاهی ناپرهیزی کنید برای رشد باید غذا بخورید – و نباید این حقیقت اساسی و مهم را از یاد برد.در مورد رشد مداوم,کلیه ی کالری ها بسیار مهمتر از تجزیه های مواد غذایی ماکروی دیگر میباشند.مسلما,وقتی احساس گرسنگی نمیکنید غذا خوردن مشکل است,اما لازم نیست در یک وعده به اندازه ی یک کوه غذا بخورید. بهترین روش برای به دست آوردن کالری اضافه چیست؟”چندین بار غذا بخورید”این توصیه ی وون ماجر است.”اگر شما از آن دسته اشخاصی هستید که سه وعده در روز غذا میخورید,ممکن است ۵ وعده غذا در روز برای شما اذیت کننده باشد,اما نتایجی که میگیرید ارزشش را دارند.این روش چندین بار غذا خوردن به بدن شما کمک میکند در حالت آنابولیک بمانید و از نتایج بهینه اطمینان حاصل کنید”. با تغذیه کردن بدن به صورت منظم تر,میتوانید به معده ی خود تمرین دهید تا با مصرف کالری بیشتر ضروری برای عضله سازی تناسب یابد.تعداد دقیق وعده های غذایی کاملا به شما بستگی دارد,اما بسیاری از بدنسازان نامی دریافته اند که مصرف ۵ تا ۷ وعده ی غذایی در روز به آنها کمک میکند ظرفیت خوردن غذاهای مورد نیازشان را به دست آورند. خوردن در هر چند ساعت میتواند همچنین تاثیر مثبتی بر سوخت و ساز پروتئین عضله بگذارد,که این بلیط شما برای افزایش حجم عضله است. به باشگاه بروید اگر متوجه شدید و تشنه ی پیشرفت و موفقیت هستید,حتما این راهنمایی ها را دنبال کنید,چیزی طول نمیکشد که متوجه نتایج چشمگیر آنها میشوید. مکمل ها و ومحصولات ورزشی و رژیمی در داروخانه آنلاین و مقالات دیگر را در اینجا مشاهده نمائید.

اطلاعات بیشتر

ماده مخدر "گل" چیست؟

20 مرداد 2017
ماده مخدر "گل" چیست؟

گل یک مخدر جدید نیست، در واقع همان « ماری جوانا » است که فروشندگان مواد برای سود بیشتر، برای آن اسم جدید و وسوسه کننده ای انتخاب کرده اند تا جوان ها را به سمت این ماده بکشانند. مدتی است ماده ای به اسم «گل» وارد بازار شده است، آیا این مخدری جدید است یا اسمی جدید برای یک مخدر قدیمی است؟ گل یک مخدر جدید نیست، در واقع همان «ماری جوانا» است که فروشندگان مواد برای سود بیشتر، برای آن اسم جدید و وسوسه کننده ای انتخاب کرده اند تا جوان ها را به سمت این ماده بکشانند. سودجویان فکر می کنند اگر به جای «ماری جوانا» از کلماتی مانند «گل» استفاده کنند تمایل مصرف کنندگان برای دنبال کردن این ماده بیشتر می شود که متاسفانه در واقعیت هم همینطور است. اما باید بدانیم ماده ای که در خارج از کشور به اسم ماری جوانا معروف است و در برخی کشورها مصرف آن منعی ندارد چیزی نیست که اکنون مصرف کنندگان این ماده در کشور ما مصرف می کنند. این ماجرا درست مثل ماجرای کراک است که چند سال قبل به عنوان ماده مخدری معروف شد که از خارج به ایران آمده و نشئگی زیادی دارد و متاسفانه همین مسئله باعث شد که معتادان زیادی به سمت آن هجوم بیاورند اما دیدیم که افراد بعد از مصرف آن به چه روزی درمی آمدند. واقعیت این بود که ماده اصلی کراکی که خارج از مرزهای ایران تولید می شود « کوکائین » است در حالی که در کشور ما کراک، از مخلوط کردن هروئین فشرده و مواددیگر به دست می آید که مصرف این ماده مرگبار باعث بروز مشکلات زیادی در بین جامعه شده است و افراد بسیاری سلامت شان را با مصرف این ماده از دست داده اند. منشأ «گل» چیست؟ سرمنشأ ماده مخدر «گل»، همان شاهدانه است. صمغ این ماده را حشیش می گویند. آن را علف یا گراس معرفی می کنند و مخدر جدیدی که نام آن گل است و در این گفتگو قرار است به آن اشاره کنیم، همان گل است. دلیل گرایش جوان ها به سمت مخدر گل چیست؟ - چون آنها دنبال یک سرخوشی کاذب هستند که فکر می کنند با مصرف حشیش یا مواد مخدر دیگر به دست می آورند در حالی که این حس فقط به روزهای اول استفاده از این مواد برمی گردد و بعد از آن دیگر هیچ خبری از سرخوشی نیست. البته نباید از این مسئله چشمپوشی کرد که خیلی از جوانان واقعا نمی دانند که این مواد، مخدر هستند و نباید آنها را استفاده کرد. یکی از دلایل مصرف بی رویه این ماده، ناآگاهی است. جوان های ما شنیده اند که ماری جوانا در کشورهای دیگر مجاز است و حتی به عنوان دارو استفاده می شود، به همین دلیل با خودشان می گویند ما هم استفاده کنیم. حتی فکر می کنند وقتی کسی به آنها هشدار می دهد، هشدارش کاملا اشتباه است و فقط قصد ترساندنشان را دارد، در حالی که همانطور که گفتم بین موادی که آنها دارند و مواد ما تفاوت بسیار زیادی است. آیا آماری درباره اینکه چه درصدی از مصرف کنندگان ماده مخدر گل مرد و چه تعداد زن هستند وجود دارد؟ - نمی شود تخمین زد. فقط می توانم بگویم که متاسفانه این ماده توسط خانم ها نیز استفاده می شود و دلیل اصلی اش همان طرز فکر اشتباه درباره شادی زا بودن این مواد است. مصرف کنندگان این ماده باید بدانند این شادی ظرف مدت کوتاهی به افسردگی و انزوا تبدیل خواهد شد. این ماده فقط همراه با سیگار استفاده می شود؟ - نه، بعضی ها آن را به شکل تنباکو در قلیان می کشند، برخی دیگر داخل سیگار ، یک عده ای هم با آن شیرینی درست می کنند و به فروش می رسانند. این شیرینی ها که به معجون زابلی، معجون بیرجندی و معجون بمب خنده معروف هستند همان سرخوشی کاذب را به مصرف کننده می دهد. چرا این اسامی را روی آن گذاشته اند، آیا دلیلش این است که در آن مناطق تولید می شود؟ - نه، به این اسامی معروف هستند. اتفاقا این کیک ها همه جا تولید می شوند و متاسفانه مرکز تولیدش هم یکی از شهرهای مرکزی است.

اطلاعات بیشتر

جنون کندن مو!

10 خرداد 2017
جنون کندن مو!

افراد مبتلا به تریکوتیلومانیا (اختلال کندن موی وسواسی یا جنون کندن مو) نیازی غیر قابل مقاومت به کشیدن و کندن موهای خود، به طور معمول از پوست سر، مژه ها، و ابروها را احساس می کنند. تریکوتیلومانیا نوعی اختلال کنترل تکانه است. افراد مبتلا به این اختلال آگاه هستند که عملی کردن انگیزه های ناگهانی آنها می تواند صدماتی را به همراه داشته باشد، اما توانایی مقاومت در برابر آنها را ندارند. این افراد ممکن است در زمان تجربه استرس، کشیدن و کندن موها را به عنوان روشی برای آرام کردن خود انجام دهند. نشانه های تریکوتیلومانیا علاوه بر تکرار کشیدن و کندن مو، از دیگر نشانه های این اختلال می توان به موارد زیر اشاره کرد: - احساس تنش پیش از کندن مو یا هنگام تلاش برای مقاومت در برابر نیاز به کندن مو - احساس آرامش، رضایت و شادی پس از عملی کردن تکانه کندن مو - احساس پریشانی یا مشکلاتی در زندگی کاری و اجتماعی به واسطه کندن مو - برهنگی بخش هایی که تارهای مو کشیده و کنده شده اند - رفتارهایی مانند وارسی ریشه مو، چرخاندن مو، کشیدن مو بین دندان ها، جویدن مو، یا خوردن مو بسیاری از افراد مبتلا به تریکوتیلومانیا تلاش می کنند منکر مشکل خود شوند و ممکن است با استفاده از کلاه، روسری و ابروها و مژه های مصنوعی ریزش موی خود را پنهان کنند. چه عواملی موجب تریکوتیلومانیا می شوند؟ دلیل دقیق تریکوتیلومانیا همچنان ناشناخته است. این شرایط ممکن است با اختلالاتی در مسیرهای مغزی که مناطق درگیر در تنظیم هیجانی، حرکت، شکل گیری عادت، و کنترل تکانه را به هم پیوند می دهند، مرتبط باشد. همچنین، برخی افراد مبتلا به تریکوتیلومانیا ممکن است به افسردگی یا اضطراب مبتلا باشند. احتمال مشاهده تریکوتیلومانیا در افرادی که سابقه خانوادگی دارند نیز اندکی بیشتر است. تریکوتیلومانیا چگونه تشخیص داده می شود؟ تریکوتیلومانیا بر اساس نشانه ها و علائم موجود تشخیص داده می شود و آزمایش خاصی برای آن وجود ندارد. پزشک ممکن است فردی که نشانه های تریکوتیلومانیا را دارد به یک روانپزشک یا روانشناس ارجاع دهد، که طی مصاحبه با بیمار می تواند احتمال ابتلا به یک اختلال کنترل تکانه را بررسی کند. تریکوتیلومانیا چگونه درمان می شود؟ درمان اصلی برای تریکوتیلومانیا نوعی رفتار درمانی است که به نام «تمرین برگرداندن عادت» شناخته می شود. در واقع، این به معنای جایگزینی یک عادت بد با چیز دیگری است که مضر نیست. با این روش، افراد مبتلا به تریکوتیلومانیا ابتدا تشخیص این که چه زمانی و کجا نیاز به کشیدن و کندن مو را احساس می کنند را فرا می گیرند. همچنین، آنها چگونگی کسب آرامش و انجام کاری دیگر که به آنها آسیب نمی رساند را فرا می گیرند، که روشی برای کاهش تنش در زمان احساس نیاز به کشیدن مو محسوب می شود. این کار می تواند به سادگی مشت کردن دستی باشد که آنها برای کشیدن و کندن مو استفاده می کنند. درمان می تواند به هر گونه تفکر نامطلوب و مضر که ممکن است بر استرس محرک رفتار اضافه کند، رسیدگی کند. تجویز دارو نیز می تواند بخشی از برنامه درمان باشد. نوعی از ضد افسردگی ها به نام مهارکننده انتخابی بازجذب سروتونین (SSRI) ممکن است در کمک به کاهش نیازهای بسیار شدید مفید باشند. آنتی سایکوتیک(ضد روانپریشی) های آتیپیک مانند الانزاپین یا آریپیپرازول گاهی اوقات ممکن است به صورت تک یا در ترکیب با یک SSRI استفاده شوند. عوارض مرتبط با تریکوتیلومانیا چیست؟ عفونت، آسیب پوست، و ریزش موی دائمی از عوارض احتمالی تریکوتیلومانیا هستند. ریزش مو و آسیب پوست می توانند به مشکلاتی در زمینه عزت نفس و تصویر بدن منجر شوند. در موارد شدید، برخی افراد ممکن است از حضور در موقعیت های اجتماعی به منظور پنهان کردن ریزش مو اجتناب کنند. آیا امکان پیشگیری از تریکوتیلومانیا وجود دارد؟ هیچ روشی ثابت شده ای برای پیشگیری از تریکوتیلومانیا وجود ندارد، اما آغاز درمان به محض آغاز نشانه ها می تواند کمک بزرگی به درمان این شرایط کند. فراگیری مدیریت استرس نیز ایده خوبی است، زیرا استرس اغلب محرک رفتار کشیدن و کندن مو است. منبع: عصرایران

اطلاعات بیشتر

هر انسان ۵ راز مگو دارد!!!

10 خرداد 2017
هر انسان ۵ راز مگو دارد!!!

محققان این ۱۳ هزار راز را در ۳۸ گروه معمول دسته‌بندی کردند و آنها را در اختیار ۲۰۰۰ داوطلب جدید قرار دادند. گروه‌ راز ها شامل دروغ‌گویی، آسیب زدن به دیگران، مصرف مواد مخدر،‌سواستفاده از اعتماد دیگران، خیانت، سرگرمی مخفیانه و گرایش جنسیتی بود. نتایج مطالعه‌ای جدید نشان می‌دهد هر انسان به صورت میانگین ۱۳ راز دارد که در دل خود نگاه می دارد و از این میان ۵ راز را، هیچ‌فردی جز خودش نمی‌داند. دانشمندان دریافته‌اند که حفظ رازها بار سنگینی است که می‌تواند به شیوه‌هایی غیرمنتظره بر انسان اثربگذارد، درحدی که برخی از افراد زمانی که رازی در سینه دارند احساس سنگینی فیزیکی می‌کنند و این حس سنگینی می‌تواند بر مسیریابی و عملکرد فیزیکی فرد اثرگذار باشد. هر انسان ۱۳ راز در دل دارد به گفته محققان مدرسه تجارت کلمبیا، زمانی که افراد درباره رازهای خود فکر می‌کنند، به گونه‌ای رفتار می‌کنند که گویی بار فیزیکی را با خود حمل می‌کنند.محققان ۱۳ هزار رازی را که در ۱۰ مطالعه پیشین ثبت شده‌ بودند را مورد بررسی قرار دادند تا دریابند افراد چه موضوعاتی را به عنوان راز حفظ می‌کنند، رازداری چگونه است و چرا حفظ راز به عنوان یک تجربه به شدت منفی انسانی، تلقی و توصیف می‌شود؟ آنچه برای محققان جذابیت ویژه‌ای داشت این تصور قدیمی بود که: رازها می‌توانند برای سلامت روحی و فیزیکی مضر باشند، مطالعات پیشین رازداری را، به افسردگی، اضطراب و بیماری‌های فیزیکی مرتبط کرده‌بود. محققان این ۱۳ هزار راز را در ۳۸ گروه معمول دسته‌بندی کردند و آنها را در اختیار ۲۰۰۰ داوطلب جدید قرار دادند. گروه‌ راز ها شامل دروغ‌گویی، آسیب زدن به دیگران، مصرف مواد مخدر،‌سواستفاده از اعتماد دیگران، خیانت، سرگرمی مخفیانه و گرایش جنسیتی بود. زمانی که از داوطلبان پرسیده شد رازی مرتبط با این گروه‌ها دارند یا خیر محققان دریافتند که هر فرد به صورت متوسط ۱۳ راز را در دل خود نگه می‌دارد و ۵ مورد از آنها را هرگز با کسی در میان نخواهد گذاشت. به گفته محققان برای هر فرد، احتمال اینکه یکی از این رازها درباره سواستفاده از اعتماد دیگران باشد ۴۷ درصد،‌ احتمال وجود دروغ یا ضعف مالی در رازها ۶۰ درصد و احتمال وجود موضوعاتی درباره سرقت، رابطه پنهانی یا نارضایتی در کار در رازها ۳۳ درصد است. محققان سپس از داوطلبان پرسیدند که چه مقدار از زمان خود را طی ماه‌های گذشته صرف فکر کردن به این رازها کرده‌اند و چند بار خود را وادار به انجام فعالیت‌هایی برای پنهان کردن این رازها کرده‌اند. نتایج نشان داد افراد زمانی که تنها هستند بیشتر، انرژی خود را صرف فکر کردن به رازهایشان می‌کنند تا در موقعیت‌های اجتماعی، به بیانی دیگر افراد بیشتر در زمان تنهایی انرژی ذهنی خود را برای فکر کردن به رازهایشان صرف می‌کنند تا اینکه فعالانه تلاش کنند رازها را از دیگران پنهان سازند. محققان همچنین دریافتند هیچ شاخصی وجود ندارد که بتواند میزان انرژی مصرف شده در افراد را برای فکر کردن به یک راز تعیین کند، زیرا رازی که تمامی انرژی فکری یک نفر را می‌گیرد، شاید برای فرد دیگری از کمترین اهمیت ممکن برخوردار باشد. محققان می‌گویند آسیب‌هایی که رازها می‌توانند به انسان‌ها وارد کنند با احساس گناه ناشی از پنهان کردن آن رازها از دوستان و اعضای خانواده ارتباطی ندارد و بیشتر به دلیل مشغولیت ذهنی فرد به این راز ها ایجاد می‌شود. محققان در پروژه‌های پیشین دریافته‌بودند که بار ناشی از نگه داشتن یک راز، واقعی‌تر از چیزی است که به نظر می‌آید، زیرا می‌تواند انجام فعالیت‌های فیزیکی را دشوارتر از آنچه واقعا هستند جلوه دهد. زمانی که از داوطلبان درخواست شد تا درباره شیب یک تپه یا مسافت یک مسیر اظهار نظر کنند، آنهایی که ذهنشان درگیر یک راز بود تپه را تیزتر و مسیر را طولانی‌تر از حد واقعی می‌دیدند. و زمانی که از آنها درخواست شد تا توپی را به درون سبدی بیاندازند، آنها با شدت بیشتری توپ را پرتاب می‌کردند زیرا تصور می‌کردند برای انجام اینکار به نیروی بیشتری نیاز دارد.درواقع محققان دریافتند، زمانی که فردی رازی را پنها کرده‌است، به گونه‌ای رفتار می‌کند گویی که واقعا وزنی سنگین‌تر دارد، یا باری را بردوش می‌کشد. منبع: سلامتی

اطلاعات بیشتر

ویتامین N ، جدیدترین ویتامین برای سلامت روح و روان

7 خرداد 2017
ویتامین N ، جدیدترین ویتامین برای سلامت روح و روان

زندگی ما هر روز با فناوری، بیشتر عجین می شود و از طرف دیگر،بیشتر نیاز داریم که با طبیعت رابطه برقرار کنیم تا به تعادل برسیم. بیشتر وقتمان با انواع ماشینها پر می شود مانند: خودروها،رایانه،تلفنهای همراه و صداهای آزاردهنده ی شهری. به دلیل عدم تماس با طبعیت،ریتم و تعادل بدنمان،هر روز تحلیل می رود و دچار مشکلی می شویم که ریچارد لوو- نویسنده و روزنامه نگار زیست محیطی- آن را “اختلال کمبود طبیعت” می نامد. لوو نام طبیعت را ویتامین N حرف اول کلمه ی Nature گذاشته است و بر این باور است که عامل مهمی در سلامت عاطفی و جسمانی ماست. به دنبال دهه ها تحقیق روی روانشناسی زیست محیطی، مشخص شده است که این موضوع کاملا درست است. سال ۱۹۸۴۴ در تحقیقی مشخص شد عده ای از بیماران که پس از عمل جراحی در اتاقهایی قرار می گرفتند که مشرف به درختان سبز بود، زودتر از آنانی که به دیوار اجری مشرف بودند، از بیمارستان مرخص می شدند پس از ویتامین N بالایی بهره برده بودند. وضعیت رسیدگی در میان این بیماران کاملا برابر بوده است. از آن به بعد تمام بیمارستانها دارای فضای سبز شفابخش و آرامش دهنده شدند. در تحقیق دیگری در دهه ی ۱۹۹۰، ۸۸ درصد از بیماران بیمارستانی واقع در سان فرانسیسکو، و حتی کارکنان و ملاقات کنندگانی که از فضای سبز بهره برده بودند، احساس نشاط و آرامش بیشتری داشتند. استفن و ریچل کاپلان، روانشناسهای محیط زیست در تحقیق های سال ۱۹۸۹ خود نیز به قدرت طبیعت در شفا بخشی پی برده و در مقاله هایشان به این مساله اشاره کرده بودند. خانه ای را تصور کنید پر از درختان لیموی زیبا، سرو، برگ بو، آووکادو، همچنین اقسام گلهای زیبا با رنگهای مختلف… روبروی خانه خط ساحل دریا و چشم اندازی زیبا از پهنه ی آبی دریا و آسمان نیلگون…باور کنید در چنین خانه ای احتمال ابتلا به استرس و اضطراب بسیار پایین می آید. میزان بهره وری شما از این نوع ویتامین بستگی به تماستان با طبیعت دارد. حتی اگر در چنین خانه ای سکنی نگزیده اید،حداقل هفته ای یک بار به دامان طبیعت بروید و ازین ویتامین استفاده کنید.پس از مدتی متوجه می شوید که حالتان چقدر بهتر شده است. تاثیر فوق العاده طبیعت درمانی (درمانِ سبز) بر رفع استرس و افسردگی بسیاری از پزشکان و محققان مراقبت‌های بهداشتی معتقدند طبیعت درمانی که با نام‌های دیگری مانند درمان سبز یا درمان بر مبنای زمین نیز نامیده می‌شود، علاوه بر افزایش سلامت جسمانی، احیاکننده روح و روان است و تاثیر فوق‌‌العاده‌ای در بهبود خلق و خو، کاهش اضطراب، استرس و افسردگی دارد. پزشکان معمولا پس از تحمل شرایط دشواری مانند درمان سرطان، دیابت، چاقی، فشار خون بالا و افسردگی ، به بیماران راهکاری به نام نسخه طبیعت می‌دهند. قدم زدن در طبیعت در یک روز آفتابی نسخه‌ای موثر برای رهایی از رخوت روحی است. فعالیت‌هایی مانند پیاده‌روی، ورزش و بازی در محیط باز علاوه بر اثراتی که بر سلامت جسم دارد، راهکاری بی‌نظیر برای مقابله با افسردگی، استرس، افکار منفی است گاهی قدم زدن در طبیعت سبب خطور راه‌حل‌هایی برای حل مشکلات می‌شود که اثرات آن خیره کننده است.با توجه به اهمیت این امر، شاخه‌ای علمی نام طبیعت درمانی یا اکو درمانی وجود دارد که به مزایای این روش می‌پردازد. در این نسخه فرد مورد نظر باید هر روز زمانی را به پیاده روی و گردش در طبیعت و زیر نور ملایم خورشید اختصاص دهد. مطالعات محققان دانشگاه اسکس انگلیس نشان می‌دهد نسخه طبیعت، افسردگی را تا ۷۱ درصد کاهش می‌دهد. این روش به ویژه برای درمان اختلالات خلقی فصلی موثر است. علاوه بر طبیعت گردی و پیاده روی، انجام اموری مانند باغبانی نیز همین تاثیر مثبت را دارد. محققان مرکز پزشکی بالتیمور از این روش برای رفع خستگی ناشی از درمان در نجات‌یافتگان سرطان سینه استفاده می کنند. در برخی مراکز این روش بخشی از درمان است و اثرات فوق‌العاده‌ای را برجا گذاشته است. *** طبیعت درمانی روشی موثر برای پیشگیری از دیابت و چاقی در کودکان محققان یک مرکز پزشکی در نوادا در آمریکا برای پیشگیری از ابتلا به دیابت و چاقی، کودکان و نوجوانان را وادار به فعالیت‌های فیزیکی در فضای باز می‌کنند. با توجه به افزایش بازی‌های رایانه‌ای و استفاده از تبلت و تلفن‌های هوشمند، دیابت، افزایش وزن و سایر بیماری‌های متابولیک، هم‌نشین اجتناب ناپذیر کودکان در آینده خواهد بود، بنابراین طبیعت درمانی به شدت در این قشر احساس می‌شود. درمان سبز علاوه بر بهبود سوخت و ساز، منجر به افزایش اعتماد به نفس و آرامش کودکان، به ویژه در سنین بلوغ می‌شود. تاری دید، انحنای ستون فقرات، افزایش توده بدنی و خشونت، مهمترین پیامدهای عدم تحرک کودکان است. ***برخی از فواید اثبات‌شده طبیعت درمانی – ویتامین D مورد نیاز بدن تامین می‌شود پیاده روی زیر نور ملایم خورشید بهترین روش برای تامین ویتامین D مورد نیاز بدن است. کمبود ویتامین D احتمال ابتلا به سرطان‌های مختلف و بیماری‌های خود ایمنی از جمله ام اس را افزایش می‌دهد. – استنشاق هوای تازه مطالعات نشان می‌دهد در یک روز عادی که هوا پاک است، میزان آلودگی هوای منزل ۷۰ برابر هوای بیرون است. منظور از آلودگی، آلودگی ناشی از مواد شیمیایی، پلاستیکی، چاه فاضلاب و سوختن شعله گاز و بخاریست. از طرفی محیط بسته فاقد یون منفی است. یون منفی به دلیل اشعه خورشید یا در مناطق ساحلی وجود دارد و سبب نشاط می‌شود. مطالعات نشان می‌دهد یون‌های منفی از بروز افسردگی جلوگیری می‌کند. – بهداشت چشم را افزایش می‌دهد هنگامی‌که در فضای بسته هستیم، معمولا نور طبیعی به حد کافی وجود ندارد، از طرفی مدام درگیر صفحه نمایش تجهیزات الکترونیکی یا کامپیوتری هستیم؛ ولی به محض اینکه از خانه خارج می‌شویم، با طیف گسترده‌ای از رنگ‌ها مواجه می‌شویم و نور طبیعی باعث بهبود دید می‌شود. – میزان برخی هورمون‌های بدن کنترل می‌شود تحقیقات نشان‌ می‌دهد پیاده‌روی در فضای آزاد و زیر نور ملایم خورشید میزان هورمون های مختلف از جمله کورتیزول و هورمون‌های تیرویید را تعدیل می‌کند و این کار علاوه بر کاهش استرس و افسردگی، ریتم شبانه روزی بدن را تنظیم می‌کند. – سبب کاهش وزن می‌شود -سوخت و ساز بدن را افزایش می‌دهد – به افزایش حافظه کمک می‌کند – اعتماد به نفس را افزایش می‌دهد – سبب شفافیت و لطافت پوست می‌شود – عملکرد کلیه و کبد را بهبود می‌بخشد – توده بدنی را کاهش می‌دهد -از پوکی استخوان جلوگیری می‌کند – از یبوست جلوگیری می‌کند – احتمال ابتلا به انواع سرطان را کاهش می‌دهد -از فشار خون جلوگیری می‌کند – به درمان و کنترل دیابت کمک می‌کند – میزان کلسترول و تری گلیسیرید را کاهش می‌دهد – سبب بهبود خلق و خو می‌شود – روابط اجتماعی را وسعت می‌بخشد منبع: سلامتی

اطلاعات بیشتر

تفاوت استرس و اضطراب چیست؟

3 خرداد 2017
 تفاوت استرس و اضطراب چیست؟

درست است اگر این‌گونه فرض کنیم که بیشتر ما استرس را به شکلی تجربه کرده‌ایم، چه مربوط به یک ضرب‌العجل کاری باشد، چه یک اختلاف خانوادگی و یا یک تصمیم مهم. ترسی نفس‌گیر و محدودکننده که انگار هرگز تمام نمی‌شود و می‌تواند بیقرار و مشوش‌مان کند. با عوامل استرس‌برانگیزی که در ذهن‌مان می‌خروشد، نظم و ترتیب دادن به احساس‌مان و از همه مهمتر، تشخیص سطح استرسی که تجربه می‌کنیم، کار سختی خواهد بود. بزرگنمایی، طبیعت بشر است، بنابراین، خیلی وقت‌ها احساس‌مان درمورد چیزی را بیشتر از مقدار واقعی آن ابراز می‌کنیم. بیان جملاتی مانند ” این موقعیت مضطربم می‌کند” و ” این موضوع دارد مرا می‌کشد”. بنابراین از کجا بدانیم چه زمانی استرس ما واقعا دارد به چنین شرایطی می‌رسد؟ دیوید اسپیگل، کرسی‌دار علوم روانپزشکی و رفتاری در دانشگاه استنفورد می‌گوید، هرچند تفاوت بین استرس و اضطراب اغلب قابل تشخیص نیست اما نکات قطعی و آشکاری وجود دارند که باید به آنها آگاه باشیم، شامل این‌که این هیجانات چگونه بدن را تحت تاثیر قرار می‌دهند و علت ریشه‌ای هرکدام‌شان چیست. در ادامه، پنج نکته‌ای را که باید درباره اضطراب و استرس و نحوه مقایسه‌شان بدانید برای‌تان می‌گوییم. استرس و اضطراب، علائم فیزیکی مشابه زیادی دارند. به گفته اسپیگل، چه عصبی و پرتنش باشید و چه از چیزی رنج ببرید، احساسات پراسترس و تشویش‌انگیز هردو منجر به احساس برانگیختگی می‌شوند. احساسات پرتنش یا تشویش‌برانگیز، ضربان قلب را بالا برده، تنفس سریع را موجب شده و باعث کشیدگی عضلات می‌شوند. زمانی که اضطراب، حملات آسیمگی را در بر داشته باشد این تشابهات کاهش پیدا می‌کنند چون علائم در نوع خود شدیدتر می‌شوند، شامل لرز، سردرد، گرگرفتگی و درد قفسه سینه. دلیل استرس حاد، کاملا با دلیل اضطراب تفاوت دارد هرچند تداخل حتمی میان استرس و اضطراب وجود دارد، اما به گفته اسپیگل، نهایتا این دو احساس از دو منشا متفاوت می‌آیند. در مورد استرس، ما می‌دانیم چه چیزی نگران‌مان می‌کند اما در مورد اضطراب، آگاهی کمتری نسبت به چیزی که مضطرب‌مان می‌کند داریم(در لحظه) و واکنش نشان دادن تبدیل به یک معضل می‌شود و شروع می‌کنیم به احساس اضطراب کردن درباره مضطرب بودن! بخش عمده اضطراب می‌تواند ناشی از ترس باشد فوبیای حوادث، فعالیت‌ها یا موقعیت‌های اجتماعی همگی ریشه در وحشت دارند و باعث می‌شوند وقتی فرد با این عامل استرس روبرو می‌شود، از اختلا آسیمگی رنج ببرد. اسپیگل این‌طور توضیح می‌دهد که، اضطراب مانند یک گلوله برفی است و ترس را به احساسات تبدیل می‌کند، کسانی که از این حالت رنج می‌برند می‌خواهند از چیزهایی که ترس و دلهره‌شان را دربر دارد اجتناب کنند و همین، اضطراب را تشدید می‌کند. مگان دوین، مشاور بالینی، در هافینگتون پست می‌نویسد و توضیح می‌دهد که ترس همیشگی‌اش ازمنبعی ناشناخته، چطور باعث اضطرابی فلج کننده شده بود. او توصیه می‌کند، برای غلبه بر این ترس با آن شاخ به شاخ شوید و سپس از آنجا شروع کنید. یادتان باشد فرونشاندن اضطراب‌تان کوچک‌ترین ارتباطی به این ندارد که آیا چیزی غیرمنتظره روی می‌دهد یا نه، آرام کردن اضطراب تنها مربوط به آرام کردن اضطراب است! سلسله ترس‌های احمقانه، شما را از حضور داشتن در چیزی که هست باز داشته و مطمئنا مانع لذت بردن شما از چیزی که در این لحظه وجود دارد می‌شود. هرچند بخش عمده استرس حاد، از مسائل بیرونی ناشی می‌شود… اسپیگل می‌گوید:” در مورد استرس، شما می‌دانید که با چه چیزی سرکار دارید؛ ضرب‌العجلی که رو به اتمام است، صورتحساب‌ها، دنبال بچه‌ها رفتن،… . این‌ها استرس‌برانگیزهای بیرونی هستند که می‌توانند الویت بندی شده و هرکدام در زمان خودشان مورد رسیدگی قرار گیرند. اسپیگل توصیه می‌کند فکر انجام همزمان چندکار را از سر بیرون کنید تا بتوانید استرس را بهتر مدیریت کرده و از این ایده که باید همه‌چیز را حل و فصل نمایید رها شوید. ببینید چه کاری می‌توانید انجام دهید و چه‌کاری را نمی‌توانید انجام دهید. کارهایی را که می‌توانید انجام دهید در پیش بگیرید و وقتی کاری را به انجام رساندید تاحدودی خودتان را باور کنید. اضطراب و استرس معمولا به‌جای هم به‌کار برده می‌شوند، اما دو تجربه متفاوت هستند. از نظر تعریفی، اضطراب و استرس با احساسات جداگانه طبقه‌بندی می‌شوند. استرسی که در زندگی روزمره‌مان تجربه می‌کنیم همراه با استیصال و بیقراری است، اما اضطراب معمولا از ترس، ناراحتی و نگرانی ناشی می‌شود. علی رغم این تفاوت‌ها، بسیاری از افراد از این دو کلمه به‌جای هم استفاده می‌کنند. در مقاله‌ای در Psychology Today، هریت لرنر، روانشناس و روانپزشک، توضیح می‌دهد که چرا ما مایلیم راجع به واکنش‌های هیجانی، این دو را باهم یکی کنیم: “در مکالمات روزمره، زبانی از هیجانات را استفاده می‌کنیم که با آن راحتیم و این با نهاد و شخصیت روانشناسی ما تناسب دارد. من با مراجعه‌کنندگانی کار کرده‌ام که احساس اضطراب یا ترس را گزارش نکردند: ” من استرس عجیبی دارم…” زبانی است که انتخاب می‌کنند. ” استرس”، رمزواژه‌ای برای ” کلا ازخودبی‌خود شدن” آنهایی است که از شناسایی و به اشتراک گذاشتن آسیب‌پذیری خودشان گریزانند. یا درحالتی دیگر از زبانشناختی نامتعارف، خانمی هنگام درمان به من می‌گفت، وقتی به این فکر می‌کرد که لباس عروسی دخترش ممکن است کاملا اندازه‌اش نباشد، احساس” وحشت محض” می‌کرده است. من به اندازه کافی او را می‌شناختم تا بتوانم ” وحشت محض” را به “واقعا واقعا نگران” ترجمه کنم. واژه‌نامه احساسی شما هرچه که باشد، هیچ‌کس آن را به اضطراب، ترس و شرمندگی و یا هرنوع سختی و هیجان ناراحت‌کننده‌ای تعبیر نمی‌کند. اما ما از این احساسات هم نمی‌توانیم اجتناب کنیم.” اسپیگل توضیح می‌دهد:تفاوت کلیدی بین این دو، حس درماندگی و ناتوانی است. وقتی استرس داشته باشید، می‌توانید به امور رسیدگی کنید و آنها را تحت کنترل درآورید. آستین‌های‌تان را بالا بزنید و استرس را مهار کنید تا کمتر احساس درماندگی کنید. منبع: مجله سلامت

