جمع هزینه خرید : 0 تومان

رفتن به سبد خرید

مقاله ها

تکنیک هایی که می توانند در سفر هزینه های شما را کاهش دهند را بشناسیم

24 مهر 2017
تکنیک هایی که می توانند در سفر هزینه های شما را کاهش دهند را بشناسیم

شاید از دسته ی کسانی باشید که در هر فصل یکبار به مسافرت می روند و یا قصد دارید پس از مدت ها سفر کنید و به دنبال روش هایی هستید تا هزینه های سفر بعدی تان را کاهش دهید. این ترفند ها به شما اجازه می دهند پول کمتری خرج کنید. شاید هر مورد ناچیز به نظر برسد ولی به من اعتماد کنید، مجموع آن ها می تواند هزینه ی چشم گیری باشد. به موقع و درست بلیط تهیه کنید نباید به وبسایت خطوط هوایی اجازه بدهید بفهمند که چندین بار از وبسایتشان بازدید کرده اید در نتیجه با هر بار بازدید قیمت بلیط ها بالا تر می رود. در نتیجه هر بار هیستوری مرورگر را پاک کنید و یا از حالت private browsing استفاده کنید. خیلی زود و یا خیلی دیر خریدن بلیط ها ممکن است هزینه ی اضافی روی دست شما بگذارد. در صورتی که تا مقصد مورد نظر شما مسافت زیادی فاصله است حدود ۵ تا ۶ ماه قبل از تاریخ مورد نظر شروع به جستجو کنید. ولی اگر مقصد شما خیلی دور نیست حدود سه ماه قبل از سفر به دنبال بلیط باشید. فرقی ندارد چه روزی از هفته بلیط بخرید، همه چیز بستگی به خط هوایی دارد. اگر تند و فرز باشید می توانید خیلی زود دست به کار شوید و به قیمت مناسب بلیط تهیه کنید. پیش از سفر برای ماشین پارکینگ پیدا کنید شاید تصور کنید این مورد غیر ضروری ست چون در پارکینگ فرودگاه ها هزاران جای پارک وجود دارد به علاوه پارکینگ های نزدیک به ترمینال خیلی زود پر می شوند. بهتر است از قبل به فکر جای پارک باشید. هر چه نزدیک تر به ترمینال پارک کنید باید پول بیشتری بپردازید. اگر می خواهید پول بیشتری پس انداز کنید دور ماشین خط بکشید و با وسایل نقلیه عمومی به فرودگاه بروید. در مصرف مواد شوینده صرفه جویی کنید وقتی در سفر هستید می توانید با صرفه جویی در مصرف مواد شوینده کمی هزینه ها را کاهش دهید. دستمال هایی که در رستوران بصورت رایگان در اختیار شما قرار می گیرد را بردارید. این دستمال ها برای استفاده های بعدی فوق العاده هستند. اگر اعتماد به نفس بالایی دارید از غرفه های عرضه کننده ی نمونه ی مواد بهداشتی راهنمایی بگیرید و محصولاتی که تصور می کنید به دردتان می خورند را بصورت رایگان دریافت کنید. این محصولات کاربردی هستند. اگر فرصت کافی دارید پیش از سفر وسایل بهداشتی مورد نیاز خودتان را تهیه کنید. در حین خرج کردن پول بگیرید با توجه به حساب بانکی که استفاده می کنید بعضی از بانک ها با بالا رفتن استفاده ی شما از کارت اعتباری جایزه می دهند. شما می توانید این مبلغ را برای خرید بلیط پرواز نگه دارید و یا یک چمدان زیبا بخرید. از استراتژی های مختلف استفاده کنید تا به جایی برسید که بلیط برگشت را کاملا رایگان تهیه کنید. اگر برای یک مسافرت جالب و هیجان انگیز پس انداز می کنید از دوستان و خانواده بخواهید به جای خریدن کادو تولد و مناسبت های دیگر بابت هزینه های سفر به شما کمک کنند. با دوستانتان هزینه ها را تقسیم کنید اگر همراه با تعدادی از دوستان به سفر می روید بهتر است به جای رزرو هتل، یک ویلای بزرگ و یا آپارتمان کرایه کنید. حتی هزینه ی املاک لاکچری استخر دار وقتی بین ۶ تا ۸ نفر تقسیم شود خیلی زیاد نخواهد بود. همینطور می توانید هزینه ی رفت و برگشت را هم بین خودتان تقسیم کنید. البته زندگی کردن در آپارتمان به این معنی ست که باید خودتان غذا بپزید ولی خوشبختانه همیشه کسانی برای شستن ظرف ها آماده هستند! هزینه های خط هوایی را کاهش دهید خطوط هوایی معمولا برای …. همه چیز از شما پول اضافی می گیرند و این مسئله می تواند قیمت بلیط خریداری شده را خیلی بالاتر ببرد. اگر بتوانید حین بستن چمدان کمی خلاق تر باشید و فقط یک کیف دستی به همراه داشته باشید دیگر لازم نیست برای چک شدن کیف پول اضافی بپردازید. اگر می توانید، بابت انتخاب صندلی پول اضافی ندهید چون حتی وقتی صندلیتان را انتخاب می کنید خط هوایی باز هم می تواند جای شما را عوض کند. جای پای بزرگ تر یکی دیگر از امکانات لاکچری هواپیما ست که ممکن است بابت آن از شما پول بگیرند. پول ندهید! به جای آن هنگام چک این با لبخند از مسئول بپرسید آیا صندلی مناسبی با جا پای بزرگتر خالی مانده است؟ پیش از وارد شدن به فرودگاه و هواپیما خوراکی بخرید. اگر می توانید در فرودگاه غذای کامل بخورید تا در هواپیما گرسنه نباشید. همیشه یک بطری آب به همراه داشته باشید. نه تنها این کار آب بدن شما را در آن ارتفاع تامین می کند بلکه دیگر نیازی به نوشیدنی ها گران قیمت هواپیما ندارید. تخفیف هم داریم؟ من هیچ وقت بدون جستجی قبلی چیزی را خریداری نمی کنم. شاید باور نکنید ولی وبسایت هایی هستند که از بلیط گرفته تا خرید لباس به شما کد تخفیف می دهد. مقصدتان را در اینترنت جستجو کنید تا جاذبه های گردشگری و هتل و رستوران هایی که تخفیف دارند را پیدا کنید. اگر تخفیف خوبی پیدا کرده اید تمام جزئیات را به دقت بخوانید. گاهی اوقات شرایط استفاده از آن به همان خوبی که فکر می کنید نیست. بدون خودرو در سفر گردش کنید کرایه کردن ماشین در سفر بخش زیادی از بودجه ی شما را می بلعد! ولی اگر نمی خواهید تمام روز را پیاده بروید چاره چیست؟ کرایه ی دوچرخه معمولا هزینه ی معقولی دارد به علاوه خیلی از شهرها بصورت رایگان دوچرخه در اختیار شما قرار می دهند. این روش از گشت و گذار هم برای طبیعت مناسب است و هم از تمام زیبایی های سفر استفاده می کنید. اگر علاقه ای به دوچرخه ها ندارید می توانید از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده کنید. حتی اگر این وسایل شلوغ و پر سرو صدا باشند می توانید در مدت کوتاهی با فرهنگ های مختلف آشنایی پیدا کنید. در مقصد سفر کار کنید اگر علاقه ی شدیدی به سفر کردن دارید ولی پولی در اختیار ندارید می توانید به جاهایی سفر کنید و در آنجا کار کنید. مثلا پرستار کودک شوید، در یک هتل کار کنید، روی کشتی نوشیدنی تهیه کنید و یا هر مهارتی که دارید را به بقیه یاد بدهید. تنها نکته ی منفی این است که احتمالا باید سخت تر از چیزی که تصور می کنید کار کنید و شاید به اندازه ی کافی برای گشت و گذار زمان نداشته باشید.

اطلاعات بیشتر

افراد ناموفق تعطیلات خود را چگونه می گذرانند؟ جلوی این اشتباهات را بگیریم

24 مهر 2017
افراد ناموفق تعطیلات خود را چگونه می گذرانند؟ جلوی این اشتباهات را بگیریم

همه ی ما می دانیم افراد موفق چطور تعطیلات خودشان را می گذرانند. ولی افراد ناموفق چطور؟ آن ها تعطیلات خود را چگونه می گذرانند؟ چه اشتباهاتی می کنند که ما می توانیم تکرار نکنیم؟ در نهایت هیچ کس دوست ندارد تعطیلاتش بی فایده بگذرد. با این اوصاف بهتر است مواردی که در این لیست به آن ها اشاره شده را انجام ندهید. یعنی همان کارهایی که افراد ناموفق در تعطیلات انجام می دهند: دوری از دوستان و آشنایان یک تعطیلات موقعیت مناسبی بوجود می آورد تا به تنهایی کمی وقت صرف کنید. به این ترتیب اینکه بتوانید از فرصت استفاده کنید و از محل زندگی کمی دور شوید فکر خوبی به نظر می رسد. ولی افراد ناموفق تلاش می کنند از دوستان و نزدیکانشان دوری کنند ولی نه برای استراحت. این افراد اصلا نمی توانند با بقیه ارتباط برقرار کنند. استرس دارند همه ی ما نیاز داریم گهگاهی استراحت کنیم تا باتری هایمان پر شوند. افراد ناموفق نمی توانند این کار را انجام دهند. حتی وقتی در تعطیلات به سر می برند. در نتیجه در بازه ی زمانی که می توانند استراحت کنند و شاد باشند حس خیلی خوبی ندارند. بدون هیچ دلیلی پول زیادی خرج می کنند لازم نیست برای یک تعطیلات چند روزه تمام پولتان را خرج کنید. افراد ناموفق نمی توانند در طول تعطیلات خودشان را کنترل کنند و در نهایت با یک کیف پول خالی روبرو می شوند. خرید وسایل غیر ضروری در مدت زمان کوتاه فکر خوبی نیست. اگر قصد دارید با توجه به بودجه ی محدود، تفریح کنید کنار دریا بروید و استراحت کنید. زندگی ناسالم را انتخاب می کنند افراد ناموفق به دنبال هر بهانه ای هستند تا ورزش نکنند و به دنبال عادت های ناسالم سابق خود برگردند. یک تعطیلات سه روزه موقعیتی فراهم می کند تا عادت های خوب خودتان را کنار بگذارید. البته اگر کمی از عادت های سالمتان را کنار بگذارید مشکلی بوجود نمی آید. همیشه در حال کار کردن هستند افراد ناموفق از تعطیلات برای پاسخ دادن به ایمیل های کاری و رسیدگی به کارهای عقب مانده استفاده می کنند. اگر بنا بر اجبار باید در طول تعطیلات کار کنید مسئله ای نیست ولی اگر داوطلبانه قصد دارید تمام طول تعطیلات را از منزل کار کنید سخت در اشتباه هستید. احتمالا شما به کار اعتیاد دارید. اگر کارهای ناتمامی دارید که انجام دادن آن ها ضروری است اجازه ندهید تمام وقتتان را بگیرند. مدتی را به آن ها اختصاص دهید و بعد کار را کنار بگذارید. مدام به کار فکر می کنند البته این مورد به اندازه ی مورد بالا بد نیست ولی فکر کردن به کار در تمام طول تعطیلات علامت خوبی نیست. اگر به قدری به شغلتان علاقه دارید که نمی توانید به آن فکر نکنید این قسمت شامل حال شما نمی شود. ولی افراد ناموفق به قدری به کار فکر می کنند که اصلا نمی توانند استراحت کنند و لذت ببرند. تنبل هستند البته بهتر است در طول تعطیلات استراحت کنید ولی افراد ناموفق در این مورد افراط می کنند. تعطیلات طولانی بهترین زمان برای انجام دادن پروژه های شخصی غیر مرتبط با کار است که در طول هفته زمان کافی برای انجام دادن آن ندارید. مثل تمیز کردن خانه، خرید و یا زنگ زدن به مادر بزرگتان! از زمانی که در اختیار دارید بیشترین استفاده را ببرید. وقتی کاری که با موفقیت به اتمام رساندید را از لیستتان خط بزنید حس بهتری پیدا می کنید. از تکنولوژی فاصله نمی گیرند تعطیلات طولانی بهترین موقعیت است که گوشی ها و تبلت ها را کنار بگذارید و برای یکبار هم که شده به طبیعت بروید. لازم نیست تمام طول روز را در شبکه های اجتماعی بگذرانید. فرصت ها خیلی زود از دست می روند. به دنبال تجربیات جدید نیستند تعطیلات طولانی بهترین زمان است که به دل جاده ها بزنید و سفر کنید یا یک رستوران جدید انتخاب کنید و یا به ساحل بروید. اگر می خواهید زمانتان را به استراحت هم اختصاص بدهید ولی اگر به دنبال انجام دادن یک کار جدید هستید احتمالا بعد از گذراندن تمام تعطیلات روی کاناپه، خودتان را سرزنش می کنید. به علایق شخصی خودتان بپردازید: خرید، ورزش، مهمانی، کتاب، نقاشی و … برنامه ریزی نمی کنند بعضی از مردم هیچ وقت برای زندگی برنامه ریزی نمی کنند. بهتر است برای کارهایی که قرار است در تعطیلات انجام دهید برنامه ریزی کنید. لازم نیست برای تک تک لحظات برنامه بچینید ولی بازه ی زمانی مشخصی در نظر بگیرید. افراد نا موفق بدون برنامه ریزی تمام کارهایشان را نصفه و نیمه رها می کنند و نامنظم هستند. در نهایت از خودشان ناامید می شوند. از زمان محافظت نمی کنند زمان شما ارزشمند است. افراد موفق این مسئله را می دانند به همین دلیل به برنامه ای که ترتیب می دهند پایبند هستند. این برنامه به آن ها اجازه می دهد به تمام کارهایشان برسند. افراد ناموفق زمان را از دست می دهند. به دنبال برنامه هایی هستند که اصلا جذابیتی ندارند، تنبلی می کنند و بعد پشیمان می شوند. برنامه های پی در پی را ناتمام می گذارند و در آخر به کاری که مورد علاقه شان نبود نمی رسند.

اطلاعات بیشتر

یک عامل جالب و عجیب برای تعیین هوش و سلامت در زنان!

24 مهر 2017
یک عامل جالب و عجیب برای تعیین هوش و سلامت در زنان!

حالا با این خبر به احتمال زیاد همه‌ی زنانی که تا به امروز برای کوچک کردن پایین تنه‌ی خود از رژیم غذایی خاصی پیروی می‌کردند از برنامه منظم غذایی خود دست خواهند برداشت و هر چه را که تا به امروز نخورده‌اند با رعایت اصل جبران مافات خواهند خورد! در این پژوهش، که پس از تجزیه و تحلیل اطلاعات مربوط به ۱۶ هزار زن به دست آمده است، پژوهشگران دانشگاه آکسفورد دریافتند که زنان دارای پایین تنه‌ی بزرگ نه تنها باهوش و ذکاوت هستند بلکه در برابر بیماری‌های مزمن مقاومت و ایستادگی در خور توجهی نیز نشان می‌دهند. کنستانتینوس مانولوپولوس، استاد دانشگاه و سرپرست این پژوهش، در این مورد اظهار می‌کند: «این باور که توزیع مناسب چربی در بدن عاملی مهم در حفظ سلامت به شمار می‌آید مدتی است که در محافل علمی مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، این واقعیت به تازگی کشف شده است که تجمع چربی در ناحیه‌ی باسن خانم‌ها رابطه‌ی معناداری با شرایط سلامت آن‌ها دارد. از سوی دیگر، میزان چربی در سایر نواحی بدن زنان باید به اندازه و مناسب باشد.» پژوهش کنونی همچنین خاطرنشان می‌کند که زنان دارای باسن بزرگ میزان کلسترول و گلوکز اندکی دارند و چنین واقعیت علمی در خصوص سطوح بالای چربی‌های امگا ۳ نیز مصداق پیدا می‌کند. در همین باره، هورمون موسوم به دینوپکتینا که خاصیت ضد التهابی و ضد دیابت دارد در زنان با پایین تنه‌ی بزرگ بیشتر ترشح می‌شود. همچنین بافت چربی موجود در ناحیه‌ی باسن زنان از قرار معلوم می‌تواند عاملی در جهت پیشگیری از بیماری قلب و عروقی شود. منبع: cosmopolitan

اطلاعات بیشتر

وقتی موبایل را از اتاق خواب بیرون می‌‌اندازید زندگی شما چه تغییری می‌کند؟

24 مهر 2017
وقتی موبایل را از اتاق خواب بیرون می‌‌اندازید زندگی شما چه تغییری می‌کند؟

خواب مهمترین عامل سلامتی هر فردی است و خواب خوب و کافی ضامن سرزندگی و سلامتی است. از آن‌جا که مطالعات نشان داده تلفن همراه پیامدهای ناخواسته بر هر چیزی دارد، بنابراین پدیده‌ی خواب هم از این قاعده مستثنی نیست و مطلب حاضر به نتایج مثبت حذف تلفن همراه از اتاق خواب می‌پردازد. در زندگی امروزی چه کسی می‌تواند ادعا کند که می‌تواند دست‌کم یک روز را بدون تلفن همراه، خوب سپری کند؟ حالا دیگر زندگی همه‌ی ما چنان با این وسیله و دستگاه هوشمند گره خورده که نه تنها تصور یک روز بلکه شاید حتی چند ساعت بدون تلفن همراه هول‌انگیز و اضطراب‌آور است. همین تلفن همراه که می‌توان آن را از لحاظ جایگاهی که در زندگی اجتماعی دارد پدیده قرن حاضر نامید، عوارض و پیامد‌های روحی و جسمی ناخواسته‌ای داشته که مطالعات بسیاری در خصوص آنها انجام و مطالب فراوانی نوشته شده است. جن هابلی لاک‌والد (Jen Hubley Luckwaldt) در مطلب حاضر از تجربه‌اش درباره بیرون انداختن تلفن همراه از اتاق خوابش گفته و به نتایج و یافته‌‌هایی رسیده است که باورش نه فقط برای او که برای تمام خواننده‌های این مطلب اندکی دشوار است. آخر مگر می‌شود چیزی نزدیک به هشت ساعت آدم سر وقت تلفن همراهش نرود و آن را وارسی نکند؟ بله می‌شود! و از قضا چه پیامدهای خوشایند و رضایت‌بخشی داشته است! پنج روز اول وقتی از خواب بیدار می‌شدم حس کسی را داشتم که انگار دسته کلید، کیف پولی یا عینک خود را از شب قبل گم کرده است. احساس بی‌قراری می‌کردم. خیلی برایم سخت بود که قبل از شستن دست و صورتم گوشی موبایل‌‌ام را وارسی نکنم. دو بار در خواب دیدم که دارم گوشی هوشمندم را بررسی می‌کنم اما گوشی هیچ عکس‌العملی نشان نمی‌داد. از خواب که بیدار می‌شدم عصبی بوم و حال و حوصله کسی را نداشتم. از آن طرف، حسرت حال شوهرم را می‌خوردم که هنوز مثل موش آزمایشگاهی در دنیای فن‌آوری بود! در پایان هفته اول، متوجه شدم که در مقایسه با گذشته وقتی که صبح از خواب بلند می‌شدم و همچنین در طول شبانه‌روز کمتر احساس بلاتکلیفی می‌کنم. حالا که دیگر گوشی تلفن همراه نداشتم تا مرا از ایمیل‌‌های فوری یا به روزرسانی رسانه‌های اجتماعی باخبر کند، می‌توانستم از میزان نگرانی خودم که یک جورهایی در پس‌زمینه‌ی سیستم عامل شخصیتی من در جریان بود و کار می‌کرد کم کنم. اغلب اما این پرسش‌ها برایم پیش می‌آمد که آیا فلان کس جواب ایمیل مرا داده است؟ الان در توئیتر چه اتفاق مهمی اتفاده است که من از آن بی‌خبرم؟ بالاخره هر طوری بود توانستم بی‌خیال این موضوعات شوم که از این بابت می‌توان نتیجه گرفت که محدوده‌ی روح و روان من داشت سرشار از افکار بامعنی‌تر و خلاقانه‌تر می‌شد. دوره‌ی زمانی و کیفیت خواب من به شکل چشمگیری در خلال این تجربه بهبود پیدا کرده بود. آن زمان که درگیر تلفن همراه خود بودم و نمی‌توانستم آن را لحظه‌ای از خود جدا ببینم، در طول شب هر بار از خواب می‌پریدم تا مثلا گوشی موبایل‌ام را بردارم و ببیینم که چه پیامی برایم آمده است ناخواسته از مدت زمان خواب من کاسته می‌شد. وقتی که جای خوابم را از موبایلم جدا کردم، با این دیگر دلیلی نداشت تا نصف شب بیدار شوم؛ اما ناخودآگاه این اتفاق می‌افتاد. در پایان هفته‌ی دوم، به طور میانگین شبی یک ساعت به خوابم اضافه شده بود. گذشته از این‌ها، بعد از هر بار خوابیدن سرزنده و سرحال بیدار می‌شدم که راستش را بخواهید هیچ فکر نمی‌کردم تا این اندازه نبود موبایل در بستر خواب تاثیر داشته باشد. چند روزی که گذشت، رفته رفته این فکر در ذهنم غالب شد و جا افتاد که شب‌ها را فقط و فقط باید به خواب اختصاص داد و بس! نه این تا صبح که به صفحه‌ی نمایش تلفن همراه خیره شد! پس از پایان این دو هفته، خوابم آن قدر خوب شده بود که برای اولین بار بعد از سال‌های متمادی شب تا صبح یکسره می‌خوابیدم و به هیچ دلیلی خواب بر من حرام نمی‌شد. حالا که شبیه یک مالیخولیایی متعهد شده بودم دوست داشتم بدانم که احتمالا مبتلا به چه نوع بیماری یا بیماری‌هایی شده بودم که هیچ علامتی از خود نشان نمی‌دادند. هیچ وقت در دل به خود نگفتم که چرا من هم مثل بقیه سرما نمی‌خورم بلکه با خودم فکر می‌کردم که اگر مثلا دچار تب دانگ بشوم این بیماری چه علایمی دارد؟ پس از گذشت چند روز از محرومیت از تلفن همراه، کاشف به عمل آمد که بسیاری از مسائل و مشکلاتی که در حوزه‌ی سلامت با خود داشتم در نتیجه‌ی خیره شدن‌های مکرر به صفحه نمایش موبایل و کمبود استراحت بوده است. برای مثال، تا قبل از تجربه‌ی زندگی بدون موبایل، چشم‌هایم اغلب حالت خشک و چسبناکی داشتند و من فرض را بر این گذاشته بودم که این‌ها نشانه‌های اولیه‌ی کوری است ولی وقتی پشت به موبایل کردم همه این علامت‌ها از بین رفت و به این حرف چشم پزشک رسیدم که همیشه به من می‌گفت چشم‌های شما هیچ مشکلی ندارند. مشکلاتی که برای چشم‌هایم پیش آمده بود فقط و فقط یک دلیل داشت؛ خستگی چشم! مشکل دیگری که داشتم این بود که فکر می‌کردم مبتلا به آرتروز شده‌ام اما بعد از چند روز کنار گذاشتن تلفن همراه نشانه‌های این بیماری نیز از بین رفت. بعدها فهمیدم از بس ساعت‌ها در یک حالت از تلفن همراه استفاده کرده بودم رگ‌های گردنم به دلیل بی‌تحرکی خشک و دردناک شده بودند. اولش جزو آدم‌هایی بودم بدون هیچ معنایی فقط زندگی می‌کردم، اما حالا انسانی در قرن بیست و یکم هستم که هم کار و فعالیت دارد و هم زندگی می‌کند. اندک اندک متوجه شدم که می‌توانم هر طرحی را در قالب کار به سرانجام برسانم. این در حالی است قبلا تا به خودم آمدم دیدم که دارم می‌گویم: «من اصلا فرصتی برای کار کردن ندارم! من فقط می‌توانم کاری را بکنم که مربوط به موبایل باشد!» البته چنین چیزی اصلا و ابدا صحت نداشت مگر این که نوعی فن‌آوری ابداع شود که لازمه‌اش این باشد تا آدم کارش را فقط با موبایل پیش ببرد که بعید می‌دانم چنین شغلی به وجود آمده باشد. همین که گوشی تلفن همراه را از اتاق خواب خود بیرون انداختم به یاد آوردم که من چه کارهایی می‌توانم انجام بدهم. چند روزی که گذشت و به هیچ ایمیلی در رختخواب پاسخ ندادم، شستم خبردار شد که هیچ اتفاق بد و ناجوری نمی‌افتد. خلاصه این که کارم روی برنامه افتاد و حسابی در دل رئیس جا باز کردم و به جایی رسیدم که هیچ کس فکرش را نمی‌کرد. همه‌ی این تغییرات به این دلیل بود که من آرام‌تر شده و در نتیجه کارم را بهتر انجام می‌دادم. حتی متوجه شدم که خلاقیتم در کار بالا رفته و تعداد اشتباهاتم کمتر شده بود و از آن جا که حس و حال خوبی داشتم دست به هر کاری که می‌زدم گل می‌کاشتم. کمی که گذشت دیدم کار به جایی رسیده که به دلیل برخورداری از حس و حال خوب و سرزندگی نخستین داوطلب انجام هر کاری هستم. یاد گرفتم که برای ایجاد تعادل در کار و زندگی باید میان این دو اندکی تفاوت قائل شد. حالا که دست‌کم چیزی نزدیک به هشت ساعت کاری به کار موبایلم نداشتم، همه‌ی اموراتم سامان گرفته بود و کارهایم را راحت‌تر و آسان‌تر از قبل انجام می‌دادم. منبع: prevention

اطلاعات بیشتر

قلب شکسته را چطور می توان التیام بخشید؟

24 مهر 2017
قلب شکسته را چطور می توان التیام بخشید؟

گاهی اوقات تنها شوید و از شر خاطرات آن شخص رها شوید و از آن خاطرات دوری کنید تا قلب شکسته شما التیام بخشد. بفهمید که چه  چیز اشتباهی در آن رابطه بود ولی خودتان را سرزنش نکنید. از اشتباهات خود درس بگیرید و ببخشید. چیزهای جدید را امتحان کنید نترسید و دوباره عاشق شوید. اما تنها زمانی که احساس آمادگی کردید دست به این حرکت بزنید. ۱- به خودتان زمانی برای شخص خودتان  اختصاص دهید شما ممکن است برای مدتی در رابطه با شخصی بوده اید یا اینکه برای ماه ها به او فکر کرده اید.حال زمان این است که یک قدم به عقب برگردید  و به زندگی خودتان نگاه کنید و به سراغ چالش بعدی بروید. هرکسی شکست میخورد اینکه چطور شما بعد ازین شکست به عقب برگردید مهم است. یک آخر هفته را به طور کامل به کارهایی اختصاص دهید که علاقه دارید.هرچیزی مثله هاکینگ یا آشپزی و در کنار دوستان  بودن.به خودتان این فرصت را بدهید که در کنار دوستانتان شاد باشید و کارهایی که خوشحالتان میکند را انجام دهید. شروع به نوشتن کنید  و چیزهایی که قوی تر هستند را یادداشت کنید به این عمل تزکیه میگویند جایی که فکر شما با استفاده از اصطلاحات خالص می شود. این کار سبب بهتر شدن حالتان می شود. ازینکه احساس ناراحتی کنید نترسید.ناراحت بودن دراین شرایط طبیعی است.اگر گریه کردید هیچ گاه احساس احمق بودن نکنید این رفتارها طبیعی است. غم و اندوه مرحله ای است برای ورود به ریکاوری.به خودتان اجازه ابراز ناراحتی بدهید. ۲- خاطرات روزانه ی آن شخص را از ذهنتان حذف کنید لازم نیست که طوری رفتار کنید انگار که آن شخص اصلا وجود نداشته ،فقط به یاد داشته باشید که آنها برای  شما چه مفهومی دارند و چگونه قلب شما را شکستند. تمام عکس ها و نامه های آن شخص را از اتاقتان پاک کنید.اگر در حال حاضر دفترچه ای از متون راجع به آن شخص دارید .یکی دیگر را شروع کنید  این کار به حتم یک شروع دوباره خواهد بود. خراب کردن با پاک کردن متفاوت است.هیچ کدام از اشیایی که مربوط به آن شخص است را نسوزانید و خراب نکنید اگرچه دیگر نمیخواهید آنها بخشی از زندگیتان باشد.هنگامی که شما به اندازه کافی سنتان بالا رفت و شخص مورد نظر خود را در زندگیتان پیدا کردید و آن شخص شما را بسیار دوست بدارد در این صورت این خاطرات به صورت پلکانی برای رسیدن به نقطه ی کنونیتان تلقی خواهند شد. ۳- آن شخص را از تمام شبکه های اجتماعی خود حذف کنید این روزها هرکسی زندگی  شخصی و زندگی آنلاین ویژه ی خود را داریم.آن شخص را در توتیر و فیسبوک  دنبال نکنید و این کار شما را  به یاد او که قلب شما را شکسته نخواهد انداخت. اگر میخواهید برای آنها را بنویسید پس با یک ایمیل ساختگی برای حساب او ایمیل بزنید.به این طریق شما میتوانید قلب و دردتان را بیان کنید و این درد را از روی سینه تان بردارید اما ممکن است آن شخص آن ایمیل را نبیند! ۴- ورزش کنید و درست بخورید به باشگاه بروید و یا بیرون بروید و عرق بریزید.فعالیت های جسمانی میزان سروتونین مغز را افزایش می دهد و همانند یک ضدافسردگی عمل میکند و سبب بهتر شدن خلق و خویتان میشود.خوبه که هر چند وقت یکبار بستنی و یا میلشیک بخورید.البته بهترین رژیم میتواند رژیم سبزیجات و میوه باشد و پروتیین کم چرب مصرف کنید.این رژیم نه تنها برای ظاهرتان عالی است بلکه سبب میشود که زیبا به نظر برسید. ۵- سعی کنید تا حد ممکن با این شخص  در یک مکان قرار نگیرید اگرچه اینکار سختی است  زیرا که آن شخص ممکن است  برای مدت ها شخص مهم زندگیتان بوده باشد و مغز و بدنتان به وجود او عادت کرده باشد.اما به دیگران هم اجازه خودنمایی در دنیایتان را بدهید. افرادی دیگری هم هستند  که لایق توجه شما هستند آیا به آنها این فرصت را نخواهید داد؟ اگر شما با آن شخص به مدرسه میرفتید سعی کنید. دیگر این کار را ترک کنید و در مدرسه در گروه ها و پروژه های دواطلبانه با او هم گروه نشوید و سر یک میز با او برای نهار ننشینید به طور کلی در جاهایی که او هست ظاهر نشوید. در موقعیت هایی  که ممکن است شخص را ملاقات کنید قرار نگیرید .مثلا اگر آن شخص عادت داشت که روزهای اول هفته به باشگاه برود شما باشگاه رفتن خود را به آخر هفته موکول کنید یا اگر او از فلان مغازه خرید میکرد سعی کنید شما برای خرید کمتر به  آن مغازه بروید. در صورت برخورد با آن شخص سعی کنید خشونت را کنار گذاشته و با عصبانیت و کینه رفتار نکنید.تنها یک سلام و خداحافظ میتواند کافی باشد.بزرگترین بازخورد این حرکت این است که شما یک زندگی شاد بدون غم و با معنی بدون او خواهید داشت. ۶- مثبت نگر بمانید اگرچه گفتن این جمله آسان است اما اگر گاهی احساس منفی نگری کردید و یا فقط به نیمه خالی لیوان نگریستی سریعا خود را از مهلکه نجات بده.این قضیه  را به یاد داشته باشید که شما چه چیزهایی دارید و چقدر خوشبختید. تا میتوانید بخندید.این سبب میشود که عالی به نظر برسید و احساس بهتری داشته باشید.فیلم های خنده دار نگاه کنید و  کتاب های جالب بخوانید و یا با دوستان شادتان بیرون بروید. ۱- درک کنید که در  کجای رابطه تان به مشکل  برخوردید هر رابطه ای نقاط ضعف و قوت خود را دارد. درک کنید که کجای رابطه به مشکل  برخوردید یا چه چیزی راجع به طرفتان ناپسند بود به این طریق شما میتوانید در آینده پخته تر شوید و برای شریک بعدیتان بهتر عمل کنید.علل زیادی وجود دارد که سبب ایجاد مشکل  در روابط میشود اما در اینجا ما به چند مورد بسنده کرده ایم. من هیچ وقت احساس دوست داشته شدن نداشتم همیشه حس میکردم طرفم مرا پس میزند. یک رابطه تماما با عشق استوار است اما اگر شما در رابطه تان احساس عشق نکنید این یک مشکل بزرگ است.ممکن است طفتان به روش شما عشقش را بروز ندهد ولی حداقل هرازگاهی باید ابراز عشق کند این کمترین خواسته ی شماست. من دراین رابطه مورد سو استقاده قرار گرفتم. صداقت و توجه صادقانه یک رکن اصلی در رابطه است  .عشق واقعی کاری را برای عشقش انجام میدهد ولی در مقابل طلب چیزی ندارد .اما شخص سواستفاده گر در مقابل به دنبال منفعت خویش است. بعضی عشق ها بعد مدتی کهنه می شوند. اولین چیز در هر رابطه ای که به طور اشتباه برگزیده شده این است که اشخاص شوق زیادی به رابطه دارند چون او هنوز جدید است اما پس از مدتی اشخاص از جلوی چشم هم می افتند و برای هم رنگ کهنگی میگیرند و در این هنگام علاقه شخص به شما کم می شود اما خوشحال باشید از وقتی که صرف شد و شما طرف مقابلتان را شناختید. من گول خوردم. اعتماد بزرگترین ترکیب یک رابطه است.اگر شما اعتماد نداشته باشید احساس حسادت خواهید کرد و مدام در حال پیش بینی خواهید بود.اگر شریکتان شما را گول زد یا اعتمادتان به او از دست رفت .اجازه دهید کس دیگری اعتمادتان را جلب کند آنموقع مهرخود را به پایش بریزید. ۲- به دنبال پیدا کردن مقصر نباشید شماهم ممکن است اشتباه کرده باشید پس دیگران را سرزنش نکنید. بر مشکلات تمرکز نکنید نه بر روی انجام دهنده ی آن عمل. مثلا اگر شما دچار یک رابطه دروغین بوده اید.نگویید که او من را بازی داد وحق من اینگونه نبود.به جای آن به خودتان بگویید دیگر به هیچ کس اجازه نخواهم داد این چنین مرا بازی دهد چون دیگر با تمام علایم و نشانه های این گونه روابط آشنا شده ام. مطمعنا چیزهایی هستند که دوس دارید تغییرشان دهید یا اینکه اصلا آنها وجود نداشتند .سعی کنید این مشکلات را برای رابطه ی آینده خود حل کنید.این کار سبب تشویق شما خواهد شد. ۳- از اشتباهاتتان درس بگیرید هرکسی اشتباه میکند .اینکه چگونه ازین مشکلات درس بگیرد شما را توصیف خواهد کرد پس از اشتباهات گذشته تان درس بگیرید و اینکه چه چیزی سبب شد قلبتان بشکند و سعی کنید دیگر آنها را در آینده تکرار نکنید. ۴- هر وقت آماده بودید طرفتان را ببخشید ببخش یکی از بخش های مهمه التیام بخشی به قلب است.برای حرکت به جلو شما نیاز دارید طرفتان راببخشید و یا فکر کنید. که چطور طرفتان شما را آزرده کرد. ببخش یک شبه اتفاق نمی افتد.این قضیه میتواند مدت ها طول بکشد تا شما توانایی بخشیدن طرف مقابلتان را پیدا کنید .معمولا پیدا. کردن شخص دیگری که شما را واقعا دوست دارد یک راه حل خوب برای بخشش طرفتان خواهد بود. چگونه شخص مورد نظرتان را ببخشید؟ درک کنید که هر کسی جایزالخطاست .قصد و هدف او را پیدا کنید و ببینید چرا وی دست به چنین عملی زد.سعی کنید خودتان را جای او بگذارید.لازم نیست شما با جواب خودتان را قانع کنید فقط یک ایده میتواند کافی باشد. لازم نیست که به آن شخص بگویید که او را بخشیده اید،اما ممکن است کمک کننده. باشد.شما میتوانید او را بی صدا در قلبتان ببخشید  اگر این کاری است که شما میخواهید انجام دهید.اما ممکن است شما بخواهید در آینده با آنها رفاقت کنید ،پس به آنها بگویید که او را بخشیده اید این میتواند کمک کننده باشد. ۵- با آن شخص بحث نکنید گاهی اوقات شما ممکن است به طرفتان این فرصت را بدهید که حرف دلش را بزند یا ممکن است راجع به مشکلات صحبت کند ما این کار را برای افزایش نزدیکی انجام میدهیم ،وقتی که با طرفتان که قلبتان را شکسته صحبت میکنید اجازه ندهید که این صحبت به دعوا تبدیل شود. اگر آن شخص قصد دفاع از خود را داشت و دچار عصبانیت شد:به او بگوید که من برای دعوا و بحث اینجا نیامده ام ،من برای تو و نظراتت به عنوان یک انسان ارزش قایلم،اما دیگر وقت مشاجره نیست.اگر میخواهی باهم صحبت کنیم پس بهتر است مثله دو انسان بالغ صحبت کنیم یا اصلا صحبت نکنیم. اجازه ندهید که آن شخص شما را بازی دهد.آن شخص ممکن است با سخنان ظالمانه و معنی دار و عذاب آور شما را عصبانی یا تحریک کند.اجازه ندهید که به شما آسیب برسانند .آرام باشید و متین. ۱- از دوستانتان یاد بگیرید دوستان شما در کنارتان هستند  و وقتی شما احساس ناراحتی میکنید شما را تحت تاثیر قرار می دهند تا شاد باشید و حس خوبی داشته باشید . دوستانتان به شما علاقه دارند.این درست نیست که شما به خاطر قلب شکسته تان به دوستان تکیه کنید،البته ممکن است آنها به شما کمک کنند تا از این غم خلاص شوید. تمام فعالیت هایتان را با برنامه انجام دهید .بلیط ها را برای فیلم مورد نظرتان خریداری کنید.به ساحل بروید یا به باغ وحش یا برای نهار بیرون بروید.از تمام کارهای احمقانه ای که جذاب هستند نگذرید. با بهترین دوستتان در مورد قلب شکسته تان صحبت کنید.با کسی که راجع به گذشته تان خبر دارد صحبت کنید .این طوری احساس بهتری خواهید کرد. ۲- انرژی خود را در فعالیت های دیگری صرف کنید وقتی که ما دلتنگ میشویم و رابطه ما پایان یافته دیگر نمیتوانیم عشقمان را بیان کنیم.دیگر نمی توانیم شور و هیجان خود را برای کسی که به ما علاقه داشته و ما به او علاقه داشتیم بیان کنیم .شما ممکن است این احساسات را به صورت شعر رقص و نقاشی و یا هرچیز دیگری که درد شما را با تولید آثار خلاقانه جابه جا کند یک تخصص جدید را امتحان کنید.بهتر است کاری را انتخاب کنید که توانایی کمتری در آن دارید چون این کار سبب افزایش مشارکت شما با دنیای بیرون خواهد شد.شیشه سازی سرامیک سازی یا یک ابزار جدید را یاد بگیرید.لذت ببرید و ممکن های بیشتری را به روی خود بگشایید داوطلبانه یاد بگیرید به جامعه خدمت کنید حالا بزرگ یا کوچک.کارهای داوطلبانه سبب میشود که تاثیرتان را بر زندگی دیگران ببینید.این نشان می دهد که شما چقدر خوشبخت هستید زیرا هرچه را که بخواهید دارید. ۳- به مسافرت بروید لازم نیست حتما دورباشد،اما به اندازه ای دور باشد که شما کمی منظره ببینید.این لغت به معنی بزرگ بودن و زیبا بودن  است و شما باید از آن بهره مند شوید . وسایل لازم برای کمپینگ را همراه خود داشته باشید و یا با یکی از دوستان که مدتی است ندیده اید وسایل خواب ببرید.کمی فاصله گرفتن از محل زندگی خود. می تواند قلب شکسته تان را التیام ببخشد. ۴- از قوه تخیلتان استفاده کنید هیچ چیزی مثله به دام افتادن قلب شکسته را بدتر نخواهد کرد.گفتن این کار آسان است اما با استفاده از قوه ی تخیل می توانیم به جاهای برویم که تا به حال نبوده ایم  یا چیزهایی که تا به حال ندیده اید ،ازین روش استفاده کنید و شما احساس بهتری خواهید کرد. هر شب یک کتاب را قبل از خواب بخوانید .شما ممکن است تا به حال کتاب نخوانده باشید ولی این سبب مداوای شما خواهد شد. درباره آینده خوش خیالی کنید .شخصی را قلبتان را شکسته  در خارج این آینده قرار دهید،درباره شغل ،آینده و خانه تان خیال پردازی کنید یا در مورد خانواده. و حتی مسافرت رفتن. شما باید تحت تاثیر قرار بگیرید تا آنها را درک کنید .بر روی پتانسیل چیزهای خوب تمرکز کنید. هدف هایتان را ادامه دار کنید.هدف هایتان سبب می شود که حس رخوت را کنار بگذارید ومحرکی برایتان باشد.از خودتان بپرسید ، هدف من چیست؟ اگر هیچ هدفی ندارید همین حالا هدف سازی کنید.برای شروع مشتاق باشید اما اگر تلاش نکنید خود را سرزنش خواهید کرد. ۵- هر وقت احساس آمادگی کردید ، یک قرار ملاقات را برای آشنایی با افراد دیگر برنامه ریزی کنید بعد از دو یا سه ماه افراد آمادگی لازم را برای آشنایی به دست می آورند ،سعی کنید مشکلاتی را که در رابطه قبلی داشتید را رفع کنید و سعی کنید آن اشتباهات را دوباره تکرار نکنید. اگر شما آمادگی این را  ندارید که وارد یک رابطه جدی شوید به آن شخص بگویید که قصد دارید. تا از یک رابطه خارج شوید. و میخواهید این پروسه آشنایی به آرامی صورت بگیرد.امیدوار باشید که شخص درک کند.اگر درک نکرد پس شخص مناسبی برای شما نیست. فورا به دنبال ایده آل گرایی نباشید . خیلی از مواقع ما جلوی خود را میگیریم تا وارد رابطه نشویم زیرا میخواهیم یک شخص ایده آل را پیدا کنیم .شما ممکن است شانس زیادی نداشته باشید .به دنبال شخصی باشید که مهربان و جذاب و فانی و باهوش و قابل اشتراک باشد . از عاشق شدن نترسید.شما باید خودتان را برای یک شکست قلبی دیگر نیز آماده شوید .اما این می ارزد.عشق اگر هنگام تمام شدن دردآور نباشد که عشق نیست.قلب خودتان را به شخص درست هدیه دهید. ۶- قانون دو ساله را به یاد داشته باشید دو سال زمان میبرد که شما یک شغل جدید را یاد بگیرید، دو سال برای اخت گرفتن با یک شهر و یا دو سال برای درمان یک قلب شکسته.اگر شما انتظار دارید یک روز بعد از رابطه ی سه ساله با عشقتان بتوانید قلب شکسته تان را التیام ببخشید .نتیجه وقتی به دست می آید که انتظارات واقع گرایانه باشند.

اطلاعات بیشتر

تاثیر اختلال ناشی از خستگی پرواز به بدن

21 شهریور 2017
تاثیر اختلال ناشی از خستگی پرواز به بدن

پروازهای طولانی مدت و مداوم در طول ماه باعث ایجاد بی نظمی در روند ساعت خواب در افراد می شود و این عامل باعث اختلال خواب می شود که ممکن است آرامش ذهنی افراد را به خطر بیاندازد اما به گفته محققان این اختلال گذارا و مقطعی می باشد. یک متخصص طب کار ضمن اشاره به وجود نوعی اختلال خواب به نام خستگی پرواز، تاکید کرد: این اختلال گذرا است و علت آن ناهماهنگی بین ساعت درونی بدن یا همان چرخه خواب و بیداری فرد با زمان مقصد سفر است. در خصوص این اختلال توضیح داد و گفت: خستگی پرواز نوعی اختلال محسوب می‌شود که در آن افراد با مسافرت‌های هوایی که با سرعت از چند منطقه زمانی عبور می‌کنند، بروز می‌کند. اختلال ایجاد شده گذرا است و علت آن ناهماهنگی بین ساعت درونی بدن یا همان چرخه خواب و بیداری فرد با زمان مقصد سفر است. وی ادامه داد: شایع‌ترین شکایت‌های این افراد بی‌خوابی در شب، خواب آلودگی زیاد در روز یا نشانه‌هایی مانند اضطراب، افسردگی، گیجی، مشکلات دستگاه گوارشی و قلبی- عروقی است. به گفته این  متخصص طب کار، خستگی پرواز گذرا است و خودبخود بهبود پیدا می‌کند، اما در افرادی با مشاغل نیازمند به تصمیم‌گیری‌های مهم و حساس ممکن است به دلیل نشانه‌های یاد شده و همچنین اختلال در تمرکز، باعث مختل شدن در عملکرد آنها شود. این نشانه‌ها در افراد مسن، کم تحرک و مسافرت به سمت شرق بیشتر دیده می‌شود. نجفی همچنین اضافه کرد: درمان خستگی پرواز شامل نور درمانی و تجویز داروهای مناسب با زمان بندی صحیح تحت نظر پزشک است. به این ترتیب چرخه خواب و بیداری فرد با مقصد سفر، سریع‌تر سازگار شده  و علائم آن بهبود پیدا می‌کند. منبع/ایسنا

اطلاعات بیشتر

درمان مشکلات خواب در زنان یائسه

20 شهریور 2017
درمان مشکلات خواب در زنان یائسه

مشکلات خواب در زنان چهل ساله از رایج ترین عارضه هایی هستند که در این سنین پدید می آیند که با برخی روش های درمانی ساده قابل حل خواهند بود. کاهش استرس با یوگا و شنا امکانپذیر خواهد بود. برخی خوراکی های خواب آور و دمنوش ها کمک زیادی به بانوان برای درمان اختلالات خواب در این سنین خواهند کرد. اگر شما زنی میان سال هستید و نمی توانید یک خواب راحت داشته باشید و علت بی خوابی خود را نمی دانید، دلیل آن را در این مقاله پیدا می کنید. نوسانات خلقی و گر گرفتگی فقط ۲ نمونه از علایم معمول عبور شما از دوران یائسگی است، ولی هیچ کس واقعا در مورد علایم کمتر شناخته شده این دوره صحبت نمی کند، عوارض جانبی ناخوشایندی مثل کمبود خواب یا بی خوابی. بر اساس تجزیه تحلیل اخیر که توسط مرکز ملی آمار بهداشت the National Center for Health Statistics منتشر شده، مشخص شده که بیش از ۲۵درصد زنان بین سنین ۴۰ تا ۵۹ سال در طول هفته ۴ شب یا بیشتر با به خواب رفتن و در خواب ماندن مشکل دارند و دچار بی خوابی هستند، در حالی که ۳۵ درصد زنان گزارش داده اند که شب ها کمتر از ۷ ساعت می توانند بخوابند. محققان با مطالعه داده های ۲۸۵۲ زن ۴۰ تا ۵۹ ساله غیر باردار که در مصاحبه مرکز ملی بهداشت سال ۲۰۱۵ شرکت کرده بودند به این نتایج رسیدند. به گفته ناتالی داتویچ Natalie Dautovich استادیار مشاوره روان پزشکی در دانشگاه ویرجینیا و همکار محیط زیست در بنیاد ملی خواب National Sleep Foundation در گفتگو با CNN ، ” این یافته ها از تحقیقات قبلی که نشان داده بود مشکلات خواب یکی از علایم عمده عبور از دوران یائسگی است، حمایت می کند. در واقع بر اساس یافته ها، بیش از نیمی از زنان در حال انتقال به دوران یائسگی نمی توانند به اندازه کافی ( ۷ تا ۹ ساعت خواب شبانه ) بخوابند. ” تاثیرات مستقیم یائسگی بر بی خواب زنان میان سال به گفته دکتر آلون آویدان Alon Avidan، استاد و معاون بخش عصب شناسی دانشگاه UCLA و مدیر بخش اختلالات خواب دانشگاه UCLA، “به مشکلات خواب برای به خواب رفتن، استرس و مشکلات عروقی یائسگی مانند تعریق شبانه، و دیگر عوامل بیولوژیکی و محیطی را هم اضافه کنید. همچنین اهمیت نوسانات هورمونی را نباید از یاد برد.” در طول دوره یائسگی با کاهش ترشح قابل توجه استروژن و پروژسترون توسط تخمدان ها به همراه چندین تغییر جسمی، فیزیولوژیکی و روانشناختی روبرو هستیم که مستقیما روی خواب تاثیر می گذارند. پروژسترون از زنان جوان تر در مقابل آپنه خواب و خر و پف کردن محافظت می کند که بعد از یائسگی از بین می رود. کاهش سطح پروژسترون می تواند باعث اختلال خواب شود زیرا پروژسترون هم اثر خواب آور دارد و هم استرس را کاهش می دهد. ” حال که می دانیم چه چیزهایی باعث مشکلات خواب شما در میان سالی می شوند، می توانید روش هایی که در این مقاله می خوانید را برای درمان این مشکل به کار ببرید. این خوراکی ها را بخورید! جولیا فلاماس Julia Falamas مدیر برنامه ریزی و عملیاتی Epic Hybrid Training توضیح می دهد، ” هر نوع خوراکی که حاوی تریپتوفان tryptophan باشد می تواند در ایجاد خواب آلودگی sleepyhead کمک کننده باشد و خواب آور است. خوراکی های خواب آور حاوی تریپتوفان tryptophan: – مغز ها – مرغ – ماهی – عدس – تخم مرغ اگر شما جزو افرادی هستید که نمی توانند با معده خالی بخوابند، یک منبع سالم چربی مانند آووکادو یا کره مغز ها می تواند به خاموش کردن گرسنگی شما کمک کند و در عین حال برای بدنتان خواص ترمیمی داشته باشد. فقط مواظب باشید که کالری مصرفی تان از کالری مورد نیاز روزانه بیشتر نشود. ” چای یا دمنوش بنوشید نوشیدن چای دم کشیده فقط یک روش برای افزایش متابولیسم شما نیست بلکه راهی مطمئن برای آماده شدن شما برای خواب است. به گفته فالاماس، ” آرام نشستن و نوشیدن چای به مغز شما القا می کند که آرام شده و به استراحت بپردازد.” بهترین چای یا دمنوش های آرام بخش و خواب آور: – بابونه – نعنا – اسطوخدوس – سنبل الطیب شیک Shake پروتئین بخورید نوشیدن یک شیک پروتئین نباید فقط به برنامه بعد از ورزش محدود شود. به گفته فالاماس ” یک پودر *پروتئین حاوی کازئین میسلر micellar casein مدت زمان بیشتری طول می کشد تا تجزیه شود و بنابراین گزینه ای مناسب برای پروتئین قبل از خواب است چون بدنتان در طول خواب می تواند از این پروتئین استفاده کند. ” *پروتئین کازئین می تواند برای افرادی که نیاز به کالری یا پروتئین بیشتری در رژیم غذایی خود دارند یا افرادی که مدت زمان بیشتری را در طول روز تمرین می کنند بسیار مفید باشند.