اطلاعات بیشتر

دوچرخه سواری باعث شادی می شود

31 خرداد 2017
 دوچرخه سواری باعث شادی می شود

در خصوص فواید دوچرخه سواری قبلاً مفصل صحبت کرده ایم اما اگر به دنبال یک دلیل اصلی برای دوچرخه سواری هستید شاید شادی آور بودن دوچرخه سواری دلیل خوبی برای شما باشد. این احساس شماست که از رختخواب بیرون‌تان می‌کشد تا قبل از این‌که دیگران بیدار شوند به دوچرخه سواری بروید. این احساس شماست که شما را درانتهای روز فرا می‌خواند تا بند کفش‌های‌تان را ببندید و به دوچرخه سواری بروید. این حالت شاد و آسوده مغز است که هنگام خروج از محله‌مان و پیمودن کیلومترها تا هرجایی که بشود، دنبالش هستیم. دوندگان به این احساس، “شور دویدن” می‌گویند که دوچرخه‌سوارن هم آن را حس می‌کنند. و حالا پژوهشگران یک قدم به شناخت علت آن نزدیک‌تر شده‌اند. مثل بسیاری از تمایلات بیولوژیکی ما، میل به دوچرخه‌رانی، بیشتر، عملکردی از غرایز حفظ بقاء ماست؛ سیگنالی ریشه‌دار در درون مغز که طالب گذران زندگیست. دو ماده شیمیایی مهم در مغز در این پدیده دخیل هستند: لپتین، هورمون متابولیک و دوپامین، که یک ناقل عصبی است. لپتین که از مشتقات سلول‌های چربی است، به مغزمان گزارش می‌دهد که چه زمانی بدن ما انرژی کافی دارد. وقتی میزان لپتین کم باشد، شما میل به فعالیت بدنی پیدا می‌کنید؛ تحقیقات نشان می‌دهد این اتفاق اغلب در افرادی روی می‌دهد که زیاد تمرینات استقامتی انجام می‌دهند، مانند دوچرخه سواری. وقتی از دوچرخه پیاده می‌شویم و وعده بعد از دوچرخه‌سواری را می‌خوریم، مغز به‌عنوان پاداش، دوپامین را که مفرح است آزاد می‌کند. این اتفاق تبدیل به یک چرخه خود تداوم بخش از شادی می‌شود که ما را درحالت بیتشر خواستن این تفریح نگه می‌دارد. محققان دانشگاه مونترال، به‌تازگی این مکانیسم بازخورد عصبی را در موش‌های مورد مطالعه کشف کردند. موش‌هایی که پروتئین حساس به لپتین‌شان کم بود، دو برابر بیشتر ازموش‌هایی که این کمبود را نداشتند، روی چرخ‌هایشان پریدند. دکتر استفان فولتون، سرپرست تحقیقات می‌گوید: ما فکر می‌کنیم، افتی که در میزان لپتین رخ می‌دهد، باعث افزایش انگیزه برای فعالیت بدنی می‌شود و واسطه‌ای است برای بهبود اکتشاف و خواستن غذا. انگیزه ما هرچه که باشد، ما عاشق حس خوب و راضی‌کننده‌ای هستیم که دوچرخه‌سواری به ما می‌دهد؛ مخصوصا پاداشی که از خوردن بعد از دوچرخه‌سواری نصیب‌مان می‌شود. منبع: مجله سلامت

اطلاعات بیشتر

بهترین ورزش برای کاهش استرس چیست؟

31 خرداد 2017
 بهترین ورزش برای کاهش استرس چیست؟

استرس، به دلیل بالا رفتن میزان کورتیزول و آدرنالین در بدن ایجاد می‌شود. این هورمون‌ها هنگام دریافت یک تهدید یا ترس، بدن را برای واکنش “جنگ و گریز” برانگیخته می‌کنند. این واکنش در دوران پیش از تاریخ کارآیی داشت اما این روزها، ما دیگر به انفجار انرژی برای فرار از دایناسورها نیاز نداریم. حالا، همه ما می‌دانیم که ورزش کردن بهترین راه دورکردن استرس است اما ورزش‌ها و تمرینات خاصی وجود دارند که درنابودی استرس، بهترین عملکرد را داشته باشند؟ بخوانید تا بدانید: تنیس تنیس برای تسکین استرس، عالی است، اضطراب را کاهش می‌دهد و اعصاب خسته و فرسوده را آرام می‌کند. تنیس یک ورزش هوازی است که هورمون استرس را تنظیم کرده و ترشح اندروفین را در مغز تشدید می‌نماید. اندروفین که به آن هورمون شادی هم می‌گویند، هورمونی است که خلق و خو را کنترل می‌کند. زدن توپ از پس و پیش، بسیار خوشایند است و موجب افزایش تاثیرات روان‌درمانگر تنیس می‌شود. حتی بهتر از این‌ها، تنیس قلب را سالم نگه داشته و پاها را قوی و محکم می‌کند! تمرینات اینتروال تمرینات اینتروال مشتمل بر تمرینات سبک یا سنگین همراه با استراحت یا دوره‌های آرام‌سازی است. این تمرین برای تسکین استرس عالی است چون ضربان قلب را بالا نگه داشته و شما را وادار به حرکت‌های متوالی و سریع می‌کند. و راهی فوق‌العاده برای موقتا مشغول کردن ذهن است! یک نکته خیلی خوب در مورد تمرینات اینتروال این است که شما مجبور نیستید یک یا دوساعت در باشگاه وقت صرف کنید. یک تمرین متوسط، ۳۰ دقیقه طول می‌کشد و وقت زیادی برای کارهای دیگر باقی می‌گذارد. طبق مقاله‌ای در AskMen، تمرینات شدید و با قدرت، به شما در غلبه بر ناکامی و پرخاشگری کمک کرده و این در درازمدت به‌نفع سلامت شماست. یوگا علی‌رغم باور عمومی، یوگا تنها برای خانم‌ها نیست. آقایان هم می‌توانند از تاثیرات آرام‌بخش یوگا استفاده کنند. به‌عنوان یک ورزش، یوگا در چربی‌سوزی و قوی کردن بدن، فوق‌العاده است، انعطاف‌پذیری را بیشتر کرده و وضعیت بدن را اصلاح می‌نماید. یوگا به‎علت قابلیت آرام کردن روح و تقویت تمرکز، مشهور است. این تمرین، به شما اجازه می‌دهد قدمی به عقب برداشته و به هر موقعیتی از زاویه‌ای متفاوت نگاه کنید. این به شما کمک می‌کند تصویر بزرگ‌تری را دیده و دوباره تمرکز کنید. وقتی شفاف‌تر فکر کنید، خواهید توانست تصمیمات بهتری بگیرید و در حل مشکلات کارآمدتر باشید. بوکس اگر می‌خواهید تمدد اعصاب کنید و خشم فروخورده‌تان را خالی کنید، دستکش‌های بوکس را به‌دست کنید و کیسه بوکس را با مشت‌های‌تان له کنید! بوکس، راهی عالی برای تسکین استرس است زیرا ورزشی ستیزه‌جویانه است و به شما اجازه می‌دهد احساسات قوی و گاها منفی را به احساسات مثبت تبدیل نمایید. و شما با بوکس، این‌کار را به سالم‌ترین شیوه ممکن انجام می‌دهید. اگر برای مبارزه آماده هستید، با یک دوست مسابقه بدهید. مسابقه مشت زنی، راهی مفرح برای انجام یک تمرین عادی در ترازی متفاوت است. وزنه برداری بیشتر بدنسازها موافقند که وزنه زدن، تمرینی موثر برای تبدیل انرژی منفی به مثبت است! مطالعات نشان می‌دهد که وزنه زدن با ترشح اندروفین‌های بیشتر در مغز، به تقویت روحیه کمک می‌کند. حتی بهتر، وزنه زدن، ناخوشی‌های مربوط به مفاصل را کاهش می‌دهد، عضلات را قوی نگه می‌دارد و قلب را هم تقویت می‌کند! منبع: مجله سلامت

اطلاعات بیشتر

چه کنیم اگر اضطراب درخانواده‌مان موروثی است؟!

29 خرداد 2017
چه کنیم اگر اضطراب درخانواده‌مان موروثی است؟!

کنترل اضطراب احتمالاً همان چیزی است که باعث بهتر شدنتان در کار ، درس یا زندگی می‌شود اما راهکار اصلی مدیریت اضطراب چیست؟ با انتظارات شغلی غیرمنطقی، زندگی‌های اجتماعی پراز تعهد و مسئولیت، و موضوعات مربوط به سلامتی که فراتر از دانش ماست، چطور ادامه دهیم که عقب نمانیم؟ تعجبی ندارد که دنیای امروز ما، عصر اضطراب نامیده می‌شود. اما آیا می‌دانید که میزان استرس شما، بیشتر به دی‌ان‌ای‌تان مربوط می‌شود تا رئیس پرتوقع‌تان؟! بنا به گزارش انجمن اضطراب و افسردگی آمریکا، ناهنجاری‌های اضطرابی مربوط به وراثت می‌شوند. مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۴ در Molecular Psychology منتشرشد، نشان می‌دهد ارتباطی میان ناهنجاری‌های اضطرابی مانند OCD و ژن‌هایی که از والدین‌مان به ارث می‌بریم وجود دارد، که بیشتر شبیه نوع وراثت در رنگ چشم و مو می‌باشد. بنابراین والدین مضطرب ، یعنی تربیت با اضطراب و بزرگسالی با اضطراب. البته، ترس اضطرابی ما از خیلی جهات چیز خوبی است. این احساس تنش مزمن، چیزی است که وقتی می‌خواهیم برای انجام کاری مهم آماده شویم، هشیار و دقیق نگه‌مان می‌دارد و به ما انگیزه می‌دهد تا در رقابت‌ها جلو بزنیم و از خط پایان دوِ ده کیلومتر رد شویم. اما ناهنجاری اضطرابی، استرس سالم ما را تا حدودی نابود می‌کند و به یک مشکل جدی تبدیل می‌شود. و اگر اضطراب در ژن شماست، ممکن است با تمام عوارض ناخوشایند آن مانند سردرد، اختلالات خواب، یا نابودی میل جنسی مواجه شوید. اما حتی اگر والدین مضطرب و افسرده هم دارید، محکوم نیستید که همیشه استرس داشته باشید. برای شما شش ترفند داریم تا بتوانید به آرامش برسید. با ترس‌های‌تان روبرو شوید. بعضی از درمانگرها دریافته‌اند که یکی از سلاح‌های کلیدی در نبرد با استرس، توانایی مواجهه با ترس‌های‌مان است. اضطراب تا حدود زیادی ناجوری بین تهدید دریافت‌شده و توانایی دریافت شده شما برای غلبه بر ان است. بنابراین اگر یادبگیرید که زودتر و مکررا با ترس‌های‌تان روبرو شوید، می‌توانید بر آنها غلبه کنید. از ارتفاع می‌ترسید؟ در یک کلاس ضخره‌نوردی یا باشگاه بولدرینگ ثبت نام کنید و خودتان را به مبارزه و چالش عادت دهید. مکث کنید و اضطراب را کنترل کنید. وقتی اضطراب‌تان شروع می‌شود، دم بزنید و نفس عمیق بکشید. می‌توانید هر روز صبح از نور آفتاب بهره ببرید یا وقتی استرس‌تان شروع شد، مکث کنید و پنج دقیقه مدیتیشن داشته باشید، توقف کردن، نفس عمیق کشیدن و پاکسازی ذهن می‌تواند تاثیر شگرفی داشته باشد. برای کنترل اضطراب بخوابید. تحقیقی از جانب دانشگاه برکلی کالیفرنیا دریافته است، کم‌خوابی، اضطراب زمینه‌دارتان را تشدید می‌کند. وقتی مغز با کمبود خواب مواجه شود، نواحی مختلف را فریب می‌دهد که احساس را طی فرایندی به این تفکر تبدیل کند که شما موضوعی دارید که باید بابتش نگران باشید. و کسانی که زود نگران می‌شوند هم نسبت به این عارضه آسیب‌پذیرترند، پس هرشب یک خواب خوب ۷ تا ۹ ساعته داشته باشید. خواسته ناگهانی درون‌تان را کنترل و مهار کنید. خبر کوتاه این‌که: شما نمی‌توانید همه‌چیز را کنترل کنید. وقتی ما سعی می‌کنیم شرایط یا نتایجی را که واقعا نفوذی روی‌شان نداریم کنترل کنیم، اضطراب شروع می‌شود. بنابراین این پند را بپذیرید و این موضوع را ول کنید! روی نتایجی تمرکز کنید که تحت کنترل شما هستند تا ترس فزاینده‌تان کاهش پیدا کند. حواس‌تان به نوشیدنی‌های‌تان باشد. اگر هم‌اکنون با طوفانی از اضطراب روبرو هستید، آخرین کاری که دوست دارید انجام دهید نوشیدن یک فنجان قهوه است. ثابت شده کافئین زیاد موجب افزایش اضطراب و افسردگی در فرد پراسترس می‌شود. اگر برای آرام ماندن می‌جنگید، بیشتر از یک فنجان قهوه در روز ننوشید. از خود بپرسید: ” چه می‌شود اگر…؟”. واقعا از چه چیزی تا این حد می‌ترسید؟ یکی از معروف‌ترین تکنیک‌هایی که درمانگرها برای مهار احساسات منفی از آن استفاده می‌کنند این است که بیمار را وادار به پرسش از خود می‌نمایند.” بیشترین ترس من واقعا از کجا می آید؟”، ” چقدر احتمال دارد که رخ بدهد؟”، ” اگر رخ داد چگونه با آن مواجه خواهم شد؟”. خودتان را به بدترین سناریو ممکن بکشانید، با این‌کار می‌توانید واقعیت را تا حدود بسیار زیادی قابل کنترل کنید. منبع: مجله سلامت

اطلاعات بیشتر

احساسات مثبت و تقویت سیستم ایمنی بدن

24 خرداد 2017
احساسات مثبت و تقویت سیستم ایمنی بدن

ممکن است شما آبمیوه سبز بنوشید، شبی ۸ ساعت بخوابید و مرتبا از ضد عفونی کننده دست استفاده کنید اما محققان یک راه بسیار ساده‌تر برای تقویت سیستم ایمنی کشف کرده‌اند و آن، تماشای طلوع آفتاب است. جنیفر استلار، نویسنده ارشد این مطالعه که درحال حاضر محقق فوق دکترا در دانشگاه تورنتو است، می‌گوید: ما متوجه شدیم که احساسات مثبت بخصوص حس شگفتی و تعجب با نشانه‌های سلامت، مرتبط است. شاید احساسات خوب با کاهش سطوح سیتوکین‌های پیش التهابی پروتئین‌هایی که به سیستم ایمنی می‌گویند تا سخت‌تر کار کند سیستم ایمنی بدن را تقویت کنند. سیتوکین‌های پیش التهابی برای مبارزه با بیماری و عفونت، بسیار مهم هستند اما هنگامیکه آنها بدون هدف در بدن، سرگردان باشند، به سلامتی ما ضرر می‌رسانند. مخصوصا سطوح بالایی از سیتوکین پایدار می‌تواند باعث اختلالاتی مانند آرتریت، افسردگی بالینی، دیابت نوع ۲۲، بیماری قلبی و آلزایمر شود. در حالیکه این تحقیق در مجله “احساسات” منتشر شد و نشان داد احساساتی مانند غرور، شادی و رضایت نیز با سطح سیتوکین پایین‌تر، مرتبط اند اما ثابت شده که احساس تعجب و شگفتی یعنی احساس هیجانی که بخاطر شگفتی‌های طبیعیت، هنر، موسیقی یا معنویت بوجود می‌آید از بقیه احساسات، قوی‌تر است هرچند علت آن، هنوز مشخص نیست. جنیفر می‌گوید: ما در ابتدا فکر می‌کردیم که شاید تجربه احساسات مثبت، احساسات منفی را کاهش می‌دهد که تحقیق قبلی نشان داد با سیتوکین‌های پیش التهابی مرتبط است. اما بنظر می‌رسد احساست مثبت، خودشان به تنهایی موثرند. بنابراین ما اینطور استدلال کردیم که “تعجب” ممکن است حس کنجکاوی و میل به جستجو را افزایش دهد. این احساسات، در مقابل احساساتی قرار دارند که در زمان التهاب، بوجود می‌آید. در این زمان، افراد معمولا از اطرافیانشان، دوری می‌کنند. در آزمایش‌های انجام شده در دانشگاه کالیفرنیا، شرکت کنندگان درباره احساسات مثبتی که در آن روز داشتند، صحبت کردند و سپس از لثه و بافت لب آنها، نمونه برداری شد. آن افرادی که مثبت‌ترین احساسات از جمله لذت، تعجب، محبت، رضایت، شادی، عشق و غرور را تجربه کرده بودند، دارای پایین ترین سطوح سیتوکین و اینترلوکین۶(یک نشانگر التهاب) بودند. از آنجایی که بسیاری از ما نمی‌توانیم برای دیدن غروب آفتاب به بالای کوه یا جاهای مرتفع برویم، پس چطور می‌توانیم این احساسات شفابخش را بطور منظم تجربه کنیم؟ جنیفر می‌گوید: من فکر می‌کنم ایجاد لحظات کوچک در برنامه روزمره که باعث می‌شود احساسات مثبت داشته باشیم، بسیار مهم است. برای بعضی از افراد کارهایی مانند پیاده روی، تماشای یک فیلم احساسی یا گردش با یک دوست، مفید است و برای بعضی دیگر نوشتن در دفتر شکرگزاری. در حالیکه تحقیقات قبلی نشان می‌داد که رفتارهای جسمانی بعنوان مثال خواب کافی با تقویت سیستم ایمنی مرتبط است اما این، اولین تحقیقی بود که درباره نقش نیروهای روانی در حفظ سیستم دفاعی بدن، تحقیق می‌کرد. جنیفر می‌گوید: امیدوارم اقدامات ما، نحوه نگرش مردم به این تجربیات را تغییر دهد. بجای اینکه به قدم زدن در پارک یا گردش در موزه بعنوان یک کار بیهوده نگاه کنیم، باید این تجربیات را برای کمک به داشتن ذهن و بدنی سالم، ضروری بدانیم. منبع: سلامتی

اطلاعات بیشتر

برای یافتن فرد ایده آل زندگی ابتدا باید روی خودتان کار کنید

24 خرداد 2017
برای یافتن فرد ایده آل زندگی ابتدا باید روی خودتان کار کنید

بعد از یک شکست و ناامیدی دیگر در رابطه دوباره به همان افکار تاریک می رسید که چقدر قرار است دلشکسته و ناامید شوید تا بتوانید یکبار و برای همیشه عشق واقعی خود را پیدا کنید. اگر از تنهایی خسته شده اید و تمام تلاش های تان بی نتیجه می ماند وقتش رسیده که روش تان را با این طرز فکر به کلی تغییر دهید.فرد ایده آلتان را پیدا کنید برای یافتن فرد ایده آل زندگی ابتدا باید روی خودتان کار کنید برای یافتن فرد ایده آل زندگی ابتدا باید روی خودتان کار کنید. روابط دیگران را ایده آل نبینید زمانی که تنها هستید شاید کمی دیدن زوج های خوشبخت و شاهد عشق آن ها بودن برایتان سخت باشد. به خودتان کمک کنید و هر زمان که نسبت به عشق آن ها احساس حسادت کردید این را به خودتان یادآوری کنید که هیچ وقت دو نفر مشابه هم پیدا نمی شود. وقتی ۲ زوج خوشبخت را می بینید به جای این که خودتان را با آن ها مقایسه کنید یادتان بیاورید که برای همه آدم ها یک جفت وجود دارد و هیچ دلیلی برای حسادت نیست. به خودتان سخت نگیرید با گذشت زمان ممکن است به این فکر کنید که دلیل تنها بودن تان خودتان هستید چون شما فرد جالبی نیستید. شما هیچ ایرادی ندارید. همه انسان ها کامل نیستند. همه کسانی که جفت خودشان را پیدا کرده اند ضعف و نقص هایی دارند. اما این ها مانع پیدا کردن فرد ایده آلشان نشده است. وقتی فکر کنید فردی دوست داشتنی نیستید نباید انتظار داشته باشید که فردی جذب شما شود. از کسانی که توجه زیادی می خواهند دوری کنید همانطور که مهم است شما به خاطر نیازهای تان وارد رابطه ای نشوید از تعهد دادن به فردی که بیش از حد به عشق و توجه نیاز دارد نیز باید دوری کنید. داشتن همسری که بیش از این که شما را بخواهد به عشق نیازمند است بار سنگینی است که هیچ کسی نمی تواند از عهده اش بربیاید. به دنبال فردی باشید که خود شما دلیل عشق شان باشید نه نیاز عاطفی شان. از بازی کردن بپرهیزید دنیا پر از بازیگر است اما نیاز نیست شما هم در این بازی شرکت کنید. بیشتر مردها نقش شکارچی بی قرار را بازی می کنند و زن ها نیز به دنبال ترفندهایی برای جذب شکارچی هستند. دیر یا زود این شکار انجام می شود و بعد از مدتی شکاری دیگر… در نهایت این سوال برای زن ها پیش می آید که آیا ارزش این همه تلاش را داشت؟ بازی کردن را کنار بگذارید و کار ارزشمندتری انجام دهید. با خودتان روراست باشید و در شخصیت ها کنکاش کنید. دوباره به لیست خود نگاهی بیندازید از رفتارها و شخصیت هایی که از همسر ایده آل تان انتظار دارید لیستی تهیه کنید. این لیست به شما کمک می کند روی خواسته های تان تمرکز کنید. البته این این لیست ممکن است به انتخاب شما صدمه نیز بزند. از طرفی می فهمید فردی که انتخاب می کنید ویژگی مهربان بودن را دارد اما از طرف دیگر ممکن است موارد خوبی را فقط به دلیل این که تمام ویژگی های لیست شما را ندارد نادیده بگیرید. دیدگاهتان را نسبت به فرد مورد نظر تغییر دهید به جای این که به خودتان فشار بیاورید تا فردی را پیدا کنید که بتواند تمام نیازهای محال شما را برطرف کند روی چیزهایی تمرکز کنید که باید فدا کنید. وقتی تا این اندازه پیشرفت کنید این فرصت را به دیگران می دهید که خود واقعی شان را بر شما آشکار کنند. منبع: سلامتی

اطلاعات بیشتر

LSD، اژدهای بنفش

24 خرداد 2017
LSD، اژدهای بنفش

گاهی واقعیت های زندگی آنقدر غیر قابل تحمل می شود که انسان را به زندگی در توهمات سوق می دهد.شاید این توجیه خوبی برای استفاده از مواد روان گردان باشد. مواد روان گردان هر دارویی را شامل می شود که بر هوشیاری، خلق و خو و یا رفتار انسان تاثیر گذار باشد. به گزارش بهداشت نیوز، دامنه این مواد بسیار وسیع می باشد به طوری که از مواد غیر قانونی در خیابان ها گرفته تا بعضی دارو هایی که در داروخانه ها عرضه می شوند و تا همین کافئین و نیکوتین مورد استفاده روزانه بسیاری از افراد را شامل می شود ولی به طور کلی می توان آنها را در چهار دسته قرار داد: مواد کند کننده مثل مشروبات الکلی مواد افیونی مثل هروئین مواد محرک مثل کوکائین مواد توهم زا شاید بتوان گفت LSD معروفترین مثال برای دسته آخر باشد. این نام سرواژه ماده ای شیمیایی به نام لیسرژیک اسید دی اتیل آمید (Lysergic Acid Diethylamide) می باشد که در ۱۹۳۸ برای اولین با توسط آلبرت هافمن (Albert Hofmann)، شیمی دان سوئیسی در آزمایشگاه ساخته شد. Lysergic Acid diethilamide این ماده از خانواده دارو هایی است که از ergot fungi ( نوعی قارچ ) بدست می آیند و با اصطلاحاتی همچون purple dragon به معنای اژدهای بنفش و اسید نیز شناخته می شود. ergot fungi LSD به شکل کریستال هایی بدون بو و رنگ دیده می شود ولی برای عرضه آن به بازار آن را به صورت جذب شده در قند یا کاغذ های چند تکه که رنگ ها و طرح های زیبایی دارند، در می آورند. LSD papers تاثیرات این ماده غیر قابل پیش بینی است ولی عموما به وجود آمدن خلق و خو و احساسات مختلف و توهمات و سفر های خیالی که به bad trips معروفند از اثرات روانی این ماده اند. همچنین خاطرات مصرف می تواند چند ماه بعد به صورت flash back از ذهن مصرف کننده بگذرد. اثرات ماده می تواند ۳۰-۹۰ دقیقه بعد از مصرف شروع شود و تا ۱۲ ساعت پایدار بماند. همچنین بعد از ۳-۴ ساعت پس از مصرف به اوج خود می رسد. واکنش های فیزیکی مانند بالا رفتن دمای بدن، عرق کردن، بی خوابی و گشاد شدن مردمک چشم نیز پس از مصرف دیده می شود. physical effects of LSD افراد مصرف کننده از بر هم خوردن محاسبات زمانی و مکانی خود نیز می گویند؛ شاید یک دقیقه در هنگام مصرف این ماده، یک ساعت برای مصرف کننده طول بکشد! ولی نمی توان منکر حس خوبی هم که به وجود می آید شد؛ به توهمات خوشایند تحت تاثیر آن good trips یا rush هم می گویند. مواردی از روان پریشی و اسکیزوفرنی هم تحت تاثیر مصرف این دارو گزارش شده است. این دارو اولین بار توسط Sandoz Laboratories به عنوان یک داروی روانپزشکی تجاری سازی شد و تقریبا در دهه ۱۹۶۰ به سطح خیابان ها کشیده شد و به طور غیر قانونی به عنوان یک ماده توهم زا در اختیار جوانان قرار گرفت. حتی یک بار CIA طی پروژه ای اثرات این دارو را بر کارکنان خود مورد آزمایش قرار داد (طی پروژه کنترول ذهن) که در ۱۹۷۵ پس از انتشار آن در نیویورک تایمز زمینه به وجود آمدن تحقیقات راکفلر درباره دستگاه های امنیتی ایالات متحده شد. وبالاخره در ۱۹۶۸ خرید وفروش آن در ایالات متحده غیر قانونی اعلام شد. مصرف LSD تا قبل از این کاهش چشمگیری در اثر تبلیغات یافته بود ولی اخیرا مصرف آن دوباره مخصوصا بین جوانان به علت تجربه های هیجانی که دارد، افزایش یافته است. منبع: سلامتی

اطلاعات بیشتر

اختلال بی خوابی (اینسومنیا)

23 خرداد 2017
اختلال بی خوابی (اینسومنیا)

آیا برای خوابیدن، خیلی استرس دارید؟ هر روز که می گذرد، بیشتر مشخص می شود که استرس، نقش آشکاری در اختلال خواب، بازی میکند. گسترش  بی خوابی، تا حد زیادی بستگی به عکس العمل ما در مقابل استرس دارد؛ چه فیزیکی و چه روانی. در حقیقت بسیاری از افراد، اختلال بی خوابی را به صورت گذرا، تجربه می کنند. بعد از یک حادثه استرس زا، اختلال بی خوابی ، برای یک دوره کوتاه طول میکشد. اگر چه برای برخی از ما، عوامل استرس زا مثل بیماری، تغییرات برنامه کاری و تضادهای درون فردی میتواند به اینسومنیای مزمن منتهی شود. چگونه استرس برخواب ما اثر می گذارد؟ همه ما میدانیم افرادی که بیشتر آسیب پذیر هستند، ناچیزترین مهارت های مقابله ای را در برابر بی خوابی دارا هستند. آنها مرتب در حال نشخوار کردن افکار خود هستند؛ این افکار به طور مکرر و بخصوص در هنگام خواب، به ذهنشان رسوخ میکند. آنها معمولا به یک متخصص خواب رجوع کرده و چنین شکایت میکنند: ” نمیتوانم ذهنم را خاموش کنم ” . همین مشکلات قدیمی باعث می شود تا به خواب رفتن برای آنها بسیار مشکل شود. بسیاری از افراد مبتلا به بی خوابی مزمن، به نظر می رسد که در هر دو قسمت روانی و فیزیکی، آمادگی قبول استرس را دارا هستند. بسیاری از آنها، هورمون مخصوص استرس مثل کورتیزول و یا آدرنالین را بیش از حد تولید می کنند. در چندین تحقیق نشان داده شده است که افراد متمایل به استرس ناشی از اینسومنیا، دارای سیستم عصبی بیش از حد فعال و دلسوزانه هستند؛ همانگونه که محور آدرنال-هیپوفیز-هیپوتالاموس بیش فعال دارند. درنتیجه ، فرآوری بسیار هورمون استرس نیز، با آنهاست ؛ در اینصورت خواب، به شدت مختل و منقطع خواهد شد . بدتر از آن، این حقیقت است که امواج آهسته خواب عمیق، باعث کاهش سطح هورمون استرس و کاهش فعالیت محور آدرنال-هیپوفیز-هیپوتالاموس، شناخته می شوند. پس در نتیجه کاهش خواب، سطوح این دو هورمون افزایش می یابد. بیداری نیز، ازطرف دیگر، خود باعث افزایش تولید این دو هورمون می شود؛ نتیجه این تحقیق به صورت خلاصه چنین است: “خواب ناکافی، چرخه معیوب مشکلات خواب را گسترش می دهد و در نتیجه منجر به افزایش سطوح هورمون استرس و مهار خواب می شود”. از طرفی، سطح بالای کورتیزول، میتواند باعث کاهش سطوح ملاتونین( هورمون عصبی گسترش خواب)، شده و در نتیجه آنچه باقی می ماند ، خواب بسیار ناچیز خواهد بود. استرس کمتر، خواب بیشتر برای ۱۵ درصد از امریکایی هایی که مبتلا به اختلال خواب مزمن هستند، مهارت های مقابله ای قوی بسیار حیاتی است. تغییر سبک زندگی، شامل ورزش منظم، قطع نیکوتین و الکل و البته کافئین،  قدم خوبی برای شروع است. درمان رفتاری- شناختی، مدیتیشن ، آرام سازی پیشرونده عضلانی و هیپنوتیزم، میتوانند در از بین بردن سطوح اضطراب و اندیشه های ناخواسته کمک کنند. قبول کردن این نکته که “عدم خواب کافی شما” ممکن است با کنار آمدن با استرستان، مرتبط باشد میتواند به درمان مشکلات خوابتان کمک کند. بیشتر افراد مبتلا، زمانی که قرص های خواب خود را قطع می کنند، دچار عود بیماری می شوند؛ چون در واقع با مشکل اساسی استرس، رو در رو می شوند. کنترل استرس خود را فرا بگیرید. اگر نیاز به کمک داشتید، آن را انجام دهید. آن زمان است که میتوانید محصول کاشته شده خود را برداشت کنید، که همان مزایای خواب عمیق بی وقفه است. منبع: دکترسلام