اطلاعات بیشتر

با روغن رزماری حافظه کودکان را تقویت کنید

19 شهریور 2017
با روغن رزماری حافظه کودکان را تقویت کنید

محققان دانشگاه نورث آمبریا، در جدیدترین تحقیق خود در خصوص روغن رزماری به این موضوع پی برده اند که اگر فرزندان در به حافظه سپردن برخی دروس دچار مشکلاتی شده اند می توانند با قرار گرفتن در معرض عطر اسانس روغن رزماری، به شکل قابل توجهی حافظه خود را تقویت کنند. نتایج یک مطالعه جدید نشان می‌دهد اسانس روغن رزماری به شکل قابل توجهی موجب تقویت حافظه کاری در کودکان می‌شود. مارک ماس، سرپرست تیم تحقیق، در این باره می‌گوید: «ما می‌دانیم که حافظه کاری ضعیف با عملکرد ضعیف تحصیلی همراه است و این یافته‌ها راه حل مقرون بصرفه و ساده‌ای برای بهبود عملکرد تحصیلی کودکان خواهد بود.» در تحقیقات قبلی مشخص شده بود که عطر اسانس رزماری می‌تواند موجب بهبود شناخت در افراد بزرگسال سالم شود. در این مطالعه در مجموع ۴۰ کودک ۱۰ تا ۱۱ سال شرکت داشتند. نیمی از این کودکان به طورتصادفی در یک اتاقی که به مدت ۱۰ دقیقه عطر رزماری در آن منتشر شده بود قرار گرفته شدند و نیم دیگر به اتاقی بدون بو رفتند. سپس این کودکان در امتحان کلاسی در مورد مهارت‌های مختلف فکری شرکت کردند. بررسی‌ها نشان داد کودکان اتاق حاوی عطر رزماری در مقایسه با کودکان اتاق دیگر، نمرات بسیار بالاتری کسب کردند. به گفته محققان، اختلاف نمره این دو گروه کودکان در آزمون مربوط به یادآوری کلمات به مراتب بیشتر بود. ماس در این باره می‌گوید: «احتمالا عطر رزماری بر فعالیت الکتریکی مغز تاثیر گذاشته یا اینکه دارای ترکیبات فعال دارویی است که به هنگام قرارگیری افراد در مقابل آن قابل جذب هستند.»

اطلاعات بیشتر

با فرزندتان درباره مسائل جنسی صحبت کنید

19 شهریور 2017
با فرزندتان درباره مسائل جنسی صحبت کنید

اگر فرزند در محیط خانواده و با آموزش والدین در خصوص مسائل جنسی آگاهی و اطلاعات لازم را بدست نیاورد ممکن است در محیط دوستان با اطلاعاتی غلط رو به رو شود که باعث سردرگمی و انحراف فرد شود. چگونه با فرزندمان درباره مسائل جنسی حرف بزنیم؟ آگاهی جنسی اغلب طی سال‌های کودکی در پی آشنایی ساده با آناتومی و تفاوت‌های بدنی آغاز می‌شود اما طی دوران مدرسه، فرزندتان ممکن است شروع به پرسیدن سوالاتی خاص درباره موضوعات جنسی کند. اگر مطمئن نیستید در این شرایط و در مواجهه با چنین سوالاتی چه باید بگویید، خواندن این راهنمای کوتاه که در پی آمده احتمالا کمکتان خواهد کرد. نقل از سلامت آنلاین از مایوکلینیک، در آموزش جنسی کودکان نباید یکباره تمام جزئیات گفته شود؛ والدین و بزرگترها باید فقط آنچه را که کودک لازم است بداند، در وقت مناسب، و به اندازه لازم بیان کنند. برای مطرح کردن مباحث جنسی با کودکان می‌توان این موارد را در نظر گرفت: منتظر طرح سوالات دقیق باشید کودکان نوپا و پیش‌دبستانی اغلب با پاسخ‌های مبهم و سربسته برای سوالاتشان (مثلا درباره این‌که بچه‌ها از کجا می‌آیند) قانع می‌شوند (شما هم چنین جواب‌هایی بدهید) اما بچه‌هایی که به مدرسه می‌روند سعی می‌کنند پرسش‌های خاص‌تری را درباره ارتباط بین جنسیت و به وجود آمدن بچه مطرح کنند. در طول رشد فرزندان، همان‌طور که سوالاتشان درباره مباحث جنسی پیچیده‌تر (و شاید توام با خجالتزدگی) می‌شود، احتمال دارد که برای رسیدن به اطلاعات و آگاهی‌هایی مرتبط با جواب سوال‌هایشان به دوستان یا منابع دیگری مراجعه کنند. وقتی کودک مدرسه‌ای شما درباره مباحث جنسی پرس‌وجو می‌کند، از او بخواهید که بگوید خودش چه فکر می‌کند و از قبل چه می‌داند. در این سن، تصورات غلط او را اصلاح کنید و به میزان لازم، جزئیاتی کافی برای همان سوال خاص او ارائه دهید. به سوالات فرزندتان نخندید یا از اسامی مستعار برای قسمت‌های جنسیتی بدن استفاده نکنید؛ چراکه ممکن است این علامت را دریافت کند که چنین بخش‌هایی از بدن قابل مطرح کردن و صحبت کردن نیستند (در غیر این صورت ممکن است شما را به عنوان منبع مورد اعتماد دریافت پاسخ‌های جنسی خود کنار بگذارد و به منابع دیگر روی آورد). همان طور که گفته شد، هر چه سن فرزندتان بالاتر می‌رود و به بلوغ و نوجوانی نزدیکتر می‌شود، ممکن است سوالات پیچیده‌تر و ظاهراً شرمگینانه‌تری مطرح شود؛ به عنوان نمونه این مثال‌ها را در نظر بگیرید: * نعوظ چیست؟ ممکن است بگویید: «آلت تناسلی به طور معمول، نرم است؛ اما بعضی وقت‌ها سفت و بلند می‌شود. به چنین حالتی می‌گویند: نعوظ». در صورت لزوم بهتر است توضیح دهید که نعوظ ممکن است زمانی رخ دهد که آلت تناسلی لمس می‌شود یا در طول خواب و هنگام دیدن خواب‌های جنسی روی دهد. * پریود (عادت ماهانه، قاعدگی) چیست؟ به او توضیح دهید که قاعدگی یا خونریزی رحمی، بخشی مهم از چرخه تولید مثل و روندی عادی از دوره بلوغ است. از این فرصت استفاده کنید و او را با خونریزی دوران قاعدگی و محصولات بهداشتی زنانه آشنا کنید. بگویید که در دخترها، دوره عادت ماهانه بدان معناست که بدنشان به اندازه کافی برای باردار شدن بالغ شده است. شاید چنین توضیحاتی در نظرتان خیلی صریح و بی‌پرده باشد اما اگر بر همین اساس و با توجه به سن فرزندتان و سوالات او پیش بروید، می‌توانید امیدوار باشید که در سال‌های آینده مراحلی از گفت‌وگوی باز و صادقانه را با وی تنظیم کنید. به خاطر بسپارید که چه کسی می‌تواند بهترین آموزش‌دهندهٔ بچهٔ شما در زمینه مباحث جنسی باشد: رسانه‌ها، اینترنت، دوستانش، یا خود شما؟ ترس و بیم‌های سنین نوجوانی بین سنین ۸ تا ۱۲ سالگی، بویژه هنگامی که به میزان بزرگی پستان (در دختران) یا آلت تناسلی خود (در پسران) نسبت به دیگران کنجکاو می‌شوند، بچه‌ها اغلب از این ابراز نگرانی می‌کنند که آیا آنها «طبیعی» هستند؟ بهتر است برای آنها توضیح دهید طی دوران بلوغ چه اتفاقی هم برای دخترها و هم برای پسرها می‌افتد. بچه‌ها در همین سنین اما با درجات متفاوتی به بلوغ می‌رسند؛ یعنی بلوغ ممکن است سال‌ها قبل یا بعد برای برخی بچه‌ها رخ دهد ولی مسلماً هر کدام از آنها بالاخره به دام آن می‌افتند و نشانه‌های بلوغ را می‌بینند. از این رو احتمالا مناسب باشد که تجربیات خودتان را در این زمینه با او در میان بگذارید؛ بخصوص اگر خودتان هم نگرانی‌ها و سوالات و رفتارهای مشابهی با فرزندتان در دوره بلوغ و بعدتر داشته‌اید. یادآوری مسئولیت‌ها و عواقب بی‌توجهی به آنها در صورتی که رفتارهای خاصی را در فرزندتان می‌بینید، با او درباره عواقب احساسی و جسمی فعالیت‌های جنسی همچون حاملگی، احتمال ابتلا به بیماری‌های عفونی واگیردار جنسی، و طیف گستردهٔ مرتبط با این احساسات صحبت کنید. طرح این مسائل اکنون می‌تواند به فرزندتان کمک کند که پیش از آن‌که واقعا برای ارتباط جنسی، احتمال بچه‌دارشدن، تشکیل خانواده و… آماده باشد، از فشار احساسی برای این‌گونه فعالیت‌های جنسی اجتناب کند و در مهار آن موفق‌تر باشد. یادتان باشد در حالی که درباره خطرات جنسی، بیماری‌های احتمالی، مسئولیت‌ها و… صحبت می‌کنید، سراسر ترس و نگرانی را در ذهن او نریزید. اجازه دهید فرزندتان بداند که رابطه جنسی می‌تواند ارتباط عاشقانه‌ای زیبا و لذتبخش، و البته متعهدانه و مسئولیت‌پذیرانه باشد. لحظه‌به‌لحظهٔ هر روز، کلیدی است برای شما و فرزندتان در سنین پس از بلوغ و نوجوانی از فرصت‌های روزمره برای توضیح درباره مباحث مرتبط با مسائل جنسی استفاده کنید. این فرصت‌ها همه‌جا ممکن است پیش بیاید: اگر کسی در خانواده حامله شده است، می‌توانید درباره چگونگی رشد نوزاد درون بدن مادر با فرزندتان صحبت کنید؛ اگر تبلیغ تجاری محصولی بهداشتی برای عادت ماهانه زنان را مشاهده می‌کنید، از آن به عنوان بهانه‌ای برای توضیح دادن بهتر دوره‌های پریود و خونریزی ماهانه بهره ببرید؛ اگر در برنامه‌ای تلویزیونی نشان داده می‌شود که زن و مردی قراری برای رسیدن به همدیگر می‌گذارند، پس از آن می‌توانید درباره عاشق شدن، تشخیص آن، راه‌های جلوگیری از اشتباهات و پیداکردن شخصی مناسب برای رابطه و عشق و ازدواج و… صحبت کنید. به گزارش سلامت‌آنلاین، لازم است که به یاد داشته باشید در مقام والدین، باید نقشی جدی و موثر در آموزش فرزندتان داشته باشید، فرزندتان را تشویق کنید که از بدنش مراقبت و محافظت کند، احساس سالمی از احترام به خودش را به وجود بیاورد و اطلاعات جنسی را فقط از منابع قابل اطمینان به دست آورد. رویکرد متفکرانه شما درباره آموزش جنسی فرزندتان می‌تواند به او کمک کند زندگی جنسی سالم و مطمئنی داشته باشد. منبع/سلامت نیوز

اطلاعات بیشتر

درمان قطعی بی حوصلگی

19 شهریور 2017
درمان قطعی بی حوصلگی

تعریف بی حوصلگی ، کسل کننده است و یا اینکه اصلا جالب نیست. در این مقاله چند راهکار برای زمانی که دچار بی حوصلگی هستید، آمده است که می تواند هر روز شما را قطعا جالب تر سازد. برخی از آنها ممکن است به نظر احمقانه و خنده دار بیاید، در حالی که بعضی از آنها معنادار هستند. حداقل امید است که با خواندن این لیست، حتی اگر آنها را انجام ندهید، کمی فکر کنید، بخندید و یا حتی برای انجام آن تشویق شوید. شاید زندگی شما کمتر خسته کننده به نظر آمده و یا جرقه خلاقیت در ذهن شما زده شود؛ امتحان کنید: ۱- به تونل ۷ سالگی خود برگردید چه میخواستید انجام دهید؟ با چند بالش و ملحفه تونلی بسازید؟ به خارج از منزل بدوید؟ با لباس های خود بازی کنید؟ غذا با دست بخورید؟ ابزارهای بازی شما سال ها در صندوق پنهان بوده و آنها را ندیده اید؛ فقط چون دیگر بزرگ شده اید؟ این به این معنا نیست که حالا این ابزار کمتر لذت بخش است. اگر هنوز یکی از آنها را به یادگار نگه داشته اید تا به بچه های خود نشان دهید، وقتش است که آن را بیرون آورده ابتدا کمی با آن به یاد خاطرات قدیم لذت ببرید، بازی کنید، بخندید و … به کودکتان نشان دهید. ۲- با بچه های کوچک صحبت کنید اگر خودتان دارای کودکی هستید، بهترین فرصت است. با او صحبت کنید. نصیحت نکنید، فقط صحبت کنید. اگر فرزندی ندارید، با خواهر زاده، برادرزاده یا فرزند بهترین دوست خود کمی صحبت کنید. بچه ها یک نمایش ایجاد نمی کنند، آنها واقعی بازی می کنند. همچنین آنها همه چیز را بسیار ساده می گیرند. ما می توانیم این خصلت را به خود یادآوری کنیم و اجازه ندهیم در جزئیات خسته کننده باقی بمانیم. ۳- دستور غذایی را که دوست دارید سفارش بدهید آنچه دوست دارید و مدتهاست نخورده اید سفارش بدهید و از آن لذت ببرید؛ حتی اگر در سایت ها مضرات آن را خوانده اید. یک بار از آن لذت ببرید. این شما هستید که تصمیم می گیرید از آنچه میخورید، لذت می برید یا فقط سیر میشوید. ۴- این یکی برای خانمهاست بهترین و زیباترین لباس خود را بپوشید و در خانه راه بروید. احساس خستگی تمام روز، شما را ترک خواهد کرد. ۵- با تلفن همراه خود یک بازی انجام دهید اینطوری حداقل یک رفیق بازی دارید. از طریق مخاطبین تلفن همراه خود شروع کرده و بازی را به آنها نیز پیشنهاد دهید. هنگام ماشین سواری یا تماس مخاطب آن را قطع کنید، حتی اگر قسمت حساس آن است؛ بازی را بعد هم میتوانید انجام دهید. اشتباه کنید و دست و پا چلفتی به نظر آیید، کسی شما را سرزنش نخواهد کرد. وقتی برنده شدید، هورا بکشید و خوشحالی خود را نشان دهید. امتیاز بگیرید و امتیاز بدهید. هیچ کدام از اینها خسته کننده نیست. ۶- یک بسته کارت های تشکر و سپاسگزاری تهیه کنید آنها را به طور تصادفی به افرادی بدهید که احتمالا برای آنچه در تمام روز انجام می دهند، تشکری از آنها نمی شود: افسران پلیس، کتابداران، خدمتکاران، رانندگان وسایل نقلیه، کارکنان مراکز بهداشتی، معلمان، دربانان، باربران، حتی دوستان خود و یا حتی آن فردی که در اغذیه فروشی سر کوچه شما فلافل می فروشد. ۷- برای کاری که همیشه دوست داشتید اقدام کنید اگر کلاسی برای آن موجود است، بروید و ثبت نام کنید، کلاس موسیقی، آشپزی، بافندگی، ورزش مورد علاقه قدیمی، کمک های اولیه، فن بیان و ….. ۸- با پدربزرگ و مادربزرگ مصاحبه کنید مطمئن باشید آنها برخی تجربیات دیوانه واری دارند که مدتهاست در باره آن سکوت کرده اند، وقتی گوش شنوایی پیدا کنند، چیز هایی خواهند گفت که شما حتی باور نمی کنید. مطمئن باشید برای هر دوی شما جالب خواهد بود. ۹- اگر دوست دارید کسی کار بخصوصی برایتان انجام دهد، شما برای فرد دیگری همان کار را بکنید. همه ما در این باره یک لیست بلند بالا داریم؛ به شما قول میدهم بعد از انجام آن، احساسات شگفت انگیزی خواهید داشت که مطمئنا خسته کننده نیست. ۱۰- نقشه یک سفر کوتاه آخر هفته ای بریزید جایی در تقویم خود برای این کار خالی کنید؛ توجه کنید نگفتم پیدا کنید. باید جایی برای آن خالی کنید. کار بیهوده ای را که میتوان به روزهای بعد هم موکول کرد برداشته و جای آن را به یک سفر کوتاه و حتی یک روزه به اطراف شهر بدهید. این می تواند چیزی را که در جستجویش هستید، به شما بدهد. ۱۱- مردم را تماشا کنید یک نیمکت در یک منطقه شلوغ پیدا کنید (مثل یک پارک، ایستگاه اتوبوس، مترو، فرودگاه …) فقط بنشینید و مشاهده کنید. مردم بی نهایت جالب هستند. تا ساعتی سرگرم خواهید بود. ۱۲- جستجو برای کشف احساسات دیگران به سایتهای مختلف سری بزنید و در باره احساسات افراد مثلا در هنگام سقوط آزاد (پرش از آبشار یا پرش ازاد) اطلاعاتی کسب کنید. این هم نوعی تمرین است و ممکن است بعضی از آنها در حال سقوط بلند قهقهه بزنند، جیغ بکشند یا احساس آرامش کنند. ۱۳- یک کتاب که تا به حال نخوانده و اصلا دوستش ندارید انتخاب و آن را بخوانید. ۱۴- هر روز کمی از کامپیوتر فاصله بگیرید. گاهی نزد افرادی بروید و با آنها تماس واقعی داشته باشید. داشتن یک اشتراک در فیس بوک یا اینستاگرام، به عنوان یک تعامل اجتماعی محسوب نمی شود. شما حتی میتوانید این مقاله را با دوستان خود به اشتراک گذاشته و در مورد راههای آن رای بگیرید و با یکدیگر صحبت کنید. ۱۵- اگر میخواستید کاری را انجام دهید که دیگران نیز درباره آن اطلاع داشتند، به طور عمد انجام ندهید و ببینید چند نفر متوجه آن خواهند شد. ۱۶- رفتن به موزه شاید دوست نداشته باشید به موزه بروید، ولی یکی از آنها را که هیچگاه به درون آن نرفته اید، انتخاب و سری به آن بزنید. درست است که این بستگی به علاقه شما دارد، ممکن است حتی کمی خسته کننده باشد. اما اگر یادگیری را دوست دارید و یا هنر و فرهنگهای مختلف را دوست داشته باشید، این یکی مخصوص شماست. از این راه های مختلف حداقل یکی را انتخاب کرده و انجام دهید. نظر خود را به ما هم بگویید.منتظریم. منبع: دکتر سلام

اطلاعات بیشتر

شاد زندگی کنید و شادی را ماندگار کنید ، اما چگونه ؟

19 شهریور 2017
شاد زندگی کنید و شادی را ماندگار کنید ، اما چگونه ؟

باری شادزیستن و شادبودن بسیاری از عوامل در زندگی انسان نقش دارند که یکی از آنها اراده و خواست و عزم فرد است که مایل به این کار باشد در این مطلب راه حل هایی برایتان داریم. فاطمه خراسانی کارشناس ارشد روانشناس بالینی و عضو انجمن بین المللی روانشناسی کاربردی  گفت: تجربه نشان می دهد که بسیاری از افراد تنها راهکار مقابله با استرس های روزانه را پناه بردن بعضا خودسرانه به انواعی از داروهای شیمیایی دانسته و به جای آن که درصدد اصلاح شیوه و الگوی زندگی خود باشند و یا از روش های بی عارضه تر کمک بگیرند، پس از مدتی  در می یابند که وابسته به این داروها شده اند. وی افزود: از جمله دیگر راه های ناسالم مقابله تا استرس ها و تنش های روزانه می توان پرخوری عصبی و نتیجه آن افزایش وزن ناشی از غذا خوردن بیش از حد و یا به استعمال دخانیات نیز اشاره کرد. به طوری که مشاهده شده است پیاده روی روزانه حداقل ۳۰ دقیقه که البته کم هزینه نیز است از نظر تعادل هورمون های دوپامین و سروتونین در خون و مغز ما بسیار تاثیر گذار و ارزشمند است و همان طور که گفته شد می تواند به کاهش اضطراب، افسردگی و تنش های روزانه منجر شود. این روانشناس بالینی با اشاره به اینکه رژیم غذایی می تواند اثر چشمگیری در سلامت روح و جسم فرد داشته باشد و برخی غذاها در پیشگیری از بیماری افسردگی و سایر بیماری های روانی نقش بسزایی دارند تصریح کرد:. تغذیه خوب باعث کاهش استرس و افزایش آرامش می شود مصرف روزانه انواعی از دم کرده های گیاهی مانند اسطوخودوس و گل گاو زبان، تاثیر به سزایی در کاهش استرس و تنش های روزانه دارد و می تواند به خواب خوب شبانه کمک کند. خراسانی گفت: از جمله مهم ترین موادغذایی برای کاهش استرس و افسردگی، می توان به این موارد اشاره کرد؛ جوی دو سر ، کلم بروکلی، کدو تنبل، موز، پرتقال ، سبوس گندم و جوانه گندم. مصرف این مواد غذایی به خوبی می تواند موجب افزایش سطح دوپامین(هورمون لذت) در انسان گردد. هم چنین مصرف غذاهای پر پروتئین، مانندانواع گوشت، سویا، لبنیات، انواع حبوبات مانند ماش، عدس و لوبیا مغز انسان را به افزایش ترشح هورمون سروتونین می کند که احساس مطبوع و پر نشاطی را در فرد ایجاد می کند.

اطلاعات بیشتر

کامل‌ترین آموزش راهکارهای ترک خودارضایی

14 شهریور 2017
کامل‌ترین آموزش راهکارهای ترک خودارضایی

خودارضایی در هرفرهنگی اتفاق می‌افتد، در هر دوره‌ای از تاریخ، و شیوه‌ای است که بیشترِ نوجوانان پیش از اقدام به روابط جنسی در بزرگسالی، در دامش خواهند افتاد.این لذت زودگذر و وسوسه‌انگیز آنقدر مخرب است که می‌تواند تمام جنبه‌های زندگی هر فردی را تحت تاثیر قرار دهد و فرد را به مسیر نابودی بکشاند، پس باید این انگیزه را مهار کرده، انظباط شخصی‌تان را بدست آورده، و روی تمایلات‌تان کنترل داشته باشید. بخش اول ترک خود ارضایی: سرگرم و متمرکز باشید. راه دیگری برای تخلیه انرژی و وقت‌گذرانی پیدا کنید. زندگی‌تان را با فعالیت‌های سرگرم کننده پرکنید. هیجان انجام کاری متفاوت، می‌تواند درجایگزین کردن میل به خودارضایی به شما کمک کند، و دفعه بعد اگر وسوسه شدید، چیزی برای پرت کردن حواس‌تان خواهید داشت. این راه‌ها را امتحان کنید: خلاق باشید. فرایند تغییر امیال جنسی به برون‌دادی ابتکارآمیز(که تعالی شگفت‌انگیز نامیده می‌شود) چیزی است که قرن‌هاست صومعه‌نشین‌ها و مرشدها به آن متکی بوده‌اند. شروع به نوشتن کنید، نواختن یک ساز را یاد بگیرید، نقاشی کنید، طراحی کنید، و یا هرکاری که باعث می‌شود احساس کنید دارید کاری مبتکرانه انجام می‌دهید. ورزش کنید. برتر بودن دریک رشته ورزشی، نیازمند انظباط و پشتکاراست. یکی از علاقه‌مندی‌های‌تان را دنبال کنید مانند، دو یا شنا، یا یک ورزش گروهی مثل فوتبال، بسکتبال، یا تنیس. هر شکلی از ورزش، به شما در تسکین تنش و فشار، احساس شادابی کمک خواهد کرد، و همچنین باعث می‌شود روی جسم و بدن‌تان به شیوه‌ای مثبت متمرکز شوید. یوگا، شکل دیگری از ورزش است که به شما احساس آرامش بیشتری داده و احتمال میل ناگهانی به خودارضایی را کاهش می‌دهد. تغذیه سالم داشته باشید. میوه‌جات و سبزیجات، تاثیرات سالمی روی بدن داشته و مواد مغذی لازم برای افزایش انرژی جهت فعال‌ترب ودن درطول روز را تامین می‌نماید. یک سرگرمی جدید، یا یک مهارت پرورشی پیدا کنید. یادگرفتن چیزی که برای تبحر درآن، زمان طولانی لازم است می‌تواند توجه مغز را از رضایت آنی خودارضایی به سمت رضایت کسب اهداف دربلند مدت، جلب کند. مهارت‌هایی مانند آشپزی، نجاری، تیراندازی، نانوایی، سخنرانی برای عموم یا باغبانی و گلکاری را امتحان کنید. داوطلب کارهای خیرخواهانه شوید. انرژی‌تان را صرف کمک به نوجوانانی کنید که خوش‌شانسی کمتری نسبت به شما داشته‌اند، مثلا دریک پناهگاه فعالیت کنید، به دانش آموزانی که از خانواده‌های کم‌درآمد هستند، درس بدهید، مناطق آسیب‌دیده را تمیز و مرتب کنید، یا برای یک کار خیر، پول جمع کنید. شما از کمک به دیگران به احساسی بشردوستانه خواهید رسید، و زمان کمتری برای منحرف شدن ازاهداف‌تان پیداخواهید کرد. برای جلوگیری ازخودارضایی درساعات استراحت روزانه‌تان، برنامه داشته باشید. اگر مشکل شما به پیش از خواب یا زیردوش حمام برمی‌گردد، از هر عامل وسوسه‌انگیزی برای خودارضایی اجتناب کنید. مثلا اگر این عادتیست که شب‌ها پیش از خواب به سراغ‌تان می آید، روی زمین شنا بروید، تاجایی که آن‌قدر خسته شوید که هیچ‌کاری جز خوابیدن نتوانید انجام دهید. اگر زمان حمام کردن برای‌تان تحریک‌کننده است، فقط از آب سرد و یخ استفاده کنید؛ این‌طور طولانی در حمام نخواهید ماند. اگر همیشه بعد از برگشتن از مدرسه یا دانشگاه خودارضایی می‌کنید، یک برنامه خوب و کامل داشته‌باشید تا از احساس کسالت جلوگیری کنید. اگر کارخاصی برای انجام دادن ندارید و ذهن‌تان مکررا درگیر افکار جنسی می‌شود، مشغولیت‌های برنامه‌تان را زیاد کنید. خواهید دید که پیشگیری ازخودارضایی ساده‌تر خواهدشد اگر خیلی سرگرم یا خیلی خسته باشید چون دیگر انرژی برای‌تان نمی‌ماند که به چیزهای حواس‌پرت‌کن توجه کنید. اگر صبح‌ها برای این‌کار وسوسه می‌شوید، سعی کنید کمی بیشتر لباس بپوشید تا لمس بدن‌تان سخت‌تر شود. تنهایی‌تان را محدود کنید. اگر دلیل خودارضایی‌تان بیشتر احساس تنهایی است، راه‌هایی پیداکنید که تاجایی که امکان دارد، درجمع باشید. یعنی باید تاجایی که می‌توانید درکلوپ‌ها یا فعالیت‌ها شرکت کنید، بیشتر دعوت‌ها را بپذیرید و بیشترهم دیگران را دعوت کنید، و از خلوت‌تان خارج شوید تا دوستان بیشتری پیدا کنید. اگر می‌خواهید کسی را ملاقات کنید، ازیک دوست بخواهید برای‌تان ترتیب یک دیدار آن‌لاین را بدهد. کار دیگری که می‌توانید انجام دهید، محدود کردن زمان‌های تنهایی‌تان درخانه است. اگر معمولا، یک یا دو ساعت پیش از آمدن پدر و مادرتان از محل کار خودارضایی می‌کنید، دراین فاصله زمانی، برای پیاده‌روی بروید، یا دریک کافی‌شاپ تکالیف‌تان را انجام دهید. حتی اگر تمام دوستان شما سرشان شلوغ است، بازهم می‌توانید با رفتن به جمع عمومی، انگیزه برای خودارضای را محدودکنید. برای نمونه، به‌جای این‌که مسابقات را تنها در خانه تماشا کنید، به یک مکان عمومی برای تماشا بروید. حتی اگر با دوستان‌تان برای پرسه‌زنی بروید، بهتر از تنها ماندن است و در نتیجه زمانی برای خودارضایی نخواهید داشت. تماشای فیلم پورن را متوقف کنید. ممکن است یکی از دلایل این‌که زیاد خودارضایی می‌کنید این باشد که می‌دانید اگر بخواهید می‌توانید درعرض چندثانیه به فیلم پورن دسترسی پیدا کنید. با این‌حال اگر اراده متوقف کردن تماشای این فیلم‌ها را ندارید، باید از راه‌های دیگری این‌کار را انجام دهید: نرم‌افزار بلوک کننده پورن روی کامپیوترتان نصب کنید. البته پسوردش را خواهید دانست، اما دور از دسترس نگه‌داشتنش به شما یادآوری می‌کند که الویت شما چیست. همچنین می‌توانید هنگام انتخاب پسورد، درفایل تکست، تصادفا تایپ کنید، برای وارد کردن پسورد و تائیدش، آن را کپی پیست کنید، سپس فایل تکست را حذف کنید. بدین ترتیب دیگر پسورد پورن بلاکر خودتان را نمی‌دانید! این بهترین روش برای قوی نگه داشتن شما و جلوگیری از جدال درونیست. اگر تمایل به خودارضایی هنگام تماشای پورن درکامپیوترتان دارید، سعی کنید کامپیوترتان را به جایی منتقل کنید که دیگران بتوانند شما را ببینند. اگر یک کلکسیون واقعی و غیرمجازی از پورن دارید، هرچه زودتراز شرشان خلاص شوید. کمک بخواهید. اپلیکیشن‌های ترک اعتیاد به پورن مانند Brainbuddy جوری طراحی شده‌اند که روی مغزتان تاثیر گذاشته و خواهان رابطه واقعی باشید، نه پورن! سرسخت و صبور باشید. ترک اعتیاد به خودارضایی ، مانند صاعقه به شما اصابت نخواهد کرد. این فرایندی است که نیازمند تعهد است و ممکن است گاهی هم اشتباه کنید یا پسرفت داشته باشید. جدال واقعی، نیازمند پشتکار و استقامت است، بنابراین الان متعهد شوید که اجازه اشتباهات کوچک در مسیرتان را نخواهید داد. یک سیستم پاداش برای خودتان تعیین کنید. به خودتان برای پایبند ماندن رشوه بدهید، و برای رفتارهای خوب‌تان پاداش درنظر بگیرید. مثلا، اگر توانستید دو هفته را بدون حتی یک بار خودارضایی پشت سر بگذارید، با خودتان کمی مدارا کنید مثلا یک گیم جدید یا یک بستنی. سیستم‌های پداداش‌دهی، فوق‌العاده‌اند؛ فقط مواظب باشید با چیزی که درحال مبارزه با آن هستید به خودتان پاداش ندهید، که دراین مورد، همان خودارضایی است! اگر به خودتان بگویید که بعد از یک هفته مقاومت، با خودارضایی از خودتان تشکر خواهید کرد، آن را تبدیل به چیزی خواهید نمود که حتی بیشتراز قبل می‌خواهیدش! بخش دوم ترک خود ارضایی: طرز فکرتان را درست کنید. دست از تنبیه خودتان بردارید. این‌طور به قضیه نگاه کنید: اگر مدام درحال محکوم کردن احساس‌تان درمورد خودارضایی باشید، پس همچنان دارید تمام مدت به آن فکر می‌کنید. هرگز اعتیاد به خودارضایی را با اعتیاد دیگری معامله نکنید، آنها آنقدر به‌هم مربوطند که شما اراده‌ای نخواهید داشت. درعوض، آگاه باشید که این مشکل مربوط به شماست، اما برای توقف این گرایش سرسخت خواهید بود. یادتان باشد، شما انسانید، و انسان‌ها خودارضایی می‌کنند. برخی از مطالعات نشان می‌دهند بیشتر از ۹۵ درصد از مردها و ۸۹ درصد از زن‌ها تائید می‌کنند که خودارضایی می‌کنند. اگر بدانید که تنها نیستید، کمتر احساس شرمندگی خواهید کرد. با یادآوری تعداد دفعاتی که برای خودتان احساس تاسف کردید در حالی‌که می‌توانستید چشم‌پوشی کنید، در برابر غرق شدن در ناامیدی مقاومت کنید. باورهای غلط درمورد مضرات خودارضایی را نپذیرید. اگر می‌خواهید این اعتیاد را ترک کنید، باید ترک این عادت را صرفا به‌خاطر دلایلی که شخصی و اخلاقی هستند انجام دهید، نه به دلایلی که مربوط به سلامتی می‌شوند. تنها دلیل واقعی که مربوط به سلامتی می‌شود، درد و خراشیدگی ناشی از خودارضایی مزمن است، که با توقف لمس کردن مکرر، برطرف می‌شود. در اینجا پیامدهایی را که خودارضایی در بر ندارد می آوریم: خودارضایی موجب نازایی، انزال زودرس یا ناتوانی جنسی نمی‌شود. خودارضایی موجب جنون نمی‌شود. خودارضایی موجب نابینایی، یا حتی لکه‌های چشمی نمی‌شود. خودارضایی موجب تکرر ادرار نمی‌شود. باور داشته باشید که پیشرفت خواهید کرد. اگر این ایمان را داشته باشید که واقعا می‌توانید راهی برای ترک اعتیاد به خودارضایی پیدا کنید، قادر به انجام این‌کار خواهید بود. شاید هدف شما توقف کامل خودارضایی نباشد، اما قصدتان این باشد که ان را محدود به اندازه مشخصی کنید مثلا یک یا دو بار در هفته. این هم بسیار خوب است. اگر باور داشته باشید که می‌توانید در این نبرد پیروز شوید، احتمال موفقیت‌تان بسیار بیشتر خواهد بود تا این‌که خودتان را دست کم بگیرید. با این‌حال، شاید روزهایی باشد که پسرفت داشته باشید. اگر دیدید روزی که قرار نبوده است خودارضایی کنید این‌کار را کردید، فکر نکنید که “اوه، خب، من که به هر حال این روز را از دست داده‌ام” و سپس بقیه روز را با میل و رغبت شدید به خود ارضایی ادامه دهید و روز بعد از نو شروع کنید. این به همان اندازه غیرمنطقی است که فکر کنید باید تمام شیرینی پای را بخورید فقط چون یک کلوچه خوردید و رژیم تمام آن روز را خراب کنید. بدانید که چه زمانی باید کمک بخواهید. اگر همه راه‌ها را امتحان کردید و نتوانستید این اعتیاد را تحت کنترل بگیرید، شاید زمان آن باشد که موضوع را به کس دیگری بگویید و از او کمک بخواهید. خجالت نکشید، و به یاد داشته باشید که خیلی از مردم مشکل مشابه شما را دارند. کمک خواستن یک حرکت شجاعانه است و خیلی از افراد همین فکر را می‌کنند. از پیشوای مذهبی‌تان راهنمایی بخواهید. از روحانی محلی‌تان کمک بخواهید. سه چیز را به‌خاطر داشته باشید: اول، این افراد بخشی از روحانیت شده‌اند چون خودشان را به اجتماع‌شان اختصاص داده‌اند. دوم، مطمئنا به کسی که قبلا به خودارضایی معتاد بوده کمک کرده‌اند. و در آخر، آنها متعهد به رازداری و حفظ اسرار هستند. با رهبر روحانی، اسقف، امام، یا هر پیشوای مذهبی دیگر یک قرار ملاقات خصوصی بگذارید و ببینید توصیه او کمکی می‌کند یا خیر. با یک پزشک هم می‌توانید ملاقات کنید. مشاوران، روانشاسان و روانپزشکان همه برای کمک به افراد با میزان اعتیادهای گوناگون آموزش دیده‌اند. اول با یک درمانگر در زمینه مشکل خودتان دیداری داشته باشید. راه‌های درمانی متعددی وجود دارند، از درمان رفتار ادراکی گرفته تا درمان دارویی. چند نکته درباره ترک خودارضایی روی تخت‌تان ننشینید. از میزو صندلی استفاده کنید و همیشه در جمع دیگران بنشینید. هر وقت میل‌تان به خود ارضایی خیلی شدید بود، دوش آب سرد بگیرید! نه تنها روان‌تان را آرام می‌کند بلکه فواید زیاد دیگری هم برای سلامت و انرژی دارد. به خانواده یا هر کس دیگری فکر کنید و این‌که گویی دارند شما را تماشا می‌کنند. هر وقت احساس کردید به خودارضایی نیاز دارید، برای پیاده‌روی یا دو آهسته بروید. همیشه سعی کنید وقتی این میل به سراغ‌تان آمد خودتان را سرگرم کنید. بیشتر ورزش کنید و بیرون از خانه بروید. این راهی عالی برای مشغول کردن ذهن است. روزه گرفتن را امتحان کنید. هر روز چند ساعت از غذا و نوشیدنی پرهیز کنید تا ذهن‌تان را از گرایشات جنسی منحرف کنید. روزه‌داری، به شما قدرت کنترل بهتری برای امیال‌تان می‌دهد. ذهن‌تان را با موزیک‌های غیرجنسی مشغول کنید. اهداف کوچک برای خود تعیین کنید، با سه روز پاک ماندن شروع کنید، روز سوم دست‌انداز وجود دارد، از آن رد شوید و بدانید که متعهدید. سپس روی یک هفته متمرکز شوید، بعد هم روی ده روز، سپس دو هفته، و بعد هفده روز، و… هر روز عصرها ورزش کنید، باعث می‌شود شب‌ها خسته باشید. و از آنجایی‌که خودارضایی اغلب شب‌ها انجام می‌شود اگر خسته باشید خواب را به این کار ترجیح خواهید داد. اگر وسوسه، افکار شهوانی یا فکر خاصی به ذهن‌تان رسید، فورا به موضوعی متفاوت فکر کمید، مثل بیسبال، فوتبال، …