اطلاعات بیشتر

تقویت اراده در بیماری افسردگی

22 خرداد 2017
تقویت اراده در بیماری افسردگی

چنانچه مایل باشید نیروی اراده در مدارهای مغز شما حک شود آن گاه لازم است برای مدتی هر روز به تمرین بپردازید. اکنون نکاتی را که با استفاده از کتاب بالاخره به خوشحالی رسیدیم دستچین کرده ام به شرح زیر ارائه می کنم: از عوامل محرک و منحرف کننده اجتماب کنید. اگر به مشروبات الکلی اعتیاد دارید از رفتن به بار یا مشروب فروشی خودداری نمایید. اگر آدم پرخوری هستید از رفتن به فروشگاه مواد غذایی پرهیز کنید. قبل از خرید صورتی از آنچه باید بخرید تهیه کنید و بدین ترتیب کار خرید را با سرعت هر چه بیشتر انجام دهید. اگر بیش از حد تلویزیون تماشا می کنید روی مبل راحتی مخصوص تماشای تلویزیون ننشینید و سعی کنید آن مبل راحتی را به اتاق دیگری منتقل کنید. اگر هوس کار با کامپیوتر را کرده اید بخش های ای میل و وب یاب را قطع کنید. از همراهی کنندگان در فعالیت های نامناسب دوری کنید. منظور افرادی است که شما را در اجرای رفتارهای خود ناکام کننده همراهی می کنند مثلا کسانی که با شما سیگار می کشند یا مشروب می خورند یا بهانه ای برای در پیش گرفتن رفتارهای خود ناکام کننده به دست شما می دهند. به آن ها توضیح دهید که شما در مدت زمانی که مشغول ترک رفتارهای نامناسب خود هستید باید با آنان کمتر معاشرت داشته باشید. همسرتان هم اگر شما را به تنبلی و پرخوری تشویق می کند از همین گروه همراهی کنندگان است. سعی کنید همسرتان را از این بابت روشن کنید و از او بخواهید به شما کمک کند. خود را برای مبارزه ای طولانی مدت آماده کنید. اگر خاطرتان باشد دانشجویان خواستار تردستی ناچار شدند سه ماه تمرین کنند. گاهی اوقات ما خود را گول می زنیم. مثلا به خودمان وعده می دهیم که ظرف هفته اول دو کیلو لاغر می شویم و چون به این هدف نمی رسیم ناامید و تسلیم می شویم. بهتر است به جای آن خود را برای مبارزه ای درازمدت آماده کنیم. به آن دشواری هم که فکر می کنید نیست. هیچ کس از کم خوری نمی میرد و برای بسیاری افراد رژیم گرفتن کار کم زحمتی است. ترک عادت ها هم همین گونه است. یکی دو روز اول ممکن است دشوار باشد ولی دشواری ها ادامه نخواهد یافت و پایداری در ادامه دادن به پرهیزهای تعیین شده پس از چندی به شما اعتماد به نفس و غرور می بخشد. تا زمانی که آمادگی کامل نیافته اید برنامه خود را شروع نکنید. هر بار که با اراده ای نیم بند تلاش می کنید و در پی آن دوباره تلاش خود را متوقف می سازید در اصل اعتماد و نیروی اراده خود را تضعیف کرده اید. بنابراین هنگامی پروژه را مجددا آغاز کنید که پس از بررسی کافی خود را کاملا آماده می بینید. از نزدیکا خود یاری بجویید. نزدیکان شما می توانند مثلا با پرهیز از صحبت در حضور شما درباره موضوع های وسوسه انگیز مانند غذاها یا مهمانی ها شما را یاری دهند. آنان می توانند با نشان دادن توجه خود در روزگاران سخت به شما روحیه و امید بدهند. شما می توانید در سازمان های مخصوص کنترل و تنظیم وزن هم عضو شوید. چنین سازمان هایی می توانند به انگیزه شما بیفزایند. محرک های موثر. چنانچه تن به کار دادن برایتان مشکل است سعی کنید به عنوان مثال به شرح زیر عمل کنید. فقط موقعی که پشت میز نشسته اید کار کنید و چنانچه تمرکز نداشتید یا حالت اضطراب داشتید یا نمی توانستید تصمیم بگیرید که کار بعدی تان چه باشد از چا برخیزید و به خودتان  استراحتی بدهید. خاطره ناکامی های خود را به محیط کاری تان راه ندهید. زمانی که پشت میزتان نیستید کاری را آغاز نکنید. به تدریج محل کار شما برایتان محرکی محسوب خواهند شد که کمتر شما را دچار اکراه می کنند زیرا این محل ها فقط فعالیت های ثمربخش را برایتان تداعی می کنند. خودتان را تشویق کنید. چون دست به کاری زده اید که قرار است زندگی شما را دگرگون کند پس برای انجام دادن آن جایزه ای در نظر بگیرید. می توانید برای موفقیتتان جایزه ای چون رفتن به یک سفر یا چیز دیگری را انتخاب کنید. برای تلاش های موثر می توانید به صورت روزمره نیز پاداش هایی برای خود منظور کنید. گام های کوچک. برخلاف انتظار درمانگران واقعی مطلب عنوان شده توسط دکتر لیومارتین در کتاب پس تکلیف باب چیست؟ درست از آب در آمد. یعنی قبل از  اینکه بتوانیم بدویم باید راه رفتن را یاد بگیریم. بهره وری از نیروی اراده کار آسانی نیست و موفقیت را باید در گام های بسیار کوچک ارزیابی کرد. گاهی ممکن است انسان در مراحل انجام دادن کار مایوس شود و کمی عقب نشینی کند. مهم این است که برای هر روزی که با کامیابی سپری می شود نمره خوبی به خودمان بدهیم. اجازه ندهید یک تجربه ناکام شما را از هدفتان منصرف کند. سعی کنید با ناکامی مواجه نشوید ولی اگر شدید خیلی به خود سخت نگیرید. بسیاری افراد این نتیجه غلط را می گیرند که اگر مثلا در یک نوبت برنامه رژیم غذایی خود را رعایت نکنند شانس موفقیتشان را کاملا از دست داده اند. این کار نوعی بهانه جویی برای انصراف دادن از کار است. به جای آن به خاطر داشته باشید که شما هدف دشواری را عهده دار شده اید و اگر نمی توانید به طور کامل و بدون نقص در رسیدن به آن موفق باشید نباید ناامید شوید و رهایش کنید. توجه داشته باشید که چنانچه در طول یک هفته فعالیت خود یک نوبت غفلت کرده اید اثرات تمرینات تمام هفته به طور کامل از مغز شما خارج نمی شود و می توانید به جای از نو شروع کردن سعی کنید از همان جایی که بودید ادامه دهید. منبع: دکتر سلام

اطلاعات بیشتر

بهترین زمان خواب برای بدن خود را پیدا کنید

21 اردیبهشت 2017
بهترین زمان خواب برای بدن خود را پیدا کنید

آخرین باری که یک نفر به شما گفت که به تختخواب بروید کی بوده است؟ آیا آن زمان هشت سالتان بود یا ده سالتان؟ مهم نیست که چه زمانی این حرف به شما گفته می‌شده است، این احتمالاً بهترین توصیه در مورد خواب شما بوده است. بسیاری از بیماران به ما در این مورد می‌گویند که چطور تصمیم دارند تا ساعت ۱۰ به رختخواب بروند، اما قبل از آنکه متوجه شوند به ساعت نگاه می‌کنند و می‌بینند که ساعت ۱۱:۳۰ شب است و با اینحال برای یک ساعت دیگر هم بیدار می‌مانند! در مورد این موضوع فکر کنید. زمان خواب شما یکی از آن مسائل کوچکی است که می‌توانید در مورد خواب خود کنترل کنید. اما معمولاً زمان بیداری شما با توجه به عوامل اجتماعی مشخص می‌شود. لازم است که برای رفتن به سر کار یا مدرسه آماده شوید یا حتی به کودکان خود برای آماده‌شدن کمک کنید – خودتان بهتر با این مسائل آشنا هستید. بنابراین زمان بیدار شدن ما تقریباً ثابت است. با اینحال، زمانی که به رختخواب می‌رویم می‌تواند متفاوت باشد و در حقیقت تحت کنترل ما است. محدود کردن زمانی که در خواب هستید می‌توانید باعث شود از کم‌خوابی جدی رنج ببرید و همه ما می‌دانیم که کم‌خوابی تاثیر قابل توجهی بروی کاهش وزن دارد: عدم تعادل در هورمون‌ها می‌تواند پیش بیاید که باعث می‌شود اشتهای شما افزایش یابد و احساس گرسنگی بیشتری کنید. شما آخرین مرحله خواب در یک خواب کامل را از دست می‌دهید که یعنی مرحله REMخواب که بیشترین میزان کالری را می‌سوزاند تجربه نخواهید کرد. کمبود خواب می‌تواند باعث میل شما به چربی‌زیاد و خوراکی‌ها پر از کربوهیدرات شود. پس چگونه می‌توانیم بفهمیم که بهترین زمان خواب کی است؟ و اگر بخواهیم که سوخت و ساز بدن ما به درستی کار کند به چه مقدار خواب نیاز داریم؟ راه‌حلی برای پیدا کردن بهترین زمان خواب: مشخص کنید که ساعت بیدار شدن شما به طور معمول کی است. اکنون هفت و نیم ساعت از این زمان کم کنید. هر چرخۀ خواب ما معمولاً ۹۰ دقیقه به طول می‌انجامد و یک فرد معمولی هر شب پنج تا از این چرخه‌ها را تجربه می‌کند. ساعت یا گوشی خود را کوک کنید تا زمان رفتن به تختخواب را به شما اطلاع دهد (اما فراموش نکنید که آن را برای زنگ صبح دوباره کوک کنید.) اگر که بعد از سه روز که در موقع مشخص شده به رختخواب رفتید، صبح توانستید طی آن ده دقیقۀ قبل از شروع زنگ ساعت خود از خواب بیدار شوید، پس بهترین زمان خواب خود را پیدا کردید. اگر که اینطور نشد و هنوز نیاز به زنگ ساعت داشتید، پس باید زمان خواب خود را هر سه روز ۱۵ دقیقه عقب‌تر ببرید تا زمانی که دقیقاً قبل از زنگ ساعت خود از خواب بیدار شوید. وقتی که قبل از زنگ ساعت خود بیدار شدید، بهترین زمان خواب خود را پیدا کرده‌اید. برای مثال: اگر که قرار است هر صبح سر ساعت شش و نیم صبح بیدار شوید، زمان ساعت خود را روی ۱۱ شب کوک کنید تا به شما یادآور شود که ظرف ۱۵ دقیقه به رختخواب بروید. (بعضی از افراد زنگ ساعت خود را برای ۸ ساعت قبل از بیداری کوک کنید – یعنی ۱۰:۳۰ – تا وقت کافی داشته باشید تا برای خوابیدن آماده شوید.) وقتی که در زمان درستی به رختخواب بروید، می‌توانید از کمبود خواب خود جلوگیری کنید، هورمون‌های شما تعادل خواهند داشت و سوخت و ساز بدن شما به درستی انجام خواهد شد. و البته به این هم فکر کنید که چقدر خوب است بدون یک زنگ ساعت از خواب خود بیدار شوید. به این ترتیب وقت خواهید داشت به تمام رویاهای خود برسید. پس فرصت را از دست ندهید و از همین امشب شروع کنید. منبع: مجله سلامت

اطلاعات بیشتر

اختلال دوقطبی: علائم، تشخیص و درمان

17 اردیبهشت 2017
 اختلال دوقطبی: علائم، تشخیص و درمان

اختلال دوقطبی یک شرایط سلامت ذهنی است که معمولا توسط دوره‌های حملات شیدایی و افسردگی شناخته می‌شود. تغییرات غیر طبیعی در حالات روحی می‌تواند توانایی فرد در انجام کارهای عادی و روزمره را با اختلال مواجه کند. در اختلال دو قطبی، افراد ممکن است حالت بیش از حد سرخوش یاتحریک پذیر را داشته باشند یا اینکه از حالت افسردگی رنج ببرند. این اختلال بیشتر از همه بزرگسالان جوان را هدف قرار می‌دهد اما تعداد کودکانی که مبتلا به این اختلال هستند نیز زیاد است. ابتلا به این اختلال در بیشتر افراد از سنین زیر ۲۵ سال آغاز می‌شود. این شرایط حدود ۵.۷ میلیون نفر از بزرگسالان یا ۲.۶ درصد از جمعیت افراد بزرگسال در ایالت متحده آمریکا را تحت تاثیر قرار داده است. حدود ۸۰ درصد از این افراد در گروه حاد طبقه بندی شده اند. نشانه‌ها: دوره جنون یا شیدایی در اختلال دوقطبی شامل سرخوشی یا تحریک پذیری، پرواز ایده‌ها( افکار ناپایدار، صحبت کردن سریع، تغییر از یک موضوع به موضوع دیگر)، افزایش انرژی، کمبود نیاز به خواب و بیش فعالی است. در طول دوره شیدایی، افراد ممکن است به سادگی ناراحت شوند، به سرعت حرف بزنند، به صورت غیر منطقی در پروژه‌های مختلف شرکت کنند، اعتقادات و عقاید غیر قابل باور و غیر واقعی داشته باشند، در فعالیت‌های پرخطر همچون قمار، سوء مصرف مواد مخدر شرکت کنند یا فعالیت‌های پر خطر جنسی را داشته باشند. متوسط طول اولین دوره شیدایی تقریبا سه ماه است. دوره شیدایی یا جنون را می‌توان بر اساس شدت به دوره‌های متفاوتی تقسیم کرد. بر خلاف افسردگی معمولی، دوره افسردگی در اختلال دوقطبی اغلب حاد خواهد بود و می‌تواند در طول چند هفته رخ دهد بدون اینکه فاکتورهای قابل توجهی داشته باشد. گذشته از حالت افسردگی، دوره افسردگی ممکن است به همراه مشکلات خواب، بی تفاوتی یا اضطراب، از دست دادن انرژی ، افکار مرتبط با خودکشی باشد. تشخیص و بررسی‌: معمولا یک روانپزشک می‌تواند فردی که مبتلا به اختلال دوقطبی است را شناسایی کند اما پزشکان دیگر نیز می‌توانند این نوع اختلال را تشخیص دهند به شرطی که آموز‌ش‌های لازم را دیده باشند.اختلال دوقطبی توسط راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM) به چند زیرگروه مختلف تقسیم می‌شود. بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی نوع I ،معمولا حداقل از یک دوره شیدایی و یک دوره افسردگی رنج می‌برند و این تغییر حالت می‌تواند به اندازه کافی حاد باشد تا مشکلاتی در مدرسه، سرکار و روابط ایجاد نماید. اختلال دوقطبی نوع II ، نسبت به نوع اول زیاد حاد نیست. افرادی که از این نوع اختلال رنج می‌برند معمولا دوره نیمه شیدایی یا شیدایی خفیف را تجربه می‌کنند که نسبت به حالت شیدایی کامل خفیف‌تر است. این افراد همچنین حداقل یک دوره افسردگی بزرگ و اساسی دارند. برای این افراد، دوره افسردگی معمولا بیشتر از دوره نیمه شیدایی یا شیدایی خفیف طول می‌کشد و می‌تواند تاثیرات اندک و خفیفی بر روی برنامه‌های روزانه فرد داشته باشد. بخشی از فرایند تشخیص معمولا بر اساس سابقه خانوادگی و روانی فرد خواهد بود. باید به این نکته توجه داشته باشید که افراد در دوره‌های افسردگی بیشتر از سایر دوره‌ها به دنبال کمک می‌روند. به همین خاطر پزشکان بر این باورند که ورودی و توصیف نشانه‌ها از طرف خانواده و دوستان می‌تواند تصویر دقیق تری از شرایط بیمار حاصل کند و از بروز تشخیص اشتباه بکاهد. درمان و استفاده از دارو: در حال حاضر پزشکان اختلال دوقطبی را به عنوان یک بیماری مادام العمر و بدون درمان در نظر می‌گیرند. با اینحال، درمان‌های دارویی و سایر روش‌های درمانی ممکن است برای کمک به تسکین حالت‌های فرد و نشانه‌های مرتبط با آن مورد استفاده قرار گیرد. در برخی از موارد نیز این درمان‌ها برای مدیریت اختلال دوقطبی در طولانی مدت استفاده می‌شود. اختلال دوقطبی معمولا با تثبیت کننده‌های حالات روحی درمان می‌شود اما علاوه بر این موارد، شما می‌توانید از جلسات روانشناسی نیز استفاده کنید، بیمار را در جامعه درگیر کنید، نحوه مدیریت شرایط را به خانواده‌های آن‌ها بیاموزید. تثبیت کننده‌های حالت روحی مانند لیتیوم و والپروات برای پیشگیری از بالا و پایین شدن شدید حالات استفاده می‌شود. عوارض جانبی محتمل در درمان لیتیوم، پایین آمدن سطح تیروئید است که می‌تواند به افزایش وزن در برخی از افراد منجر شود.سایر داروهایی که ممکن است برای درمان نشانه‌های خاص به کار رود شامل داروهای ضدافسردگی، داروهای ضد تشنج و داروهای ضد روان پریشی است. داروهای ضد تشنج مانند اسید والپروئیک ،داروی گاباپنتین (Neurontin)، توپیرامات و لاموتریژین (LAMICTAL) نیز به عنوان تثبیت کننده خلق و خوی به کار می‌رود. با اینحال مطالعات انجام شده در سال ۲۰۱۰ نشان می‌دهد که افزایش رفتارهای پرخطری همچون تصمیم به خودکشی در میان بیمارانی که از داروهای مرتبط با تشنج استفاده کرده بودند افزایش می‌یابد. به همین خاطر بهتر است تغییرات رفتاری در اینگونه بیماران بررسی شود. درمان با شوک الکتریکی یا شوک درمانی نیز برای درمان برخی از بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی استفاده می‌شود. این نوع درمان معمولا برای افرادی که دارای حالت روان پریشی یا جنون هستند بسیار مناسب است. همچنین شوک درمانی در بیمارانی که آشفتگی زیادی دارند و نشانه‌های خودکشی در آن‌ها دیده می‌شود نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. درمان با شوک الکتریکی شامل استفاده از یک محرک الکتریکی کوچک است که از طریق پوست سر اعمال می‌شود. اگرچه این درمان به طور کلی موثر است اما نگرانی‌هایی در مورد اثرات طولانی مدت بر حافظه نیز وجود دارد.

اطلاعات بیشتر

دلیل اعتیاد به خشم چیست؟

16 اردیبهشت 2017
 دلیل اعتیاد به خشم چیست؟

خشم، در آمریکا یک اپیدمی است؛ همه چیز را آلوده کرده، از بگومگوهای رسانه‌ای تا جنون جاده، جنگ‌ها، کشتارهای دسته‌جمعی. اما جدای از ابعاد‌ خطرناک گسترده‌تر این احساس اساسی بشر و ارتباطش با خشونت، خشم، در معیارهای کوچک‌تر،روی زندگی روزمره شخصی ما هم تاثیراتی دارد. همه‌چیز، از درماندگی در محل کار گرفته تا اختلافات خانوادگی می‌تواند باعث بروز استرس، اضطراب و افسردگی شود. با این‌که می‌دانیم عصبانیت و خشم تا چه اندازه می‌تواند مخرب و دردناک باشد، چرا وقتی بروز می‌کند سرشار از آن می‌شویم؟ چرا علی رغم تمام پیامدهای خطرناکش، به افتادن در دامش ادامه می‌دهیم؟ پیامدهای قانونی، اجتماعی، مالی، جسمی، … بیولوژی اعصاب انسان، خشم را مزیت می‌داند. بخشی از این پیامد مربوط به لحظه‌ای است که خشم حس خوبی دارد، احساس اینکه کاری انجام می‌شود. خشم، تمام ترمزهای اخلاقی و منطقی مغز را لگدمال می‌کند چون از سیستم کناره‌ای آغازین ما نشات می‌گیرد: مرکز مغزی اتوماتیک‌ترین احساسات ما مانند ترس و علاقه. سیستم کناره‌ای، مستقیم‌ترین ارتباط را با سیستم واکنش جنگ یا گریز ما دارد و شامل کنترل روی حملات آدرنالین، هشیاری، و سایر غرایزی می‌شود که شما را آماده جنگ یا فرار سریع می‌کند. خشم، مشابه سایر اعتیادهاست. چیزی که اتفاق می‌افتد این است که خشم، می‌تواند به حملاتی مشابه فعالیت‌های هیجان خواهی منجر شود، که در این فعالیت‌ها، خطر موجب برانگیختگی دریافتگرهای پاداش دوپامین در مغز می‌شود، یا مانند شکل‌های دیگراعتیاد مانند قمار، ورز‌ش‌های شدید، حتی داروهایی مانند کوکائین و متامفتامین‌ها. خشم می‌تواند پاداش خودش باشد، اما مانند سایر اعتیادها، عواقب نهایی، خطرناک و واقعی هستند و افراد از انگیزه‌های خشم در آن لحظه پیوری می‌کنند بدون این‌که به پیامدهایش توجهی داشته باشند. خشم، شکنندگی نفس را بیشتر می‌کند. شکنندگی و آسیب نفس، جنبه روانشناسی هم دارد، که اغلب در شخصیت‌های خود شیفته دیده می‌شود؛ حملات بعداز خشم می‌توانند با احساسات نهفته ضعف یا عدم امنیت روی دهند، به عنوان راهی برای احساس قدرت در لحظه و غلبه بر احساس ضعف و عدم امنیت. خشم همچنین به افراد این احساس را می‌دهد که مختصرا نسبت به چیزهایی که عموما کنترلی روی‌شان ندارند، احساس کنترل کنند. متاسفانه نتایج ناخوشایند، پیامدهای منفی جلوه شما نزد دیگران را که باعث آزارتان می‌شود، تشدید می‌کند و چرخه ناامنی ادامه پیدا می‌کند. یک چرخه خطرناک از خشم و کج خلقی و مجازات که در نهایت به شخص خشمگین آسیب می‌زند. خشم ممکن است آشنا و خوشایند باشد و همچنین روشی برای خودداری احساسی. متاسفانه برای بعضی‌ها که در محیطی همیشه آشفته و ناآرام بزرگ شده‌اند، بی‌ثباتی و دگرگون‌پذیری خشم ممکن است خودسرانه تبدیل به حالتی خوشایند شود و به سردرگمی یا فرار از احساسات ناخوشایند پنهان مانند خلاء یا ترس منجر گردد. حمله خشم و ناسازگاری، حس آشنایی داده و نزدیکی مخربی ایجاد می‌کند که ممکن است فردی این احساس را به مقابله با احساسات منفی‌تر مانند شکست یا اندوه ترجیح دهد. جدای از محیط‌های خانوادگی دلخراش، افسران جنگ هم در معرض این اعتیاد اشنا قرار دارند، چون تا مدتها در موقعیت‌های پر از تهدید گذشته باقی می‌مانند و آن شرایط در دوره‌های مختلف زمانی برای‌شات تکرار می‌شود. بنابراین ارزش این را دارد که از خود بپرسید آیا به خشم اعتیاد دارید؟ اگر چنین است، استراتژی‌هایی وجود دارد که به شما کمک می‌کند. مانند: روان درمانی (گاهی برای مدیریت خشم از روش روان-شناخت درمانی استفاده می‌شود، و همچنین درمانی برای مقابله/مشاهده دینامیک‌های پنهان میان‌فردی و مسائل گذشته که می‌تواند برانگیزاننده خشم باشد.) درمان هرنوع اختلال مانند افسردگی، اضطراب، و اختلال تنش‌زای پس از حادثه(PTSD) که می‌تواند خشم را به‌عنوان یکی از علائم بروز دهد. استراتژی‌های مثبت غلبه بر استرس مانند شوخی و سرگرمی/ ورزش/ یوگا / مدیتیشن/ سفر. یادگرفتن رفتارهای جایگزین مانند چگونگی حل مسئله به‌طور ساختاری و اتکای کمتر روی ظغیان‌های ناگهانی، صحبت درباره محرک‌های خشم با دیگران پیش از آن‌که روی دهند، تمرین تفکر/ باور و … درمورد گرایشات‌تان صادقانه با اعضای خانواده و دوستان صحبت کنید. اما درست مانند هر اعتیاد دیگری، اولین قدم، تائید و پذیرفتن این است که مشکلی وجود دارد؛ و برای خیلی از افراد این سخت‌ترین قدم است تا زمانی‌که متاسفانه چیزی روی دهد که راه برگشتی باقی نگذارد. تصدیق این موضوع که خشم شما تبدیل به یک مشکل شده، نیاز به خردمندی، بلوغ و شجاعت دارد و متاسفانه بسیاری از افراد هنوز به عقب برنگشته‌اند تا تاثیر رفتارشان را روی اطرافیان‌شان ببینند،آگاهی، اولین قدم برای دوباره ساختن است.

اطلاعات بیشتر

علائمی که نشان میدهد شما باهوش هستید

16 اردیبهشت 2017
 علائمی که نشان میدهد شما باهوش هستید

برای اینکه بتوانید فرد باهوشی باشید نیازی به مدرک های آن چنینی ندارید. در حقیقت نشانه های باهوشی بسیار ظریف هستند و اگر آن ها را نشناسید ممکن است نتوانید باهوش بودن خود یا سایر افراد را تشخیص دهید. اما نگران نباشید. نشانه هایی وجود دارد که توسط دانشمندان تایید شده و نشان می دهد شما فرد فوق العاده باهوشی هستید. در این مقاله قصد داریم ۶ مورد از نشانه های شگفت انگیز و البته غیر عادی با هوش بودن را با هم مرور کنیم. پس همراه ما باشید. شما اولین فرزند خانواده هستید: تحقیقات انجام شده نشان می دهد که کودکان اول هر خانواده نمرات IQ بالاتری نسبت به سایر خواهران و برادران خود دارند. باهوشی این کودکان از همان روزهای آغازین زندگی مشخص می شود. محققان برای انجام دادن این مطالعه ۵۰۰۰ کودک را از بدو تولد تا سن ۱۴ سالگی مورد بررسی قرار دادند و مهارت خواندن، تطبیق عبارات و به خاطر سپاری تصاویر را ارزیابی نمودند. این محققان دریافتند با اینکه والدینی با چندین فرزند تلاش می کنند از همه آن ها به صورت عادلانه حمایت کنند اما کودکان اول هر خانواده وظایف بیشتری نسبت به سایرین دریافت می کنند و همین امر باعث بهبود مهارت های فکری آن ها می شود. از واژه های خوبی استفاده نمی کنید: یکی از مطالعات انجام شده در دانشگاه نیویورک نشان می دهد که افراد باهوش از واژه های مناسبی استفاده نمی کنند. محققان برای انجام دادن این مطالعه از شرکت کنندگان خواستند واژه هایی که روزانه برای نوشتن یا صحبت کردن استفاده می کنند را بیان نمایند. آن ها واژه های به کار رفته در طبقه بندی های مختلفی جای دادند. بعد از تحقیق، به این نتیجه رسیدند افرادی که قادر بودند واژه های بیشتری را لیست کنند از واژه های مناسبی استفاده نمی کردند.این موضوع بدین خاطر است که چنین افرادی لیست بزرگتری از واژگان را دارند. محققان بر این باورند که افراد باهوش طیف وسیعی از کلمات را دارند و همین امر نشان دهنده توانایی و ظرفیت آن ها برای حفظ و نگهداری چنین کلماتی است. مادر خود را عصبانی می کنید: حتی زمانی که در رحم مادر خود به سر می بردید نیز فرد آرامی نبودید. محققان تورنتو بعد از اینکه مادران باردار و فرزند به دنیا آمده را مورد بررسی قرار دادند دریافتند مادرانی که از تهوع بارداری رنج می برند کودکانی را به دنیا می آورند که نمره بالاتری در تست های هوش کسب می کنند. خوب حالا سوال اینجاست که این دو مورد چه ارتباطی به هم دارند؟ به احتمال زیاد خانم هایی که با تهوع بارداری دست و پنجه نرم می کنند کودکان خود را در معرض سطح بالاتری از هورمون های بارداری همچون estradiol و پرولاکتین قرار می دهند و همین امر باعث می شود جنین رشد مغزی بهتری داشته باشد. شب تا دیروقت بیدار می مانید: افراد باهوش، شب تا دیروقت بیدار می مانند. محققان انگلیسی برای انجام دادن مطالعه خود بیش از ۲۰۰۰۰ شرکت کننده را به مدت هشت سال مورد بررسی قرار دادند و دریافتند افرادی که سطح IQ بالاتری دارند نسبت به سایر افراد بیشتر بیدار می مانند. این موضوع بدین خاطر است که افرادی با توانایی های شناختی بالاتر به گونه ای تکامل یافته اند که می توانند ریتم و ساعت طبیعی بدن را نادیده بگیرند.همین امر باعث می شود چنین افرادی تا دیروقت بیدار بمانند. اجداد ما برای جلوگیری از خطرات موجود، شب را زودتر می خوابیدند اما انسان های باهوش و مدرن امروزی در معرض این خطرات قرار ندارند و می توانند شب را تا دیروقت بیدار بمانند. فقط به خاطر داشته باشید که بزرگسالان حداقل به ۷ الی ۸ ساعت خواب در شب نیاز دارند تا بتوانند فعالیت‌های خود را به درستی انجام دهند. این عدد از فردی به فرد دیگر متغیر است. تنهایی را دوست دارید: دوست ندارید به شهر بروید، در رویدادهای بزرگ شرکت کنید یا در مهمانی‌های شلوغ شرکت نمایید؟ خوب این موضوع می تواند نشانگر هوش شما باشد. محققان انگلیسی ۱۵۰۰۰ فرد بزرگسال را مورد بررسی قرار دادند و دریافتند افرادی که سطح بالایی از IQ را دارند کمتر از سایرین در مکان های شلوغ زندگی می کنند و حضور پیدا می یابند. این افراد نسبت به سایر افراد زمان کمتری را در جامعه می گذرانند و همین موضوع باعث رضایت آن ها از زندگی می شود.اجداد ما در قبایل زندگی می کردند و برای رفع نیازهای خود مجبور بودند با هم تعامل و ارتباط داشته باشند. افراد بسیار باهوش به گونه ای توسعه یافته اند که می توانند خود را به سرعت با جامعه‌ی در حال تغییر وفق دهند. طنز عامیانه را دوست دارید: اگر حس طنز دارید زیاد ناراحت نشوید. این موضوع می تواند نشانگر هوش شما باشد. دانشمندان اتریشی ۱۵۰ نفر را مورد بررسی قرار دادند. آن ها هوش کلامی و غیر کلامی افراد را ارزیابی کردند. افرادی که جوک‌های عامیانه را ترجیح می دادند سطح بالایی از هوش را داشتند. این موضوع بدین خاطر است که افراد برای درک و تفسیر چنین جوک هایی باید با عضلات ذهنی خود به سختی کار کنند. اینگونه طنزها پیچیده هستند. منبع: مجله سلامت