اطلاعات بیشتر

بهترین گباهان دارویی قابل پرورش در منزل

14 شهریور 2017
بهترین گباهان دارویی قابل پرورش در منزل

همه چیز از روزی آغاز شد که الیزابت میلارد از کار در مزرعه خسته و کوفته بود، ازشهر نفرین شده‌ایی که در آن گیر کرده بود احساس بیزاری می‌کرد. به چندتا از از برگ‌های گیاه ریحان مقدس چنگی زد و درون دهانش چپاند. چند دقیقه بعد، به طرز شگفت‌انگیزی خودش را پرانرژی احساس کرد. میلارد نویسنده‌ی کتاب داروخانه‌ی حیاط پشتی می‌گوید، دقیقا از همان لحظه متوجه‌ی خاصیت دارویی این گیاه و گیاهان دیگر شدم. برایان هتریک نیز قدرت درمانی گیاهان را به عینه مشاهده نموده است. شغل او پرورش بسیاری از این میوه‌ها و سبزیجات است، که در مرکز درمانی بقراط در غرب ساحل پالم، به خدمت گرفته می‌شود و تاکید آنها بر خواص دارویی گیاهان است. هتریک، که در زمره پزشکان طب گیاهی جای دارد، معتقد است طبیعت ابزارهای بسیار قدرتمندی برای تقویت سیستم ایمنی بدن در اختیار ما قرار داده است که می‌تواند شما را قوی و سالم نگه دارد. بهترین روش به خدمت گرفتن خواص دارویی گیاهان، پرورش آنها در باغچه‌ی حیاط خودتان است. خوشبختانه، برای پرورش برخی دانه‌ها و گیاهان کوچک که خواص گیاهی فوق‌العاده‌ایی دارند، نیازی به استعداد و مهارت خاص باغبانی نیست. در اینجا هتریک و میلارد لیستی از گیاهانی که علاوه بر خواص فوق‌العاده‌ی دارویی به سهولت نیز رشد می‌کنند را بیان نموده‌اند. برای حصول بهترین نتیجه از محصولات تازه، رسیده و خامی که خودتان پرورش داده‌اید، میل کنید. سیر خواص قدرتمند: آنتی‌باکتریال، ضدمیکروب و ضدقارچ که در عین حال التهاب را نیز کاهش می‌دهد. مطالعات حاکی از آن است که سیر می‌تواند خطر ابتلا به سرطان ریه، پروستات را کاهش دهد، ورم مفاصل و استخوانی را تخفیف دهد و برخی سلول‌های سرطانی را ویران کند. یافته‌های اولیه حاکی از آن است که سیر می‌تواند از میزان بالای کلسترول بکاهد و فشار خون را در افراد مبتلا به فشار خون کاهش دهد. مصرف روزانه: طبق مطالعات منتشر شده در مجله‌ی پزشک خانواده‌ی امریکا، مصرف منظم سیر مانع از بروز سرماخوردگی‌های شایع می‌گردد. میلارد می‌گوید، هنگامی که احساس بیماری می‌کند سیر را ساطوری کرده، اجازه می‌دهد تا ۱۵ دقیقه به همان حالت بماند تا ترکیبات آن فعال شود و گسترش یابد و سپس همانند یک قرص آن را قورت می‌دهد. این کار برای روابط شخصی چندان خوب نیست، اما برای سرماخوردگی به طرزی باورنکردنی موثر است. در ادامه می‌افزاید که اکنون ۱۰ سال است سرما نخورده! راهنمای پرورش: در بهار یا پاییز، دانه‌ی سیر را به صورت آنلاین یا از کشاورزهای محلی و یا از فروشگاه‌های محصولات کشاورزی تهیه کنید. ( از ریشه‌ی گل سیر که سم‌پاشی شده‌اند استفاده نکنید زیرا آنها اغلب جوانه نمی‌زنند.) یک حبه سیر را بردارید، به طوری که قسمت تیز آن بالا قرار گیرد تا عمق ۸ تا ۹ سانت در زیر خاک فرو ببرید و بعدی را با فاصله‌ی ۵۰ سانت از اولی بکارید. چنانچه در پاییز اقدام به کاشت سیر نمودید، سطح خاک را با کودهای گیاهی (کاه، یونجه خشک، برگ خشک یا علف‌های زده شده) بپوشانید تا در زمستان گرم بماند. هنگامی‌که در بهار ریشه‌ی پیچک مانند آن ساقه‌دار شد تا گل کند، آن را با قیچی باغبانی بزنید تا مواد مغذی آن در خود سیر باقی بماند و به گلِ سیر منتقل نشود. ۲ هفته‌ی دیگر نیز صبر کنید؛ سپس ریشه‌ی سیر را از زمین خارج کنید و محصول خود را برداشت کنید. جوانه‌ی بروکلی خواص قدرتمند: جوانه‌ی بروکلی حاوی ذخیره‌ی قدرتمندی از سولفارفان است که منابع ضد سرطانی طبیعی بدن را تحریک کرده و رشد تومورهای سرطانی را متوقف می‌سازد. محققان دانشگاه جانز هاپکین، جوانه‌ی بروکلی که سرشار از آنزیم‌های مفید، ویتامین‌ها و مواد معدنیست را یکی از قدرتمندترین منابع ضدسرطانی پیرامون ما می‌دانند. جوانه‌های بروکلی قند و کلسترول را کنترل می‌کند که در نهایت منجر به کاهش خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی می‌شود. جوانه‌های بروکلی ۱۰ تا ۳۰ مرتبه قدرتمندتر از بروکلی‌های رسیده هستند زیرا آنها در اوج قوت خود هستند. مصرف روزانه: طبق دو مورد از مطالعات جداگانه در این زمینه، سولفارفان علائم تنگی نفس و اختلالات تنفسی را تخفیف می‌دهد زیرا روند فشار اکسیداسیون و التهاب را از مسیر عبور هوا خارج و بیرون هدایت می‌کند. راهنمای پرورش: در هر فصلی از سال که هستید، ۱/۲ فنجان دانه‌ی جوانه‌ی کلم بروکلی را درون کوزه‌ایی دهن گشاد بریزید و درب آن را بگذارید. ۲ فنجان آب روی آن بریزید و اجازه دهید به مدت ۸ ساعت بماند. سپس آن را آبکش کنید. دوباره روی آن ۲ لیوان آب بریزید و این روند را ۲ بار در روز و در ۳ روز متوالی تکرار نمائید. پس از ۳ روز ساقه یا ریشه‌ی آنها به اندازه‌ی ۱.۵ تا ۲ سانت قد می‌کشند و شیرین‌ترین، نرم‌ترین و مغذی‌ترین گیاه را برایتان به ارمغان می‌آورند. ماحصل آن تقریبا ۲ فنجان بروکلی در عرض ۷۲ساعت است! اجازه دهید آب جوانه‌ها گرفته شود، سپس آنها را در ظرفی دردار ریخته و در یخچال نگه دارید. بدین ترتیب می‌توانید آنها را به مدت ۵ روز در یخچال نگه دارید و به مرور استفاده نمائید. نعناع خواص قدرتمند: طبق دو مورد از مطالعات انجام شده در سال ۲۰۱۲، نعناع با خواص ضد سرطانی بعلاوه ترکیبات حاوی کارتنوئید و رتینوئیدِ خود اثرات مخرب سرطان پروستات و کبد را دفع می‌کند. طبق یافته‌ها از دیگر ترکیبات نعناع رزمارنیک اسید است که رادیکال‌های آزاد را از بین برده و التهاب را تقلیل می‌دهد، علائم آلرژی‌های فصلی را تا حد قابل توجهی محو می‌سازد. تحقیقات اولیه‌ی آزمایشگاهی حاکی از آن است که روغن نعناع فلفلی تاثیر داروهای ضدعفونت را افزایش می‌دهد. خواص روزانه: نعناع گوارش را تسهیل می‌کند. طبق مطالعات منتشر شده در سال ۲۰۱۲، نحوه‌ی عملکرد نعناع در تسهیل گوارش با شل کردن بافت عضلانی مجرای گوارشی همراه است تا گرفتگی‌ها باز شود، گازها رها شود و دردهای شکمی حتی در افرادی که از سندرم روده‌ی تحریک‌پذیر رنج می‌برند، التیام یابد. میلارد معتقد است که نعناع بهترین چیزی است که پس از زیاده‌روی‌های شب کارناوال متوجه می‌شوید نباید اینقدر غذا می‌خوردید، می‌توانید بخورید. راهنمای پرورش: در بهار، یک گیاه جوان نعناع بخرید و در گلدان بکارید. اجازه دهید آفتاب به صورت متمایل بر گلدان شما بتاند و نه کامل، گرچه همیشه پرورش گیاهان و گسترش انرژی هنگامی که در معرض تابش آفتاب قرار گیرند، صورت می‌پذیرد، اما چند روز نیز آنها را در سایه قرار دهید تا استراحت کنند. گیاهان از ریشه‌های خیس بیزارند! مارچوبه خواص قدرتمند: این ساقه‌ی باریک و قلمی همیشه حاوی بالاترین سطح گلوتاتیون، ترکیبات ضدمسمویت است که سموم از جمله سموم مولد سرطان و رادیکال‌های آزاد را از بدن دفع می‌کند. همچنین مارچوبه از خواص ضدالتهابی برخوردار است و همین موارد آن را در صدر جنگنده‌ترین گیاهان علیه بیماری‌های مزمن از قبیل دیابت نوع ۲، بیماری‌های قلبی و برخی سرطان‌ها قرار داده است. مارچوبه همچنین سرشار از ویتامین B، فولیت، ویتامینC ، ویتامین K، کلسیم، زینک، منیزیم، سلینیوم و آهن است. خواص روزانه: مارچوبه می‌تواند التیام‌بخش سردردها و تاثیرات مخرب مصرف الکل باشد. محققان کره‌ایی دریافتند که مارچوبه سطح آنزیمی که ترکیبات الکل را در هم می‌شکند را افزایش می‌دهد. راهنمای پرورش: این گیاه جاودانی را یک‌بار بکارید و ۲۵ سال ساقه‌های آن را برداشت کنید. در اوایل بهار، یک گیاه یکساله‌ی تاجدار مارچوبه بخرید و در نقطه‌ایی از حیاط که خشک و آفتاب‌گیر است، بکارید. تاج مارچوبه را تا ۸ سانت در خاکی غنی یا خاک شنی قرار دهید. آنها را در ۴ ردیف و به فاصله‌ی ۳۵ سانتی از یکدیگر بکارید. آنها را با ۸ سانت خاک محصور کنید. پس از ۲ هفته، خاک بیشتری روی آنها بریزید زیرا ساقه‌های مارچوبه در تلاشند که از خاک سر برآرند. مقداری کود گیاهی روی آن‌ها بریزید و به طور منظم آب دهید. هتریک پیشنهاد می‌کند که تا ۲ سال اول به ساقه‌های مارچوبه دست نزنید تا ریشه‌های قوی‌تری و پرانرژی‌تری پیدا کنند. هنگامی که زمان برداشت محصول شد، از یک چاقوی تیز استفاده نمائید و ساقه‌ها را از انتها قطع کنید. ریحان خواص قدرتمند: خواص آنتی‌اکسیدانی، آنتی‌باکتریال و ضدالتهابی، علاوه بر اینها بتا-کاروتین و منیزم موجود در ریحان نقشی کلیدی درمحافظت از سلول‌ها در برابر سکنی‌گزیدن بیماری‌هایی از قبیل بیماری‌های قلبی، آسم، ورم مفاصل و استخوان، روماتوئید و التهابات روده‌ایی بر عهده دارد. خواص روزانه: ریحان به تسکین سردرد کمک می‌کند. مشخص شده است که عملکرد ترکیبات موجود در ریحان موسوم به اوژنول در خنثی‌سازی فعالیت آنزیم‌های سایکلوکسیژن همانند تاثیر داروهای بدون نسخه‌ایی مانند آسپرین و ایبوپروفن است. میلارد برای تخفیف سردرد جویدن برگ‌های ریحان را توصیه می‌کند. راهنمای پرورش: بیش از ۶۰ نوع گونه‌ی مختلف ریحان در جهان وجود دارد اما میلارد ریحان شیرین ایتالیایی، ریحان شیرین، ریحان تایلندی و ریحان بنفش را ترجیح می‌دهد. گیاه جوان ریحان را در فصل بهار خریداری نمائید و بلافاصله در حیاط بکارید، از خاک استاندارد باغبانی استفاده نمائید. به جای آبیاری برگ‌ها، خاک را آبیاری نمائید زیرا آنها مستعد آفت هستند. منتظر باشید ریحان‌ها تا ۱۴ سانت بلند شوند، البته این امر بستگی به گونه‌های مختلف ریحان متغییر است. برگ‌های ریز و سبز کلم قرمز خواص قدرتمند: محققانِ وزارت کشاورزی امریکا دریافتند که برگ‌های فوق‌العاده جوان و سبز کلم قرمز که کم‌تر از ۲ هفته از عمرشان می‌گذرد، در مقایسه با برگ‌های رسیده‌ی کلم قرمز، شش برابر بیش‌تر حاوی ویتامین C و ۶۹ برابر ویتامین K هستند. ویتامین C سوپراستارِ آنتی‌اکسیدان‌هاست، دشمن التهاب است و محافظی در برابر صدمات سلولی و در ممانعت از بروز بیماری‌های مزمن از قبیل بیماری های قلبی کمک شایانی می‌کند. همچنین برگ‌های جوان و سبز کلم قرمز حاوی ترکیبات کلیدی در کلاژن‌سازی، تقویت عضلات، پوست، استخوان‌ها و دیگر بافت‌های همبند است. طبق مطالعاتی دیگر که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد، ویتامین K مانع از انعقاد خون، پیشگیری از تحلیل و پوکی استخوان و تصلب شرائین می‌شود و همچنین عدم رشد سلول‌های سرطانی می‌گردد. خواص روزانه: در ممانعت از ابتلا به سرماخوردگی و آنفولانزا بی‌نظیر است. ویتامین C سیستم ایمنی بدن را با ترغیب به تولید گلبول‌های سفید خون تقویت می‌کند، گلبول‌های سفید خون در واقع خط مقدم مقابله با باکتری‌ها و عفونت‌ها هستند. راهنمای پرورش: با تخم کلم قرمز یا تخم برگ‌هی جوان سبز آغاز کنید. از سینی مخصوص کاشت تخم استفاده نمائید و حدودا ۵ سانت خاک ارگانیک درون آن بریزید. دانه‌ها را روی خاک ارگانیک بپاشید و یک لایه‌ی نازک خاک روی دانه‌ها بریزید. فقط همین یک بار روی آن‌ها کاملا آب بپاشید: سپس سینی را پشت پنجره‌ایی آفتاب‌گیر قرار دهید و روزی چند مرتبه با اسپری آب دهید. در عرض یک هفته برگ‌های جوان و شادابی حاصل کار شما خواهد بود. پس از ۱۰ روز که ارتفاع برگ‌ها به ۵ سانت رسید، می‌توانید محصولتان را برداشت نمائید.

اطلاعات بیشتر

چگونه 100 سال عمر کنیم ؟

14 شهریور 2017
چگونه 100 سال عمر کنیم ؟

از آنچه می‌خورید تا آنگونه که زندگی می‌کنید، کارهای کوچکی وجود دارد که برای افزایش عمر می‌توان انجام داد. این مورد را در نظر بگیرید: در قرن بیستم، متوسط سن امید به زندگی ۳۰ سال بود، بالاترین میزان در تاریخ ۵۰۰۰ ساله‌ی بشر. و این نکته که صدساله‌ها، افرادی که سنشان سه رقمی می‌شد هیچ باشگاه اختصاصی خاصی نداشتند، اما در سال‌های ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۰ این نرخ افزایش ۵۱٪ داشته است. چگونه این جهش چشمگیر بوجود آمد؟ متخصصین در حوزه‌ی سلامت، آموزش و درمان و پیشگیری از بیماری را در صدر لیست قرار داده‌اند. اما آنچه ممکن است ندانید، این است که ظاهرا عادات روزانه جزئی و یا شرایط شما در گذشته می‌تواند بر طول مدت و چگونگی کیفیت زندگی شما تاثیر بگذارد. نشانه‌های علمی که در مسیر عمر طولانی هستید، به ‌اضافه‌ی نکاتی که چگونه در این مسیر قرار بگیرید، عبارتند از: ۱. شکم (نسبتا) صافی بعد از دوره‌ی یائسگی دارید. بر اساس مطالعه‌ی پیری در انستیتوی ملی، زنانی که قسمت میانی بدنشان بسیار چاق باشد، ۲۰ ٪ احتمال دارد که زودتر بمیرند. (حتی اگر شاخص توده‌ی بدنی طبیعی داشته باشند.) در میانسالی، حفظ سایز طبیعی کمر تلاش بیشتری را می‌طلبد زیرا تغییرات هورمونی باعث می‌شود وزن اضافه‌ی بیشتری در میانه‌ی بدن جای گیرد. اگر سایز کمرتان ۱۰۵ سانت یا بیشتر است (برای مردان ۱۲۰ و بیشتر)، این اقدامات را انجام دهید: الف. ۲ یا ۳ جلسه۲۰ دقیقه‌ای تمرینات استقامتی در ورزش هفتگیتان بگنجانید تا توده‌ی عضلانی بدون چربی خود را حفظ کنید و سوخت و ساز بدنتان تند گردد. ب. روزانه امگا ۳ بخورید ( در ماهی سالمون، گردو و بذر کتان) تا به رفع التهابات کمک کند، حداقل روزانه ۷ وعده‌ میوه و سبزیجات که مملو از آنتی‌اکسیدان‌های ضد بیماری هستند، مصرف کنید. ج. ۲۵٪ از کالری روزانه‌ی خود را از چربی‌های سالم دریافت کنید، مانند اسیدهای چرب غیر اشباع شده که از قلبتان حفاظت می‌کند و به ذخیره‌ی کمتر چربی در شکمتان کمک می‌کند. ۲.در نوجوانی اندام متناسبی داشتید . مطالعه‌ای در مجله‌ی کودکان که ۱۳۷ افریقایی امریکایی تبار را از بدو تولد تا ۲۸ سالگی بررسی نمود، دریافت که داشتن اضافه ی وزن در ۱۴ سالگی خطر دیابت نوع دوم را در بزرگسالی افزایش می‌دهد. مطابق اعلان انجمن قلب امریکا، احتمال ابتلا به بیماری‌های قلبی در بزرگسالان مبتلا به دیابت نوع ۲ تقریبا ۲ تا ۴ برابر افراد سالم است. ۳. تمشک را در حریره‌ی جو دوسر دوست دارید. بیشتر امریکایی‌ها در روز ۱۴ تا ۱۷ گرم فیبر می‌خورند؛ طبق مطالعه‌ای در هلند، با اضافه کردن فقط ۱۰ گرم، خطر مرگ ناشی از بیماری‌های قلبی را تا ۱۷٪ کم می‌شود. رژیم فیبر به کاهش کلسترول کلی و کلسترول LDL (کلسترول بد)، بهبود حساسیت به انسولین و تسریع کاهش وزن کمک می‌کند. یک راه‌حل ساده: به حریره‌ی جو دوسر( نصف فنجان جوی خشک ۴ گرم فیبر دارد) یک فنجان تمشک (۸ گرم)که ۱۲ گرم فیبر دارد، بیافزائید. دیگر غذاهایی که سرشار از فیبرند عبارتند از نصف فنجان غلات ۱۰۰٪ سبوس دار (۸.۸گرم)، نصف فنجان عدس پخته شده (۷.۸گرم)، یک سیب‌زمینی متوسط (۸.۴گرم) و یک گلابی کوچک (۴.۳ گرم). ۴. کالری مصرفی خود را حساب می‌کنید. محققان در دانشگاه سنت لوئیس گزارش کرده‌اند، مردان و زنانی که کالری روزانه‌ی خود را به ۱۴۰۰ تا ۲۰۰۰ کالری محدود کرد‌‌ه‌اند (۲۵٪ کالری کمتر نسبت به کسانی که از رژیم غربی با کالری ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ پیروی می‌کنند) قلب جوانی دارند. قلب‌ آن‌ها مانند افرادی که ۱۵ سال از آنها جوانتر بودند عمل می‌کرده. نویسنده‌ی مطالعه دکتر لوئیجی فونتانا، استادیار پزشکی در دانشکده پزشکی دانشگاه واشنگتن می‌گوید: این نه تنها درمورد کم خوردن بلکه دریافت بیشترین میزان مواد مغذی در هر کالری نیز صدق می‌کند. موارد مورد مطالعه سبزیجات، غلات کامل، شیر بدون چربی، گوشت بدون چربی و نان سفید، سودا و شکلات بود. به‌گفته‌ی فوناتانا اگر خوردن غذاهای بی‌کالری را قطع کنید و غذاهای غنی از کالری بخورید، سلامتتان بهتر می‌شود. ۵. عاشق چای هستید. هم چای سبز و هم سیاه حاوی مقدار زیادی از ترکیبات کاتچین می‌باشد، ماده‌ای که به رها شدن سلول‌های خونی و محافظت از قلب کمک می‌کند. در مطالعه‌ای از بیشتر ۴۰۵۰۰ زن و مرد ژاپنی، کسانی که روزانه ۵ فنجان یا بیشتر چای سبز می‌نوشند، کمترین خطر مرگ ناشی از بیماری‌های قلبی و سکته‌ی مغزی را داشته‌اند. سایر مطالعات که در مورد چای سیاه بود نتایج مشابه‌ای را نشان داد. برای اینکه قلبتان خوب کار کند روزانه به ۱ یا ۲ فنجان چای نیاز دارید، فقط مطمئن باشید که تازه دم است. چای‌های حاضری (نوعی که در بخش آشامیدنی‌های سوپرماکت می‌باشد) فواید سلامتی مشابه‌ای ندارند. دکتر جفری بلومبرگ و استاد علوم تغذیه و سیاست در دانشگاه تافس می‌گوید: وقتی آب به برگ‌های چای اضافه می‌شود، ترکیبات کاتچین آن طی چند روز کاهش می‌یابد. همچنین، برخی از مطالعات نشان می‌دهند که اضافه کردن شیر به چای ممکن است تاثیرات مثبت چای را بر روی سیستم قلبی و عروقی حذف کند، بنابراین تنها لیمو یا عسل به آن اضافه کنید. ۶. نوشابه حتی نوعی رژیمی را کنار گذاشته‌اید. دانشمندان در بوستون دریافتند که نوشیدن یک نوشابه معمولی، رژیمی یا بیشتر در روز خطر سندرم متابولیکی را دو برابر افزایش می‌دهد، مجموعه‌ای از شرایط شامل فشار خون بالا، سطح انسولین بالا و چربی اضافی دور کمر احتمال بیماری‌های قلبی و دیابت را افزایش می‌دهد. کنترل فشار خون و میزان کلسترول، پیشگیری از دیابت و عدم مصرف دخانیات می‌تواند ۶ تا ۵.۹سال سالم به عمرتان بیافزاید. مقصر می‌تواند افزودنی‌هایی باشد که به نوشابه‌ها رنگ کاراملی می‌‌دهد، که در مطالعات صورت گرفته روی حیوانات نشان داد خطر ابتلا به سندرم متابولیکی را بالا می‌برد. دکتر رامچاندران، استاد پزشکی دانشگاه بوستون و محقق سرپرست مطالعه می‌گوید: در عین حال دانشمندان بر این باورند که مصرف کنندگان نوشابه حس چشایی خود را در معرض شیرین‌کننده‌های طبیعی و مصنوعی قرار می‌دهند، شرایطی که ترجیح و تمایل فرد را به غذاهای شیرین اضافه می‌کند که ممکن است به اضافه وزن منجر شود. انتخاب‌های برتر: اگر به کافئین نیاز دارید چای مصرف کنید. اگر گاز نوشابه می‌خواهید، آب گازدار با اسانس آبمیوه‌ای را امتحان کنید. ۷. غذاهای بنفش می‌خورید. ان گور، بلوبری را ترکیب کنید: آن‌ها به علت پلی‌فنول‌ها رنگی عمیق و پر‌مایه دارند. ترکیباتی که مطابق با تحقیقات انجام شده خطر بیماری قلبی را کاهش می‌دهد و همچنین ممکن است در برابر بیماری آلزایمر شما محافظت کند. پلی‌فنول‌ها به حفظ و سلامت و انعطاف‌پذیری عروق خونی کمک می‌کند. دکتر روبرت کریکوریان، مدیر مرکز ناهنجاری‌های شناختی در دانشگاه سین سیناتی می‌گوید: آنچه که برای عروق کرونری شما خوب است، همچنین برای عروق خونی مغز شما نیز خوب است. مطالعات اولیه روی حیوانات نشان می‌‌دهد که اضافه کردن انگور سیاه به رژیم غذایی می‌تواند عملکرد مغز را بهبود بخشد. افزون بر این، در مطالعه اخیر روی انسان‌ها، محققان دریافتند که خوردن روزانه یک فنجان یا بیشتر از بلوبری‌ها می‌تواند ارتباطات بین سلول‌های مغزی را بهبود ببخشد و حافظه را تقویت کند. ۸. برگرها را دوست ندارید. مطابق با گزارشی مهم از انجمن امریکایی تحقیقات سرطان، وعده‌های بسیار کوچک گوشت گوساله و بره چندان زیاد نیست، اما خوردن بیشتر از ۳۵۰ گرم گوشت قرمز در هفته خطر سرطان روده‌ی بزرگ، سومین نوع شایع سرطان، را افزایش می‌دهد. گزارشات می‌گوید که خطر سرطان روده‌ی بزرگ با هر وعده‌ی۹۰گرم از گوشت فرآوری‌شده ( مانند هات داگ، بیکن و گوشت‌های آماده) خورده شده در هر روز افزایش می‌‌یابد. متخصصان مطمئن نیستند که چرا گوشت فرآوری شده و یا گوشت قرمز خیلی مضرند، اما یکی از موارد شک ‌برانگیز سرطان‌زا بودن آنهاست، به ویژه هنگامی که گوشت کبابی، دودی یا نمک سود می‌شود یا نگه ‌دارنده‌هایی مانند نیترات‌ها به آن افزوده شوند. دکتر کارن کولینز، ، مشاور تغذیه در AICR می‌گوید: می‌توانید گاهی‌‌ اوقات بعد از مسابقه‌ی بیس‌بال هات داگ بخورید، اما آن‌ را به یک عادت تبدیل نکنید. برای کباب کردن گوشت قرمز ابتدا آن را مرینیت کنید (ترد کنید)، به سایزهای کوچک (سایز کباب) درآورید و آن ها را به کرات بچرخانید تا تمام آنچه که می‌تواند از شکل‌گیری مواد سرطان زا جلوگیری کند را به دست آورید. اگر آنها را می‌پزید یا سرخ می‌کنید، دمای اجاق گاز را کمتر از ۴۰۰ درجه فارنهایت نگه دارید. ۹. هر روز ۴۰ دقیقه می‌دوید. دانشمندان در کالیفرنیا دریافتند که افراد میانسال که در کل حدود ۵ ساعت در هفته می‌دوند طولانی‌تر زندگی می‌کنند و از لحاظ فیزیکی و شناختی هر چه که پیرتر می‌شدند بهتر عمل می‌کنند، محققان برای مدت ۲۱ سال کسانی که می‌دویدند و کسانی که نمی‌دویدند را بررسی کردند. نویسنده‌ی مطالعه، دکتر الیزا چاکراوراتی، استادیار دانشکده‌ی پزشکی دانشگاه استنفورد می‌گوید: آنچه که ما را متعجب کرد این است که دونده‌ها نه تنها کمتر دچار بیماری قلبی شدند بلکه در موارد کمتری سرطان، بیماری‌های مغز و اعصاب و عفونت در آنها دیده می‌شود. ایروبیک، سیستم ایمنی بدن را جوان نگه می‌دارد. به‌گفته‌ی او اگر دویدن را دوست ندارید، انجام ۲۰ دقیقه از هر نوع فعالیتی در روز که شما ضربان قلبتان را بالا ببرد، سلامتتان را بهبود ببخشد. ۱۰. پیاده‌روی را به رانندگی ترجیح می‌دهید. بر اساس مطالعه‌ای جدید از ۲۶۰۳ مرد و زن، افراد “متناسب” افرادی هستند که حدود ۳۰ دقیقه در روز پیاده روی می‌کنند نسبت به کسانی که کمتر پیاده‌روی می‌کنند، صرف نظر از میزان چربی‌ بدن احتمال بیشتری دارد که عمر طولانی‌تری داشته باشند. تحقیقات اخیر می‌گوید، در موارد مشابه، زنانی که اضافه وزن دارند می‌توانند با افزودن ۱۰ دقیقه به فعالیت روزانه خود سلامت قلبشان را بهبود ببخشند. در ساعت ناهار پیاده‌روی کنید و زمانی‌که فرزندتان فوتبال تمرین می‌کنند چند دور اطراف زمین بزنید، راه‌هایی را بیابید که روزانه کمی بیشتر تحرک داشته باشید. ۱۱.خدمتکار ندارید. طبق مطالعه‌ای از ۳۰۲ نفر بزرگسال در دهه‌ی ۷۰ و ۸۰ عمرشان، تنها با جارو کردن، پاک کردن کف زمین یا شستن شیشه‌ها در حدود کمتر از نیم ساعت، به‌طور متوسط حدود ۲۸۵ کالری می‌سوزاند و خطر بیماری را ۳۰٪ کم ‌می‌کند. ۱۲.پاهیتان را قوی می‌کنید. قدرت پایین تنه به تعادل، انعطاف‌پذیری و استقامت منجر می‌شود. هر چه مسن‌تر می‌شوید، این صفات کلیدی برای کاهش خطر افتادن‌ها و آسیب‌ها به‌ویژه شکستگی در قسمت مفصل ران، که اغلب ناشی از ضعف سلامتی است، منجر می‌شود. بیشتر از ۲۰٪ از بیماران با شکستگی‌های ران، ظرف کمتر از یک سال به دلیل عوارض ناشی از آن آسیب می‌میرند. دکتر روبرت بالتر، رئیس مرکز بین‌المللی طول عمر ایالت متحده در نیویورک می‌گوید: داشتن عضلات ران ضعیف، عامل اصلی سستی در پیری است. برای تقویت ران‌ها، جان پرایس نویسنده‌ی کتاب “هر کجا هر زمان ورزش” می‌گوید: برای تقویت پاهیتان، از پشت مقابل دیوار بایستید و به آرامی با پاهیتان حرکت کرده و به پهلو به پایین برگردید تا وقتی که در موقعیت مناسبی قرار گیرید، پشت انگشت پا و کمر را به دیوار فشار دهید. تا زمانی که ران‌هایتان به شما بگوید، کافی است! در همین حالت نگه دارید. این کار را روزانه انجام دهید، مدت انجام آن را هر بار چند ثانیه افزایش دهید. ۱۳. فردی معاشرتی و با نشاط هستید. مطابق با مطالعه‌ای که اخیرا بر روی بیشتر از ۵۰۰ مرد و زن ۷۸ ساله و مسن‌تر توسط انستیتوی کارولینسکا در سوئد انجام شد، مشخص شد که احتمال خطر ابتلا به بیماری زوال عقل در افراد اجتماعی و خوش‌مشرب ۵۰٪ کمتر است. همچنین این شرکت‌کنندگان خودشان را افرادی که به‌راحتی دچار استرس نمی‌شوند، توصیف کردند. محققان بر این باورند که انعطاف‌پذیرتری ذهن‌ آن‌ها ممکن است به‌علت مقادیر کمتر کورتیزول باشد. مطالعات نشان می‌دهد که ترشح بیش از حد این هورمون‌های استرس‌زا می‌تواند ارتباط بین سلول‌های مغز را مهار کند. راه‌های علمی برای کاهش سطح کورتیزول عبارتند از: مدیتیشن، نوشیدن چای سیاه و یا چرت زدن. ۱۴. شما مثبت اندیش هستید. مطالعه‌ای روانشناس امریکایی می‌گوید که، حدود ۱۷٪ از امریکایی‌ها مثبت‌اندیش هستند. آن‌ها چشم‌انداز مثبتی به زندگی و حس هدفمند بودن دارند و نسبت به منفی‌اندیش‌ها، بزرگسالانی که حس خوبی نسبت به خودشان ندارند، سالمترند. اکثر ما در بین این دو گروه جای داریم. دکتر کوری کیس، استاد جامع‌شناسی دانشگاه Emory می‌گوید: ما برای رشد و تعالی باید کوشش کنیم تا معنای زندگی را دریابیم. در ساردیانا و اکیاوانا جایی که مردم طولانی‌تر زندگی می‌کنند، سخت‌کوشی در کار مهم است اما نه مهم‌تر از وقت گذاشتن با خانواده، پرورش معنویت و کمک به دیگران. ۱۵. خود را ۱۳ سال جوانتر از آنچه که هستید احساس می‌کنید. این چیزی است که افراد مسن‌ و سالم در بررسی‌های اخیر از بیش از ۵۰۰ مرد و زن ۷۰ ساله ومسن‌تر اذعان داشته‌اند. محقق دکتر جکی اسمیت، استاد روانشناسی دانشگاه میشیگان می‌گوید: احساس جوانی به سلامت بهتر و زندگی طولانی‌تر مرتبط می‌شود. خوش بینی باعث انگیزه برای غلبه بر چالش‌ها می‌شود که به کاهش استرس و بهبود سیستم ایمنی بدن و در نهایت کاهش خطر ابتلا به بیماری کمک شایانی می‌کند. ۱۶. چالش‌ها را با آغوش باز می‌پذیرید. طبق دو مطالعه بر روی افرادی که منظم، مرتب و سازمان یافته‌تر کارهایشان را انجام می‌دهند، مشخص شد خطر ابتلا به بیماری آلزایمر نسبت به کسانی که وظیفه‌شناسی کمتری دارند ۸۹٪ کمتر است. محقق و سرپرست هر دو مطالعه، دکتر رابرت اس ویلسون، استاد علم مغز و اعصاب و روانشناسی در مرکز پزشکی دانشگاه راش در شیکاگو می‌گوید، وقتی که به‌خوبی تمرکز می‌کنید، از قدرت ذهن بیشتری بهره می‌برید. اهداف شخصی یا حرفه‌ای خود را تنظیم کنید و خودتان را برای مقابله با آن در یک زمان مشخص به چالش بکشید. همچنین، برای تحریک ذهنتان چیزهای جدیدی را امتحان کنید:، اگر همیشه داستان‌های افسانه‌ای می‌خوانید، به‌جای آن یک زندگینامه بخوانید. روز بعد، سعی کنید سه واقعیتی که از کتاب آموختید را به یاد آورید. ۱۷. دوستانتان را از صمیم قلب دوست دارید. دکتر میکا صدیق، استادیار روانشناسی کالج سدار کرست می‌گوید: روابط میان‌فردی در برابر استرس مانند یک سپر و میانجی عمل می‌کند. طبق نتایج مطالعه‌ای، داشتن حامی در زندگی شما را از لحاظ روحی و جسمی سالم نگه می‌دارد، استرس مزمن سیستم ایمنی بدن را ضعیف می‌کند و سلول‌ها سریع‌تر پیر می‌شوند، درنهایت طول عمر را بین ۴ تا ۸ سال کوتاه‌تر می‌کند. دکتر صدیق می‌گوید، همه به دوستانی نیاز دارند که بدون اینکه مورد قضاوت و انتقاد قرار بگیرید با آن‌ها صحبت کنند. ۱۸. … و آن‌ها سالم هستند. طبق مطالعه‌ای که در مجله‌ی پزشکی انگلستان به چاپ رسید، اگر صمیمی‌ترین دوستانتان وزن اضافه کنند، احتمال اینکه شما هم وزن اضافه کنید تا حدود ۵۷٪ افزایش می‌یابد. دکتر نیکولاس ای کریستاکیسو، محقق و سرپرست مطالعه می‌گوید: برای داشتن سبک زندگی سالم، ارتباط با افرادی که اهداف مشابهی با شما دارند، بسیار اهمیت دارد. به گروه‌های کاهش وزن بپیوندید و یا با دوستی در پیاده روی‌های خیریه ورزش کنید. ۱۹. دانشجوی سال اول کالج بوده‌اید. تحقیقی در دانشکده‌ی پزشکی هاروارد دریافت که افرادی با بیش از ۱۲ سال تحصیل رسمی، ۱۸ ماه نسبت به کسانی که سال‌های کمتری تحصیل کردند، طولانی‌تر زندگی می‌کنند. چرا؟ هرچه تحصیلات بالاتری داشته باشید، احتمال رفتن به سوی سیگار در شما کمتر است. طبق گفته‌ی CDC، در حقیقت، تنها حدود ۱۰٪ از بزرگسالان با تحصیلات لیسانس سیگار می‌کشند، در مقابل۳۵٪ از افراد با تحصیلات دبیرستان و کمتر از آن سیگار می‌کشند. ۲۰. پیشرفت‌های تکنولوژی را می‌پذیرید. شری اسنلینگ، مدیر ارشد Evercare (بخشی از شرکت خدمات درمانی و مراقبت‌های بهداشتی آمریکایی)، گروهی از حامیان مالی نظرسنجی سالانه صدساله‌های امریکا، می‌گوید، توییتر و اسکایپ را یاد بگیرید تا به جوان و سالم نگه‌داشتن سلول‌های مغز کمک کنید. بسیاری از امریکایی‌های مسن ایمیل می‌فرستند، دوستان قدیمی خود را از طریق اینترنت می‌یابند و حتی قرار اینترنتی می‌گذارند. محققان می‌گویند استفاده از آخرین تکنولوژی نه تنها از لحاظ ذهنی ما را باهوش‌تر می‌کند بلکه ما را وادار به فعالیت اجتماعی می‌‌‌کند. به‌گفته‌ی اسنلینگ، با دوستان، خانواده و اتفاقات در حال جریان در ارتباط باشید تا احساس سرزندگی و مهم بودن کنید. ۲۱. نبضتان در ۱۵ ثانیه ۱۵ بار می‌زند. معادل ۶۰ بار در هر دقیقه، یا تعداد دفعاتی که در زمان استراحت می‌‌زند. ضربان اکثر افراد در زمان استراحت بین ۶۰ تا ۱۰۰ بار در دقیقه است، هرچه این مقدار به میزان استاندارد طیف‌نگار نزدیک‌تر باشد، سالم‌ترید. دکتر لسلی چو ، مدیر مرکز قلب و عروق زنان در کلینیک کلیولند می‌گوید، ضربان ضعیف‌تر به این معناست که قلب شما مجبور نیست سخت کار کند و می توانید طولانی‌تر عمر کند. ۲۲. بعد از ۵۲ سالگی یائسه شده‌اید. مطالعات نشان می‌دهد که اگر به شکل طبیعی یائسگی دیرتر اتفاق بیافتد می‌تواند دلیلی برای افزایش طول عمر باشد. یک دلیل: دکتر ماری جن مینکین ، استاد بالینی زنان و مامایی در دانشکده پزشکی دانشگاه یال می‌گوید: زنانی که دیرتر یائسه می‌شوند، خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی در آنها بسیار کمتر است. ۲۳. دیرتر بچه دار شده‌اید. مطالعه‌ی اخیر دانشگاه یوتا گزارش می‌دهد که اگر به‌طور طبیعی پس از ۴۴ سالگی باردار شوید، حدودا ۱۵٪ نسبت به دوستانتان که قبل از ۴۰ سالگی بچه دار شده‌اند، احتمالا بعد از ۵۰ سالگی از دنیا می‌روید. دکتر کن آر اسمیت، سرپرست تحقیق، و استاد توسعه بشری در دانشگاه می‌گوید اگر تخمدان‌های شما سالم هستند و قادرید که در این سن باردار شوید، این امر حاکی از آن است که ژن‌های فعالی دارید و به شما برای زندگی طولانی‌تر کمک خواهند کرد. ۲۴. مادرتان وقتی که جوان بوده شما را به دنیا آورده. طبق نظر دانشمندان دانشگاه شیکاگو، اگر مادرتان شما را در سن کمتر از ۲۵ سالگی به دنیا آورده باشد نسبت به کسی که مادرش مسن بوده، دو برابر احتمال دارد تا ۱۰۰ سالگی زندگی کنید. دانشمندان بر این باورند که بهترین تخمک‌های مادران جوانتر در لقاح شرکت می‌کند و نتیجه‌ی آن فرزندان سالم‌تر می‌شود. ۲۵. خروپف نمی‌کنید. خروپف کردن نشانه‌ی اصلی بیماری انسدادی اختناقی در خواب است، یک اختلال که باعث توقف تنفس می‌شود که علت آن فروریزی بافت گلو و انسداد راه آن است. در موارد حاد، می‌تواند ۶۰ تا ۷۰ مرتبه در ساعت اتفاق بیافتد. اختناق در خواب می‌تواند موجب افزایش فشار خون، مشکلات حافظه، افزایش وزن و افسردگی شود. در یک مطالعه‌ی ۱۸ ساله مشخص شد افراد بدون بیماری اختناق نسبت به کسانی که از اختناق حاد در خواب رنج می‌برند، احتمالا ۳ برابر بیشتر عمر می‌کنند.. اگر خروپف می‌کنید و یا در طول روز بیش از حد احساس خواب آلودگی و تغییر خلق‌ و خوی دارید، با پزشکتان در مورد ارجاع به یک مرکز خواب مشورت کنید. ۲۶. ویتامین D را موردنیاز بدنتان را دریافت می‌کنید. مطالعه‌ای از آرشیو پزشکی داخلی گزارش می‌دهد که، جهت محافظت مطلوب از بیماری، به حداقل ۳۰ نانوگرم ویتامین D در هر میلی لیتر خون نیاز است. نزدیک به ۸۰٪ امریکایی‌ها ازکمبود این ویتامین رنج می‌برند. دکتر دنور محقق و سرپرست استادیار جراحی در دانشکده‌ی پزشکی دانشگاه کلوریدا می‌گوید، ویتامین D نه تنها به محافظت استخوان از پوکی کمک می‌کند بلکه ممکن است خطر سرطان، بیماری‌های قلبی و عفونت‌ها را کاهش دهد. در صورت نیاز، می‌توانید روزانه‌ برای افزایش دریافت این ویتامین مکمل مصرف کنید. پزشکان می‌توانند با آزمایش ساده‌ی خون ویتامین D را اندازه‌گیری کنند، اما نظارت متناوب بر آن ضروریست. ۲۷. رفت و آمدهایتان فارغ از ‌ترافیک است. نشانه‌ی خوب برای قلب شما: مطابق با مطالعه‌ جدید در آلمان، بیمارانی که دچار حملات قلبی شده‌اند به احتمال سه برابر بیشتر، کمی قبل از شروع نشانه‌های حمله در ترافیک بو‌ده‌اند. درحالی‌که ارتباط دقیقی هنوز تعیین نشده است، دانشمندان این فرضیه را بیان می‌کنند که آلودگی هوای ناشی از ترافیک خودروها و استرس می‌تواند خطر حمله‌ی قلبی را افزایش دهد. ۲۸. پسوریازیس ندارید. محققان در آرشیو مطالعاتی پوستی گزارش کردند زنانی که به بیماری مزمن پوستی مبتلا بودند ، ۶۳٪ بیشتر به دیابت مبتلا ‌شده‌اند و تا ۱۷٪ در خطر ابتلا به فشار خون بالا قرار دارند. التهابات مزمن نیز با این بیماری مرتبط شناخته می‌شود دانشمندان معتقدند پسوریازیس نباید تنها به عنوان یک بیماری پوستی تلقی شود، بلکه به عنوان یک اختلال سیستماتیک در بدن. ۲۹. حداقل هفته‌ای یکبار در مراسم‌های مذهبی شرکت می‌کنید. مطالعه‌ای جدید از بیش از ۹۲۰۰۰ زن را در دانشگاه یشیوا و کالج پزشکی آلبرت انیشتن بررسی نمود و دریافت زنانی که این کار را انجام می‌دهند، صرف‌نظر از اینکه سیگار بکشند یا الکل بنوشند یا ورزش کنند، ۲۰٪ با خطر مرگ کمتری روبرو هستند. محققان اعتقاد دارند که حمایت عاطفی و دوری از استرس با رفتن به مراسم‌های معمول می‌تواند میسر شود.

اطلاعات بیشتر

مثل نابغه ها باشید ...

13 شهریور 2017
مثل نابغه ها باشید ...

“چگونه باهوش‌ شویم”، آیا این سوالی است که شما هم به دنبال پاسخ آن هستید؟ آیا به دنبال راهی برای افزایش قدرت ذهنی، جلوگیری از پیر شدن مغز و حتی داشتن یک زندگی طولانی‌تر هستید؟ احتمالا تعجب می‌کنید اگر بدانید چنین راه‌هایی نه تنها وجود دارند، بلکه با ایجاد تغییرات کوچکی در گوشه‌ و کنار برنامه‌ی معمول روزانه‌تان می‌توانید به آنها دست یابید. روش‌هایی که در این نوشته به آنها می‌پردازیم می‌توانند یک تکان درست و حسابی به ذهن شما بدهند، به حفظ سلامت ذهنی شما کمک کنند و حتی در نهایت شما را باهوش‌تر کنند. ۱. ورزش کردن اگر می‌خواهید بدانید که واقعا چگونه باهوش شویم، ورزش کنید. ورزش با تقسیم سلول‌های عصبی، قوی‌تر کردن ارتباط بین آنها و محافظت از آنها باعث می‌شود مغز استفاده از ظرفیتش را بهینه کند. در هنگام ورزش، سلول‌های عصبی پروتئین‌هایی ترشح می‌کنند که به فاکتورهای نوروتروفیک (Neurotrophic factors) مشهور هستند. یکی از این پروتئین‌ها که فاکتور نوروتروفیک مغزی (BDNF) نام دارد باعث ترشح مواد شیمیایی بسیاری می‌شود که سلامت عصبی را افزایش می‌دهند و مستقیما بر بهبود عملکردهای شناختی مثل یادگیری تأثیر می‌گذارند. علاوه بر اینها، ورزش از راه‌های زیر از مغز شما محافظت می‌کند: تولید ترکیبات محافظ اعصاب افزایش خون‌رسانی به مغز بهبود عملیات ترمیم و حفظ سلول‌های عصبی کاهش احتمال بیماری‌های وابسته به رگ‌ها مثل سکته تحقیقی که در سال ۲۰۱۰ بر روی پستانداران نخستی انجام شد و در مجله‌ی Neuroscience به چاپ رسید آشکار کرد که ورزش منظم نه تنها خون‌رسانی به مغز را افزایش می‌دهد، بلکه میمون‌هایی که ورزش می‌کردند مهارت‌های جدید را دو برابر سریع‌تر از میمون‌هایی که ورزش نمی‌کردند یاد می‌گرفتند. دانشمندان معتقدند که این خاصیت در مورد انسان‌ها هم صدق می‌کند. تحقیقات بیشتر نشان می‌دهند که ورزش میتوکندری‌ها (اندامک‌هایی که در هر سلول وجود دارند و انرژی مورد نیاز آن را تأمین می‌کنند) را تقویت می‌کنند. این نتایج نشان می‌دهند که ممکن است ورزش باعث افزایش سرعت عملکرد مغز و بیشتر شدن بازده آن شود. برای این که تمرینات ورزشی شما بهترین نتیجه را داشته باشند، بهتر است برنامه‌ی جامعی داشته باشید که شامل تمرینات شدید بدنسازی، تمرینات قدرتی، کششی و مرکزی باشد. ۲. خوردن چربی‌های حیوانی امگا۳ همچنین می توانید سایر مکمل های بدنسازی را نیز مشاهده کنید. دوکوزاهگزائونیک اسید یا DHA یک چربی امگا۳ است که یکی از ترکیبات ساختاری مهم در مغز و شبکیه‌ی چشم است. حدود ۶۰ درصد از مغز شما از چربی تشکیل شده که ۲۵ درصد آن DHA است. DHA یکی از مواد اصلی سازنده‌ی شیر مادر است؛ دانشمندان باور دارند که این یکی از دلایل عمده‌ای است که توضیح می‌دهد چرا کودکانی که از شیر مادرشان تغذیه کرده‌اند نسبت به آنهایی که شیر خشک مصرف کرده‌اند در تست‌های IQ نتایج بهتری به دست می‌آورند. چربی‌های امگا۳ مانند DHA ضروری هستند، چون بدن شما نمی‌تواند آنها را بسازد و مجبور است آن را از طریق غذای روزانه‌ای که می‌خورید به دست آورد. غذاهای غنی از DHA شامل جگر ماهی و مغز هستند که ما هیچ‌ کدام از آنها را به میزان زیاد مصرف نمی‌کنیم. DHA به میزان زیاد در نورون‌ها (سلول‌های دستگاه عصبی مرکزی) وجود دارد و از ساختار این نورون‌ها پشتیبانی می‌کند. اگر میزان امگا ۳ ورودی شما کافی نباشد، سلول‌های عصبی شما سخت می‌شوند و بیشتر در معرض التهاب قرار می‌گیرند. در صورت کمبود امگا۳، کلسترول و امگا۶ جایگزین آن می‌شود. وقتی سلول‌های عصبی سخت و ملتهب شوند انتقال پیام عصبی بین سلول‌ها و در داخل آنها تحت تأثیر قرار می‌گیرد. در چهار دهه‌ی اخیر تحقیقات مهمی در مورد تأثیر چربی امگا۳ بر سلامتی فیزیکی و ذهنی انجام شده است. شواهد بسیار جالبی وجود دارد که نشان می‌دهد چربی‌های امگا۳ می‌توانند به کاهش علائم بسیاری از بیماری‌های روانی و اختلال زوال عقل کمک کنند. مثلا کشف شده که کمبود میزان DHA با آلزایمر و از دست دادن حافظه مرتبط است. تحقیقات حتی از این هم جلوتر رفته‌اند و نتایج حیرت‌انگیز آنها نشان می‌دهد که نه تنها می‌توان از بیماری‌های زوال ذهنی جلوگیری کرد، حتی می‌توان آنها را به صورت بالقوه از بین برد. مثلا در یک تحقیق ۴۸۵ داوطلب مسن که دچار کمبود حافظه بوند با مصرف روزانه ۹۰۰ میلی‌گرم DHA به مدت ۲۴ هفته، در مقایسه با گروه کنترل (که دارو را مصرف نمی‌کردند) پیشرفت چشمگیری در وضعیت حافظه‌ی خود مشاهده کردند. تحقیق دیگری پیشرفت مهارت‌های زبانی را در گروهی که به مدت چهار ماه روزانه ۸۰۰ میلی‌گرم DHA مصرف می‌کردند، در مقایسه با داروی بی‌اثر (دارونما) مشاهده شد. به علاوه، وقتی DHA با روزانه ۱۲ میلی‌گرم لوتئین همراه بود حافظه و یادگیری به میزان قابل‌توجهی بهتر می‌شد. تحقیقات نکته‌ی جالبی را آشکار کرده‌ است: ترکیبات اسید چرب اشباعنشده در بافت معمول مغز برای هر سنی، میزان ویژه‌ای است که خود، این مطلب را می‌رساند که هر چه سن‌تان بیشتر شود نیازتان به چربی‌های امگا۳ی حیوانی بیشتر می‌شود تا از زوال ذهنی و مختل شدن فعالیت مغز جلوگیری شود. برای جبران برنامه‌‌ی غذایی معمول ما که کمبود امگا۳ دارد پیشنهاد می‌شود که همه، به ویژه کسانی که باردار هستند مکمل امگا۳ حیوانیِ کامل مصرف کنند. من روغن کریل را به همه‌ی امگا۳های حیوانی دیگر ترجیح می‌دهم، چون با وجود آنکه عملکرد متابولیکی روغن ماهی و روغن کریل عملا مشابه است. روغن کریل با وجود اینکه مقدار کمتری EPA و DHA دارد به اندازه‌ی روغن ماهی مؤثر است. این به آن دلیل است که روغن کریل به علت ساختار مولکولی‌اش ۱۰ تا ۱۵ برابر بهتر از روغن ماهی جذب می‌شود. به علاوه تمایل آن به اکسید شدن کمتر است، چون به صورت طبیعی غنی از آنتی‌اکسیدان قویِ آستاگزانتین است ۳. خواب سالم و کافی داشتن یکی از گزینه های این سوال که “چگونه باهوش‌ شویم” خواب است. خواب نه تنها برای سلامتی فیزیکی شما لازم است، بلکه برای به دست آوردن بینش‌های ذهنی جدید ضروری است و این توانایی را به شما می‌دهد که روش‌های خلاقانه و تازه‌ای برای حل مشکلات قدیمی‌ پیدا کنید. خواب محدودیت دید شما را برطرف می‌کند و کمک می‌کند ذهن‌تان را باز کنید تا بتوانید مشکلات‌تان را از زاویه‌ای دیگر ببینید که خودش یکی از ضروریات خلاقیت است. تحقیقی در دانشگاه هاروارد نشان داده است که افراد بعد از خواب، به میزان ۳۳ درصد بیشتر می‌توانند بین مسائلی که ارتباط کمی با هم دارند ارتباط برقرار کنند. اما تعداد انگشت‌شماری از افراد متوجه می‌شوند که عملکردشان بهبود پیدا کرده‌ است. به علاوه گفته می‌شود که خواب، حافظه را زیاد می‌کند و به شما کمک می‌کند عملکرد شما در به کارگیری مهارت‌های‌تان ‌در مواجهه با چالش‌ها بهتر شود. در حقیقت، فقط ۴ تا ۶ ساعت خواب شبانه می‌تواند تأثیر شگفت‌انگیزی بر عملکرد شما در روز بعد بگذارد. این باور وجود دارد که فرایند رشد مغز، که به نام پلاستیسیتی (Plastisity) شناخته می‌شوند، زمینه‌ی افزایش ظرفیت مغز برای کنترل رفتار‌هایی نظیر یادگیری و حافظه را فراهم می‌کند. هنگامی که نورون‌ها بر اثر وقایع یا اطلاعاتی که از محیط به دست می‌آید تقسیم می‌شوند، پلاستیسیتی اتفاق می‌افتد. در هر صورت خواب یا کم‌خوابی ساختار بسیاری از ژن‌‌ها و محصولات ژن‌ها را که ممکن است در پلاستیسیتی سیناپسی مؤثر باشند، دستخوش تغییر می‌کند. بنابراین شکل خاصی از نیروبخشی بلندمدت (نوعی عملکرد عصبی مرتبط با ذخیره‌ی حافظه و یادگیری) می‌تواند در حین خواب رخ دهد. پس می‌توان نتیجه‌‌گیری کرد که وقتی چُرت می‌زنید، ارتباطات سیناپسی در مغزتان تقویت می‌شود. همانطور که احتمالا حدس زده‌اید، این خاصیت در مورد بچه‌ها هم صدق می‌کند. تحقیقات نشان داده است که خواب می‌تواند قدرت ذهنی بچه‌ها را به طور قابل ملاحظه‌ای افزایش دهد. به ویژه کودکانی که بین جلسات یادگیری و امتحان می‌خوابیدند توانایی بیشتری برای تشخیص و درک الگوهای جدید اطلاعات داشتند. این نشان‌دهنده‌ی تغییر مهمی در حافظه است که نقش مهمی در پیشرفت درک آگاهانه دارد. یک چُرت روزانه، حتی در بزرگسالان هم می‌تواند به طرزی باورنکردنی قدرت ذهنی را بازپروری کرده و افزایش دهد. ۴. خوردن روغن نارگیل شاید باور نکنید که روغن نارگیل یکی از خوراکی‌هایی است که به ما می‌گوید که چگونه باهوش شویم. در حقیقت یکی از سوخت‌‌های اولیه‌ای که مغز شما به آن نیاز دارد، گلوکز است که تبدیل به انرژی می‌شود. در واقع مغز، انسولین مورد نیاز خود را می‌سازد تا گلوکز موجود در جریان خون را به غذایی که برای ادامه‌ی حیاتش به آن احتیاج دارد تبدیل کند. اگر تولید انسولین مغز شما کاهش یابد، مغز از انرژی حاصل از گلوکزی که برای عملکرد معمولش به آن احتیاج دارد محروم می‌ماند و به معنای واقعی کلمه، گرسنگی می‌کشد. این همان اتفاقی است که برای مبتلایان به آلزایمر رخ می‌دهد: بخش‌هایی از مغز آنها تحلیل می‌رود -یا گرسنگی می‌کشد- و باعث اختلال در عملکرد و به دنبال آن از دست دادن حافظه، قدرت تکلم، حرکت و هویت می‌شود. بنابراین اگر مغز شما نسبت به انسولین مقاوم شود یا توانایی تبدیل گلوکز به انرژی را از دست بدهد، ممکن است آنقدر گرسنگی بکشد که ضعیف شود. خوشبختانه مغز می‌تواند از چند نوع منبع انرژی استفاده کند و در اینجا است که نقش روغن نارگیل مشخص می‌شود. ماده‌ای وجود دارد که می‌تواند مغز شما را تغذیه کند و از ضعیف شدن آن جلوگیری کند. این ماده حتی ممکن است نورون‌ها و عملکرد عصبی را در صورتی که صدمه دیده باشند ترمیم و بازسازی کند. این ماده مجموعه‌ی کِتون یا کِتواسید نام دارد. بدن شما وقتی به جای گلوکز، از چربی برای تولید انرژی استفاده می‌کند، کِتون‌ها را می‌سازد. یکی از منابع اولیه‌ی ساختارهای کِتونی، زنجیره‌ی متوسط تری‌گلیسرید (MTC) است که در روغن نارگیل یافت می‌شود! روغن نارگیل حاوی حدود ۶۶ درصد MTC است. میزان درمانی MTC بر اساس تحقیقات روزانه حدود ۲۰ گرم است. با توجه به تحقیق دکتر مری نیوپورت، کمی بیشتر از دو قاشق غذاخوری پُر از روغن نارگیل (حدود ۳۵ میلی‌لیتر یا ۷ قاشق چایخوری) می‌تواند ۲۰ گرم MTC را تأمین کند. این میزان هم به عنوان مقدار مورد نیاز برای پیشگیری از بیماری‌های وابسته به تحلیل عصبی و هم برای درمان مواردی که مبتلا شده‌اند، قابل استفاده است. واکنش هر شخصی به روغن نارگیل متفاوت است، پس شاید لازم باشد کم‌کم شروع کنید و به تدریج به میزان مورد نظر برسید. پیشنهاد من این است که با یک قاشق غذاخوری هنگام صبحانه و همراه با غذا شروع کنید. به تدریج هر چند روز مقداری روغن نارگیل به برنامه‌تان اضافه کنید تا زمانی که بتوانید روزانه ۴ قاشق غذاخوری مصرف کنید. برای جلوگیری از ناراحتی معده، بهتر است روغن نارگیل را با غذا مصرف کنید. ۵.گوش کردن موسیقی یکی از گزینه‌های دیگری که به ما می‌گوید چگونه باهوش شویم، گوش دادن به موسیقی است. این تئوری که گوش کردن به موسیقی می‌تواند قدرت ذهن شما را افزایش دهد از مدت‌ها پیش وجود داشته است. احتمالا در مورد پدیده‌ی «اثر موتزارت» شنیده‌اید که می‌گوید گوش دادن به موسیقی کلاسیک می‌تواند شما را باهوش‌تر کند. در واقع تحقیقات نشان داده است که گوش دادن به موسیقی در هنگام ورزش باعث افزایش سطح هوشیاری و تقویت مهارت‌های گفتاری در افراد مبتلا به بیماری سرخرگ‌های کرونری هستند می‌شود (بین بیماری سرخرگ‌های کرونری و کاهش سطح هوشیاری ارتباط مستقیمی کشف شده‌ است.) در این تحقیقات نشانه‌های پیشرفت مربوط به مهارت‌های گفتاری بعد از گوش دادن به موسیقی در مقایسه با حالت بدون موسیقی بیش از دو برابر شدند. گوش دادن به موسیقی در بزرگسالان سالم نیز با بهبود عملکرد هوشیارانه و افزایش تمرکز مرتبط است، پس هر زمان که فرصت دارید، این لذت کوچک را فراموش نکنید. منبع : مجله چطور