اطلاعات بیشتر

راز بخیه‌های پنهان سندرم «قلب شکسته»/ با افراد داغدار چطور برخورد کنیم؟

15 اردیبهشت 2017
راز بخیه‌های پنهان سندرم «قلب شکسته»/ با افراد داغدار چطور برخورد کنیم؟

سندرم قلب شکسته یا به اصطلاح عام «دلِ شکسته» یکی از دردناکترین تجربه‌های زندگی محسوب می‌شود و ممکن است در موارد حاد جان افراد را تهدید کند! از گذشته‌های دور مردم معتقد بودند شنیدن یک خبر پرهیجان و دردناک می‌تواند فرد را دچار حمله قلبی کند، گرچه در آن زمان این فقط یک نظر بود، اما امروز ارتباط بین قلب و عواطف و حالات روانی انسان ثابت شده است تا جایی که اصطلاح «قلب شکسته» یا «دلشکستگی» توصیفی است برای احساس غم شدیدی که هنگام تمام شدن یک ارتباط عاطفی شدید گریبانگیر فرد می‌شود. بعد از دست دادن یک فرد چه به دلیل فوت و چه به واسطه جدایی از او، احساسات مختلفی از جمله انکار، عصبانیت، حس گناه، ترس، اضطراب، تصاویر آزار دهنده تنهایی و افسردگی به سراغمان می‌آید. هنگامی که یک رابطه عاطفی مهم به پایان می‌رسد، فرد احساس درد و پوچی می‌کند، تعادل زندگی‌اش بر هم می‌خورد، دچار بی‌ثباتی شده و کنترل خود را از دست می‌دهد و در دریایی از بلاتکلیفی غوطه‌ور می‌شود. این درد بزرگ احساسی تمام احساسات دیگر فرد را تحت تاثیر قرار می‌دهد و فرد احساس می‌کند به یکباره همه چیز خود را از دست داده است. ممکن است فرد احساس بی ارزشی کند و این احساس بخش زیادی از تفکرات و نگرش‌های وی را به جهان و زندگی دچار تغییر اساسی می‌کند. *** مراحل سندرم قلب شکسته یا همان دلشکستگی بسیاری از افراد دلشکسته احساساتی، چون غم و اندوه و ترس را تجربه می‌کنند. این احساسات در عین‌حال که واکنش‌های طبیعی انسان در برابر از دست دادن کسی است، اما می‌تواند کوبنده و ویرانگر نیز باشد، زیرا ما برای روابط خود هزینه فراوانی می‌پردازیم و طبیعی است که پایان یک رابطه فقدان محسوب می‌شود. وقتی دل کسی بشکند، آینده‌ای که فرد در سر می‌پرورانده خراب می‌شود، باناشناخته‌ها مواجه شده و احساس می‌کند آینده مورد علاقه خود را از دست داده است، در نتیجه دچار احساساتی چون عصبانیت، ناامیدی، پریشانی، تاسف، نفرت، شرمندگی و خجالت‌زدگی می‌شود. لیلا رازقیان جهرمی متخصص اعصاب و روان با اشاره به اینکه عوامل فرهنگی و مذهبی تاثیر چشمگیری در چگونگی مواجهه فرد با شرایط به وجود آمده دارند، بیان کرد: هنگامی که افراد فردی را که به او دلبستگی و وابستگی دارند از دست می‌دهند معمولا مراحلی را پشت سر می‌گذارند که در درجه اول از دست دادن فرد مورد علاقه خود را انکار می‌کنند و بعد از آن احساس خشم پیدا می‌کنند. وی افزود: پس از این مرحله افراد برای بازگشت فرد مورد علاقه خود چانه‌زنی کرده و حاضرند کارهای مختلفی برای بازگشت او انجام دهند. سپس مرحله افسردگی را تجربه می‌کنند و در بهترین حالت نیز پس از گذراندن این مراحل به پذیرش دست می‌یابند. این متخصص روانپزشکی تصریح کرد: این مراحل در همه افراد یکسان نبوده و به همین ترتیب سپری نمی‌شود، بلکه این امکان وجود دارد که افراد در هر یک از این مراحل ثابت شوند و به طور معمول انتظار می‌رود در عرض شش تا ۱۲ ماه اندوه فرد پایان یابد و به مرحله‌ای برسد که با یادآوری خاطرات عزیز خود کمتر ناراحت شود. *** علائم جسمی ناشی از دلشکستگی را جدی بگیرید دلشکستگی بیماری عجیبی است، زیرا در این بیماری هیچ نشانه‌ای از زخم در بدن دیده نمی‌شود، اما فرد مبتلا به شدت احساس درد و رنج می‌کند که البته از دست دادن فرد مورد علاقه می‌تواند از نظر جسمی روی سیستم ایمنی، غدد، عملکرد مغز تاثیرگذار باشد و گاهی احتمال مرگ بر اثر تصادف و بیماری‌های قلبی عروقی را نیز افزایش می‌دهد. رازقیان جهرمی با بیان اینکه طبق مطالعات انجام شده از دست دادن فرزند و همسر پراسترس‌ترین حادثه در زندگی افراد محسوب می‌شود، اظهار داشت: علاوه بر علائم جسمی ناشی از سوگ، به لحاظ روانی نیز بعد از فقدان فرد محبوب این احتمال وجود دارد که افراد دچار اختلال خواب، اضطراب، گوش به زنگی و ناامیدی و بیقراری شوند و در این دوران احتمال مصرف مواد نیز توسط افراد مستعد افزایش می‌یابد. وی ادامه داد: حدود ۱۰ درصد از افراد در عرض یک سال پس از فوت عزیزان خود دچار افسردگی شده و لازم است برای استفاده از درمان‌های دارویی و غیر دارویی به روانپزشک مراجعه کنند. وی با اشاره به اینکه سابقه بیماری‌های جسمی و روانی در فرد داغدار نیز می‌تواند از عواملی باشد که سوگ را تشدید می‌کند، عنوان کرد: از جمله خطراتی که به لحاظ روانشناختی می‌تواند باعث حل نشدن سوگ به طور طبیعی شود می‌توان به شیوه رفتار نادرست با فرد داغدیده از سوی اطرافیان اشاره کرد، زیرا گاهی اطرافیان از گریه کردن فرد داغدیده جلوگیری می‌کنند و یا گاهی حس گناهکار بودن را به او القا می‌کنند؛ مثلا در مواردی ممکن است گفته شود این حادثه تقاص فلان گناه فرد داغدیده است که در چنین شرایطی فرد مصیبت دیده آسیب بیشتری را تجربه خواهد کرد. ***در مورد احساسات خود و دیگران قضاوت نکنید دلشکستگی همیشه در اثر فوت عزیزان رخ نمی‌دهد و گاهی حاصل شکست در عشق است که معمولا از سوی جامعه پذیرفته نمی‌شود و فرد دلشکسته از حمایت کمتری برخوردار است. این متخصص اعصاب و روان با اشاره به اینکه در دورانی که فرد مراحل سوگ عشقی را می‌گذراند، ممکن است به پیشنهاد دیگران برای سرکوب احساسات ناشی از شکست به وابستگی‌های زود هنگام متوسل شود؛ تصریح کرد: در این دوران بهتر است فرد به خود فرصت دهد تا مراحل ناراحتی را طی کرده و خاطرات خود را مرور کند و تصمیم‌گیری‌های مهم از جمله ازدواج را به تعویق بیاندازد. وی تصریح کرد: مدت زمان منطقی در افراد مختلف برای گذر از این مرحله متفاوت است و گاهی نیاز است برای طی کردن این مرحله فرد به روانپزشک مراجعه کند تا با دارو درمانی یا روان درمانی و حمایت بتواند از این بحران عبور کند، چون ممکن است نسبت به پایان رابطه احساس ابهام داشته باشد و وارد مرحله سوگواری نشود که به منزله زنگ خطر است. به گفته این روانپزشک خیلی اوقات با کسانی روبرو می‌شویم که احساس درماندگی و ناراحتی دارند که این احساس می‌تواند به علت از دست دادن محبوب، مشکلات شغلی، خانوادگی و اجتماعی یا هر نوع مشکل دیگری در فرد ایجاد شود و در این زمان ما به عنوان دوست، همکار، همسر یا هر فرد دیگر باید بدانیم که چطور با این فرد رفتار کنیم. رازقیان جهرمی با بیان این مطلب که سواد هیجانی به معنای میزان شناخت فرد از هیجانات و احساسات درونی برای مدیریت کردن آن‌ها در روابط بین فردی است، گفت: اگر عواطف را بشناسیم، می‌توانیم با دیگران همدلی کرده و حتی با بروز احساسات خود به دیگران اجازه دهیم که بتوانند با ما همدلی کرده و ارتباط بهتری با ما برقرار کنند. وی تاکید کرد: متاسفانه افراد گاهی اوقات از شناسایی احساسات خود و دیگران غافل هستند و قضاوتگرانه به احساسات خود و دیگران نگاه می‌کنند. این متخصص اعصاب و روان با اشاره به این که عدم درک احساس و رفتار دیگران و استفاده از جملات نامناسب باعث بدتر شدن حال فرد دلشکسته می‌شود، عنوان کرد: به طور مثال، افراد در برخورد با شخصی که با بحران مواجه شده و به دنبال آن مبتلا به افسردگی شده است، مدام او را به چالش کشیده و با جملاتی مانند تو خودت باید بتوانی به خودت کمک کنی، تو خودت مقصری و تو باید قوی باشی و یا تو می‌توانی تحمل کنی شرایط را برای فرد دشوارتر می‌کنند. وی اضافه کرد: این کار نه تنها کمکی به فرد دلشکسته نمی‌کند، که با عدم پذیرش احساسات وی، سیر درمانش را هم کندتر می‌کند؛ درحالی که باید از او حمایت کنیم و رفتارهای منفی اش را در شرایط بحرانی نادیده بگیریم. ***شنونده خوبی برای فرد دلشکسته باشید اگر بتوانیم مهارت همدلی را درخود تقویت کنیم حتی می‌توانیم هیجانات ابراز نشده افراد را هم بشنویم و بهتر است به جای گفتن با افکار منفی خودت بجنگ، به حرفهای او گوش کنیم و از او بپرسیم چه کمکی از دست ما ساخته است. رازقیان جهرمی با تاکید بر این که افراد باید بدانند که سرزنش کردن هیچ مشکلی را حل نمی‌کند، گفت: باید خود را جای طرف مقابل گذاشته و سعی کنیم از پنجره دید او به مسائل نگریسته و او را درک کنیم. وی ادامه داد: از طرفی هم باید مواظب باشیم که با هدف حمایت عاطفی از فرد مورد نظر در زمانی که در روابطش با دیگران دچار مشکل شده است به طور کاذب دیگران را مقصر جلوه ندهیم. به گفته این متخصص اعصاب و روان، در مواجهه با فرد دلشکسته ابتدا باید شنونده خوبی برای حرفهای او باشیم و قبل از اینکه با طرف مقابل صحبت کنیم از خود بپرسیم اگر من در بحران و شرایط مشابه بودم انتظار داشتم چه چیزی را از اطرافیان خود بشنوم. وی با بیان اینکه قضاوت کردن، نصیحت کردن و دستور دادن حس همدلی را از بین می‌برد، ابراز داشت: اگر در حیطه شناسایی احاساست خودمان کارآمد باشیم، می‌توانیم در مشکلات دیگران نیز با آن‌ها همدلی کرده و با کمک یکدیگر راه حل مناسبی را در شرایط بحرانی به اطرافیان پیشنهاد کنیم. وی در ادامه توضیحاتش گفت: گاهی اوقات سکوت و گوش دادن یک هدیه ارزشمند به اطرافیان برای مواقع بحرانی آنها است و گوش دادن به حرف‌ها سبب می‌شود که مخاطب احساس کند توسط شنونده درک می‌شود. این روانپزشک با تاکید بر اینکه «گوش دادن» هسته مهم مهارت‌های ارتباطی به شمار می‌آید؛ اظهار داشت: باید سعی کنیم هنگامی که کسی از مشکلاتش صحبت می‌کند، کلامش را قطع نکنیم. برخی تصور می‌کنند اگر فرد رنجیده خاطر را از بحث منحرف کرده و موضوع را عوض کنند و به شوخی این موقعیت را بگذرانند، باعث کاهش تنش فرد مورد نظر می‌شوند. این در حالی است که این اقدام اثر کاملا عکس داشته و سبب سرخوردگی فرد می‌شود به طوری که وی تصور می‌کند شما متوجه احساسات و افکار او نشده‌اید. شایان ذکر است؛ همدلی با دیگران نه تنها به آن‌ها کمک می‌کند، بلکه باعث رشد فرد همدلی‌کننده و تقویت روابط بین فردی می‌شود؛ ضمن اینکه در این فرآیند حس احترام و اعتماد متقابل نیز افزایش می‌یابد و زمانی که مشکلات فرد دلشکسته خیلی جدی است بهتر است او را به سمت دریافت کمک تخصصی از سوی روانپزشک هدایت کنیم. گزارش از زهرا رحیمی/ باشگاه خبرنگاران جوان

اطلاعات بیشتر

تاثیر افسردگی بر رژیم غذایی و سلامت

14 اردیبهشت 2017
 تاثیر افسردگی بر رژیم غذایی و سلامت

دانشگاه علوم پزشکی تهران اعلام کرد: در هنگام افسردگی، سطح انرژی به کمتر از حد معمول می رسد و تمایل برای انجام بسیاری از امور از جمله غذاخوردن در مبتلایان از بین می ‌رود و در نتیجه اختلال در رژیم غذایی، این افراد مستعد ابتلا به برخی بیماری ها می شوند. افسردگی یکی از شایعترین مشکلات بهداشت روان است؛ بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت در سال 2002 میلادی، افسردگی از نظر تحمیل هزینه های اقتصادی و اجتماعی، چهارمین رتبه را در بین بیماری ها دارا است و شایعترین علت ناتوانی محسوب می‌ شود. افسردگی در ایران نیز جزو هفت علت اول بیماری و ناتوانی در سنین مختلف به شمار می‌ رود. عوامل تغذیه‌ ای نقش مهمی در بروز افسردگی دارند، افرادی که دچار افسردگی هستند نیز غالبا تغذیه نامناسبی داشته و در نتیجه در معرض خطر انواع بیماری ها قرار می گیرند. علاوه بر این، کاهش یا افزایش وزن ناخواسته و جذب ناکافی ویتامین ها و مواد معدنی غالبا با افسردگی ارتباط دارد؛ سالمندانی که تنها زندگی می کنند، بیشتر در معرض این خطرات هستند. کمبود مواد مغذی و بروز افسردگی کمبود برخی از مواد مغذی در رژیم غذایی می‌ تواند سبب ایجاد افسردگی شود یا حالت افسردگی را تشدید کند؛ این مواد مغذی عبارتند از: - اسیدهای چرب امگا 3؛ کمبود این مواد در رژیم غذایی می‌تواند افراد را مستعد افسردگی کند. غذاهای دریایی به ویژه ماهی های چرب، تخم مرغ های غنی شده با امگا 3، روغن کانولا، روغن بذر کتان، گردو، سویا و سبزیجات برگ سبز از جمله منابع غذایی با اسید چرب امگا 3 هستند. بر همین اساس توصیه کلی این است که تمام بزرگسالان حداقل دو بار در هفته ماهی مصرف کنند. - اسید فولیک؛ سطح اسید فولیک در خون برخی از افراد مبتلا به افسردگی پایین است. جگر، قارچ و سبزی های برگ سبز به ویژه اسفناج و کلم بروکلی، گوشت گاو کم چرب، سیب زمینی، نان گندم کامل، آب پرتقال و لوبیا از منابع اسید فولیک هستند. - ویتامین 12B؛ سطوح بالاتر این ویتامین در خون افراد افسرده سبب می ‌شود که این افراد به درمان جواب بهتری دهند. جگر، کلیه، شیر، ماهی، تخم مرغ، ماهی و گوشت از منابع غذایی ویتامین 12B هستند. - روی؛ این عنصر نقش مهمی در عملکرد سیستم عصبی دارد. تعادل این عنصر در بدن در پیشگیری و درمان افسردگی موثر است. گوشت، مرغ، ماهی، شیر و فرآورده‌های آن، جگر، غلات کامل، لوبیا و مغزها از منابع روی هستند. - آهن؛ کمبود آهن می ‌تواند سبب بی ‌حوصلگی شود. این ماده مغذی در جگر بیش از سایر منابع غذایی و سپس در غذاهای دریایی، کلیه، قلب، گوشت بدون چربی، گوشت پرندگان، زرده تخم مرغ، میوه‌ های خشک، غلات کامل و نان غنی شده وجود دارد. آهن موجود در منابع گیاهی مانند حبوبات و برخی سبزی های سبز رنگ به مقدار کمتری جذب می‌شود. - ویتامین 6B؛ مصرف این ویتامین در درمان و پیشگیری از افسردگی موثر است. این ویتامین به طور گسترده در غذاها وجود دارد؛ گوشت، غلات کامل به خصوص گندم، سبزی ها و مغزها حاوی این ویتامین هستند. - ویتامین E؛ این ویتامین به علت اثرات آنتی اکسیدانی زیادی که دارد، می‌تواند در درمان و پیشگیری از افسردگی موثر باشد. روغن های گیاهی بهترین منابع آن هستند. میزان ویتامین E در روغن آفتابگردان، کلزا، ذرت، زیتون و مغزها به ویژه بادام زیاد است. باید توجه داشت که سرخ کردن در حرارت بالا باعث تخریب این ویتامین می‌شود. - ویتامین C؛ غلظت این ویتامین در مغز زیاد است و به نظر می‌رسد در تنظیم فعالیت های عصبی نقش داشته باشد. به علاوه این ویتامین دارای خواص آنتی اکسیدانی است. سبزی ها و میوه‌ها به ویژه مرکبات بهترین منبع این ویتامین هستند. ویتامین C بسیار حساس است و مقداری از آن در زمان پخت از دست می‌رود. حتی در یخچال نیز بعد از 24 ساعت 45 درصد این ویتامین کاهش می‌ یابد. - منیزیم؛ سطح منیزیم در بدن افراد مبتلا به افسردگی کمتر از افراد سالم است. به نظر می‌ رسد که دریافت منیزیم در کاهش افسردگی موثر است. دانه‌ها، مغزها، حبوبات، سبزی های برگ سبز تیره مانند منیزیم منابع خوب این ماده مغذی هستند. شیر نیز در صورتی که به مقدار کافی مصرف شود، یکی از منابع منیزیم محسوب می‌شود. - سلنیم؛ کمبود این ماده می‌ تواند با افسردگی مرتبط باشد. میزان سلنیم غذا بستگی به محتوای آب و خاک هر منطقه دارد. غذاهای دریایی، کلیه، جگر، گوشت قرمز و ماهیان منابع عمده این ماده هستند. - تریپتوفان؛ یک اسید آمینه ضروری است که بدن قادر به ساختن آن نیست. این ماده پیش ساز سروتونین است. سروتونین اثرات ضد افسردگی دارد. هنگامی که سروتونین در مغز فعال است، احساس «خوب بودن» در فرد تقویت می شود. به نظر می‌رسد برخی از افرادی که دچار افسردگی هستند، دارای کمبود سروتونین هستند این ماده مغذی در گوشت مرغ و گاو، مغزها، ماهی، شیر، تخم مرغ، پنیر و برخی سبزی ها به میزان زیاد موجود است. مصرف مواد حاوی کربوهیدرات ورود تریپتوفان را به مغز افزایش می‌دهد. غلات، حبوبات، سبزی های نشاسته‌ای مانند سیب زمینی، لبنیات و میوه‌ها از منابع کربوهیدرات به شمار می روند. تاثیر متقابل چاقی و افسردگی افراد چاق به علل مختلف بیشتر به افسردگی مبتلا می‌شوند و از سوی دیگر افسردگی نیز می‌تواند فرد را مستعد چاقی کند؛ بنابراین افراد افسرده باید مراقب وزن خود باشند و مانع از بروز اضافه وزن و چاقی شوند همچنین افراد چاق باید با انجام فعالیت بدنی و کاهش مصرف مواد پرکالری وزن خود را متعادل کنند تا دچار افسردگی ناشی از چاقی نشوند. مواد غذایی حاوی کافئین افرادی که دچار افسردگی هستند، معمولا از کافئین برای بالا بردن انرژی خود استفاده می‌کنند اما این اقدام می‌تواند، نتیجه معکوس داشته باشد؛ کافئین سیستم عصبی را تحریک می‌کند بنابراین مقدار زیاد آن مانع استراحت خوب شبانه می شود و از خواب عمیق جلوگیری می‌کند. تحریک بیش از حد سیستم عصبی می تواند سبب افزایش سطح اضطراب شود و همین امر، بهبودی را دشوارتر می‌سازد. رژیم غذایی مناسب برای پیشگیری از افسردگی مصرف بیشتر سبزی، میوه، مغزها، حبوبات و غلات کامل (سبوس دار)، روغن زیتون، دانه‌های خوراکی، ماهی و لبنیات کم چرب در مقایسه با مصرف گوشت قرمز پرچرب، لبنیات پرچرب، کره و روغن های حیوانی، الگوی غذایی مناسب تری برای پیشگیری و درمان افسردگی هستند. منبع: جام جم آنلاین

اطلاعات بیشتر

تاثیر بی خوابی بر فشار خون چیست؟

14 اردیبهشت 2017
 تاثیر بی خوابی بر فشار خون چیست؟

در یک مطالعه کنترل شده و تحت شرایط آزمایشگاهی روی چندین نفر که دارای مشکلات مزمن در به خواب رفتن بودند، محققان، ارتباطی بین بی‌خوابی که بر عملکرد روزمره تاثیر می‌گذارد و بیماری فشار خون که یکی از عوامل مهم خطر در بیماری‌های قلبی و عروقی است پیدا کردند. این مطالعه که در آن، ۲۱۹ نفر دارای بی‌خوابی مزمن و ۹۶ نفر دارای خواب نرمال را در یک آزمایشگاه مخصوص خواب، تحت نظر قرار داده بود، در مجله بیماری فشار خون انجمن قلب آمریکا منتشر شد. افراد دارای اختلالات خواب که حداقل بمدت ۶ ماه، در خوابیدن مشکل داشتند در گروه بی‌خوابی مزمن قرار داده شدند. این تحقیق در یک بیمارستان تخصصی در چنگدو چین انجام شد و ادعا می‌کند اولین تحقیقی است که ارتباط بین فشار خون بالا(بیماری فشار خون) و بی‌خوابی با بیش بیداری فیزیولوژیکی را بررسی می‌کند. این بیش بیداری بوسیله زمان طولانی‌تر برای بخواب رفتن در تست‌های نظارتی ویژه، تعیین شده بود. محققان دریافتند: ــ در افراد مبتلا به بی‌خوابی که در تست‌های چرت زدن در طول روز، بیشتر از ۱۴ دقیقه طول می‌کشید تا به خواب بروند، خطر ابتلا به فشار خون بالا، بیشتر بود. ــ هرچه میزان بیش بیداری، بیشتر باشد خطر فشار خون بالا، افزایش می‌یابد. نویسندگان این مطالعه در مورد اینکه چطور ممکن است این نوع بی‌خوابی منجر به فشار خون بالا شود، توضیح می‌دهند و می‌گویند که افراد مبتلا به این اختلال در طول روز، بیش از حد فعال هستند. یکی از نویسندگان این تحقیق، پروفسور الکساندر ویگونتزاس، استاد تحقیق و درمان خواب در بخش روانپزشکی کالج پزشکی دانشگاه ایالتی پنسیلولنیا می‌گوید: اگرچه افراد بی‌خواب از خواب آلودگی و خستگی در طول روز، شکایت می‌کنند اما مشکل آنها این است که نمی‌توانند استراحت کنند و بیش از حد فعال هستند. اقداماتی که افراد دچار کم‌خوابی طبیعی انجام می‌دهند چرت زدن، استفاده از کافئین یا محرک‌های دیگر برای مقابله با خواب آلودگی در این نوع بی‌خوابی، موثر نیست. در واقع کافئین اضافی، بیش بیداری را تشدید می‌کند. محققان می‌گویند که این بیش بیداری ۲۴ ساعته با نوع شدید بی‌خوابی بیولوژیکی با عواقب قلبی متابولیکی مهم مانند فشار خون بالا مرتبط است. آنها می‌افزایند که اشکال کم شدت‌تر آن معمولا بعلت عوامل روانی است که خود را بصورت اختلالات خواب نشان می‌دهد. پروفسور الکساندر می‌گوید که احساس هوشیاری بیش از حد یا خواب آلودگی، میزان کارایی افراد را کاهش می‌دهد و باعث می‌شود که نتوانند در طول روز، احساس خوبی داشته باشند و در طول شب براحتی بخوابند. بر طبق راهنمای بالینی از آکادمی طب خواب آمریکا، بطور کلی بی‌خوابی، شایع‌ترین اختلال خواب است و یک سوم تا نیمی از جمعیت بزرگسال، علائمی از بی‌خوابی دارند. میزان شیوع بی‌خوابی با ناراحتی یا اختلال بی‌خوابی عمومی‌ــ تا ۱۵ درصد است. شرکت کنندگان در این مطالعه، یک شب را در آزمایشگاه خواب گذراندند و پس از آن در طول روز، تحت همان بررسی‌هایی که در تست استاندارد تشخیصی برای بی‌خوابی‌های غیر قابل توضیح بکار می‌رود، قرار گرفتند. علاوه بر آن، در تست MSLT (تست سنجش خواب آلودگی در طول روز) شرکت کردند. یعنی شرکت کنندگان درطول روز بعد، در حالیکه ۴ فرصت ۲۰ دقیقه‌ای درفواصل دو ساعته، برای چرت زدن به آنها داده شده بود، تحت نظر قرار گرفتند: در ۹ صبح، ۱۱ صبح، ۱ بعدازظهر و ۳ بعدازظهر. پروفسور الکساندر می‌گوید: افراد بی‌خوابی که در طول روز، بیش از حد هوشیار بودند و نمی‌توانستند در طول این آزمون، استراحت کنند و به خواب بروند، بیشتر در معرض فشار خون بالا قرار داشتند. در طول هر مرحله تست چرت زدن، این امکان برای شرکت کنندگان وجود داشت که در یک محیط آرام، روی تخت دراز بکشند و سعی کنند در یک اتاق که برای خوابیدن طراحی شده، به خواب بروند. هنگامیکه چراغ‌ها خاموش می‌شدند، سنسورهای آزمایشگاه، میزان زمانی که طول می‌کشد تا خواب شروع شود را اندازه گیری می‌کردند و مراحل خواب را نیز بررسی می‌کردند. اگر در عرض ۲۰ دقیقه از شروع تست MSLT شخص بخواب نرود، تست چرت زدن به پایان می‌رسد اما اگر شخص بخواب برود، بعد از ۱۵ دقیقه، مجددا او را بیدار می‌کنند. پروفسور الکساندر توضیح می‌دهد: شاید بخواب رفتن با تاخیر زمانی طولانی در طول روز، یک شاخص قابل اعتماد از بیش بیداری فیزیولوژیکی و شدت اختلال بیولوژیکی باشد. ارتباط قوی با فشار خون بالا در این مطالعه، برای نیمی از افراد، حداقل ۱۴ دقیقه طول کشید تا بخواب بروند در حالیکه برای نصف دیگر، بیشتر از ۱۴ دقیقه زمان برد و مقادیر بیشتر از ۱۴ دقیقه، مبنای بیش بیدار بودن در نظر گرفته شد. دکتر تانگ، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق و استاد طب خواب در بیمارستان غرب چین، دانشگاه سیچوان می‌گوید: ما یک ارتباط قوی بین درجه‌ای از بیش بیداری فیزیولوژیکی و فشار خون بالا مشاهده کردیم. فشار خون بالا با اندازه گیری فشار خون یا تشخیص یک پزشک، مشخص شد و این محققان، عوامل مخدوش کننده‌ای مانند چاقی، آپنه خواب، دیابت، مصرف سیگار، الکل و کافئین که می‌تواند این نتایج را تحت تاثیر قرار دهد، کنترل کردند. احتمال داشتن فشار خون بالا به شرح زیر بود. بی‌خوابی مزمن بهمراه MSLT آورده شده است: ــ احتمال ابتلا به فشار خون بالا در افرادی که زمانی بیش از ۱۴ دقیقه داشتند، حدود ۳۰۰٪ بود. ــ احتمال ابتلا به فشار خون بالا در افرادی که زمانی بیش از ۱۷ دقیقه داشتند، حدود ۴۰۰٪ بود. این محققان می‌گویند که بی‌خوابی بطور معمول، بعنوان یک اختلال شبانه در نظر گرفته شده است با اینحال آنها به مدارکی استناد می‌کنند که حالت بیش بیداری ۲۴ ساعته است که در این تحقیق، بررسی شده است. منبع: مجله سلامت

اطلاعات بیشتر

۵ نشانه‌ی شگفت انگیز از زوال عقل(جنون)

10 اردیبهشت 2017
 ۵ نشانه‌ی شگفت انگیز از زوال عقل(جنون)

آیا احساس نرمال و طبیعی ندارید؟؟ این خلق و خوی ابری شما می‌تواند نشانه‌ی یک طوفان بزرگ باشد. افسردگی می‌تواند یکی از نشانه‌های اولیه زوال عقل باشد. افسردگی بر اساس مطالعات انجام شده، می‌تواند نشانه‌ی مشکلات ذهنی باشد. در مطالعه‌ای که انجام شده است از ۲۴۰۰ فرد بزرگسال سالم سوالاتی در مورد سلامت روان و فیزیکی آن‌ها پرسیده شد. بعد از ۷ سال، محققان به دنبال افرادی بودند که نشانه‌های زوال عقل در آن‌ها دیده می‌شد. افرادی که بعد از ۷ سال به زوال عقل و جنون مبتلا شده بودند، دو برابر بیشتر از سایر افراد، در ابتدای مطالعه نشانه‌های افسردگی در آن‌ها دیده می‌شد. این امکان وجود دارد که علل افسردگی با علل ابتلا به آلزایمر و زوال عقل در هم پیچیده باشد. در حقیقت در حدود ۱۵ درصد از افرادی که از زوال عقل رنج نمی‌برند نیز در ابتدای آزمایش نشانه‌های افسردگی از خود نشان داده بودند. بنابراین اگر دچار افسردگی هستید و از نشانه‌های آن رنج می‌برید، بهتر است با دقت کافی با این موضوع برخورد کنید. در زیر ۵ نشانه شگفت انگیز و اولیه‌ی زوال عقل را می‌بینید. اگر هر کدام از موارد زیر را در خود دیدید حتما با یک متخصص مشورت نمایید. تغییر در جوانه چشایی: بر اساس تحقیقات انجام شده در ژاپن، تغییر در حس غذایی که می‌خورید(به خصوص در مورد مواد شیرین) یکی از عوامل و نشانه‌های اولیه زوال عقل است. محققان معتقدند بخش‌هایی از مغز که کنترل چشایی و اشتها را انجام می‌دهد ممکن است تغییر کرده باشد. برخی از افرادی که از زوال عقل و جنون رنج می‌برند حتی غذاهای تاریخ گذشته و فاسد را نیز مصرف می‌کنند(به خاطر تغییر در حس چشایی قادر به درک مزه‌ی اصلی غذا نیستند). رفتارهای جنایی: رفتارهای جنایی جدید همچون دزدی، ورود غیر مجاز و خشونت‌های رانندگی ممکن است نشانه اولیه و هشدار دهنده زوال عقل به خصوص بیماری فراموشی پیشانی گیجگاهی (FTD)باشد. این بیماری به بخش‌هایی از مغز حمله می‌کند که به فرد در تشخیص و احترام به قوانین اجتماعی کمک می‌کند. ناتوانی در تشخیص عدم صداقت و دروغ: ناتوانی در تشخیص دروغ، طعنه و سایر سخنان بدون صداقت می‌تواند نشانه‌ی اولیه زوال عقل باشد. این موضوع در تحقیقات دانشگاه کالیفرنیا به اثبات رسیده است. نویسندگان این مطالعه معتقدند، این بیماری با بخشی از مغز درگیر است که اطلاعات کلامی را گرفته و تفسیر می‌کند. در اثر بروز زوال عقل این بخش دچار اختلال می‌شود و فرد نمی‌تواند تفاوتی بین صداقت و یا عدم صداقت قائل شود. کم شدن سرعت در فعالیت فیزیکی: کم شدن سرعت پیاده روی می‌تواند نشانه‌ی هر بیماری شناختی مانند آلزایمر و زوال عقل باشد. تحقیقات جدید انجام شده نشان می‌دهد که تجمع بتا آمیلوئید در مغز ممکن است دلیل این موضوع باشد. در مطالعات اخیر انجام شده، محققان سرعت پیاده روی افراد را بررسی کرده و مغز ۱۲۸ نفر از آن‌ها را که سن متوسطشان ۷۶ بود، اسکن کردند. در این مطالعه ارتباطی بین تجمع بتا آمیلوئید و راه رفتن آهسته‌ تر کشف شد. داشتن رفتارهای اجباری همچون جمع‌آوری و اندوختن بی‌مورد: اندوختن و ذخیر کردن بی مورد و سایر رفتارهای اجباری با زوال عقل مرتبط است. تحقیقات انجام شده در دانشگاه کالیفرنیای لس آنجلس این موضوع را به خوبی نشان داده است. به عنوان مثال، خرید یک روزنامه و نخواندن آن می‌تواند نشان‌دهنده زوال عقل باشد.