اطلاعات بیشتر

کاهش تبعیض جنسیتی و زمینه‌سازی برای موفقیت بیشتر زنان در جامعه و کسب پست‌های کلیدی مدیریتی و دولتی

12 شهریور 2017
کاهش تبعیض جنسیتی و زمینه‌سازی برای موفقیت بیشتر زنان در جامعه و کسب پست‌های کلیدی مدیریتی و دولتی

زن‌ها می‌توانند از عهده هر کاری برآیند. به نظرمی رسد این اعتقاد باید مانند یک میراث از مادران به دختران انتقال یابد. ما زنان باید به این نکته پی ببریم که خود مسئول زندگی خویش هستیم و می توانیم به بهترین صورت ممکن از زندگی خود بهره ببریم. حتی زمانی که به بهترین نحو ممکن به مسئولیتهای زندگی می پردازیم می‌توانیم نقش‌های اجتماعی مناسب را بپذیریم و از عهده ایفای آن برآییم. ما باید ابتدا خود و توانائی‌هایمان را بشناسیم و سپس زمینه شناختمان را برای دیگران ایجاد کنیم تا مانند فردی ماهر در میدان‌های کاری و مدیریتی افتخار بیافرینیم. با وجود این‌که تعداد زنان در نیروی کار رو به افزایش است اما پیشرفت آنها در مشاغل مدیریتی محسوس نبوده است و این در حالی است که تحقیقات انجام شده برای شناخت برتری مردان در مدیریت وجه تمایزی را برای مدیر بودن انحصاری ِ مردان قائل نیست. در سالهای اخیر رشد روز افزون حضور زنان و دختران در مراکز علمی و دانشگاه‌ها و تربیت نیروی متخصص در این قشر و از سوی دیگر عدم بکارگیری آنان در مشاغل و پست‌هایی که به تخصص خاص آنها نیاز دارد، باعث شده نرخ بیکاری زنان به طور روزافزونی افزایش یابد. این روند باعث ایجاد بحران های مختلفی در زندگی زنان و جامعه خواهد شد. ویژگی‌های یک مدیر زن ویژگی‌هایی که برای یک مدیر زن موفق در نظر گرفته می شود بیشتر ویژگی‌های مردانه است. تا زنانه و معمولا" به طور مساوی توسط زنان و مردان مقبولیت می‌یابد. در نهاد های اجتماعی معمولا" رفتارهای زنان تغییر می‌کند اما مردان خیر. به همین دلیل بیشتر پست‌های مدیریتی را نیز مردان اشغال می‌کنند. در نتیجه این امر کلیشه هایی که مدیریت را با مرد بودن تداعی می‌کند بسیار استوارند. هر چند تحقیقات نشان می دهد زنان کمتر از مردان جاه طلب و خواهان پیشرفت نیستند، اما باورهای غلطی که مدیریت را به مردانگی نسبت می‌دهند عملا" منجر به کم شدن مدیران زن می‌شود. دکتر علی اصغر سعیدی(جامعه شناس و استاد دانشگاه) در این زمینه می‌گوید: به طور کلی محیط کار تحت سيطره مردانه است و وجدان مردگرایانه در پست‌های مدیریتی تغییری نکرده است. وی می‌افزاید: اخیراً تحقیقی در انگلستان در مورد موقعیت مدیران زن صورت گرفته است که نشان می دهد مدیران زن در وضعیت آسیب‌پذيري شدیدی قرار دارند. این زنان به مصرف سیگار و مشروبات الکی گرایش بیشتری دارند. این گرایش به علت فشار کاری زیادی است که آنان متحمل می شوند. دکتر سعیدی معتقد است: مدیران زن وقتی پست مدیریتی را به‌دست می آورند نسبت به مردان در نظاره بیشتری قرار دارند. چون در این حالت خلاف عقل سلیم و تصور عمومی جامعه عمل شده است، مدیران زن باید بیشتر مراقب باشند تا بتوانند پست خود را حفظ کنند. در حالی که مردان چنین مشکلی ندارند. پس مدیریت زنان با نوساناتی همراه است و این نوسانات باعث می شود که این دسته از زنان فشار زیادی را متحمل شوند. چالش‌های ارتقاي زنان در مسئولیت‌های‌مدیریتی حاکمیت مردسالارانه، تصور غالب نسبت به توانایی مرد به زن، تصوری که زنان نسبت به مسئولیت های خانوادگی و خانه داری دارند و عدم خودباوری زنان باعث کمرنگ شدن آنها در عرصه های مدیریتی شده است این مطلب را هایده قرباضی- مدیر پژوهشی مرکز امور مشارکت زنان- درباره سهم اندک زنان در مدیریت می‌گوید و می افزاید: مدیریت آینده نیازمند استفاده بیشتر و کارآمد از نیروی باالقوه زنان در است. شواهد موجود در ایران نشان می دهد که تبعیض جنسیتی در اشتغال و دستمزد هم‌چنان گسترده است. بر اساس معیارهای فرهنگی مردان نان اور خانه هستند و بسیاری از مشاغل در اختیار مردان است. نگرش منفی مدیران مافوق در جهت پذیرش زنان در پست‌های کلیدی و مدیریتی در عدم پذیرش زنان در این حوزه، نقش به‌سزایی دارد. هنگامی که روسا به زنان از لحاظ کاری اطمینان ندارند و در مورد موفقیت زنان در سطوح سرپرستی و مدیریتی پیشداوری می‌کنند، مسلماً ارتقاي شغلی زنان نیز با مشکل مواجه خواهد شد. بر اساس نتایج به دست آمده از تحقیقی که در این زمینه توسط اعظم قویدل –کارشناس ارشد مدیریت آموزشی- انجام شده است، می توان به عوامل بسیاری در جهت قرار نگرفتن زنان در پست‌های کلیدی و مدیریتی اشاره کرد. به طور مثال، مسائل فرهنگی جامعه بردستیابی زنان به مسئولیت‌های مدیریتی بسیار تأثیر گذار است. وقتی نگرش عمومی نسبت به کار زنان بدین گونه است که آنها فاقد قدرت اجرایی لازم هستند حتی اگر تخصص داشته باشند، هنگامی که با ذکر نام زنان نقش های سنتی آنها به ذهن می‌آید، مسلماً در جایگاه آنها برای پذیرش شغل تأثیرگذار خواهد بود. بر اساس يافته‌هاي این تحقیق، مسائل خانوادگی زنان، میزان تخصص زنان ، جنسیت و نگرش آنان راجع به مشاغل مناسب از دیگر عوامل تاثیرگذار بر عدم دستیابی آنها به مشاغل مدیریتی است. یکی از مهمترین موانع اشتغال زنان و از جمله در سطوح مدیریتی آن است که متأسفانه زنان در نقش‌هایی چون خانه داری و فرزند داری کلیشه شده اند و برای آنان نوعی ترکیب نقش های کاری با نقش های خانوادگی در نظر گرفته می شود. دکتر محمد جواد ناطق پور (جامعه شناس و استاد دانشگاه) در این زمینه می گوید: به رغم حضور طولانی مدت زنان در صحنه های اجتماعی در ایران، همواره نقش فعال آنان به نوعی وابسته به شرایط خانوادگی بوده است. زنان در جامعه ایران عموما" نقش اول را در زمینه خانوادگی ایفا کرده ند و به رغم سابقه طولانی شان در کارهای خارج از خانه، مردان هم‌چنان قدرت تصمیم گیری اصلی را در صحنه های اجتماعی بر عهده دارند و مهم ترین مشاغل مدیریتی جامعه که نیاز به تصمیم گیری اساسی و سرنوشت ساز دارد، در اختیار مردان است. بر اساس تحقيقي تحت عنوان «بررسي مشكلات و موانع اشتغال زنان در بخش‌هاي دولتي در سطح ملي» كه بر روي زنان استان‌هاي قم، يزد و چهارمحال و بختياري به عنوان استان‌هايي با مشاركت پايين زنان و استان‌هاي سيستان و بلوچستان‌، لرستان و كهگيلويه و بويراحمد با مشاركت بالاي زنان در زمينه اشتغال در بخش‌هاي دولتي انجام شده است، مشکلات زنان برای مشارکت در اشتغال و پذیرش پست های مدیریتی به دلیل بی‌عدالتی‌هایی است که در جامعه وجود دارد که می توان به مواردی چون بی‌عدالتی مبادله ای، رويه‌اي، آسيب‌هاي تعاملي، بي‌عدالتي تعاملي اشاره کرد. بی‌عدالتی مبادله‌ای این نوع بی‌عدالتی به این معناست که زنان وقتی کاری برابر با مردان انجام می دهند نسبت به آنها حقوق پایین تری دریافت می‌کنند و به طور کلی پاداش و مزایای زنان نسبت به مردان کمتر است. دکتر جواد ناطق‌پور در این زمینه می گوید: نگاه ناباورانه به توانمندی زنان و خلاقیت آنان در نوآوری و مدیریت های اجتماعی موجب شده است که تنها به عنوان نیروی های کار و یا به تعبیر "ساجوگیو" زنان مزدبگیر، مورد توجه واقع شوند. این امر خود عملا" باعث دورماندن زنان از پیشرفت و توسعه می شود. بي‌عدالتي رويه‌اي هنگامی که در جامعه از دخالت زنان در تصمیم گیریها جلوگیری شده و مقرارت اداری در مورد آنان سختگیرانه تر است، هنگامی که در قبال مشکلات خاص زنان هیچ احساس مسئولیتی وجود ندارد، زمانی که کارهای ساده و بی‌اهمیت به زنان سپرده می‌شود و توانایی‌های آنان به طور درستی مورد ارزیابی قرار نمی‌گیرد و بالاخره هنگامی که نقش‌های کاری زنان با نقش‌های خانوادگی‌اشان ترکیب شده و این‌گونه قضاوت می شود که با پذیرش شغل‌ها و پست های مدیریتی زنان از مسئولیت‌های دیگر خود باز می‌مانند یا بالعکس بخوبی نمی‌توانند در شغل خود نقش ایفا کنند، در حقیقت بی‌عدالتی رویه ای مانع بکارگیری زنان در پست های حساس با توجه به تخصص ها و توانایی‌هایشان شده است. آسيب‌هاي تعاملي آسیب های تعاملی به آسیب های ناشی از آزار روحی به علت برخورد نامناسب ارباب رجوع با زنان، مزاحمت همکاران مرد و عدم حمایت زنان از یکدیگر، گفته می شود که در بکار گرفته نشدن زنان در نقش های مدیریتی نقش دارند. بي‌عدالتي تعاملي شامل برخورد نامناسب مديران، ‌ممانعت همكاران از ترقي زنان در بخش‌هاي دولتي و عدم احترام اعضاي خانواده به كار زنان است. که باعث می شود زنان براي قرار گرفتن در پست های کلیدی با مشکل روبرو باشند. نابرابری در تصدی مدیریت، پیشینه البته مسئله نابرابری بین زن و مرد در تصدی مشاغل مدیریتی دارای ریشه های تاریخی است. برای مثال، ارسطو زنان را به عنوان موجوداتی که جایی در سیاست ندارند معرفی کرد. او عقیده داشت خداوند آنها را فقط برای جنبه های پست زندگی آفریده است. با توجه به اینکه در نیمه دوم قرن بیستم توجه به زنان به عنوان نیروی کار، مدیر و سیاستمدار هم درتئوری و هم در عمل تغییر یافته است ولی باز هم زنان حق اندکی در انتخاب شدن به عنوان مقامات عالی رتبه مدیریتی و سیاسی داشته اند. به طوری که در سال 1997 زنان به طور میانگین حدود 7/11 درصد و 10 درصد به ترتیب از قانونگذاران ملی و پست های مدیریتی را در سراسر جهان تشکیل می دادند. مشارکت زنان به عنوان نیروی کار در ایران بر طبق آمار سال 1375، 1/9 درصد است. بر طبق آماری که مرکز مشارکت زنان در سال 82-83 ارائه نموده است، جمعیت زنان ایرانی 32 ملیون نفر برآورده شده که 79% کل جمعیت باسواد هستند. اما با این وجود جمعیت فعال زنان ایرانی، 21% است. که در مقایسه با 85/79% جمعیت فعال مردان رقم پایینی است. سهم درآمد زنان بر اساس این آمار 11% و سهم درآمدی مردان 89% است. آمار مدیریت زنان در ایران 13% برآورده شده در حالی که سهم مدیریت مردان 87% گزارش شده است. مشارکت زنان و تأثیر آن بر اقتصاد جهانی استفاده بهينه از مهارت‌ها و توانايي‌هاي زنان، مسئله‌اي صرفاً اقتصادي يا اجتماعي نيست، بلکه همان‌گونه که از تحقيقات و بررسي‌هاي انجام شده، برمي‌آيد، اين امر، براي رونق کار و کسب و تجارت جهاني نيز مفيد خواهد بود. هنوز هم سهم زنان از اعضاي هيأت مديره شرکت‌هاي بزرگ جهان، به‌طور متوسط 7 درصد است. به‌رغم همه دستاوردها و موفقيت‌هاي زنان در عرصه‌هاي ملي و بين‌المللي، هنوز هم زنان جزو آن دسته از منابع اقتصاد جهاني هستند که به فعاليت کافي نرسيده‌اند، هنوز هم جاي زنان در بسياري از مشاغل و مناصب خالي است و بسياري از زنان شاغل نيز در جايي مشغول به‌کار هستند که از مهارت‌ها و توانايي‌هاي بالقوه آنها، به درستي استفاده نمي‌شود. اگرچه اهميت زنان در عرصه اقتصاد جهاني، طي دهه‌هاي اخير به سرعت افزايش يافته است، اما هنوز هم زنان مي‌توانند در اين عرصه پيشرفت کنند. هنوز هم زنان قادرند در سلسله مراتب سازماني و اداري به پيش روند و از نردبان ترقي، صعود کنند و رشد بلندمدت و پايداري را براي جوامع به ارمغان آورند. به یاد بسپاریم: زنان، کليد رشد و ترقي کشورهاي در حال توسعه و تنها راه برون مشارکت زنان معیار توسعه امروزه توانمندسازي زنان و مشاركت كامل آنان بر پايه برابري، در همه زمينه‌ها از جمله در فرآيند تصميم‌گيري و مديريت جامعه يكي از پيش نيازهاي توسعه پايدار است كه كشور ما سخت به آن نياز دارد. در جوامعي كه هنوز تعادل مطلوب و قابل قبول و مشاركت عادلانه زن و مرد در فعاليتهاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي فراهم نشده و فرصت منصفانه بروز خلاقيت و استعداد انسانها برقرار نگرديده است و فرآيند توسعه آن گونه كه انتظار داشته‌اند موفق نبوده است. تداوم و شتاب توسعه هنگامي رخ خواهد داد كه زن و مرد و دوشادوش يكديگر مسئوليت توسعه را بر عهده بگيرند. از سوي ديگر كسب مشاغل مديريتي توسط زنان علاوه بر آن كه زنان را در مقابله با تبعيضاتي چون معيارهاي استخدامي نابرابر، دستمزدهاي نابرابر، فرصتهاي آموزشي حرفه‌اي نابرابر، دسترسي نابرابر به منابع توليدي و امكانات نابرابر در ارتقاي شغلي تواناتر مي‌كند، سبب بالا رفتن اعتماد به نفس، كسب يك هويت مستقل و بهبود وضعيت و رشد اجتماعي آنان مي‌شود كه كل جامعه از آن منتفع خواهد شد. دکتر جواد ناطق پور (جامعه شناس و استاد دانشگاه) در این زمینه می گوید: نگاه های نقد آمیز به نقش زنان در توسعه گویای این واقعیت است که همواره نگاه ناباورانه به توانمندی زنان و خلاقیت آنان در نوآوری و مدیریت های اجتماعی موجب شده است که تنها به عنوان نیروی های کار و یا به تعبیر "ساجوگیو" زنان مزدبگیر، مورد توجه واقع شوند. این امر خود عملا" باعث دورماندن زنان از پیشرفت و توسعه می شود. وی می افزاید: ماهیت توسعه به گونه ای است که بدون مشارکت زنان در عرصه های مختلف اجتماعی، موفقیت چندانی در تحقق برنامه های توسعه حاصل نخواهد شد. فراهم آوردن زمینه های رشد بیشتر و افزایش مشارکت زنان در عرصه های اجتماعی، موضوع مهمی است که عملا" باید در برنامه ریزی های کشور مورد توجه قرار گیرد. درک نیازهای واقعی زنان، نقش اجتماعی آنان، افزایش توانمندیها و نیز بهره مندی از آن در توسعه کشور همان چیزی است که می تواند جایگاه و موقعیت واقعی زنان را در جامعه ایرانی بیان کند. در حقیقت، توجه به وضعیت اشتغال زنان و هدایت آنان به بازار کار می تواند زمینه بهره گیری بهتر جامعه از این نیروی بالقوه را فراهم آورد. راهکاری اساسی بها دادن به رشد نهادهای مردم نهاد (انجیوهای غیر دولتی)، یکی از راههای افزایش مشارکت زنان در اشتغال و مدیریت است. دکتر علی اصغر سعیدی (جامعه شناس و استاد دانشگاه) ضمن بیان این عبارت، می‌افزاید: فعالیت زنان در این نهادها که به صورت داوطلبانه انجام می گیرد علاوه بر ایجاد زمینه بروز استعدادها و تواناییهای آنها، تبلیغی نیز برای پذیرش آنها در مشاغل مختلف و از جمله پست های مدیریتی محسوب می شود. راهکار دیگر این است که زمینه های آموزش و دسترسی به آن برای زنان افزایش یابد و مقررات کاری به نفع افراد شایسته تغییر یابد. جامعه شناسی دیگر در این زمینه می گوید: با تأسیس و راه اندازی تشکیلات و سازمان های غیر دولتی ویژه زنان، آنها نه تنها از آسیب های اجتماعی رهایی می یابند بلکه به عنوان نیروهای خلاق و کارآفرین در توسعه کشور وارد می‌شوند.