اطلاعات بیشتر

«استرس حاد» چیست؟

8 اردیبهشت 2017
«استرس حاد» چیست؟

انواع مختلفی از استرس وجود دارند که همگی آنها لزوما ناسالم نیستند. استرس حاد یکی از انواع کمتر مخرب استرس است که شایع‌ترین نوع آن نیز محسوب می شود. «ما در طول روز چندین بار ممکن است استرس حاد را تجربه کنیم. استرس حاد به واسطه درک فوری از یک تهدید فیزیکی، عاطفی یا روانی شکل می‌گیرد. این تهدیدات لازم نیست از انواع شدید باشند و می‌توانند عوامل استرس‌زای خفیف مانند زنگ ساعت، انتساب جدید در محل کار یا حتی تماس تلفنی که باید پاسخ داده شود را شامل شوند. استرس حاد می‌تواند در نتیجه عوامل جدی‌تر مانند وارد شدن به بحث و جدل با یک دوست یا شرکت در یک امتحان نیز شکل بگیرد. تهدید می‌تواند واقعی یا خیالی باشد و این درک تهدید است که محرک واکنش استرس محسوب می‌شود. طی یک واکنش استرس حاد، سیستم عصبی خودکار فعال شده است و بدن سطوح افزایش یافته هورمون کورتیزول، آدرنالین و دیگر هورمون‌هایی که در زمان افزایش ضربان قلب، نرخ سریع‌تر تنفس و فشار خون بالاتر ترشح می‌شوند را تجربه می‌کند. خون از سمت اندام‌های انتهایی به سمت عضلات بزرگ هدایت می‌شود و بدن آماده مبارزه یا فرار می‌شود. این شرایط به نام واکنش جنگ یا گریز نیز شناخته می‌شود. استرس حاد می‌تواند به راحتی مدیریت شود زیرا به دلیلی رخ می‌دهد و سپس از بین می‌رود. این شرایط برای سلامت انسان همانند استرس مزمن مشکل‌آفرین نیست زیرا رهایی از استرس حاد نسبتا آسان است و به عنوان مثال، با استفاده از تکنیک‌های ساده تن‌آرامی می‌توان به مقابله با استرس کمک کرد. با این وجود، موارد مکرر استرس حاد می‌تواند اثر منفی چشمگیرتری را به همراه داشته باشد. چه یک سری از رویدادهای استرس‌زای غیر مرتبط رخ دهند و چه عوامل استرس‌زای مشابه تکرار شوند. این شرایط می‌تواند به یک وضعیت استرس مزمن تبدیل شود. بر همین اساس در اختیار داشتن یک طرح مدیریت استرس از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. از بین بردن استرس در زمانی که ممکن است کاهش چیزهای کوچکی که به طور مکرر موجب شکل‌گیری استرس در شما می‌شوند، می‌تواند سطوح استرس کلی را به حداقل برساند. شما نمی‌توانید استرس را به طور کامل از زندگی خود حذف کنید اما تا حد امکان می‌توانید مواجهه با آن را کاهش دهید. فراگیری تکنیک‌های تن‌آرامی که روی شما تاثیرگذار هستند این به معنای یافتن روشی برای آرام کردن و استراحت بدن و ذهن است. شما همواره نمی‌توانید عوامل استرس‌زا را در زندگی خود پیش‌بینی کنید اما می‌توانید واکنش استرس خود را پس از مواجهه با آنها معکوس کنید. سازگاری با عاداتی که انعطاف‌پذیری را افزایش می‌دهند برخی عادات می‌توانند انعطاف‌پذیری فرد نسبت به استرس را افزایش دهند. از جمله آنها می‌توان به مدیتیشن و ورزش اشاره کرد. سازگاری با یک یا چند نمونه از این عادات می‌تواند به مدیریت استرس حاد و همچنین استرس مزمن کمک کند.

اطلاعات بیشتر

کودکم بازیگوش است یا بیش فعال؟!

7 اردیبهشت 2017
کودکم بازیگوش است یا بیش فعال؟!

در حالت عادی ممکن است کودکان تکلیف مدرسه شان را فراموش کنند، در کلاس به خیال پردازی بپردازند، بدون فکر کاری را انجام دهند و یا سر میز شام بی تابی و بی قراری کنند. اما بی توجهی، ویری بودن و فعالیت بیش از اندازه، امری طبیعی نیست بلکه از نشان های اختلال بیش فعالی کمبود توجه در نظر گرفته می شود که می تواند توانایی کودکان را در یادگیری و تعامل با دیگران تحت تاثیر قرار دهد. در حالی که اکثر کودکان به طور طبیعی فعال هستند، اما کودکانی که دارای علائم بیش فعالی می باشند همواره در حال حرکت هستند. این کودکان سعی می کنند در یک زمان چندین کار را انجام دهند و از یک فعالیت به فعالیتی دیگر می پرند. در حالت عادی ممکن است کودکان تکلیف مدرسه شان را فراموش کنند، در کلاس به خیال پردازی بپردازند، بدون فکر کاری را انجام دهند و یا سر میز شام بی تابی و بی قراری کنند. اما بی توجهی، ویری بودن و فعالیت بیش از اندازه، امری طبیعی نیست بلکه از نشان های اختلال بیش فعالی کمبود توجه در نظر گرفته می شود که می تواند توانایی کودکان را در یادگیری و تعامل با دیگران تحت تاثیر قرار دهد. اولین کامی که باید برای مقابله با این مشکل برداشت شناسایی نشانه ها و علائم این اختلال است. اختلال بیش فعالی کمبود توجه، اختلالی است که در اوایل دوران کودکی ظاهر می گردد. این اختلال باعث می شود که فرد در مهارکردن واکنش های خودجوش دچار مشکل شود. این واکنش ها می تواند از حرکت تا سخن گفتن و توجه متفاوت باشد. علائم و نشانه های این اختلال معمولا قبل از هفت سالگی ظاهر می شود. با وجود این، تشخیص میان رفتار یک کودک مبتلا به اختلال بیش فعالی و رفتار یک کودک بدون اختلال تا حدودی مشکل است. این را باید گفت که اگر تنها در بعضی از موقعیت ها تعداد کمی از این نشانه ها و علائم را در کودک خود یافتید احتمال وجود چنین اختلالی در کودک کمتر است اما اگر در تمام موقعیت ها (در خانه، مدرسه و هنگام بازی) علائم و نشانه های بی شماری از این اختلال را در کودک خود یافتید باید توجه و دقت بیشتری را برای کودک به خرج دهید. اغراق های مربوط به بیماری کودکان بیش فعال غلط:  همه کودکان بیش فعال، فعالیت بیش از اندازه دارند. درست: برخی از این کودکان بیش از اندازه جنب و جوش دارند و برخی دیگر این طور نیستند. غلط: این کودکان هرگز قادر به تمرکز نیستند. درست: کودکان مبتلا به بیش فعالی قادرند روی فعالیت هایی که برای شان لذت بخش است تمرکز کنند. غلط: این کودکان اگر بخواهند می توانند رفتار بهتری داشته باشند. درست: آنها می توانند کارهای شان را به بهترین نحو انجام دهند اما نمی توانند آرام یک جا بنشینند. غلط: بیش فعالی کودکان با افزایش سن آنها بهبود خواهدیافت. درست: این عارضه ممکن است تا بزرگسالی نیز ادامه پیدا کند بنابراین نیازمند درمان هرچه سریع تر است. غلط: دارودرمانی بهترین روش درمان برای کودکان بیش فعال است. درست: دارودرمانی کافی نبوده و آموزش، رفتار درمانی، حمایت در خانه و مدرسه، ورزش و تغذیه درمانی نیز لازم است. سه ویژگی اساسی این اختلال! بی توجهی، بیش فعالی و ویری بودن، سه ویژگی اساسی اختلال بیش فعالی کمبود توجه است. علائم و نشانه هایی که کودک مبتلا به این اختلال نشان می دهد بستگی به این امر دارد که کدام یک از این سه ویژگی غالب است. با توجه به این می توان گفت یک کودک می تواند بی توجه باشد اما بیش فعال و ویری نباشد، بیش فعال و ویری باشد اما بی توجه نباشد و یا بی توجه، بیش فعال و ویری باشد (حالت سوم مرسوم ترین اختلال بیش فعالی کمبود توجه است). بی توجهی کودکانی که دارای علائم بی توجهی هستند اغلب نادیده گرفته می شوند زیرا موجب آشوب و اختلال نمی شوند. این عدم توجه در کودکان مبتلا به این اختلال بدان معنا نیست که این کودکان اصلا نمی توانند توجه و تمرکز کنند. از نشانه ها و علائم بی توجهی در کودکان مبتلا به این اختلال می توان به موارد زیر اشاره کرد: به جزییات توجه نمی کنند، اشتباهات نسنجیده ای مرتکب می شوند، در تمرکز کردن دچار مشکل هستند و به آسانی حواس شان پرت می شود، وقتی با آنها صحبت می کنید در ظاهر به حرف تان گوش نمی دهند، در یادآوری چیزها و پیروی از دستورها دچار مشکل هستند، در سازماندهی و برنامه ریزی و خاتمه دادن پروژه ها دچار مشکل هستند، قبل از آنکه وظیفه خود را تمام کنند خسته می شوند و غالبا کتاب، تکلیف مدرسه، اسباب بازی و دیگر وسایل خود را گم می کنند. بیش فعالی در حالی که اکثر کودکان به طور طبیعی فعال هستند، اما کودکانی که دارای علائم بیش فعالی این اختلال می باشند همواره در حال حرکت هستند. این کودکان سعی می کنند در یک زمان چندین کار را انجام دهند و از یک فعالیت به فعالیتی دیگر می پرند. حتی اگر آنها را مجبور کنید که بی حرکت در جایی بنشینند باز پای خود را تکان می دهند و با انگشتان خود صدا در می آورند. این کودکان اگر در موقعیت هایی باشند که باید آرام و ساکت بنشینند آن محیط را ترک می کنند، همواره به این ور و آن ور می روند و اغلب می دوند و از همه جا بالا می روند، پرحرفی می کنند، نمی توانند آرام بازی کنند، همواره در حرکت هستند گویا اینکه موتوری به آنها وصل است، ممکن است اخلاق تندی داشته باشند و یا کم حوصله باشند. ویری بودن ویری بودن کودکان مبتلا به این اختلال می تواند موجب مشکلاتی در خویشتن داری کودک شود. غالبا صحبت های افراد را قطع می کنند و در کلاس سوالات نامربوطی می پرسند. به طور کلی این کودکان بدون فکر کاری را انجام می دهند، پیش از آنکه معلم از آنها بخواهد و یا پیش از آنکه سوال تمام شود جواب سوال را می دهند، نمی توانند منتظر نوبت شان در مسابقه و یا صف بمانند، چیزهای اشتباهی را در زمان های اشتباه می گویند و اغلب صحبت دیگران را قطع می کنند. وظایف والدین در برابر کوک بیش فعال با یک پزشک ملاقات کنید. به عنوان والدین می توانید تست های تشخیص بیش فعالی را هرچه زودتر انجام دهید. این کار به تشخیص به موقع این عارضه کمک می کند. با مسئولان مدرسه فرزند خود صحبت کنید. می توانید با مسئولان مدرسه به طور غیرمستقیم در رابطه با رفتار فرزند خود صحبت کنید. تصویر درستی از رفتار فرزند خود بدهید. هنگامی که از شما سوالی پرسیده می شود حقیقت را بگویید زیرا تشخیص براساس صحبت های شماست. کمی عجله کنید. شما مدافع فرزند خود هستید و این خصوصیت ممکن است تشخیص بیماری فرزندتان را به تاخیر بیاندازد. بنابراین مشورت با پزشک به معنی بیمار دانستن فرزند نیست بلکه با این کار به کودک خود کمک کرده اید. از نظر متخصصین کمک بگیرید. چنانچه هرگونه شکی به رفتار فرزند خودداشتند از مشاوره با پزشک دریغ نکنید. ارزیابی بیش فعال ممکن است شامل موارد زیر باشد: •    صحبت کردن با کودک یا بزرگسال برای گرفتن سابقه از بیمار •    صحبت کردن با پدر و مادر یا همسر برای گرفتن تاریخچه سلامت رفتاری بیمار و خانواده •    معاینه فیزیکی •    ارزیابی بالینی با استفاده از مقیاس رتبه بندی رفتار استاندارد و پرسشنامه •    بررسی عملکرد تحصیلی، اجتماعی و عاطفی فرد و سطح توسعه •    بررسی ناتوانی های یادگیری در صورت نیاز به تست بیشتر، پزشک ممکن است برای تشخیص بیش فعالی از آزمون های دیگری نیز استفاده کند؛ از جمله: •    چک کردن شنوایی و بینایی شخص •    آزمایش خون برای بررسی سطح سرب •    آزمایش خون برای بیماری هایی مانند بیماری تیرویید •    تست امواج مغزی با نمودار مغزی (encephalograph) برای اندازه گیری فعالیت الکتریکی مغز. •    CT اسکن و یا MRI برای بررسی مغز. منبع: شفاآنلاین

اطلاعات بیشتر

روشهای جدید و غیرمعمول درمان افسردگی

29 اردیبهشت 2017
 روشهای جدید و غیرمعمول درمان افسردگی

آمارهایی که در مورد افسردگی وجود دارد متعجب کننده است. بیش از ۳۵۰ میلیون نفر از افرادی که در سرتاسر جهان زندگی می کنند از افسردگی رنج می برند. تنها در سال ۲۰۱۵، حدود ۱۶.۱ میلیون بزرگسال حداقل یک دوره افسردگی را تجربه کرده بودند. افسردگی یکی از دلایل شایع ایجاد ناتوانی در سرتاسر جهان است و تنها بزرگسالان را تحت تاثیر خود قرار نمی دهد. افسردگی در نوجوانان نیز در حال افزایش است. علی رغم وجود طیف وسیعی از داروهای ضد افسردگی، ۱۰ الی ۲۰ درصد افرادی که از افسردگی رنج می برند به افسردگی مقاوم به درمان مبتلا هستند. درمان های جدید یکی از روش های احتمالی برای پر کردن چنین خلایی هستند و می توانند بهبود بهتری برای بیمار فراهم آورند. محققان در حال بررسی و کاوش روش های جدیدی برای درمان افسردگی هستند. در این مقاله قصد داریم به همین موضوع بپردازیم. بازی های ویدئویی: بازی های ویدئویی ممکن است در میان افراد شهرت و اعتبار خوبی نداشته باشد اما در مقابله با افسردگی یک ابزار قدرتمند خواهد بود. مطالعه اخیر که توسط دانشگاه واشینگتون انجام شده است نشان می دهد که بازی های طراحی شده به شیوه خاص که با عنوان EVO شناخته شده است می تواند افسردگی را در بزرگسالان بهبود ببخشد. EVO مشکلات کنترل شناختی افسردگی همچون مشکل در توجه کردن و استفاده از حافظه را هدف قرار می دهد. محققان دریافته اند که با بهبود عملکرد شناختی، خلق و خو و افسردگی نیز بهبود پیدا می کند. بازی‌های ویدئویی همانند سایر روش های درمانی رایج افسردگی مفید بوده است. یکی از نویسندگان این مقاله چنین می گوید: بیشتر بزرگسالان کهنسال که در این مطالعه شرکت کرده بودند به بیشتر داروهایی که برای افسردگی شان تجویز شده بود مقاومت نشان می دادند. به همین خاطر رفتار درمانی که هیچ عارضه جانبی ندارد روش بسیار جذابی بود. سایر مطالعات انجام شده نیز نشان می دهد که بازی های ویدئویی درمانی می تواند یک درمان موثر برای افسردگی باشد. با اینکه هنوز برای تایید چنین روش هایی به تحقیقات بیشتری نیاز است اما بازی هایی همچون SuperBetter امروزه به طور گسترده در دسترس افراد قرار دارد و می تواند مفید باشد. این نوع ابزارها از این جهت که همه افراد می توانند به آن دسترسی داشته باشند بسیار جالب هستند. قارچ های جادویی: سایکدلیک هایی همچون psilocybin ترکیباتی هستند که در قارچ های جادویی یافت می شوند و اخیرا در یکی از مطالعات مورد بررسی قرار گرفته اند. مطالعات انجام شده اثرات چنین موادی بر روی افسردگی، اضطراب، اعتیاد به الکل و سایر شرایط مزمن را بررسی کرده اند. نتایج به دست آمده برای افسردگی، امیدوار کننده است. مطالعه ای که اخیرا در مجله Biological Psychiatry به چاپ رسیده است نشان می دهد که این ترکیبات می تواند خلق و خو را در افراد سالم بهبود ببخشد. مطالعات کوچک انجام شده از دانشگاه نیویورک و دانشگاه جان هاپکینز نشان داد که این مواد می تواند بر روی افسردگی در بیماران تاثیر بگذارد. با اینکه چنین مطالعاتی زیاد گسترده نیست اما یافته های اولیه نشان می دهد که سایکدلیک هایی همچون psilocybin ممکن است تسکین سریع و بهبود طولانی مدت برای افرادی داشته باشد که با افسردگی دست و پنجه نرم می کنند. مبارزه با التهاب: همه ما به خوبی می دانیم که التهاب می تواند به بدن آسیب وارد کند اما این تنها بخش نگران کننده ماجرا نیست. التهاب احتمال ابتلای افراد به افسردگی را نیز افزایش می دهد. در سال ۲۰۱۳، یک مطالعه کوچک نشان داد افرادی که از داروهای ضد التهابی که اغلب برای درمان بیماری های خودایمنی استفاده می شود بهره می برند، نشانه های کمتری از افسردگی را تجربه می کنند. مطالعه کوچک دیگر که در سال ۲۰۱۵ انجام شد نشان می داد افراد افسرده ۳۰ درصد التهاب بیشتری در مغز خود داشته اند. اما هنوز مشخص نیست که التهاب دلیل اصلی ایجاد افسردگی است یا تنها یک فاکتور دخیل در این بیماری می‌باشد. هنوز برای تایید چنین مواردی به تحقیقات متعدد نیاز است. کتامین: کتامین عی رغم شهرت بدی که در میان افراد دارد می تواند یک درمان مفید برای افسردگی باشد. داروهای معمولی که برای افسردگی مورد استفاده قرار می گیرند برای آغاز کار خود به ۸ هفته یا حتی بیشتر زمان نیاز خواهند داشت. با این وجود،کتامین می تواند نشانه های افسردگی و تفکرات خودکشی را در عرض دو ساعت کاهش دهد. یکی از مطالعات بالینی در حال بررسی اثرات کتامین بر روی مغز و توانایی آن برای درمان سریع افسردگی است. الیزابت بالارد،یکی از دانشمندانی که در این حوزه کار می کند چنین گفته است: ما به درمان بهتری برای افرادی که تفکرات خودکشی دارند نیاز داریم. مداخلاتی همچون کتامین می تواند یک روش جدید برای درمان افسردگی و اثرات ناشی از آن باشد. الکتروشوک درمانی: علی رغم تصویری که از این نوع درمان در ذهن افراد وجود دارد،الکتروشوک درمانی زیاد هم عجیب و غریب نیست. این نوع درمان می تواند بهبود خوبی در بیماران مبتلا به افسردگی ایجاد کند. در طول الکتروشوک درمانی، یک جریان الکتریکی کوچک به مغز فرستاده می شود و همین امر تشنج کوتاهی را در فرد ایجاد می کند. انجام این روش درمانی تنها چند دقیقه زمان می‌برد اما بیمار در معرض بیهوشی عمومی قرار می گیرد تا احساس درد نکند. بیماران سه بار در هفته برای دو الی چهار هفته این جلسات درمانی را دریافت می کنند و بعد از یک هفته بهبود قابل توجهی در نشانه های خود تجربه می نمایند. این نوع درمان ممکن است برای بیمارانی که از افسردگی حاد رنج می برند و به سایر داروهای افسردگی پاسخ نداده اند مفید باشد. به خاطر داشته باشید که الکتروشوک درمانی نیز می تواند عوارض جانبی منفی همچون سردرگمی، از دست دادن موقت یا طولانی مدت حافظه، مشکلات قلبی و سردرد را به همراه داشته باشد. منبع: مجله سلامت

اطلاعات بیشتر

استرس دارید؟ این خوراکی ها را نخورید

26 اردیبهشت 2017
استرس دارید؟ این خوراکی ها را نخورید

این یک واقعیت اثبات شده است، هنگامی که دچار استرس می‌شویم تمایل به خوردن غذاهایی درمان بوجود می‌آید که استرس‌مان را بدتر می‌کند. به عبارتی دیگر وقتی درگیر استرس و اضطراب می‌شویم وسوسه به خوردن خوراکی‌های سرشار از چربی، نمک و قند بالا می رود. هنگامی که استرس دارید ارتباط مغز و بدن افزایش پیدا می‌کند و سطح کورتیزول(هورمون استرس) در پی استرس شدید تحریک شده و این افزایش هورمون در ابتدا یک شادی و سرخوشی موقت برای فرد بوجود می‌آورد و با گذر زمان استرس، افسردگی و خستگی بلند مدتی را برای وی رقم می‌زند. استرس را می توان تا حدی با تغذیه کنترل کرد. هنگامی که استرس دارید به این 10 خوراکی لب نزنید. رعایت موارد زیر در کنار نظم غذایی و انتخاب‌های درست غذایی تا حد زیادی تنش و استرس را در زندگی کم کرده و بالطبع کیفیت زندگی را بالا می‌برد. 1.شکلات: شکلات‌ها هورمون استرس(کورتیزول) را تا حد قابل توجهی افزایش می‌دهد، این افزایش کورتیزول در بدن باعث بالا رفتن موقتی قندخون شده و بعد از مدت کوتاهی قندخون به شدت افت می‌کند به عبارتی دیگر افزایش ناگهانی قندخون به دنبال مصرف قند‌های ساده و به دنبال ترشح انسولین و کاهش قندخون می‌تواند منجر به حالاتی نظیر خستگی، بی‌حالی، بی‌قراری و استرس در فرد شود. ویتامین‌های گروه B نظیر B1 و B2 در فرآیند هضم و جذب مغذی‌ها مانند کربوهیدرات‌ها نقش اساسی دارند و کمبود این ویتامین‌ها در بدن منجر به تغییرات خلقی نظیر اضطراب، پریشانی و افسردگی می‌شود. 2.قهوه: هیچ چیز جز یک فنجان قهوه آرامش‌بخش نیست، اما هنگامی که دچار استرس و اضطراب هستید نوشیدنی‌های کافئین‌دار اصلا انتخاب مناسبی برایتان نیست. مصرف چای، قهوه و سایر نوشیدنی‌های کافئین دار به دلیل کافئین موجود در آنها می‌تواند در افراد باعث تحریک و استرس شود. مصرف زیاد کافئین به دلیل سرعت جذب بالا می‌تواند باعث رهایی هورمون‌های استرس، افزایش ضربان قلب، فشار خون، بی‌خوابی و اضطراب ‌شود. مصرف یک چای گیاهی بهترین گزینه برای آرام شدن است البته اگر با عسل میل کنید استرس را به کلی سرکوب می‌کند. 3.گوشت قرمز: آهن و پروتئین در گوشت قرمز بسیار سرشار است. با مصرف پروتیئن بیش از حد سطح دوپامین در بدن بالا رفته و سیگنال‌های استرس به مغز افزایش پیدا می‌کند. بهتر است مواقعی که استرس دارید خوردن گوشت قرمز را فراموش کنید. 4. سیب زمینی سرخ کرده: این خوراکی پرطرفدار به دلیل داشتن چربی مملو، انرژی را بسیار افزایش می‌دهد و تحقیقات نشان داده است در زمان‌هایی که تنش‌های فکری و جسمی دارید سیب زمینی سرخ کرده اوضاع را بدتر می‌کند اما اگر عاشق سیب زمینی سرخ شده هستید در مصرف آن تعادل را رعایت کنید و آن را با نمک کم و روغن زیتون فراوان میل کنید. 5.نوشیدنی های انرژی زا: بدترین نوشیدنی که می‌توان در هنگام استرس و اضطراب بنوشید این دسته از نوشیدنی‌ها هستند. نوشیدنی‌های انرژی زا سرشار از کافیئن هستند و همان طور که گفتیم کافئین برای استرس و اضطراب اصلا گزینه مناسبی نیست و علاوه بر کافئین داراری قند فراوان نیز هستند که قند و شکر جزء عاملان تشدیدکننده استرس‌های محیطی محسوب می‌شوند. 6.الکل: مصرف الکل برای بدن و همچنین تشدید استرس بسیار مضر است و علاوه بر افزایش اضطراب و استرس جز عاملین اصلی ابتلا به سرطان، سکته مغزی و حمله قلبی است. 7.چیپس: چیپس‌ها جزء تنقلات بسیار محبوب و البته پر ضرر جوانان محسوب می‌شود. یک بسته چیپس سرشار از چربی، مواد مصنوعی و نمک است که همه این ترکبیات علاوه بر تشدید اضطراب و استرس، کاهش حافظه را نیز به دنبال دارد. 8.لبنیات پر چرب: خامه، شیر و پنیر همه از محصولات لبنی پرطرفدار ما ایرانیان هستند اما اگر این محصولات از نوع پرچرب باشد برای دستگاه گوارش بسیار خطرناک تلقی می‌شود. همچنین مختل کردن الگوی خواب، سندروم روده تحریک پذیر، افزایش سطح هورمون استرس، نفخ، گرفتگی عضلات، اسهال و تهوع از دیگر مضرات لبنیات پر چرب است. 9.غذاهای تند: هنگامی که دچار مشکلات گوارشی هستید مانند رفلاکس، نفخ، شکم درد و یبوست هیچ چیز به اندازه یک وعده غذایی تند و پر ادویه حالتان را بدتر نمی‌کند. مطالعات علمی نشان داده است غذاهای تند بخصوص ادویه‌های تند سطح کورتیزول را به شدت افزایش می‌دهد. 10. روغن نباتی: روغن های نباتی حاوی سطح بالایی از چربی‌های ترانس است که افراد مصرف کننده را درگیر کلسترول و فشارخون بالا می‌کند علاوه بر آن حملات قلبی را نیز افزایش می‌دهد. هچنین استرس و اضطراب را افزایش و سطح حافظه را کاهش می‌دهد . منبع: باشگاه خبرنگاران جوان

اطلاعات بیشتر

درمان بی‌خوابی شبانه/ چه بیماری‌هایی بی‌خواب‌تان می‌کند؟

24 اردیبهشت 2017
درمان بی‌خوابی شبانه/ چه بیماری‌هایی بی‌خواب‌تان می‌کند؟

هر فردی در طول زندگی‌اش به نوعی، بی‌خوابی یا بد خوابی را تجربه می‌کند. بی‌خوابی یک عارضه یا بیماری کوتاه‌مدت یا کم‌عارضه نیست، بلکه بر زندگی اجتماعی، خانوادگی و فعالیت‌های معمول روزانه اثر منفی دارد. بی‌خوابی، افسردگی و کاهش تمرکز می‌آورد و در عملکرد شغلی و حرفه‌ای فرد و حتی سبک معمول و طبیعی زندگی‌اش اختلال ایجاد می‌کند. اختلال خواب حتی می‌تواند در مواردی باعث بروز خطرات جدی بویژه تصادفات رانندگی یا حوادث شغلی پرخطر شود. نکته جالب آن که خیلی‌ها نمی‌دانند مبتلا به اختلال و بیماری جدی به نام بی‌خوابی هستند. چراکه به گفته دکتر سیدامیر حبیبی، متخصص نورولوژی، بی‌خوابی با محرومیت از خواب متفاوت است. چراکه بی‌خوابی یک شکایت ذهنی است. در واقع وجود نشانه‌های بی‌خوابی با ناراحتی‌های شدید یا اختلال در عملکرد روزانه، خستگی، اختلال در خلق و در عملکرد شناختی دیده می‌شود. استادیار دانشگاه علوم پزشکی ایران در گفت‌وگو با جام‌جم می‌افزاید: به هر گونه مشکل در به خواب رفتن، بیدار شدن مکرر در خلال شب و همراه با ناتوانی یا اشکال در به خواب رفتن مجدد، بیدار شدن خیلی زود در صبح و خوابی که باعث تجدیدقوای فرد نشود، بی‌خوابی گویند. دکتر فرزاد اشرافی، متخصص مغز و اعصاب نیز معتقد است: بی‌خوابی اختلالی است که نه‌تنها با بالا رفتن سن افزایش می‌یابد بلکه این افزایش می‌تواند به دلایل مختلف مانند بازنشستگی، از دست دادن همسر یا دوست نزدیک یا عوارض جانبی داروها باشد. شما بی‌خوابی مزمن دارید شاید ندانید مدت طول کشیدن بی‌خوابی و چگونگی رخ دادن آن در افراد مختلف متفاوت است. به گفته دکتر اشرافی، بی‌خوابی می‌تواند کوتاه مدت (بی‌خوابی حاد) یا در دراز مدت (بی‌خوابی مزمن) باشد. همچنین می‌تواند به صورت دوره‌هایی از بی‌خوابی و دوره‌هایی با خواب طبیعی و کامل باشد. بعلاوه بی‌خوابی حاد می‌تواند از یک شب تا چند هفته طول بکشد و هرگاه فردی دارای بی‌خوابی حداقل سه شب در هفته به مدت یک ماه یا بیشتر باشد، دچار اختلال بی‌خوابی مزمن است. بی‌خوابی مزمن معمولا با خواب آلودگی در طول روز، خستگی، کج‌خلقی و مشکلات تمرکز یا حافظه همراه است. افسردگی بی‌خوابی می‌آورد بیشر بزرگسالان به برخی مشکلات خواب در مواقع پرتنش زندگی دچار اختلال خواب می‌شوند. به گفته دکتر اشرافی، اضطراب ناشی از تنش‌های روحی شدید، درگیر شدن در افکار وقایع گذشته، نگرانی بیش از حد در مورد آینده و احساس غرق شدن در مسئولیت‌های زندگی به بروز اختلالات خواب منجر می‌شود. دکتر حبیبی نیز می‌افزاید: اضطراب ممکن است با دشواری در به خواب رفتن یا با بیدار شدن از خواب در طول شب و عدم تمایل به بازگشت به خواب همراه باشد. در واقع، افراد مبتلا به اضطراب، تنش‌های روحی، شاغلان در مشاغل با شیفت شب یا افراد مسن به علت بیماری‌های شایع سنین بالا در معرض ابتلا به اختلالات خواب هستند. درمان دارویی یا رفتار درمانی؟ درمان‌‌های دارویی متنوعی برای درمان بی‌خوابی وجود دارد. تعیین این که کدام دارو ممکن است برای فرد مناسب باشد به علائم بی‌خوابی او و بسیاری از عوامل مختلف سلامت بستگی دارد. به همین دلیل به هیچ وجه نباید خودسرانه و بدون تجویز پزشک از این داروها استفاده کرد. دکتر اشرافی با بیان این مطالب می‌افزاید: روش‌های روانی و رفتاری نیز می‌تواند برای درمان بی‌خوابی مفید باشد. آموزش آرام‌سازی، کنترل محرک، محدودیت خواب و درمان شناختی رفتاری چند نمونه از این روش‌ها هستند. تمرینات تنفسی، تمرکز حواس، تکنیک‌های مدیتیشن و شنیدن اصواتی خاص قبل از خواب می‌توانند به خواب و نیز ادامه خواب در نیمه‌های شب کمک کند. وی تاکید می‌کند: درمان شناختی رفتاری شامل تغییرات رفتاری (مانند نگهداشتن یک خواب منظم یا کاهش زمان چرت زدن بعدازظهر) و سایر روش‌های درمانی روان‌شناختی می‌شود. هدف از درمان شناختی، افزایش کیفیت خواب یا زمان خواب، بهبود اختلالات روزانه ناشی از بی‌خوابی مانند بهبود انرژی، توجه یا مشکلات حافظه، اختلالات شناختی، خستگی یا شکایت‌های جسمانی است. دکتر حبیبی با اشاره به نشانه‌های بهبود علائم بی‌خوابی می‌گوید: کاهش زمان تاخیر خواب، کاهش زمان بیدار شدن پس از شروع خواب، کاهش دفعات بیدار شدن و افزایش زمان کلی خواب بیش از شش ساعت از نشانه‌های بهبود اختلال خواب هستند. اصلاح سبک زندگی برای خواب خوش نمونه‌هایی از شیوه زندگی و عادات خواب خاص که می‌تواند به بی‌خوابی منجر شود عبارتند از: کار کردن در منزل اواخر شب و ادامه استرس‌های کاری در منزل، خواب بعدازظهر طولانی‌مدت، کار کردن در مشاغلی که شیفتی بوده و نیز یک شب بیدار بودن مانع به خواب رفتن در شب بعد می‌شود. مصرف بیش از حد کافئین (روزانه بیش از چهار فنجان قهوه) می‌تواند باعث بی‌خوابی شود. کافئین می‌تواند در بدن تا هشت ساعت باقی بماند، بنابراین اثرات طولانی‌مدت دارد. کشیدن سیگار یا محصولات توتون و تنباکو نزدیک به زمان خواب می‌تواند به علت وجود نیکوتین سبب بی‌خوابی در طول شب شود. وعده‌های غذایی سنگین نزدیک به زمان خواب نیز می‌تواند خواب شما را مختل کند. مصرف غذاهای تند همچنین می‌تواند سبب سوزش معده شود و ایجاد اختلال خواب کند. چه بیماری‌هایی بی‌خواب‌تان می‌کند؟ نمونه‌هایی از بیماری‌هایی که می‌توانند باعث بی‌خوابی شوند عبارتند از: آسم، سینوزیت یا حساسیت‌ها، مشکلات گوارشی مانند ریفلاکس، آرتروز و مشکلات غدد درون‌ریز مانند پرکاری تیروئید بیماری‌های مغز و اعصاب مانند پارکینسون و آلزایمر، درد کمر یا سایر دردهای مزمن منبع: جام جم

اطلاعات بیشتر

توصیه‌های تغذیه ویژه داوطلبان کنکور؛ راهکارهایی برای تمرکز در درس و افزایش حوصله

24 اردیبهشت 2017
توصیه‌های تغذیه ویژه داوطلبان کنکور؛ راهکارهایی برای تمرکز در درس و افزایش حوصله

داوطلبان کنکور باید برای موفقیت بیشتر مصرف غذاهای حاوی امگا ۳ و سبزیجات را جز برنامه اصلی غذایی خود قرار دهند. بسیاری از داوطلبان روزهای پیش از امتحان را تا حد امکان به مطالعه می‌پردازند و تصور می‌کنند که غذا و استراحت مانع مطالعه می‌شود، در صورتی که با تغذیه صحیح می‌توان بازده فکری را افزایش داد. به کارگیری نکات و توصیه‌های زیر توان شما را برای یادگیری بهتر و موفقیت در کنکور افزایش می‌دهد: ۱ - در زمان کار یا مطالعه غذا نخورید و برای این کار زمان خاصی را در نظر بگیرید تا با آرامش بیشتری غذا بخورید. ۲ - بررسی‌های دانشمندان نشان می‌دهد که غذاهای نشاسته‌ای مانند ماکارونی، برنج و نان به دلیل تاثیر در بهبود کیفیت خواب، در شب کنکور مفید هستند. ۳ - صبح روز کنکور بهتر است به منظور افزایش کارایی مغز، از مواد سرشار از پروتئین یا سرشار از فیبر مانند تخم مرغ، نان سنگک یا بربری با عسل یا پنیر استفاده شود. ۴ - کارشناسان تغذیه به داداوطلبان کنکوری که اضطراب زیادی دارند و نمی‌توانند صبحانه‌ی مفصلی بخورند، توصیه می‌کنند از موز و مقداری کشمش استفاده کنند. ۵ - بعضی از داوطلبان به دلیل اضطراب زیاد، کنکور خود را خراب می‌کنند، بنابراین بهتر است برای مقابله با این اضطراب از غذاهای مناسب استفاده کنند. بعضی از سبزی‌ها از قبیل: ریحان، نعنا، کاهو و سیب در کاهش اضطراب بسیار مفید هستند. ۶ - خوردن نان و پنیر و گردو یا یک ظرف عدسی در روز کنکور کمک می‌کند تا در طول امتحان آرام باشید. همچنین خوردن عسل و نوشیدنی‌های حاوی عسل در کاهش اضطراب بسیار موثر است. ۷ - خوردن جگر، گوشت و ماهی، کمک زیادی در کاهش اضطراب می‌کند، زیرا کم خونی نیز یکی از دلایل کاهش یادگیری و تمرکز است. ۸ - مصرف سبزی و میوه‌های تازه توصیه می‌شود. ۹ - در ساعات مطالعه از خوردن ماست ترش و دوغ ترش بپرهیزید و خوردن روزانه شیر و همچنین ماست شیرین را فراموش نکنید. ۱۰ - از مصرف زیاد شیرینی جات و تنقلات خودداری کنید. این خوراکی‌ها ممکن است در نگاه اول انرژی زا به نظر برسند، اما باید توجه داشت که این قابلیت در آن‌ها بسیار کم دوام است و پس از مدتی احساس خستگی بیشتری به شما دست خواهد داد. ۱۱ - بر خلاف تصور عموم، مطالعه و درس خواندن نیاز بدن به انرژی را افزایش نمی‌دهد، بنابراین استفاده بیش از حد از مواد غذایی شیرین و چرب در طول دوران امتحان، نه تن‌ها مفید نیست، بلکه سبب چاقی می شود. ۱۲ - صبحانه غذای اصلی است، ناهار و شام را کمی مختصرتر بخورید، اما صبحانه را کامل میل کنید. ۱۳ - مصرف روزانه یک لیوان شیر، برای ایجاد آرامش در طول دوران امتحان موثر است. ۱۴ - خوردن آجیل از قبیل: بادام، کشمش، فندق، گردو و نخودچی که سرشار از منیزیم است، به یادگیری کمک می‌کند، زیرا کمبود آن یکی از علل کاهش یادگیری است. ۱۵ - ماست و دوغ ترش، خواب آور است، اما خوردن ماست شیرین مفید است. ۱۶ - از خوردن قهوه و چای پُررنگ، خودداری کنید، ولی چای کم رنگ مفید است. ۱۷ - تغذیه متعادل و متنوع شامل نان و غلات، انواع سبزی، لبنیات، گوشت‌ها و میوه‌ها سبب کاهش استرس در زمان امتحان می‌شود. ۱۸ - اگر احساس خستگی می‌کنید، کمی استراحت کنید. انسان در موقع خستگی احتیاج به استراحت دارد نه محرک، بنابراین مصرف قهوه به منظور بیدار ماندن توصیه نمی‌شود. تغذیه و کاهش استرس خوردن عسل و نوشیدنی‌های حاوی عسل در کاهش اضطراب بسیار موثر است. غذای مفید و غیر مفید در شب امتحان‌ مواد حاوی کافئین نظیر قهوه و انواع کولا‌ها محرک مغز بوده و باید از مصرف بی‌رویه آن در کنکور خودداری شود، گفت: در مقابل زنجبیل با افزایش خون‌رسانی آثار مثبتی در افزایش مقاومت در قبال تنش‌های عصبی و خستگی و نیز افزایش قدرت تمرکز ذهنی و کاهش خواب آلودگی دارد. ویتامین E را در اکسیژن‌رسانی به مغز و خنثی‌سازی رادیکال‌های آزاد مهاجم به مغز و اعصاب موثراست و از این رو استفاده از جوانه گندم و افزودن آن به سالاد، ماست و یا سوپ و خوراکی‌های مختلف توصیه می‌شود. سلنیوم از مواد معدنی ضدسرطان و خنثی‌کننده آثار سمی فلزات سنگین از جمله سرب و جیوه است و این دو فلز از طریق هوای تنفسی، آب آشامیدنی، سبزی و انواع میوه وارد چرخه تغذیه‌ای بشر شده که تجمع آن آثار سویی را بر عملکرد مغز و اعصاب می‌گذارد. سرب حتی به میزان ناچیز عامل اختلال در امر یادگیری، ایجاد بیش فعالی و کاهش بهره هوشی است و جیوه هم به علت تمایل خاص به بافت مغز، عامل مهمی در بروز افسردگی، خستگی، سردرد، فراموشی واختلال در تمرکز به شمار می‌رود. جوانه گندم، محصولات تهیه شده از غلات کامل بویژه نان‌های تهیه شده از گندم و جو و حبوباتی نظیر لوبیا، نخود، عدس، ماش و منابع حیوانی نظیر ساردین، ماهی تن، زرده تخم مرغ، جگر حیوانات جوان، سبزیجات دارای برگ سبز تیره و گوجه فرنگی را حاوی سلنیوم دانست و سلنیوم از طریق اتصال به فلزات سنگین سرب و جیوه و فلزات سمی نظیر آرسنیک و کادمیم این فلزات را از بدن دفع می‌کند. گنجانیدن مواد غذایی حاوی این ویتامین‌ها در تغذیه روزمره به علت نقش آن در کاهش عصبانیت، پیشگیری و درمان افسردگی و خستگی توصیه می‌شود. گفتنی است؛ داوطلبان مصرف همبرگر، سوسیس، کالباس، کله‌پاچه و مواد غذایی حاوی چربی‌های اشباع نشده را کم کنند و مصرف غذاهای حاوی امگا ۳ نظیر ماهی، روغن‌های سویا، کنجد، تخم کتان یا بذرک و گردو را افزایش دهند. منبع: باشگاه خبرنگاران جوان

اطلاعات بیشتر

ده حقیقت درمورد اختلال عصبی

23 اردیبهشت 2017
 ده حقیقت درمورد اختلال عصبی

افراد عصبی عموما شهرت بدی دارند. آنها اغلب به‌عنوان پرتنش، نگران یا بی‌حوصله و دمدمی مزاج شناخته می‌شوند، به هرچیزی بیش از حد فکر می‌کنند و از هرچیزی به‌راحتی نمی‌گذرند. عصبی بودن، صفت خوبی تلقی نمی‌شود( این رفتار معمولا با ریسک‌هایی برای سلامتی و شادابی همراه است). بااین‌حال، این ویژگی درمجموع منفی نیست. آنهایی که می‌توانند عصبی بودن‌شان را به‌درستی مدیریت کنند، ممکن است در واقع از ذهن بیش‌فعال‌شان سودهایی ببرند و احساس خام‌شان از جوانبی که دیگران فاقد آن هستند به نفع‌شان تمام شود. دراینجا چند حقیقت درمورد این‌که عصبی بودن واقعا به چه معناست را می‌آوریم: “باجریان پیش رفتن” برای‌شان ناراحت کننده است برای یک فرد عصبی، انعطاف‌پذیری چالش برانگیز است. آنها برنامه‌ریزند چون مایلند ازشگفتی‌های ناخواسته پرهیز کنند. هرچند به نفع‌شان است که یادبگیرند کمی بیشتر با جریان هماهنگ شوند اما آمادگی قبلی‌شان همیشه هم چیز بدی نیست. برای برنامه‌ریزی دورهمی جشن تولد همکارتان به چه کس دیگری می‌توانید اعتماد کنید؟ می‌توانند دوستان دوآتشه باشند. اشخاص عصبی می‌خواهند مطمئن شوند مراقب همه چیز هستند و دوست دارند از این‌که دیگران چه‌نظری درموردشان دارند بیش ازحد آگاه باشند. چنین شخصی یادش نمی‌رود روز تولدتان را تبریک بگوید و یا وقتی ارتقا شغلی گرفتید برای‌تان کارت تبریک بفرستد. این سطح از رفتار هشیارانه چیزی است که محققان به آن ” اختلال عصبی سالم ” می‌گویند. عصبی بودن می‌تواند به نفع سلامتی‌شان باشد. آنهایی که دقت و موشکافی را با عصبی بودن به خوبی ترکیب می‌کنند ممکن است بهره‌های خوبی از تندرستی ببرند. دانشمندان نشان می‌دهند این افراد سالم عصبی کمتر به بیماری‌های مزمن دچار شده، وزن متعادل‌تری دارند و التهابات کمتری در آنها رخ می‌دهد. تمایل به اضطراب دارند. پوشیده نیست که اضطراب لزوما یک احساس مثبت نیست، اما افراد عصبی سالم، می‌توانند از استرس به نفع خود استفاده کنند. آنهایی که دقت و هشیاری بالایی دارند شاید اضطراب داشته باشند اما وقتی به مشکلات و مسائل زندگی‌شان فکر می‌کنند این اضطراب بی‌حرکت و ناتوان‌شان نمی‌کند. آنها اضطراب‌شان را تحت کنترل و تنظیم گرفته و همین انگیزه‌ای می‌شود تا بفهمند اضطراب‌شان به چه چیزی مربوط است. روابط رومانتیک به آرامش‌شان کمک می‌کند. آیا تا کنون شخص مضطربی را دیده‌اید که با دیدن شخص خاصی به‌وضوح آرام شود؟ شاید سحرانگیز به‌نظر برسد، اما تصادفی نیست. تحقیقاتی که نتایجش در Journal of Personality منتشر شده نشان داده رابطه عاشقانه و رمانتیک می‌تواند روی فرد عصبی تاثیری متعادل‌کننده و بادوام داشته باشد. هر تصمیمی سرنوشت‌ساز می‌شود. فرقی نمی‌کند انتخاب یک شغل جدید باشد یا انتخاب غذا برای سفارش شام، هر انتخابی مهم است و هر تصمیمی پیامدهایی دارد. عادات عصبی‌شان می‌تواند منجر به هوش بالاتر شود. این را به‌عنوان یک جنبه مثبت در دل یک ویژگی منفی حساب کنید. استرس در حداعتدال، می‌تواند عملکرد را بهتر کند. یک تحقیق کوچک از SUNY Downstate Medical Center در نیویورک خبر می‌دهد که نگرانی و اضطراب می‌تواند موجب کسب امتیازات بهتری در تست‌های آی کیو شود(نسبت به آنهایی که علائم اضطراب درآنها شدت کمتری داشته). و اگر یک چیز وجود داشته باشد که افراد عصبی در آن استثنا باشند، اضطراب است. همه چیز را بیش از حد تحلیل می‌کنند. یک پیام متنی منفعل- تهاجمی یا یک تعریف و تحسین دوپهلو برای یک فرد عصبی، نقطه ضعف است. او برای فکر کردن به این‌که چه چیزی اشتباه است وقت صرف می‌کند و حتی وقت بیشتری هم برای پیداکردن راه‌حل می‌گذارد. معمولا به بدترین نتیجه ممکن می‌رسند. افراد عصبی بیشتر مایلند نیمه خالی لیوان را ببینند. براساس مقاله‌ای که در journal American Psychologistمنتشر شده، این اشخاص گرایش دارند تا نسبت به ترس و تهدید، ناکامی یا شکست با احساسات منفی واکنش نشان دهند. تحقیقات نشان داده هرچند این ویژگی، کاملا ایده‌آل نیست اما کمی بدبینی می‌تواند درست باشد. همه چیز در تعادل! بی‌نهایت خودآگاهند. افراد عصبی نسبت به افکار، کلام و اعمال خودشان بیش از اندازه حساسند. این اندازه از هشیاری می‌تواند هم از نظر شخصی و هم از نظر حرفه‌ای بی دردسر باشد اگر تعادل داشته باشد. درست مانند هر ویژگی شخصیتی دیگری، ضعف‌ها وقوت‌هایی وجود دارد. تفاوت اینجاست که یک فرد عصبی با نقاط ضعف و قوتش بسیار آشناست چون خیلی درموردشان فکر می‌کند و این لزوما یک صفت بد نیست.

اطلاعات بیشتر

۵ مورد از علایمی که نشان می‌دهد شما بیش از حد فکر می‌کنید

22 اردیبهشت 2017
 ۵ مورد از علایمی که نشان می‌دهد شما بیش از حد فکر می‌کنید

آیا شما نیز در طول روز به همه چیز فکر می‌کنید و تمامی جنبه‌های یک موضوع را با دقت تجزیه و تحلیل می کنید؟ آیا در این زمان‌ها احساس خستگی و اضطراب دارید؟ تفکر بیش از حد یک بیماری شایع و همه گیر در جهان است که می تواند منجر به ایجاد اختلالاتی همچون افسردگی و اضطراب در فرد گردد. مطالعات روانشناسی گسترده‌ی انجام شده نشان می‌دهد که تفکر بیش از حد بیشتر در افراد بزرگسال جوان و میانسال شایع است. این بیماری در سنین ۲۵ تا ۳۵ سال ۷۳ درصد بروز می‌کند. همچنین امکان بروز آن در زنان بیشتر از مردان است. آیا شما نیز قبل از رفتن به رختخواب، نمی‌توانید افکار خود را رها کنید؟ افرادی که تفکر بیش از حد دارند نمی‌توانند خود را از نگرانی‌های زیادی که در درونشان وجود دارد جدا کنند. بی خوابی یک مشکل رایج در این افراد است. ممکن است تمام شب را به تجزیه و تحلیل یک موضوع خاص بپردازند بدون اینکه راه حلی برای آن بیابند. این افکار به طور مداوم در ذهن آن‌ها تکرار می‌شود.از آنجایی که این افراد خواب و استراحت کافی ندارند، بیشتر از سایرین در معرض خطر ابتلا به افسردگی قرار می‌گیرند. اگر شما نیز همین حالت را دارید می‌توانید از توصیه‌های سلامتی استفاده نمایید. افکار خود را قبل از رفتن به رختخواب بر روی یک کاغذ بنویسید. خلق کردن آثار هنری، نقاشی کشیدن یا انجام یک سرگرمی خاص می‌تواند ذهن شما را آرام‌تر کند و شما را از شر افکار مزاحم خلاص نماید. آیا شما نیز در مورد اتفاقاتی که قرار است رخ دهد احساس نگرانی و ترس می‌کنید؟ افرادی که بیش از حد فکر می‌کنند، با افکار نگران کننده‌ای درگیر هستند که می‌تواند زندگی آن‌ها را به طور کلی فلج کند. این افراد به جای اینکه در حال زندگی کنند، از اتفاقاتی که قرار است در آینده رخ دهد می‌ترسند. به همین خاطر بیشتر آن‌ها به مصرف الکل ومواد مخدر روی می‌آورند تا از شر این افکار مزاحم خلاص شوند. بهترین روش برای مبارزه با چنین افکاری این است که هر روز زمانی را برای تفکر به این موارد اختصاص دهید. اگر بیش از حد در مورد موضوعی فکر می‌کنید، بهتر است به خودتان اجازه دهید با این افکار روبرو شوید. هر روز ۱۵ دقیقه برای اینکار کنار بگذارید. در طول این مدت شما می‌توانید افکار خود را بنویسید یا با صدای بلند تکرار کنید. ایجاد یک عادت جدید و مثبت نیز می‌تواند عادت زیاد فکر کردن را از شما دور کند. آیا به طور مداوم همه چیز را تجزیه و تحلیل می‌کنید؟ افرادی که تفکر بیش از حد دارند، دچار اضطراب و نگرانی نیز خواهند شد. افسردگی همیشه در کنار آن‌ها خواهد بود. در این حالت ذهن از کنترلشان خارج می‌شود. آن‌ها نمی‌توانند به هیچ راه حل مناسبی دست یابند. زمانی که قادر نیستید افکار مختلف خود را کنترل کنید، می‌توانید روش‌هایی که به این موقعیت‌ها پاسخ می‌دهید را کنترل نمایید. زمانی که ذهنتان شروع به ایجاد افکار منفی می‌کند، از خودتان بپرسید تاثیرات این افکار منفی چیست؟ آیا راه حلی برای آن وجود دارد؟ زمانی که احساس کردید افکار زیادی به سمتتان هجوم آورده‌اند، یک نفس عمیق بکشید. چشمان خود را ببندید و چند دقیقه آرام باشید. به یک مکان خاص فکر کنید که دوست دارید در آنجا باشید. از فکر کردن به آینده بپرهیزید شما نمی‌توانید اتفاقاتی که هنوز رخ نداده است را کنترل و مدیریت کنید. آیا کمال گرا هستید و دوست دارید همه چیز را به تنهایی انجام دهید؟ آیا از شکست می‌ترسید؟ افرادی که همیشه فکر می‌کنند، معمولا عزت نفس پایینی دارند و به توانایی‌های خود شک می‌کنند. اینگونه افراد در مورد طرز فکر دیگران نگران هستند. باید یاد بگیرید که هیچ کس کامل نیست. اگر بخواهید اینگونه فکر کنید مطمئن باشید شکست خواهید خورد. تلاش برای کامل بودن منجر به شکست می‌شود. برای رسیدن به خواسته‌های خود تلاش کنید اما انتظار نامعقول از خود نداشته باشید. آیا همیشه خود را سرزنش می‌کنید؟ افرادی که بیش از حد فکر می‌کنند معمولا قطعی هستند و دوست دارند در دنیایی از پشیمانی‌ها و افسوس‌ها زندگی کنند. این افراد مستعد نیستند. اینگونه موارد رفتارهای آموخته شده‌ای هستند. زمانی که ذهن شما به سمت افکار ساختار نیافته حرکت می‌کند به خاطر تجربیاتی است که در گذشته داشته‌اید. این افراد اعتقاد دارند در آینده نیز اشتباهات یکسانی را تکرار خواهند کرد و همین امر موجب می‌شود مدام خود را سرزنش کنند. از موقعیت‌هایی که باعث ایجاد استرس می‌شود اجتناب کنید. شما می‌توانید مواردی که باعث ایجاد استرس می‌شود را مشخص کنید. اگر کاری را در گذشته با یک روش خاص انجام داده‌اید و نتیجه مطلوب دریافت نکرده‌اید، بهتر است روش خود را تغییر دهید. بر روی اهداف خود کار کنید. قبل از هر کاری تحقیق کنید. تحقیق و جستجو می‌تواند ترس از ناشناخته‌ها را از بین ببرد. ایجاد افکار و فعالیت‌های مثبت می‌تواند ترس از استرس را از بین ببرد. برای اینکه از شر افکار مزاحم خلاص شوید، خود را با کارهای مثبت و سازنده درگیر کنید. ورزش کنید، اثر هنری خلق نمایید، موارد مثبت را با دیگران به اشتراک بگذارید، بیرون از منزل گردش کنید و با دوستان و اعضای خانواده رابطه خوبی داشته باشید. داشتن یک سیستم حمایتی نیز می‌تواند به شما کمک کند. منبع: مجله سلامت

اطلاعات بیشتر

چیزهایی که باید در مورد ضربه مغزی بدانید

12 فروردین 2017
 چیزهایی که باید در مورد ضربه مغزی بدانید

ضربه مغزی می‌تواند یک تجربه ترسناک باشد. اگرچه به این نوع آسیب سر، مخصوصا در ورزش، توجه زیادی می‌شود اما درک مبانی و مدیریت ضربه مغزی هنوز هم چالش برانگیز است. در زیر به تعدادی از متداول‌ترین سوالات در مورد ضربه مغزی، پاسخ می‌دهیم: ضربه مغزی دقیقا چیست؟ یک ربه مغزی (که بعنوان آسیب تروماتیک خفیف مغزی نیز شناخته می‌شود) توسط یک ضربه مستقیم به سر یا نیروهای غیرمستقیمی که به سر منتقل می‌شوند و باعث می‌شوند که مغز در درون جمجمه، تکان بخورد، ایجاد می‌شود. این مسئله منجر به یک اختلال عصبی موقت با مجموعه وسیعی از علائم بالقوه می‌گردد. آیا ممکن است بخاطر ضربه به سر، دچار ضربه مغزی شوم؟ بله، اگرچه هنوز روشن نیست که برای ایجاد ضربه مغزی، چقدر نیرو باید وجود داشته باشد. با اینحال، ضربه مغزی می‌تواند بدون ضربه مستقیم به سر نیز اتفاق بیفتد. هرگونه تغییر سریع در شتاب (بعنوان مثال کاهش سرعت) می‌تواند باعث آسیب به مغز شود. ضربه مغزی ممکن است بعلت سقوط، تصادف ماشین یا در طول فعالیتی مانند ورزش رخ دهد. اگر هوشیاریام را از دست ندهم، هنوز هم می‌تواند یک ضربه مغزی باشد؟ بله، می‌تواند باشد. در واقع ممکن است بعضی از افراد در ابتدا، عادی و طبیعی بنظر برسند. اما به یاد داشته باشید که بعضی از نشانه‌ها بعد از چندین ساعت، آشکار می‌شوند. هرگونه از دست دادن هوشیاری نباید نادیده گرفته شود و ممکن است به توجه فوری پزشکی نیاز داشته باشد. علائم و نشانه‌های ضربه مغزی کدامند؟ علائم ضربه مغزی، اغلب در بین افراد مختلف، متفاوت است و می‌تواند بطور جسمی و ذهنی بروز کند. سر درد یکی از شایع‌ترین علائم اولیه است. دیگر علائم رایج شامل سرگیجه یا عدم تعادل، تهوع یا استفراغ، حساسیت به نور یا صدا، گیجی، اختلال در حافظه کوتاه مدت و شکل خواب می‌باشد. ضربه مغزی چطور تشخیص داده می‌شود؟ هیچ آزمایش خون یا عکسبرداری معمولی (از جمله CT اسکن یا MRI) وجود ندارد که بتواند ضربه مغزی را تشخیص دهد بنابراین تشخیص آن باید توسط یک شخص حرفه‌ای آموزش دیده مانند یک پزشک انجام شود. یک مربی ورزشی که با ضربه مغزی آشنایی دارد می‌تواند بلافاصله بعد از آسیب، با استفاده از یک تست تایید شده مانند ابزار تشخیص ضربه مغزی ورزشی (SCAT) شروع به تشخیص ضربه مغزی کند اما اینکار به تنهایی، جایگزینی برای یک ارزیابی کامل توسط پزشک نیست. چه زمانی باید به دکتر یا اورژانس مراجعه کنم؟ اگر هرگونه نگرانی در مورد آسیب جدی‌تر وجود دارد، نباید برای برای درخواست مراقبت فوری پزشکی، لحظه‌ای تردید کنید. بعد از هر ضربه به سر، باید مدتی حواستان به علائمی که ممکن است با تاخیر رخ دهند مانند افزایش خواب آلودگی، لکنت زبان، تغییرات بینایی، سردرهای شدید یا سردرهایی که مدام بدتر می‌شوند، گردن درد و تغییرات سطح انگیختگی باشید. این علائم می‌توانند نشانه یک آسیب تروماتیک مغز مانند خونریزی در مغز یا شکستگی باشد و اگر بموقع درمان نشود، عواقب مرگباری بدنبال دارد. اگر مطمئن نباشم که ضربه مغزی شده‌ام، باید چه کار کنم؟ همیشه بلافاصله مشخص نمی‌شود که ضربه مغزی شده‌اید. با این وجود، اگر یک ورزشکار به ضربه مغزی مشکوک است نباید هرگز به بازی یا فعالیتش در آن روز، برگردد. این ضرب المثل را به یاد داشته باشید: هنگامیکه شک دارید، کاری انجام ندهید. چگونه می‌توانم از ضربه مغزی جلوگیری کنم؟ بجز اجتناب از فعالیت‌های فیزیکی پرخطر، هیچ استراتژی خاصی برای جلوگیری از ضربه مغزی وجود ندارد. در هنگام استفاده از هر نوع رژیم غذایی، داروها و تجهیزات حفاظتی و گاردهای دهان که ادعا می‌کنند از ضربه مغزی جلوگیری می‌کنند، احتیاط کنید. استفاده از کلاه ایمنی با طراحی ویژه در ورزش‌های پر برخوردی مثل فوتبال و‌ هاکی، در حال بررسی است اما هنوز ثابت نشده که آنها بتوانند از ضربه مغزی پیشگیری کنند یا آن را کاهش دهند. ضربه مغزی چگونه درمان می‌شود؟ فقط استراحت و استراحت. از ضربه مغزی اغلب بعنوان «یک بحران انرژی» یاد می‌شود زیرا سوخت و ساز مغز، تحت تاثیر قرار می‌گیرد بنابراین لازم است مقدار محرک‌های خارجی را که بصورت روزانه با آنها مواجهیم، کاهش دهیم. این محرک‌ها شامل مدرسه یا محل کار، استفاده از وسایل چند رسانه‌ای(از جمله تلویزیون، کامپیوتر و تلفن) و فعالیت بدنی می‌باشد. چه مدت طول می‌کشد تا ضربه مغزی بهبود یابد؟ میزان زمان بهبودی از فردی به فرد دیگر، متفاوت است اما برای موارد معمولی (بدون عارضه) بطور متوسط حدود ۳ تا ۴ هفته است. زمان ریکاوری، در افراد مسن تر و همچنین کسانی که دارای مشکلات پزشکی دیگر (بعنوان مثال سردرد مزمن) و یا دیگر آسیب‌های دائمی (بعنوان مثال شکستگی گردن) هستند، اغلب مدت بیشتری طول می‌کشد. اگر برای استراحت مغز، اقدامات لازم انجام نشود، علائم نیز طولانی‌تر می‌شوند. پزشکتان، برنامه‌ای برای بازگشت تدریجی شما به مدرسه یا محل کار تهیه می‌کند. سپس هنگامیکه علائم برطرف شدند، قدم بقدم به فعالیت‌های فیزیکی و ورزشی‌تان بر می‌گردید. بسیار مهم است که با وجود علائم، به خودتان فشار نیاورید و خیلی زود، فعالیت‌تان را از سر نگیرید زیرا این کار، فقط بهبودی شما را به تاخیر می‌اندازد. اثرات بالقوه و بلند مدت ضربات مغزی پی در پی چیست؟ اثر ضربات مغزی متعدد بر مغز بطور کامل مشخص نشده است. تحقیقات معتبر و موارد جالب توجه نشان می‌دهد که ضربه مغزی، یک عامل بالقوه در بیماری‌های عصبی خاص مانند انسفالوپاتی مزمن پس از سانحه (CTE)، اسکلروزیس آمیوتروفیک جانبی (بیماری ALS یا لوگرینگ) و اختلالت افسردگی می‌باشد. با اینحال، در حال حاضر هیچ راهنمای خاصی وجود ندارد که بر اساس آن، یک ورزشکار پس از بهبودی، واجد شرایط بازگشت به ورزش نباشد. این تصمیم باید بر اساس وضعیت فردی اتخاذ شود. آیا تابحال ضربه مغزی را تجربه کرده‌اید؟ آیا علائم شما شبیه علائمی بود که در بالا بیان شدند؟ آیا ضربه مغزی برای شما، عواقب دائمی به همراه داشت؟ پزشکتان از شما خواست که چه مراحلی را در طول درمان، دنبال کنید؟ آیا بنظرتان این مقاله مفید بود؟ نظراتتان را با ما در میان بگذارید.

اطلاعات بیشتر

تاثیر صدای اعضای خانواده در درمان افرادی که به کما رفته‌اند

12 فروردین 2017
 تاثیر صدای اعضای خانواده در درمان افرادی که به کما رفته‌اند

در بسیاری از فیلم‌ها و نمایش‌های رادیویی این موضوع همیشه مطرح بوده است اما هم اکنون طی مطالعه جدیدی که در مرکز پزشکی نورث وسترن و بیمارستان هینز، که هردو در ایالت ایلی نویز قرار دارند انجام می‌شود، محققان سعی دارند به این سوال پاسخ دهند که: آیا واقعا شنیدن صدای اعضای خانواده و افراد مورد علاقه می‌تواند بیماران به کما رفته را به هوش بیاورد؟ محققان می‌خواهند بدانند که آیا تحریکات و فعالیت‌های مغزی بیماران کمایی تاثیری در بهبودشان دارند. کما به یک حالت از بیهوشی گفته می‌شود که بیمار قادر به باز کردن چشم‌هایش نیست. هنگامی‌ که بیمار به کما رفته اندکی بهبود میابد، در ابتدا کمی‌ حالت هوشیاری‌اش را بدست می‌آورد و زندگی نباتی‌اش آغاز می‌شود، البته این حالت ممکن است از چند هفته تا چند سال طول بکشد. برای انجام یک مطالعه جدید از ترزا پاپ که به عنوان یک گفتار درمان برای بیماران کما با صدمات مغزی کار می‌کرد، الهام گرفته شده بود که نتایج آن مطالعه در مجله توانبخشی اعصاب و درمان بیماری‌های اعصاب چاپ شده بود. پاپ مشاهده کرده بود که بیماران به اعضای خانواده‌شان بهتر پاسخ می‌دهند تا غریبه‌ها. از این رو، پاپ به این نتیجه رسید که اگر درمانگران بتوانند مغز افراد را در حالیکه بیهوشند، تحریک و تمرین دهند احتمال دارد توانایی آنها برای بهبود افزایش یابد. بعنوان بخشی از مطالعه تصادفی و کنترل شده با دارونما، ۱۵ بیمار که از ناحیه سر دچار حادثه شده بودند و در حداقل سطح هوشیاری قرار داشتند در تمرینات شنیداری و حسی ثبت نام شده بودند. ۱۲مرد و ۳ زن که میانگین سنی‌شان ۳۵ بود و قبل از اینکه تمرینات شنیداری شان آغاز شود، حدود ۷۰ روز بود که زندگی نباتی داشتند. در ابتدای تحقیق، پاپ و همکارانش زنگ‌ها و سوت‌هایی را مورد استفاده قرار دادند تا چگونگی پاسخ بیماران به اطلاعات حسی را بررسی کنند. آنها همچنین ارزیابی می‌کردند که آیا بیماران قادر بودند جهت را دنبال کنند و چشمانشان را باز کنند یا قوه بصری‌شان توانایی ردیابی شخصی را که در اتاق راه میرفت را داشت. همچنین تصویر برداری رزونانس مغناطیسی ( ام آر آی) مورد استفاده قرار گرفت تا بررسی شود که میزان اکسیژن خون مغز بیماران هنگام شنیدن صداهای آشنا و ناآشنا که داستان‌های مختلف می‌گویند، چگونه تغییر میکند. سپس درمانگران از خانواده بیمار خواستند که با نگاه به آلبوم عکس‌ها حداقل شش داستان مهم را که به بیمار و خانواده‌اش باهم در آن نقش داشته‌اند، شناسایی و در کنار هم قرار دهند. پاپ توضیح می‌دهد که آن اتفاق میتواند یک جشن عروسی یا یک سفر جاده‌ای خاص مثل رفتن به ملاقات یک همکار باشد که آنها باهم در آن حضور داشتند. باید چیزی باشد که آنها به خاطر داشته باشند و لازم است که ما داستان‌ها را با حس، حرارت و جنبش، زنده کنیم. مثلا خانواده‌ها، خاطره‌ای تعریف می‌کردند که درآن بیمار در کوروت روی شیب کوه اسکی بازی می‌کرده و هوای سرد به صورتش برخورد می‌کرده است. بعد از گذشت شش هفته از درمان، میزان پاسخگویی بیماران به صداهای نا آشنا بیشتر شده بود این داستان‌ها توسط خانواده‌ها گفته و ضبط شد و سپس به مدت شش هفته برای بیمارانی که در کما هستند، گذاشته شد. درحین انجام دوره شنیداری، آزمایشات (ام آر آی) تکرار شد که در آن، تغییرات میزان اکسیژن خون بیماران درحالیکه در حال گوش دادن به داستان‌هایی که توسط صداهای آشنا و غیر آشنا گفته می‌شد ، بودند بررسی می‌شد. (ام آر آی) تغییراتی را از میزان اکسیژن خون هنگام شنیدن صداهای نا آشنا ثبت کرد درحالیکه باشنیدن صداهای افراد آشنا هیچ تغییری دراین سطح ایجاد نشد. پاپ می‌گوید که این یافته‌ها توانایی بیشتری را برای پردازش و فهم گفتار در میان بیماران نشان می‌دهد، و آنها نسبت به صداهای ناآشنایی که داستان‌ها را تعریف می‌کردند بیشتر پاسخگو هستند. در ابتدا آنها به صداهای ناآشنا توجه نشان نمی‌دادند اما حالا آنها در توجه به آنچه که فرد می‌گوید پیشرفت کرده‌اند. دراین مرحله از درمان، محققان دریافتند که بیماران نسبت به زمان شروع تحقیق، به صدای زنگ‌های کوچک، کمتر حساسیت نشان می‌دهند. تیم تحقیق به این باور رسیدند که اکنون توانایی بیماران برای تشخیص تفاوت بین انواع صداها بیشتر شده و آنها می‌توانند تصمیم بگیرند که اهمیت کدام صدا برای شنیدن بیشتر است. پاپ می‌گوید: صدای مادر که داستان‌های آشنا را بارها و بارها تعریف میکرد، بیشتر از صدای زنگ به مغز بیماران کمک میکرد تا به اطلاعات مهم، توجه کنند. آنها قادر بودند که میان آنچه مناسب بود و آنچه مناسب نبود تمایز قائل شوند. دو هفته اول مهمترین بخش از دوره درمان بود و بیشترین دستاورد، حاصل شد. در چهارهفته باقی مانده درمان، دستاوردها کمتر و بیشتر حالت افزایشی داشتند. پاپ درمورد درمان می‌گوید، این وضعیت به خانواده‌ها امید می‌دهد و چیزی است که آن‌ها می‌توانند کنترل کنند. او به خانواده‌ها توصیه میکند که با یک درمانگر کار کنند تا در ساخت داستان به آنها کمک کند. درحال حاضر، تیم تحقیقاتی اطلاعات کسب شده را تجزیه و تحلیل میکند تا دریابد که آیا درمان تمرینات حسی و شنیداری تارهای آکسون را تقویت میکند و سیگنال‌های مغز را بین عصب‌ها انتقال می‌دهد یا خیر. منبع: مجله سلامت

اطلاعات بیشتر

راه‌های مطمئن برای کنترل استرس و اضطراب

12 فروردین 2017
 راه‌های مطمئن برای کنترل استرس و اضطراب

احساس آشفتگی و استرس بخاطر دستورات ضد و نقیض رئیستان یا سه کیلو افزایش وزنی که پیدا کرده‌اید، مشکلی را حل نمی‌کند. همانطور که نمی‌توانید آب و هوا را کنترل کنید، با گفتن جمله”نگران نباش” به خودتان نیز نمی‌توانید کار مفیدی انجام دهید. در عوض می‌توانید از نگرانی به نفع خودتان استفاده کنید. کمبرلی مدلاک، سازمان دهنده حرفه‌ای، مربی مدیریت زمان و نویسنده “چه کارهای را نباید در محل کار انجام دهید: ۴۴ عادت آزاردهنده، وقت‌گیر و بی حاصل در محل کار” می‌گوید: باید یاد بگیرید که چگونه نگرانی را تشخیص دهید و سپس آن را با تفکر، جایگزین کنید. نگرانی وقتی بوجود می‌آید که افکار شما درگیر یک مشکل می‌شوند. اما تفکر زمانی است که شما برای پیدا کردن یک راه حل، تمرکز می‌کنید. نگرانی، بی‌فایده است اما تفکر باعث پیشرفت می‌شود. این نکات را دنبال کنید تا نگرانی‌تان را به نتیجه مطلوبی برسانید: ۱. هدفمند، نگران باشید روانپزشک ادوارد هاوول می‌گوید: به احتمال زیاد، مشکل شما آن چیزی نیست که بیش از حد نگرانش هستید بلکه چیزی است که برای مقابله با آن، استراتژی‌های معدودی دارید. او توصیه می‌کند که بنشینید و یک ورق کاغذ را به سه ستون تقسیم کنید. در ستون اول، تمام نگرانی هایتان را بنویسید. در ستون دوم، بدترین چیزی که ممکن است در مورد نگرانی‌هایتان اتفاق بیفتند، بنویسید و در ستون سوم، سه یا چهار استراتژی برای مقابله با “بدترین اتفاق ممکن” بنویسید و دور یکی از آنها که فکر می‌کنید می‌توانید بکار ببرید، خط بکشید. سپس آن را انجام دهید. یک برنامه قابل اجرا تقریباً همیشه، پادزهری برای نگرانی است. ۲. نگرانی‌هایتان را بزرگ نکنید یکی از چیزهایی که نگران اتفاق افتادنشان هستیم، چیزهایی هستند که کنترل کمی روی آنها داریم یا اصلا نمی‌توانیم آنها را کنترل کنیم مانند اخراج از کار. از خودتان بپرسید که آیا این نگرانی، واقعا فایده‌ای دارد؟ استفان سلطانف، دکتر و استادیار روانشناسی در دانشگاه پپردین کالیفرنیا می‌گوید: هر چیزی که در موردش ناراحت هستید، به احتمال زیاد، آنقدری که فکر می‌کنید ترسناک نیست. هنگامیکه این ترس را بررسی کنید و بپذیرید که احتمالش کم است یا از کنترل شما خارج است، کمتر در موردش نگران می‌شوید. ۳. بهترین سناریوی ممکن را تصور کنید رالی مک آلیستر، پزشک و کارشناس ارشد بهداشت عمومی می‌گوید: تصور کنید در حال مقابله با یک مشکل هستید و آن را با موفقیت حل می‌کنید. اگر نمی‌دانید یا نمی‌توانید بفهمید که بهترین داستان ممکن چه چیزی است، رسیدن به آن، بسیار دشوارتر می‌شود. هنگامیکه نگرانی‌ها یا چالش‌های جدید بوجود می‌آیند به دنبال یک قسمت مثبت و امیدوار کننده باشید. مک آلیستر میگوید: هرگاه یک موقعیت جدید پیش می‌آید، بلافاصله از خودتان بپرسید که قسمت مثبت ماجرا چیست؟ مثلا اگر در مورد نتیجه یک آزمایش نگرانید، به خودتان بگویید که به سلامتی‌تان اهمیت می‌دهید و مهم نیست که چه اتفاقی می‌افتد. پس بهتر است به جای ۶ ماه بعد، همین حالا متوجه بیماری‌تان شوید. ۴. کارهایتان را به بعد موکول نکنید آیا عادت دارید کارهایتان را به تعویق بیندازید؟ اینکار بیشتر از آنچه که فکر می‌کنید، شما را مضطرب می‌کند. جان راولی، پزشک خانواده در انجمن بین المللی علوم ورزشی می‌گوید: بسیاری از مردم عادت دارند که به مشکلاتشان رسیدگی نکنند تا زمانیکه آنها غیر قابل کنترل شوند. کاری را که باید انجام دهید، همین امروز انجام دهید. اگر برای اجرای یک پروژه بزرگ کاری تا دقیقه آخر صبر کنید، انجام آن، غیر ممکن‌تر بنظر می‌رسد. در عوض آن را به کارهای کوچکی تقسیم کنید که می‌توانید در طول هفته، قبل از به پایان رسیدن مهلت پروژه انجام دهید. شاید تقسیم پروژه، نگران‌کننده بنظر برسد اما به محض اینکه اولین قدم را بردارید، احساس بسیار بهتری خواهید داشت. ۵. خودتان را تشویق کنید اغلب اوقات، برای رهایی از نگرانی فقط کافی است کمی خودتان را تشویق کنید. گاهی اوقات، ما بدترین دشمنان خودمان هستیم. دکتر ساندرا هاربر می‌گوید: برای اینکه با خودتان مهربان باشید، برای یک روز وانمود کنید که روی سرتان یک حباب کارتونی دارید و جملات مثبت به خودتان بگویید. آنها را یادداشت کنید و دوباره بخوانید. صحبت منفی با خودتان، شما را در دردهایتان غرق می‌کند. در عوض، همانطور که از بهترین دوستتان حمایت می‌کنید و به او انرژی می‌دهید به خودتان نیز انرژی و انگیزه دهید. اینکار در ابتدا، مسخره و بچگانه بنظر می‌رسد اما وقتی متوجه شدید در حال گفتن حرف معنی داری هستید، صبر کنید و کمی به آن بها دهید. ۶. کار بهتری برای انجام دادن پیدا کنید یک راه دیگر برای نادیده گرفتن نگرانی این است که در ذهنتان، موضوع را عوض کنید. مک آلیستر می‌گوید: فعالیتی انجام دهید که شما را شاد کند یا تمام توجه شما را جلب کند. تحقیقات دانشگاه مریلند نشان می‌دهد که شادترین مردم، به میزان ۳۰% کمتر در جلوی تلویزیون وقت می‌گذرانند. یک دلیل شاید این باشد که تماشای تلویزیون باعث می‌شود که غرق در افکارتان شوید و در مورد نگرانی‌هایتان، بیشتر فکر کنید. دکتر استفان لاردی، نویسنده “درمان افسردگی” توصیه می‌کند برای متوقف کردن این چرخه نگرانی، با یک دوست صحبت کنید. یک مکالمه دو طرفه خوب، انرژی ذهنی زیادی می‌گیرد بنابراین وقتی در حال مکالمه هستید، فکر و خیال کردن دشوار است. یک راه دیگر برای پرت کردن حواس: یک کار نشاط آور انجام دهید مثلا با کنسول بازی کودکتان برقصید یا جلوی خانه بسکتبال بازی کنید. به گفته لاردی، هماهنگی حرکات شما به تمرکز زیادی نیاز دارد بنابراین نمی‌توانید به نگرانی‌هایتان فکر کنید. ۷. یک حرکت قدرتی را تمرین کنید آیا تا بحال دیده‌اید که یک بازیکن بسکتبال قبل از پرتاب آزاد، سه بار دریبل بزند یا یک بازیکن بیس بال قبل از اینکه توپ پرتاب شود، چند باز تب را بچرخاند و عقب و جلو کند! راولی توصیه می‌کند دفعه بعدی که احساس استرس یا نگرانی کردید، یک حرکت قدرتی مشابه انجام دهید. او می‌گوید: حرکت شما می‌تواند ساده باشد مثلا رساندن دو انگشت دستانتان به هم. مهم این است که خودتان را در یک نگرش ذهنی مثبت قرار دهید و سپس این حرکات را بارها انجام دهید تا ملکه ذهنتان شود سپس هنگامیکه در یک وضعیت پر استرس هستید فقط کافی است دو انگشتتان را به هم برسانید. این کار به شما کمک می‌کند که احساس آرامش و تمرکز کنید. ۸. صاف‌تر بایستید یک راه سریع برای بهبود خلق و خو این است که مراقب طرز ایستادن و نشستنتان باشید. هنگامیکه محققان دانشگاه ایالتی اوهایو از شرکت کنندگان در یک مطالعه خواستند که میزان مهارتشان نسبت به فرصتهای شغلی را ارزیابی کنند، دریافتند آنهایی که این کار را با طرز نشستن مناسبی انجام داده بودند نسبت به کسانی که در هنگام نشستن به جلو خم شده بودند، به توانایی هایشان مطمئن‌تر بودند. دکتر ریچارد پتی، روانشناس و مسئول این تحقیق می‌گوید: مردم در زمانیکه بطور درست و مستقیم می‌نشینند، احساس اعتماد بنفس می‌کنند و می‌توانند آن اعتماد بنفس را به افکار فعلی‌شان ارتباط دهند. ۹. زودتر بخوابید شاید غیر منطقی بنظر برسد که به یک فرد مضطرب بگوییم زودتر بخوابد اما نگرانی و اضطراب اواخر شب، یکی از دلایل بی‌خوابی است. به یاد داشته باشید که هیچ چیز مانند خستگی نمی‌تواند به اعصاب و توانایی شما برای فکر کردن آسیب برساند. دکتر تام لوب می‌گوید: خستگی، هر نوع اضطراب را تشدید می‌کند. برای بخواب رفتن علی‌رغم افکار نگران کننده‌تان، دکتر جوی والسلبن ، متخصص خواب می‌گوید که یک دفتر نگرانی داشته باشید(دفتری که چند ساعت قبل از خواب در آن، افکاری که ممکن است شما را بیدار نگه دارد بنویسید). سپس وقتی آن افکار، دیرتر وارد ذهنتان شد به خودتان بگویید: من نمی‌توانم امروز برای رفع آن، کاری انجام دهم پس در موردش فکر نمی‌کنم. کارشناسان دیگر توصیه می‌کنند که آن نگرانی‌ها را واقعا از اتاق خوابتان بیرون بیندازید. دفتر را به اتاق دیگری ببرید و تا صبح آنجا بگذارید. ۱۰. خودتان را بخندانید اینکه بخاطر فشار کاری و استرس، سه شب نتوانید شام بخورید اصلا چیز خنده‌داری نیست. اما تلاش برای خندیدن یا لبخند زدن می‌تواند این وضعیت را بهتر کند. دکتر بروس رابین، مدیر پزشکی برنامه شیوه زندگی در مرکز پزشکی دانشگاه پیترزبورگ می‌گوید: سه یا چهار خاطره انتخاب کنید که همیشه شما را به خنده می‌اندازند و آنها را در ذهنتان نگه دارید. سپس وقتی چیزی شما را ناراحت می‌کند، به آنها فکر کنید و به خودتان بخندید.

اطلاعات بیشتر

تاثیر استرس در تخریب مغز و سلامت روان

12 فروردین 2017
تاثیر استرس در تخریب مغز و سلامت روان

بعنوان یک مادر، استرس تقریبا زندگی شما را تحت کنترل دارد. میان کارهایی مانند پختن غذاهای سالم، بردن بموقع بچه‌ها به تمرین فوتبال و داشتن یک خانه مرتب، اضطراب چیزی است که شما با آن آشنا هستید. می‌دانیم که استرس برای بدن، مضر است اما بر مغزتان، چگونه اثر می‌گذارد؟ با توجه به هافینگتون پست، هورمون هایی که در واکنش به استرس ترشح می‌شوند بر عملکرد مغز، اثرات منفی می‌گذارند و احتمالا می‌تواند ساختار فیزیکی مغز شما را تغییر دهد. البته تقریبا تمام افراد در معرض این خطر قرار دارند و باید مراقب خودشان باشند. هورمون استرس یعنی کورتیزول می‌تواند سلول‌های عصبی را از بین ببرد، آنها را کوچک کند و جلوی تولید سلول‌های عصبی جدید را در بخشی از مغز که هیپوکامپ نامیده می‌شود، بگیرد. هیپوکامپ برای یادگیری، تنظیم احساسات و حافظه و همچنین برای مسدود کردن پاسخ‌های استرسی بعد از اینکه یک اتفاق استرس‌زا به پایان رسید، ضروری است:تمام این فرایندها در زندگی حرفه‌ای و شخصی ما، بسیار مورد نیازند. استرس مزمن هم چنین می‌تواند قشر جلوی پیشانی میانی را فشرده و کوچک کند. این مسئله بر تصمیم‌گیری، کار حافظه و کنترل رفتار تکانشی، تاثیر منفی می‌گذارد. استرس همچنین می‌تواند بر سلول‌های بنیادی تاثیر بگذارد، مانع دسترسی به قشر جلوی مغز شود یعنی جایی که در آن، رفتار شناختی پیچیده و تعامل اجتماعی مناسب را تنظیم و تعیین می‌کنیم. در نتیجه مغز، قدرت یادگیری و حافظه کمتری خواهد داشت و بیشتر در معرض ابتلا به اضطراب و افسردگی خواهد بود. همین هورمون استرس می‌تواند اندازه و فعالیت بخشی از مغز به نام آمیگدال را افزایش دهد. آمیگدال در شکل‌گیری و ذخیره خاطرات مرتبط با حوادث بسیار عاطفی، ضروری می‌باشد. آمیگدال، هر اتفاق را با یک احساس، مرتبط می‌کند و این ارتباط در حافظه بلند مدت ما ذخیره می‌شود بنابراین می‌توانیم در آینده از وقوع آن، جلوگیری کنیم یا آن را دنبال کنیم. تغییراتی که کورتیزول ایجاد می‌کند، احساسات منفی مانند ترس، اضطراب و خشونت را افزایش می‌دهد. این تغییرات مغز می‌تواند بر روشی که با دیگران ارتباط برقرار می‌کنیم، توانایی‌مان برای یادگیری، به یاد آوردن، تصمیم گرفتن و رسیدن به اهداف دراز مدت، تاثیرات قابل توجهی بگذارد. این تغییرات همچنین، کنترل موفقیت آمیز شرایط استرس‌زا در آینده را سخت‌تر می‌کند و منجر به یک چرخه ناقص می‌شود. منبع: مجله سلامت

اطلاعات بیشتر

۹ راز که باید درباره ساعت بیولوژیک بدنتان بدایند

12 فروردین 2017
 ۹ راز که باید درباره ساعت بیولوژیک بدنتان بدایند

همیشه راه‌کارهایی وجود دارد که که ریتم ساعت درونی بدنتان در موقعیت‌های مختلف برهم نخورد. در اینجا به واقعیت‌هایی در ارتباط با ساعت درونی بدن اشاره می‌کنیم که چطور اختلالی در تنظیمات این ساعت، پیش نیاید. به طور حتم شما ساعت زنگ‌دارتان را می‌توانید در زمان مقرری کوک کنید اما بدن شما به اندازه کافی در درک برخی نکات جزئی چابک نیست، ولی شما باید از ساعت درونی بدنتان سپاسگزار باشید. ساعت درونی بدن در اصطلاح ریتم شبانه‌روزی خوانده می‌شود که در واقع به یک سری تغییرات در بدن که از سوی مغز کنترل می‌شود و در طی چرخه ۲۴ ساعت اتفاق می‌افتد، اطلاق می‌گردد. ریتم شبانه‌روزی بدن با عوامل گوناگونی از جمله نور زیاد در شب یا عقب و جلو کشیدن ساعت‌ها در بهار یا پاییز ممکن است دست‌خوش تغییراتی گردد. جلو کشیدن ساعت‌ها در ماه مارچ یکی از مهمترین زمان‌های تغییر ریتم شبانه‌روزی بدن و موجب بیشترین اختلالات در این زمینه می‌باشد. اما به طور حتم در فصل پاییز هم برایتان اتفاق افتاده که به دلیل اختلالات ناشی از عقب کشیدن ساعت‌ها پیش از آنکه ساعتتان زنگ بزند، بیدار شوید یا پیش‌تر از موعد مقرر هوس خوردن شام کرده باشید. باید اذعان داشت که حتی دانشمندان نیز پاسخ تمامی سوالات مرتبط با ریتم شبانه‌روزی بدن را نیافته‌اند، اما این بحث بسیار جالب توجه است. در اینجا به واقعیاتی در این زمینه اشاره می‌کنیم که شاید تا به حال نشنیده باشید. نورهای الکترونیکی ساعت بیولوژیک بدن شما را به طور کامل مختل می‌کنند تاریکی بزرگترین مدرک برای نزدیک شدن به زمان خواب است. نورهای مصنوعی از قبیل لامپ، تلویزیون یا حتی گوشی تلفن همراه شما ممکن است مغز را گمراه کرده و اینطور جلوه دهند که اکنون زمان بیداریست و نه زمان استراحت و آرامش. دکتر چارلز زایسلر، استاد طب خواب از دانشگاه پزشکی هاروارد در مقاله‌ای در سال ۲۰۱۳ اذعان داشت که: “تکنولوژی یکی از مخرب‌ترین عوامل برهم ریختن ریتم شبانه‌روزی طبیعی بدن ماست و باعث می‌شود که دیرتر به رختخواب برویم. و برای جبران این نقصان صبح‌ها از کافئین استفاده ‌کنیم تا بتوانیم هرچه زودتر هوشیار شویم و در نهایت دائما از میزان خواب مورد نیاز بدنمان می‌کاهیم.” رفتن به تعطیلات و چادر زدن در خارج از شهر ریتم شبانه‌روزی بدنتان را به حالت طبیعی باز می‌گرداند خوشبختانه با دورکردن تکنولوژی از رختخواب می‌توان به سرعت ریتم شبانه‌روزی بدن را به حالت عادی بازگرداند، اما برای آن دسته از ما که به تکنولوژی معتادیم، حرف زدن راحت‌تر از عمل کردن است. در صورتی که شرایط استفاده از تکنولوژی برایتان فراهم نباشد، امکان بازیابی ریتم شبانه‌روزی بدن فراهم می‌شود. تحقیقات مختصری که در دانشگاه کلوریدا صورت پذیرفت حاکی از آن بود که ریتم شبانه‌روزی افرادی که به تعطیلات رفته و خارج از شهر چادر زده بودند به بیداری در طلوع و خواب در غروب بسیار نزدیک شده بود. در گزارشی که بر اساس مطالعات اخیر منتشر شد، کنت رایت اعلام کرد: “به طور مهیجی یافته‌های ما در تحقیق بر روی افرادی که به تعطیلات رفته بودند، دال بر آن است که چرخه طبیعی تاریکی شب و روشنی روز سیگنال‌هایی را منعکس می‌کنند و تفاوت زمان خواب و بیداری که بین افراد ساکن شهر مشاهده می‌شود را به حداقل رساند. به عبارت دیگر اینکه برخی افراد بسیار دیر می‌خوابند و برخی بسیار زود بیدار می‌شوند در بین این افراد که به تعطیلات و چادر زدن خارج از شهر رفته بودند مشاهده نشد.” چنین فراغتی برای ساکنین شهرها ضروری‌تر به نظر می‌سد. ساکنین شهرها ریتم شبانه‌روزی بدن خود را تسریع کرده‌اند شاید به دلیل همان نورهای مصنوعی و شاید هم به دلیل سرو صدای بیش از حد. شما می‌توانید بدون خرید بلیط هواپیما خسته و بی‌خواب سفر باشید شما مجبور نیستید که مسافت طولانی را طی کنید تا مغزتان را گمراه کنید که چنین تصوری داشته باشد. در واقع اگر در شب‌های تعطیل تا دیروقت و بیش از حد معمول بیدار بمانید، صبح روزی که باید به سر کار بازگردید تحریک‌پذیر و کج خلق خواهید بود. این پدیده حتی نام ویژه‌ای دارد: “سندرم تاخیر خواب اجتماعی” پیروی نکردن از برنامه خواب معمول و بیدارماندن‌های طولانی، ساعت بیولوژیک بدن شما را مغشوش خواهد کرد و شبی که باید فردایش سر کار حاضر شوید دچار اختلالات خواب خواهید شد، در نتیجه صبح روز کاری گیج و بد خلق هستید. دانشمندان به طور کلی برای اجتناب از سندرم تاخیر خواب پیشنهاد می‌کنند که حتی در روزهای تعطیل به موقع از خواب بیدار شوید و سر وقت به رختخواب بروید. اگر چنین امکانی به سادگی برایتان فراهم نشد، اجازه دهید کمی نور طبیعی به درون اتاقتان بتابد و ریتم شبانه‌‌روزی شما را تنظیم کند. سندرم تاخیر خواب و دیگر مشکلات خواب از جمله عوامل موثر در بی‌نظمی‌های ریتم شبانه‌روزی بدن شماست. شفاف‌سازی درباره سندرم اختلال خواب: بر اساس اعلان کلینیک کیلولند، بی‌نظمی در الگوی طبیعی خواب، خواه ناشی از عوامل درونی یا بیرونی باشد منجر به برهم خوردن ساعت بیولوژیک بدن می‌شود و در مواردی که میل شدید به خواب وجود دارد می‌تواند منتج به بی‌خوابی دائم و خواب‌آلودگی مفرط شود. این قبیل مشکلاتِ خواب، بی‌نظمی‌های مضاعف در ریتم شبانه‌روزی بدن محسوب می‌شوند، شاخه‌ای از بیماری که شامل اختلالات مقطعی تاخیر در خواب یا گرایش به شب‌زنده‌داری‌های مفرط است. اختلالات پیشرفته در خواب عموما در افراد سال‌خورده مشاهده می‌شود که شب بسیار زود به رختخواب رفته و صبح‌ بسیار زود از خواب بیدار می‌شوند و در افرادی که شیفت کاری آنها متغیر است، در برنامه معمول خواب آنها نیز اختلالاتی ایجاد می‌شود. بعضی از ژن‌ها بر روی ساعت بیولوژیک بدن ما تاثیر دارند اما اختلالات خواب هم منجر به برهم‌ریختگی عملکرد ژن‌ها می‌شود این ژن‌ها کنترل بسیاری از عملکردهای بدن از قبیل دمای بدن، میزان قند خون و حتی حالات و روحیات ما را بر عهده دارند. اما پس از تحقیقی که در آن اختلالاتی در برنامه خواب و بیداری شرکت‌کنندگان بوجود آوردند، محققان متوجه شدند، اختلالات خواب هماهنگی بین ژن‌ها را نیز مختل می‌کند. دکتر سیمون آرچر در بیانیه‌ای اعلام کرد: “بالغ بر ۹۷٪ ژن‌هایی که عملکردشان به طور معمول منظم است بر اثر اختلالات خواب دچار بی‌نظمی می‌شوند و همین امر کج خلقی و تحریک‌پذیری افرادی که درگیر اختلالات تاخیر خواب هستند ویا دارای شیفت‌های کاری متغییر را توجیه می‌کند.” برخی از این ژن‌ها بر روی عملکرد سیستم ایمنی بدن تاثیر دارند احتمالا همه شما خاطراتی دال بر بی‌خوابی‌های طولانی، نحیف شدن‌ها و در نهایت هم سرماخوردگی ناخوشایند را دارید. کمبود خواب قطعا بر روی واکنش‌های سیستم ایمنی بدن تاثیرگذار است. اما اخیرا مطالعاتی بر روی حیوانات انجام شده تا اساس و چگونگی این تاثیرگذاری مشخص شود و یافته‌ها حاکی از آن است که برخی ژن‌ها که مسئول مبارزه با باکتری‌ها و ویروس‌ها هستند از سوی ساعت بیولوژیک بدن کنترل می‌شوند. ربکا اسکات متخصص در زمینه خواب از انستیتوی بیماری‌های مرتبط با خواب نیویورک در گزارشی اعلام کرده که: “اگر آگاهی بیشتری نسبت به اینکه چطور سیستم ایمنی بدن بر روی ریتم شبانه‌روزی ما تاثیر می‌گذارد و آن را تغییر می‌دهد داشته باشیم هنگامی که افراد مستعد سرماخوردگی، تب و ویروس هستند، توصیه‌های مفیدتری می‌توانیم برایشان داشته باشیم.” ساعت شبانه‌روزی بی‌ثبات بر روی باروری افراد موثر است خانم‌هایی که قصد باردارشدن دارند یا باردارهستند باید حتی‌الامکان نورهای مصنوعی داخل اتاق خواب خود را کم کنند. چراغ‌ها را خاموش کنید، هر گاه که ریتم شبانه‌روزی خود را سردرگم کنید ساعت بیولوژیک بدنتان سردرگم خواهد شد. بر اساس مطالعات انجام شده در سال ۲۰۱۴، تولید ملاتونین که به دلیل خاصیت آنتی اکسیدانی تخمک زن را از فشار محافظت می‌کند، ناشی از ریتم منظم شبانه‌روزی بدن است و هنگامی که شخص شب و دیرهنگام در معرض نورهای مصنوعی قرار گیرد، ملاتونین از رشد باز می‌ماند. مشکلات خواب در افراد مبتلا به افسردگی احتملا ناشی از برهم خوردگی‌ ساعت شبانه‌روزی بدن آنها است در سال ۲۰۱۳ مطالعه‌ای مقایسه‌ای بر روی مغز افراد اهداکننده مغز بعد از مرگشان صورت پذیرفت که یک عده از آنها در هنگام مرگ از نظر روحی در شرایط سلامت مغزی و عده دیگر در هنگام مرگ مبتلا به افسردگی بودند. ژن‌های فعال در مغز افراد افسرده نشان می‌داد که ریتم طبیعی شبانه‌روزی ۲۴ ساعته آنها دچار اختلالاتی بوده است. پروفسور لی جون از دانشگاه میشیگان می‌گوید: “اینطور به نظر می‌رسد که آنها هم، از اختلالات خواب رنج می‌بردند و هم شیفت‌های متغییر کاری داشتند. به نظر می‌رسد که خواب آنها در ساعات درستی از شبانه‌روز نبوده و حتی کیفیت خواب آنها با افراد سالم متفاوت بود.“ حتی میوه‌ها و سبزیجات نیز ساعت شبانه‌روزی دارند بر اساس مطالعات انجام شده در سال ۲۰۱۳، میوه و سبزیجات مورد علاقه شما یک موجود بی‌جان نیستند، میوه‌ها و سبزیجات ساعت بیولوژیک ویژه خود را دارا هستند و همین امر منجر به ضخیم شدن و نازک شدن پوست آنها در راهروهای فروشگاه‌ها می‌شود. دکتر جانت برام می‌گوید: “میوه‌ها و سبزیجات به شرایط محیطی که در آن نگهداری می‌شوند، پاسخ می‌دهند و ما متوجه شدیم که با تاباندن نور در ساعات خاصی از روز بر روی آنها می‌توان خاصیت آنتی اکسیدانی ضد سرطانی آنها را تشدید کرد. منبع: مجله سلامت

اطلاعات بیشتر

با ورزش، مغزتان را پرورش دهید

12 فروردین 2017
 با ورزش، مغزتان را پرورش دهید

ورزش، نه تنها برای قلب و وزنتان مفید است بلکه می‌تواند شما را باهوش‌تر کند تا کارهایتان را بهتر انجام دهید. همه‌ی مردم این روزها با استفاده از مغزشان ورزش می‌کنند، اما آیا می‌دانستید که ورزش می‌تواند به نفع مغزتان نیز باشد و آن را پرورش دهد؟ جان جی ریتی، پزشک و استادیار روانپزشکی در دانشکده پزشکی هاروارد و نویسنده‌ی کتاب “راهنمای کاربران مغز” می‌گوید: من می‌خواهم بگویم که ورزش مانند مصرف کمی‌پروزاک یا ریتالین، درست در زمان مناسب است. ورزش در واقع، برای مغز است نه بدن! ورزش روی اخلاق، نشاط، هوشیاری و احساس خوب داشتن تاثیر می‌گذارد. استفان سی پاتنم، دارای مدرک MED، برای مبارزه با علائم ADHDبزرگسالان (اختلال بیش فعالی همراه با کمبود توجه) بطور جدی قایقرانی می‌کرد. سپس کتابی با عنوان “ریتالین طبیعت برای ماراتون ذهن” در مورد تاثیرات ورزش بر اختلالات مزاحم مغز مانند ADHDــ یک بیماری عصبی/رفتاری که منجر به بیش فعالی و عدم توانایی در تمرکز بر روی کارها می‌شود ــ نوشت. پاتنم به مطالعاتی استناد می‌کند که در آن کودکان قبل از رفتن به کلاس بمدت ۱۵ تا ۴۵ دقیقه در اطراف دویده بودند و وقتی به کلاس آمدند میزان رفتارهای هیجانی و اضطرابی آنها، نصف شده بود. مانند اکثر ورزش‌ها، این اثرات نسبتا پایدار بودند و کودکان تا ۲ الی ۴ ساعت بعد از ورزش، رفتار آرامی داشتند. پاتنم همچنین به بعضی از تحقیقات اولیه بر روی حیوانات اشاره می‌کند که نشان می‌دهد ورزش می‌تواند باعث رشد سلول‌های بنیادی جدید، طراوت مغز و سایر اعضای بدن شود. به گفته‌ی ریتی، ورزش فاکتورهای رشد عصب را نیز تحریک می‌کند. او می‌گوید: من به آن، معجزه‌ی رشد مغز می‌گویم. ورزش چگونه مغز را پرورش می‌دهد؟ کریستین اندرسون،کارشناس ارشد و هماهنگ کننده‌ی سلامتی و تناسب اندام در دانشگاه سان فرانسیسکو توضیح می‌دهد که ورزش، روی بسیاری از قسمت‌های سیستم عصبی تاثیر می‌گذارد و باعث ترشح مواد شیمیایی شادی بخش مانند سروتونین و دوپامین می‌شود و باعث احساس آرامش، شادی و سرخوشی می‌گردد. به عبارت دیگر اگر نمی‌خواهید منتظر شوید که آن احساسات خوب، بطور تصادفی برایتان پیش بیایند، می‌توانید با ورزش، آنها را ایجاد کنید. اندرسون می‌گوید: هنگامیکه ورزش می‌کنید، می‌توانید واضح‌تر فکر کنید، کارهایتان را بهتر انجام دهید و روحیه‌ی شما بهتر می‌شود. این علم محض است، سیستم عصبی، عملکرد شما را به میزان بیشتری تحریک می‌کند. اثرات ورزش بر افسردگی تقریبا همه در مورد “ملالت از جنگ” شنیده‌اند، اما “ملالت از زندگی” همان افسردگی است. اندرسون می‌گوید: افسردگی بر حافظه و کارایی تاثیر می‌گذارد (بعلاوه روی توانایی از جا برخاستن، لباس پوشیدن و عملکرد). اگر بتوانید فیزیولوژی خود را کنترل کنید، می‌توانید آرام باشید، تمرکز کنید و به یاد بیاورید. در یک مطالعه که در مجله‌ی پزشکی ورزشی و تناسب اندام در سال ۲۰۰۱ گزارش شده است، ۸۰ زن و مرد جوان داوطلب، در مورد خلق و خو آزمایش شدند و سپس یک ساعت ورزش هوازی انجام دادند. از ۸۰ نفر، ۵۲ نفر قبل از ورزش افسرده بودند. آن گروه، بیشترین سود را از ورزش بردند! کاهش عصبانیت، خستگی و تنش در آن گروه گزارش شد. همچنین آنها بعد از تمرین، احساس قدرت بیشتری می‌کردند. یک مطالعه‌ی معروف در دانشگاه دوک انجام شد و شامل ۱۵۰ شخص ۵۰ ساله و بالاتر بود که مبتلا به افسردگی تشخیص داده شده بودند. آنها به ۳ گروه تقسیم شدند و برای درمان، بمدت ۴ ماه به آنها ورزش، داروی ضدافسردگیzoloftیا ترکیبی از این دو تجویز شد. در پایان این ۴ ماه، هر سه گروه بهتر شدند. اما محققان، آزمایش را ادامه دادند. آنها ۶ ماه دیگر دوباره بررسی انجام دادند و متوجه شدند گروهی که ورزش می‌کردند، نسبت به گروه‌های دارویی یا ترکیبی، بطور قابل توجهی افسردگی‌شان کمتر عود کرد. در واقع، دانشمندان احساس کردند که تجویز قرص Zoloftهمراه با ورزش، اثرات ورزش را تضعیف کرده و گفته می‌شود که این گروه ترکیبی، ممکن است ترجیح بدهند که خودشان برای بهبودشان تلاش کنند، بجای اینکه مجبور باشند قرص مصرف کنند. این بدان معنی نیست که محققان می‌گویند ورزش، درمانی برای هر نوع افسردگی است. ادامه‌ی مطالعه نشان داد که انگیزه بسیار مهم است و زمانی که افسرده باشید، داشتن انگیزه مشکل می‌شود. همچنین بنظر می‌رسد که ورزش روی اختلال دو قطبی موثر نیست. از سوی دیگر، گاهی اوقات اختلالات اضطرابی، سریع‌تر نسبت به ورزش پاسخ می‌دهند. اگر می‌خواهید، برای پرورش مغزتان، ورزش را امتحان کنید! حتی ورزش بمدت کم، می‌تواند تا چند ساعت اضطراب را کاهش دهد. اگر ورزش بیش از حد شدید باشد، ممکن است احساس خوب با کمی‌ تاخیر زمانی ایجاد شود. بنابراین ورزش به شدت کم تا متوسط، برای پرورش مغز توصیه می‌شود. ریتی برای پرورش مغز، روزانه ۸ تا ۱۲ دقیقه ورزش که باعث تعریق و افزایش تنفس و ضربان قلب شود (۶۰ درصد از حداکثر ضربان قلب) را توصیه می‌کند. اندرسون می‌گوید که حداقل باید ۳۰ دقیقه ورزش با شدت متوسط مانند قدم زدن، پیاده روی یا شنا را سه بار در هفته انجام دهید. نیم ساعت تا یک ساعت ورزش، ۴ تا ۵ بار در هفته بهتر خواهد بود. برای کسانی که می‌خواهند بسیار فعال باشند، ۹۰ دقیقه ورزش به مدت ۵ تا ۶ بار در هفته مناسب است. اندرسون برای این منظور، بجای یک جلسه‌ی تمرینی سنگین، دوجلسه‌ی تمرین در روز راتوصیه می‌کند. او می‌گوید: ۲۰ دقیقه شنا در صبح و پیاده روی در شب. ممکن است بلافاصله بعد از تمرین سخت و شدید، سرحال و هوشیار نباشید. تمرین بیش از حد می‌تواند باعث تولید آنزیم‌هایی شود که باعث خستگی می‌شوند و این مسئله مانع هوشیاری می‌گردد. اندرسون می‌گوید نوع ورزشی که شما انتخاب می‌کنید به شخصیت‌تان بستگی دارد. ممکن است برعکس آن چیزی باشد که انتظار دارید. او می‌گوید: اگر یک مرد ۳۲ ساله هستید که ۷۰ ساعت در هفته کار می‌کند، دوبار در آخر هفته فوتبال بازی کنید و هر روز آهسته بدوید. شاید لازم باشد برای افزایش ذکاوت و هوش ذهنی‌تان، کمی‌ هم یوگا انجام دهید. مدیتیشن می‌تواند مکمل خوبی برای ورزش باشد. کاری را انجام دهید که از آن لذت می‌برید. این مسئله بسیار مهم است. ریتی می‌گوید: شما می‌خواهید مغزتان را برای یادگیری آماده کنید.برای این منظور، باید تمام مواد شیمیایی در مغزتان بجا و به اندازه باشد. منبع: مجله سلامت

اطلاعات بیشتر

ارتباط افسردگی با خودکشی

12 فروردین 2017
ارتباط افسردگی با خودکشی

خودکشی همیشه نتیجه‌ی نهایی افسردگی نیست. با اینحال، افسردگی درمان نشده، می‌تواند احتمال افکار خودکشی و اقدام به آن را افزایش دهد. هنگامیکه یک شخص، افسردگی شدید را تجربه می‌کند، احتمال اینکه بخاطر افکارش بخود آسیب برساند کمتر است، زیرا برای انجام این کار، انرژی لازم را ندارد. این مسئله، زمانی اتفاق می‌افتد که افسردگی افزایش یابد، میزان انرژی بیشتر شود، و نقشه‌ی خودکشی و اقدامات واقعی بوجود بیایند. به گفته‌ی مایو کلینیک، آگاهی از عوامل خطر برای حمایت از فرد افسرده‌ای  که ممکن است دست به خودکشی بزند، ضروری است. برای درک ارتباط بین افسردگی و خودکشی، چندین معیار وجود دارد، مانند علائم افسردگی، علائم رفتار وابسته به خودکشی، پشتیبانی و پیشگیری. حقایقی درباره افسردگی و خودکشی با توجه به اطلاعات گزارش شده توسط انجمن آمریکایی مطالعات خودکشی، درباره‌ی میزان خودکشی در سال ۲۰۰۶، خودکشی بعنوان یازدهمین علت مرگ در ایالات متحده شناخته شده است و بطور متوسط در هر ۱۵دقیقه، یک نفر اقدام به خودکشی می‌کند! اغلب اشخاص، قبل از اینکه بتوانند بطور کامل خودکشی کنند، بین ۸تا ۲۵مرتبه اقدام به خودکشی می‌نمایند. اکثر تلاشهای خودکشی، با علائم افسردگی و اضطراب شدید همراه هستند. آنها فقط تلاشهایی برای جلب توجه نیستند، بلکه یک تمایل واقعی برای ادامه ندادن زندگی در این جهان هستند. علائم افسردگی افسردگی می‌تواند روی هر فرد بطور متفاوتی تاثیر بگذارد و وقتی تشخیص داده می‌شود، ممکن است خفیف، متوسط یا شدید باشد. اگر افسردگی مهم باشد، دو هفته یا بیشتر طول می‌کشد و می‌تواند شامل هر یک از علائم زیر باشد: احساس مداوم غم و اندوه، از دست دادن علاقه به فعالیت‌های طبیعی روزانه، اختلال خواب، تغییر در اشتها، تحریک آسان و افزایش خشم، بی‌قراری، کند شدن فکر و حرکت، از دست دادن انرژی و خستگی مفرط، احساس بی ارزشی، افزایش سرزنش خود، انزوا و کناره گیری از دیگران، بی‌توجهی به ظاهر، اشکال در تمرکز و تصمیم گیری، دوره‌های گریه، درد جسمی و افکار مکرر در مورد مرگ یا خودکشی. نشانه‌های رفتار وابسته به خودکشی وقتی یک شخص بطور جدی در مورد تمایل به آسیب رساندن به خودش حرف می‌زند، یک نشانه‌ی قطعی از رفتار وابسته به خودکشی است. اگرچه اکثر نشانه‌ها کمتر قابل مشاهده هستند، ولی اگر شخصی قبل از کشتن خودش، نیتش را به شکل‌های مختلف بیان کند، عجیب و غیر معمول نیست. شاخص خطرناک از خودکشی بالقوه آن است که شخصی که قبلا اقدام به خودکشی کرده، برای علائم افسردگی تحت درمان باشد، افسرده باشد، از دارو یا الکل استفاده کند، قبلا مورد آزار و اذیت قرار گرفته باشد یا یک بیماری جدی داشته باشد. علاوه بر عوامل پر خطر، رفتارهای وابسته به خودکشی عبارتند از: وقتی یک شخص وسایلی مانند اسلحه و یا مقدار زیادی قرص تهیه می‌کند، اموال شخصی ارزشمندش را به دیگران می‌دهد، زندگی روزمره‌اش را تغییر می‌دهد، رفتارهای پرخطر انجام می‌دهد و با مردم خداحافظی می‌کند (مانند زمانیکه می‌خواهد یک رابطه را تمام کند). حمایت از افسردگی و خودکشی درک خطرات و نشانه‌های افسردگی و خودکشی می‌تواند در شخصی که کمک می‌گیرد و زنده می‌ماند، تفاوت ایجاد کند. برای کمک به شخصی که افسرده است و ابراز تمایل به مرگ می‌کند، راه‌هایی وجود دارد. از یک شخص مورد علاقه یا دوستش بخواهید که برای شخص افسرده فرصتی فراهم کند تا حسی را که دارد با او در میان بگذارد. اگر شخص در مورد این موضوع صحبت می‌کند، صحبت کردن با طرح سوالات آزادانه، می‌تواند حس اشتراک بیشتری را فراهم کند. طرح پیشنهاد بردن شخص به یک اتاق اورژانس، مشاور، روانشناس یا دکتر، شکل دیگری از حمایت فعال برای کمک به کاهش احتمال اقدام به خودکشی است. اگر شخصی مایل نیست که در این مورد صحبت کند، اما علائم نشان می‌دهند که خطر قریب الوقوع خودکشی وجود دارد، شخص را تنها نگذارید و با کمک‌های اضطراری پزشکی تماس بگیرید. این کار به شخص امکان می‌دهد که برای درمان بیشتر، یک ارزیابی مناسب از خطر داشته باشد. پیش‌گیری از خودکشی مرتبط با افسردگی برای جلوگیری از خودکشی، مهم است که وجود افسردگی را تایید کنیم و درمان آن را بپذیریم. روان درمانی و دارو درمانی برای افسردگی، گام‌های اساسی در جهت جلوگیری از خودکشی هستند. گسترش یک شبکه‌ی اجتماعی امن، مانند دوستان نزدیک و خانواده که مایلند در زمانی که افکار خودکشی اتفاق می‌افتند، با شخص صحبت کنند نیز، می‌تواند مفید باشد. منبع: مجله سلامت

اطلاعات بیشتر

چگونه بهترین زمان خواب برای بدن خود را پیدا کنید؟

12 فروردین 2017
 چگونه بهترین زمان خواب برای بدن خود را پیدا کنید؟

آخرین باری که یک نفر به شما گفت که به تختخواب بروید کی بوده است؟ آیا آن زمان هشت سالتان بود یا ده سالتان؟ مهم نیست که چه زمانی این حرف به شما گفته می‌شده است، این احتمالاً بهترین توصیه در مورد خواب شما بوده است. بسیاری از بیماران به ما در این مورد می‌گویند که چطور تصمیم دارند تا ساعت ۱۰ به رختخواب بروند، اما قبل از آنکه متوجه شوند به ساعت نگاه می‌کنند و می‌بینند که ساعت ۱۱:۳۰ شب است و با اینحال برای یک ساعت دیگر هم بیدار می‌مانند! در مورد این موضوع فکر کنید. زمان خواب شما یکی از آن مسائل کوچکی است که می‌توانید در مورد خواب خود کنترل کنید. اما معمولاً زمان بیداری شما با توجه به عوامل اجتماعی مشخص می‌شود. لازم است که برای رفتن به سر کار یا مدرسه آماده شوید یا حتی به کودکان خود برای آماده‌شدن کمک کنید – خودتان بهتر با این مسائل آشنا هستید. بنابراین زمان بیدار شدن ما تقریباً ثابت است. با اینحال، زمانی که به رختخواب می‌رویم می‌تواند متفاوت باشد و در حقیقت تحت کنترل ما است. محدود کردن زمانی که در خواب هستید می‌توانید باعث شود از کم‌خوابی جدی رنج ببرید و همه ما می‌دانیم که کم‌خوابی تاثیر قابل توجهی بروی کاهش وزن دارد: 1- عدم تعادل در هورمون‌ها می‌تواند پیش بیاید که باعث می‌شود اشتهای شما افزایش یابد و احساس گرسنگی بیشتری کنید. 2- شما آخرین مرحله خواب در یک خواب کامل را از دست می‌دهید که یعنی مرحله REMخواب که بیشترین میزان کالری را می‌سوزاند تجربه نخواهید کرد. 3- کمبود خواب می‌تواند باعث میل شما به چربی‌زیاد و خوراکی‌ها پر از کربوهیدرات شود. پس چگونه می‌توانیم بفهمیم که بهترین زمان خواب کی است؟ و اگر بخواهیم که سوخت و ساز بدن ما به درستی کار کند به چه مقدار خواب نیاز داریم؟ راه‌حلی برای پیدا کردن بهترین زمان خواب: 1- مشخص کنید که ساعت بیدار شدن شما به طور معمول کی است. 2- اکنون هفت و نیم ساعت از این زمان کم کنید. هر چرخۀ خواب ما معمولاً ۹۰ دقیقه به طول می‌انجامد و یک فرد معمولی هر شب پنج تا از این چرخه‌ها را تجربه می‌کند. 3- ساعت یا گوشی خود را کوک کنید تا زمان رفتن به تختخواب را به شما اطلاع دهد (اما فراموش نکنید که آن را برای زنگ صبح دوباره کوک کنید.) 4- اگر که بعد از سه روز که در موقع مشخص شده به رختخواب رفتید، صبح توانستید طی آن ده دقیقۀ قبل از شروع زنگ ساعت خود از خواب بیدار شوید، پس بهترین زمان خواب خود را پیدا کردید. 5- اگر که اینطور نشد و هنوز نیاز به زنگ ساعت داشتید، پس باید زمان خواب خود را هر سه روز ۱۵ دقیقه عقب‌تر ببرید تا زمانی که دقیقاً قبل از زنگ ساعت خود از خواب بیدار شوید. وقتی که قبل از زنگ ساعت خود بیدار شدید، بهترین زمان خواب خود را پیدا کرده‌اید. برای مثال: اگر که قرار است هر صبح سر ساعت شش و نیم صبح بیدار شوید، زمان ساعت خود را روی ۱۱ شب کوک کنید تا به شما یادآور شود که ظرف ۱۵ دقیقه به رختخواب بروید. (بعضی از افراد زنگ ساعت خود را برای ۸ ساعت قبل از بیداری کوک کنید – یعنی ۱۰:۳۰ – تا وقت کافی داشته باشید تا برای خوابیدن آماده شوید.) وقتی که در زمان درستی به رختخواب بروید، می‌توانید از کمبود خواب خود جلوگیری کنید، هورمون‌های شما تعادل خواهند داشت و سوخت و ساز بدن شما به درستی انجام خواهد شد. و البته به این هم فکر کنید که چقدر خوب است بدون یک زنگ ساعت از خواب خود بیدار شوید. به این ترتیب وقت خواهید داشت به تمام رویاهای خود برسید. پس فرصت را از دست ندهید و از همین امشب شروع کنید. منبع: مجله سلامت

اطلاعات بیشتر

تاثیر شغل بر سلامت ذهن و جلوگیری از پیری مغز

5 اسفند 2017
تاثیر شغل بر سلامت ذهن و جلوگیری از پیری مغز

دستاوردهای مطالعات اخیر حاکی از آن است که در صورت داشتن مشاغلی با فعالیت‌های ذهنی بالا، روند پیری مغزتان در راستای فرایند پیری جسمتان پیش نخواهد رفت، یا به عبارت دیگر اگرچه از نظر فیزیکی ضعیف می‌شوید اما از نظر ذهنی همچنان سالم و قوی خواهید ماند. مطالعات اخیر به این امر اشاره دارد که مشاغلی که مستلزم فعالیت‌های ذهنی هستند، صاحبان این مشاغل مهارت‌های اندیشیدن و سلامت حافظه‌‌ شان حتی با گذشت زمان و کهولت سن، همچنان محفوظ می‌ماند. محققان نتایج تست بهره هوشیِ بیش از ۱۰۰۰ نفر اسکاتلندی را در حدود سن ۱۱ سالگی با نتایج بدست‌آمده از تست حافظه و قدرت استدلال ذهنی همین افراد در سن ۷۰ سالگی مقایسه نمودند. یافته‌های علمی مشخص نمود آنانی که در حرفه‌هایی با فعالیت‌های ذهنی مشغول هستند، حتی سال‌ها پس از بازنشستگی نیز از نظر ذهنی سالم مانده بودند. محققان دانشگاه ادینبرگ مشاغل کارگران را از منظر پیچیدگی ارتباطات با مردم، اطلاعات مرتبط به شغلشان و مسائل دیگر رتبه‌بندی کردند. به عنوان مثال مشاغل با اطلاعات پیچیده، مستلزم هماهنگی یا تطابق اطلاعات است. مشاغل با پیچیدگی کمتر آن دسته از مشاغل را شامل می‌شد که فقط نیاز به مقایسه و نسخه‌برداری از اطلاعات بود. در تعامل با دیگران، مشاغل بسیار پیچیده مستلزم تعلیم، مذاکره یا مشاوره می‌شود. وظایف با پیچیدگی کمتر به معنای آموزش دستورالعمل یا امدادرسانی بود. الن گو، محقق این مطالعات، استادیار دانشگاه روانشناسی هیرپت- وات و مرکز مرتبط با مسائل سالمندان می‌گوید: “ما دریافتیم، افرادی که در مشاغل پیچیده فعالیت می‌کنند به طور کلی در حوزه توانایی‌های شناختی عملکرد بهتری نشان می‌دهند.” گو در ادامه می‌گوید: “البته این یافته‌ها برای ما چندان شگفت‌انگیز نبود… اما پیوندی جالب بین این یافته‌ها و یافته‌های سابقمان از کودکی همین شرکت‌کنندگان در زمینه توانایی‌های شناختی مشاهده کردیم.” دکتر دیوید ناپمن، رئیس سابق مرکز درمانی و مشاوره انجمن آلزایمر، ضمن تقدیر از این مطالعات، آنها را فوق‌العاده و منحصر به فرد توصیف کرد اما اذعان داشت که این مطالعات صرفا جنبه مشاهده‌ای داشته و امکان اثبات این امر که پیچیدگی‌‌های شغلی منجر به مهارت‌‌های ذهنی بهتر در کهنسالی خواهد شد، وجود ندارد. ناپمن می‌افزاید که: “اما در این مطالعات اشاره شده که فعالیت‌های ما در طول حیاتمان تفاوت‌هایی در کاهش خطر زوال عقل ایجاد می‌کند و موثر است. بدیهیست که این راه حل قطعی و سهل‌الوصول نیست. اگر شخصی سالها فعالیت‌های ذهنی چالش‌برانگیز و خاصی انجام نداده باشد و ناگهان تصمیم بگیرد که فعالیت‌های ذهنی را آغاز نماید، کار به همان سادگی که در این مطالعات بیان شده، پیش نخواهد رفت. برای آشنایی بیشتر سایر مکمل ها را نیز مشاهده کنید. نتایج این مطالعات در مجله اینترنتی عصب‌شناسی در ۱۹ نوامبر منتشر شد. بیماری آلزایمر یکی از شایع‌ترین شکل‌های زوال عقل است، وخیم‌ترین نوع آن که منجر به زوال مهارت‌های ذهنی، استدلال‌آوری، تصمیم‌گیری و توانایی انجام فعالیت‌های روزانه می‌شود. بر طبق آمار منتشر شده از سوی انجمن آلزایمر، بیش از ۵۵ میلیون آمریکایی با بیماری آلزایمر دست به گریبانند. مطالعات گوی، موجب بهبود مفاهیم شناختی شده است. بر اساس این فرضیه، با وجود احتمال زوال عقل در کهنسالی هرچه محیط برای انجام فعالیت‌های ذهنی در طول زندگی بیشتر فراهم باشد به ابقای مهارت‌های ذهنی کمک شایانی خواهد کرد. گوی و تیم تحقیقاتیش به تجزیه و تحلیل سطوح مختلف پیچیدگی‌های شغلی بر اساس عنوان‌های شغلی پرداختند. بر اساس اعلان محققان، مشاغلی که در ضمن تعامل با مردم، بالاترین سطح پیچیدگی را به خود اختصاص داده بودند، وکالت، مددکاری اجتماعی، جراحی و نظارت بر مجرمان بودند. مشاغلی با سطح پیچیدگی کم‌تر و همچنان در تعامل با مردم شامل کارگری در کارخانه‌ها، صحافی کتاب، نقاشی و قالی‌بافی می‌شد. به گزارش محققان ، مشاغل پیچیده که با داده و اطلاعات در ارتباط بود شاملِ معماری، مهندسی عمران، طراحی گرافیکی و نوازندگی می‌شد؛ در حالی که مشاغلی که از پیچیدگی پایین‌تری برخوردار بودند، کارگری در ساختمان، اپراتوری تلفن یا خدمتکاری در رستوران را در بر می‌گرفت. گو و ناپمن هردو خاطرنشان کردند که افراد با بهره هوشی بالاتر به مشاغل بسیار پیچیده‌ گرایش نشان می‌دادند. همین امر تشخیص اینکه کدام یک از این دو فاکتور یعنی هوش ذاتی یا فعالیت‌های ذهنی شدید است که نقش پررنگ‌تری را در سلامت مغز و فعالیت‌های  ذهنی در کنهسالی ایفا می‌کند، سخت می‌کند. گو از شرکت‌کنندگان درخواست کرد که برای انجام تست‌های تکمیلی حافظه و استدلال بین سن ۷۰ تا ۷۶ سالگی آماده شوند. او و تیم تحقیقاتیش، از نتایج این آزمایش برای بررسی این که چگونه پیچیدگی‌های شغل بر روی مهارت‌های ذهنی و حتی فراتر از این، یعنی سبک زندگی و عوامل محیطی می‌تواند تاثیر گذار باشد، استفاده کردند. گو می‌گوید: این فقط بخشی ازایده تحقیقاتی وسیعی است که هدفش درک بهتر از توانایی‌های شناختی و تغییرات آن با افزایش سن و شناسایی عواملی که بتوان آن را پیش‌بینی کرد، می‌شد.

اطلاعات بیشتر
 

تهران، زعفرانیه، بلوار بهزادی، نرسیده به خیابان ثارالله، جنب داروخانه شبانه‌روزی دکتر زهرا شهبازی

تلفـن:  26804187-021

تلگرام: 1212751 0902

info@darookhaneonline.com

Online support

آدرس:  تهران زعفـرانیـه، انتهـای ثـاراللـه، ابتـدای خیـابـان بهـزادی، داروخـانـه شبـانـه روزی دکتـر زهـرا شهبـازی