اطلاعات بیشتر

سوالات لازم برای تشکیل یک رابطه خوب

12 شهریور 2017
سوالات لازم برای تشکیل یک رابطه خوب

ارتباطات به بخش مهمی از زندگی ما تبدیل شده است. فرقی نمی‌کند در جمع سخنرانی می‌کنید یا کار شما نوشتن در فضای آنلاین است؛ درهرحال برقراری ارتباطات و مهارت‌داشتن در آن در هر شغلی ضروری است. چگونه می‌توان فهمید که به‌اندازه‌ی‌کافی از مهارت‌های ارتباطی برخورداریم یا خیر؟ در این مقاله، راهکارهایی برای شناسایی وضعیت ارتباطی هر فرد معرفی شده است. این راهکارها را بخوانید و خود را بررسی کنید. اگر مهارت‌های ارتباطی خوبی دارید، چه بهتر، اما اگر کُمیت‌تان در این زمینه کمی لنگ می‌زند، هیج نگران نباشید؛ همیشه راه‌حلی برای رفع مشکلات وجود دارد. تنها غیرممکن، غیرممکن است. با ما همراه باشید. برای اطلاعات بیشتر به مقالات بخش زناشویی مراجعه فرمائید. ۱. پیام شما چیست؟ در دنیای امروز همه‌ی افراد به‌طور ثانیه‌ای، بمباران اطلاعاتی می‌شوند. در این وانفسا چگونه می‌خواهید گلیم خود را از آب بیرون بکشید و پیام و منظور خود را منتقل کنید؟ پیام شما ممکن است دربرگیرنده‌ی طیف وسیعی از چیزهای مختلف باشد: از پیامی که برند کاری و شرکت‌تان درصدد انتقال آن است تا پیامی ساده در قالب ایمیل. اگر نتوانید پیام‌تان را درست به مخاطب خود منتقل کنید، به دردسر خواهید افتاد. ۲. داستان‌گویی بلدید؟ برای انتقال پیام خود از داستان‌گویی کمک بگیرید. داستان‌ها باعث می‌شوند با دیگران در سطحی عاطفی رابطه برقرار کنید و در حافظه‌ی آنها ماندگارتر شوید. پس برای اینکه پیام‌تان در جان مخاطب بنشیند، سعی کنید داستان و خاطره‌ای را چاشنی آن کنید. ۳. از اعداد استفاده می‌کنید؟ اگر داستان‌گویی چندان به‌کارتان نیامد، از ارائه‌ی اعداد و ارقام استفاده کنید. استفاده از داده‌های مستند باعث می‌شود حرف و پیام شما وجاهت بیشتری نزد مخاطب پیدا کند. برای اینکه این آمار و اطلاعات درست به مخاطب‌تان منتقل شود نیز باید به‌دنبال راه‌هایی مناسب باشید. ۴. جملات معلوم یا مجهول؟ مسئله این است جملات معلوم شما را قهرمان کارهای انجام‌شده نشان می‌دهند و پویایی حضورتان را بیشتر به‌نمایش می‌گذارند، مثلا به تفاوت این دو جمله توجه کنید: «این مسئله امروز با راه‌حلی که به ذهنم رسید، حل شد»؛ «امروز با راه‌حلی که به ذهنم رسید، مسئله را حل کردم». خودتان قضاوت کنید: اثرگذاری کدام‌یک بر مخاطب بیشتر است؟ ۵. از زبان مخفیِ صنف و حرفه‌تان کمک می‌گیرید؟ در هر صنف و حرفه‌ای، اصطلاحاتی وجود دارد که افراد برای سهولتِ بیشتر از آنها استفاده می‌کنند، مثل کاربرد عبارات و کلمات خلاصه‌شده در انجام کاری خاص یا در جلسات و… . از این زبان استفاده کنید. فقط حواس‌تان باشد که به‌کاربردن اصطلاحات آن باعث منحرف‌شدن ذهن مخاطب‌تان نشود یا او را آزرده نکند. به‌قول دوستان مکانیک، منظور رِله شد؟ ۶. کلیشه‌ها با شما چه می‌کنند؟ تا می‌توانید از کلیشه‌ها دوری کنید. کلیشه‌ها اثرگذاری کمی دارند. وقتی همیشه حرف‌هایتان تکراری و مشابه چیزهای دیگری باشد که مدام به‌گوش همه می‌رسد، نباید انتظار داشته باشید که مخاطب، جذب شما شود. نمونه‌ی بارز شعارها و حرف‌های کلیشه‌ای، همین شعارهای اعصاب‌خردکن تبلیغاتی است. ۷. اهل بازی با کلمات و درازگویی هستید؟ مطمئنا جزئیات و بسترسازی برای صحبت‌کردن مفید است، اما اگر مدام اسیر واژه‌ها شوید و سعی کنید با درازگویی و کلمات عجیب‌وغریب حرف بزنید، مخاطب از شما دل‌زده می‌شود. واقعیت این است که همه، طرف‌دار شفافیت‌اند. پس اگر احساس کردید در دام چنین نوعی از حرف‌زدن اسیر شده‌اید، سریعا به‌حال خودتان فکری بکنید. ۸. زیاده‌ازحد کم‌گوی و گزیده‌گوی هستید؟ نه مثل مورد قبل، به آن شوریِ شور رفتار کنید و نه به بی‌نمکی این موردی که برای‌تان شرح می‌دهیم: یادتان باشد پرهیز از اطناب در سخن‌گفتن به این معنی نیست که باید آن‌قدر مختصر و مفید حرف بزنید که در مواجهه با کارمندان، مدیران ارشد، مدیران استخدامی و… معنای کلام‌تان از دست برود. در ارتباط با این افراد باید از جملاتی کامل و همین‌طور سلام و تعارف درست‌وحسابی استفاده کنید. ۹. آیا به شکل و فُرمت نهایی توجه دارید؟ اگر به‌دنبال ایجاد پیامی جامع هستید و می‌خواهید آن را منعطف و قابل‌فهم کنید، باید از نشانه‌گذاری‌ها و بخش‌بندی‌های مناسب در نوشته‌ی خود استفاده کنید. پاراگراف‌ها و بخش‌بندی‌های مشخص باعث می‌شوند مخاطب راحت‌تر بخش‌های موردنیاز و مرتبط با خود را پیدا کند. یکی از راه‌های شفاف‌سازیِ شکل و حالت کلی نوشته، این است که از شماره‌گذاری برای بخش‌های مختلف استفاده کنید، مانند همین نوشته که با شماره‌گذاری، بخش‌ها را از هم تفکیک کرده است. نگاه‌کردن به مقالات و نوشته‌های گوناگون در وب‌سایت‌های دیگر و وبلاگ‌ها می‌تواند به شما در این زمینه کمک کند. ۱۰. بازخوانی را فراموش می‌کنید؟ اگر وقت زیادی را صرف نوشتن مطلبی کرده باشید، احتمالا بازخوانی آن برای‌تان کمی دشوار است و حتی گاهی عذاب‌آور. اما با همه‌ی سختی موجود در این کار، باز هم نوشته‌‌تان را بازخوانی کنید. بگذارید ۲۴ ساعت از نوشتن آن بگذرد و سپس دوباره به‌سراغ آن بروید و شروع به خواندن و اصلاح مجدد کنید. اگر این‌همه زمان در احتیار ندارید، حداقل بعد از ۳۰ دقیقه از نوشتن مطلب، بازخوانی را شروع کنید. ۱۱. بازخوردها و واکنش‌ها را بررسی می‌کنید؟ بعد از اینکه چیزی نوشتید، بهتر است از افرادی که قبول‌شان دارید، بخواهید نوشته‌تان را مطالعه کنند و بازخوردهای خود را با شما به‌اشتراک بگذارند. این کار به بهبود نوشتن شما و انتقال بهتر پیام‌تان کمک شایانی می‌کند. ۱۲. رُک‌وراست هستید؟ اگر درمورد موضوعی صحبت می‌کنید که کمی چالش‌‌زا و بحث‌برانگیز است، بهتر است رُک‌و‌پوست‌کنده حرف بزنید. حاشیه نروید و مخاطب را بیهوده به‌دنبال خود نکِشید. یادتان باشد که دیگران نمی‌توانند حدس بزنند که در سر مبارک چه می‌گذرد. پس شفافیت به‌خرج بدهید و ضمن رعایت ادب، واضح حرف بزنید. ۱۳. کانال‌های ارتباطیِ مناسب کدام‌اند؟ برای انتقال پیامی که در ذهن دارید، از کدام‌یک از رسانه‌های موجود بهره می‌برید؟ توییتر، ایمیل، تماس تلفنی، وبلاگ یا…؟ انتخاب این گزینه‌ها وابسته به مخاطب شماست. معمولا برای انتقال پیام‌های سخت بهتر است از تماس تلفنی یا ملاقات رودررو استفاده کنید. شاید این روش‌ها بهتر از ایمیل و… کارتان را راه بیندازند. ۱۴. سبک و سیاق‌تان را تغییر می‌دهید؟ لحن، زبان و سبک و سیاق شما در ارتباطات مختلف متفاوت است. قطعا نمی‌توانید همان‌طور که در توییتر صحبت می‌کنید یا با همکارتان حرف می‌زنید، با مدیرعامل هم رو‌به‌رو شوید. اگر نمی‌دانید که نوع صحبت‌کردن شما در موقعیت‌های مختلف مناسب است یا خیر، از دوست و همکاری معتمد بخواهید که به شما کمک کند. ۱۵. مخاطب خود را می‌شناسید؟ بدون اینکه بدانید با چه کسی طرف هستید، نمی‌توانید با او ارتباط برقرار کنید و حرف بزنید. پس لازم است ابتدا مخاطب خود را شناسایی کنید و بعد ارتباط برقرار کنید. ۱۶. به دل‌مشغولی‌های مخاطب خود توجه دارید؟ ابزارها و امکاناتی مانند گوگل آلِرت (google alerts) به شما کمک می‌کنند درباره‌ی دل‌مشغولی‌های افرادی که با آنها در ارتباط هستید، بهتر و بیشتر بدانید. مثلا اگر مشتری شما به‌دنبال راه‌هایی برای افزایش بهره‌وری است، می‌توانید برای او مقالات و محتوایی در این زمینه ارسال کنید یا در دیدار بعدی‌تان درباره‌ی این موضوع با او صحبت کنید. ۱۷. مدیریت ارتباطات بلدید؟ وقتی با فرد تازه‌‌ای آشنا می‌شوید، لزومی ندارد او را به شام یا مهمانی دعوت کنید و سریعا با او گرم بگیرید. اجازه بدهید کمی از آشنایی‌تان بگذرد و سپس ارتباطات را گسترش بدهید. مدیریت ارتباطات فقط به روابط دونفره محدود نیست. حتی در شبکه‌های اجتماعی‌تان یا فضای مجازی و… نیز ارسال درست مطالب و محتوا نشان می‌دهد که مدیریت روابط را بلدید. برگرفته از: themuse

اطلاعات بیشتر

چاقی و تحلیل بافت مغزی !

10 شهریور 2017
چاقی و تحلیل بافت مغزی !

بافت مغزی افراد چاق 8 درصد کمتر از افراد با وزن نرمال می باشد . محققان اعلام کردند مغز اين افراد، 16 سال پیرتر از مغز افراد دارای وزن نرمال نشان می دھد! کسانی که به آنھا چاق گفته می شود، بافت مغزی شان 4 درصد کمتر از ساير افراد بوده و مغز آنھا 8 سال پیرتر به نظر می رسد. پس از اسکن و بررسی مغز 94 نفر که در سن 70 سالگی بودند، مشخص شد مغز اين افراد دچار زوال شديدی شده است. دکتر تامپسون اظھار می دارد:«اين امر به منزله از دست رفتن حجم زيادی از بافت مغز است که سبب تحلیل و کاھش توانايی ھای شناختی -ادراکی افراد شده و آنھا را در معرض ابتلا به آلزايمر و ساير بیماری ھايی که به مغز آسیب می رساند، قرار می دھد. وی اضافه می کند، افراد می توانند با کم کردن وزن خود و داشتن يک رژيم غذايی سالم و متعادل، میزان اين خطرات را کاھش دھند. چاقی ، اثرات منفی زيادی برجسم و روح افراد می گذارد از جمله : افزايش خطر ابتلا به بیماری ھای قلبی ، ديابت نوع 2،فشارخون بالا و بسیاری از سرطان ھا، ھم چنین سبب کاھش توانايی جنسی افراد می شود. طبق آمار اعلام شده از سوی سازمان بھداشت جھانی (WHQ) بیش از 300 میلیون نفر از مردم جھان در زمره افراد چاق طبقه بندی شده اند و يک بیلیون نفر ديگر دارای اضافه وزن ھستند. پژوھشگران معتقدند علت اصلی بروز مشکل چاقی، رژيم غذايی نامناسب و استفاده بیش از اندازه از غذاھای آماده و فرآوری شده می باشد. بافت مغزی اين افراد در مناطق گیجگاھی و جلويی مغز که مربوطه به حافظه و برنامه ريزی می باشد و ساير مناطق مغزی، که مربوط به توجه و تمرکز، حافظه طولانی مدت می باشد نیز دچار کاھش حجم شده اند. محققان اظهار داشتند مغز افراد چاق obese people 16 سال پیرتر از مغز افراد دارای وزن نرمال می باشد و مغز افراد دارای اضافه وزن over weight people 8 سال پیرتر از ساير افراد با وزن نرمال می باشد. میزان چاقی افراد با محاسبه شاخص توده بدنی به نام (BMI) محاسبه می شود. با محاسبه وزن برحسب کیلوگرم تقسیم بر مجذور قد برحسب متر می توان BMI را به دست آورد. اگر BMI فردی بالای 25 باشد، دارای اضافه وزن است و اگر بالای 30 باشد، چاق به حساب می آيند. منبع:www.reuters.com

اطلاعات بیشتر

زنان چگونگی استفاده از اوقات فراغت را بلد نیستند !

10 شهریور 2017
زنان چگونگی استفاده از اوقات فراغت را بلد نیستند !

زنان کمتر از مردان از وقت آزاد خود لذت می برند ، مردان زمانی که در اوقات فراغت خود به سر می برند احساس آرامش بیشتری دارند زیرا چندان احساس شتاب و عجله در انجام کارهایشان ندارند نسبت به زمانی که دارای یک برنامه زمان بندی شده سنگین می باشند ، اما زنان حتی زمانی که فارغ از کار و در وقت آزاد خود هستند احساس شتاب و عجله دارند . نتایج تحقیقات نشان می دهد که زنان بویژه مادران حتی زمانی که دارای وقت استراحت هستند فشار مسئول بودن در قبال کارهای خانه و بچه ها به آنها اجازه نمی دهد که از وقت آزاد خود لذت ببرند . وقت آزاد برای مردان و زنان همچنان با سایر مسئولیت ها و کارها همراه می باشد . افزایش فشار کاری تحقیقات در در دو زمان انجام شد . یک تحقیق در اواسط دهه 1970 و بر روی 708 نفر از افراد و تحقیق دیگری در اواخر دهه 1990 و بر روی 1151 نفر انجام شد ، افراد مورد تحقیق موظف شدند تمام کارهایی را که در یک دوره 24 ساعته انجام می دادند در دفتری یادداشت نمایند . و وقت آزاد آنها زمانی بود که مشغول انجام این فعالیت ها نباشند : رفتن به سر کار ، انجام کارهای روزمره خانه ، مراقبت از بچه ها و یا انجام کارهای فردی از قبیل خوردن ، خوابیدن ، و یا حمام کردن . از این افراد همچنین خواسته شد که در دفتر خود یادداشت کنند که تا چه میزان در طی یک روز احساس عجله و شتاب داشته اند : هرگز ، بعضی اوقات یا همیشه . در سال 1975 زنان و مردان به یک میزان از اوقات فراغت برخوردار بودند ، اما در سال 1998 میزان وقت آزاد در بین مردان و زنان تغییر پیدا کرد و زنان 30 دقیقه کمتر از مردان از وقت آزاد برخوردار بودند . در سال 1998 زنان نسبت به سال 1975 ساعات بیشتری را در محل کار خود مشغول انجام کار بودند در نتیجه از میزان ساعاتی که در خانه به سر می بردند کاسته شد در حالی که همان ساعات کمی هم که در خانه بودند مجبور بودند کارهای خانه را هم انجام دهند و این یک فشار مضاعف برای زنان محسوب می شد . داشتن احساس شتاب و عجله در زنان متأهل و دارای فرزند حدود دو برابر بیشتر بود نسبت به زنان مجرد و همچنین زنان بدون فرزند ؛ در حالی که ، مردان متأهل و دارای فرزند و مردان مجرد و بدون فرزند هر دو به یک اندازه دارای آرامش بودند و این حس شتاب و عجله در آنها دیده نمی شد . نتایج تحقیقات بیانگر آن است که زنان نسبت به مردان حتی در اوقات فراغت خود احساس مسئولیت بیشتری نسبت به مراقبت از بچه ها و کارهای خانه دارند حتی با وجود آنکه بر خلاف گذشته مردان بیشتر در انجام کارهای خانه زنان را همراهی می کنند . منبع:www.livescience.com

اطلاعات بیشتر

معجزات خنده درمانی

10 شهریور 2017
معجزات خنده درمانی

خنده سبب تقویت سیستم ایمنی بدن، کاهش ولع در خوردن غذا و همچنین افزایش تحمل درد می‌شود. از این‌ رو یکی از روش‌های درمانی جدید « خنده درمانی » است که می‌تواند همراه با سایر درمان‌های پزشکی صورت گیرد. خنده همچنین استرس را کاهش می‌دهد. هر چه شادتر باشید، کمتر دچار استرس خواهید شد. تأثیر بر هورمون‌های بدن: خنده موجب کاهش سطح هورمون‌های استرس مانند: کورتیزول، آدرنالین، دوپامین و هورمون رشد می گردد. از طرفی، خنده باعث افزایش سطح هورمون‌های تقویت کننده سلامت بدن، از قبیل «اِندورفین» می‌گردد. خنده سبب افزایش تعداد گلبول‌های سفید خون (نقش محافظتی دارند) و همچنین سلول‌های T شکل می گردد. در نتیجه خنده با داشتن چنین فوایدی سبب تقویت سیستم ایمنی بدن و کم کردن اثرات منفی استرس بر بدن ما می گردد. آ رامش جسم : آیا تا به حال تجربه کرده‌اید که پس از یک خنده از ته دل چقدر احساس سبکی و آرامش پیدا می‌کنید!؟ خنده سبب آرامش و رها شدن جسم و روان می‌شود. ورزش بدنی: یک خنده از ته دل به نوعی یک تمرین ورزشی برای دیافراگم، شکم و حتی شانه‌هاشده و موجب رهایی و شل شدن عضلات بدن می‌گردد و حتی می‌تواند ورزشی برای عضله قلب باشد. برهم زدن حواس: خنده به بهترین نحو فکر و حواس شما را از موضوعات و احساسات آزاردهنده‌ای مانند خشم و عصبانیت، استرس، احساس گناه و سایر احساسات منفی دور می‌کند. برای کسب اطلاعات بیشتر مقالات تناسب اندام را نیز مطالعه کنید. دید مثبت : تحقیقات نشان می‌دهد واکنش و عکس العمل افراد در برابر اتفاقات استرس‌ زا دوگونه است؛ یا به آن به عنوان یک خطر و تهدید نگاه می‌کنند و یا آن را به عنوان یک واقعیت پذیرفته و با آن مبارزه می‌کنند؛ در حالی که خنده می‌تواند دید افراد را نسبت به حوادث استرس‌ زا عوض کرده و مثبت و شاد کند؛ در نتیجه افراد بهتر می‌توانند با عوامل استرس‌‌زا مقابله کنند. فواید اجتماعی خنده : خنده موجب تقویت روابط اجتماعی افراد می‌گردد و فرد خوش‌ رو افراد بیشتری را جذب خود کرده و با افراد بیشتری ارتباط برقرار می‌‌کند. بنابراین هر چقدر شما بیشتر بخندید، افراد دور و بر شما نیز بیشتر می‌خندند و شادتر هستند و با بالا بردن روحیه و شاد کردن خلق و خوی اطرافیان خود استرس آنها را کاهش می‌دهید و در نتیجه کیفیت ارتباط شما با سایرین بهبود می‌یابد. همین امر به نوبه خود می‌تواند سطح استرس شما را نیز کاهش دهد. چگونه از خنده استفاده کنیم؟ خنده می تواند یکی از راهکارهای مطلوب و همیشه در دسترس و رایگان برای مدیریت کردن عوامل استرس‌زای زندگی باشد. شما می‌توانید با استفاده از راهکارهای زیر بیشترین خنده را در زندگی خود داشته باشید: تلویزیون و انواع فیلم‌ها : سرگرمی‌های زیادی وجود دارند که می‌توانند اسباب خنده و شادی شما را فراهم کنند؛ مانند رفتن به تئاترهایی که موضوع طنز و کمدی دارند و یا خریدن انواع فیلم‌های ویدئویی با مضمون کمدی و یا دیدن فیلمهای کمدی و خنده دار در تلویزیون. خندیدن همراه با دوستان: رفتن به سینما و یا تئاتر همراه با دوستان، می‌تواند بهترین راه برای بیشتر خندیدن شما باشد. از آنجایی که خنده مسری است، خندیدن یکی از دوستان سبب می‌شود سایر افراد بیشتر بخندند. همچنین این موضوع خنده‌ دار می‌تواند بعدا بین شما و دوستان‌تان به عنوان یک خاطره و موضوع خنده‌دار رد و بدل شده و مجددا سبب خنده شما گردد! رفتن به مهمانی و یا بازی کردن با دوستان نیز حس خوشایندی در شما ایجاد می‌کند و در نتیجه بیشتر می‌خندید. در زندگی خود موضوعات خنده‌ دار و طنز را بیابید: به جای گله و شکایت کردن و نالیدن از زندگی و ناکامی‌های آن، سعی کنید به آن بخندید. به حوادث و اتفاقات نا امید کننده و ناراحت کننده‌ای که در زندگی‌ تان رخ می‌دهد، به چشم یک موضوع خنده‌ دار نگاه کنید و به آنها بخندید. اگر با خنده و شادمانی به وقایع زندگی روزمره خود نگاه کنید، کمتر دچار استرس و نگرانی می‌شوید و اثرات فوق‌العاده مثبت خنده و شادی را در زندگی خود مشاهده خواهید کرد. حتی اگر دلتان هم نمی‌خواهد، لبخند بزنید: تحقیقات نشان داده‌اند خندیدن، اعم از خنده واقعی یا تصنعی (خنده برخلاف میل) هر دو اثرات مثبت دارند و خنده تصنعی نیز می‌تواند اثرات یک خنده واقعی را داشته باشد. و منجر به خنده‌های واقعی و از ته دل شود! خنده علاوه بر اینکه روح و روان شما را آرام می‌کند، بر جسم نیز اثرات بسیار مثبتی می‌گذارد از جمله: خندیدن از ته دل، موجب پایین آمدن فشارخون و افزایش میزان اکسیژن در رگ‌های خونی می‌شود. یک خنده از ته‌دل به منزله ورزش ایروبیک (هوازی) برای برخی اندام‌های داخلی بدن از جمله ریه‌هاست و موجب می‌شود که فرد تنفس بهتری داشته باشد. خنده از ته‌دل ترشح هورمون کورتیزول و در نتیجه استرس را کاهش می‌دهد. منبع:WebMD

اطلاعات بیشتر

صبح ها ، هر ساعتی که دلتان خواست بیدار شوید !!

7 شهریور 2017
صبح ها ، هر ساعتی که دلتان خواست بیدار شوید !!

وقتی ریتم خواب به هم می خورد تمام زندگی به هم می ریزد و امکان ندارید بتوانید در روزهای کاری هفته عملکرد خوبی داشته باشید. وقتی بی خواب شده اید و تمام برنامه روزانه تان به هم ریخته بهترین کارهایی که می توانید انجام بدهید خالی کردن ذهن، خلاقیت در حل مسئله، مقاومت در فشارهای کسب و کار و داشتن خواب به اندازه برای منظم کردن برنامه ی روزانه است. اگر می خواهید منظم باشید و در طول روز و یا در محل کار عملکرد خوبی داشته باشید این ۴ مرحله را انجام دهید: بخوابید بهتر است هر شب هفت و نیم ساعت بخوابید. تحقیقات به وضوح نشان داده اند افرادی که ۵ دوره ی خواب را در طول شب کامل می کنند سالم تر هستند، همینطور از نظر بدنی و روانی در بهترین شرایط قرار می گیرند. ولی در صورتیکه پروژه ی بزرگی پیش رو دارید و زمانی که در اختیار دارید محدود است بهتر است ۳ چرخه ی خواب یعنی ۴.۵ ساعت بخوابید. این مقدار از خواب برای بازیابی مغز و بالا بردن یادگیری کافی است. . ادامه بدهید بعد از اینکه موفق شدید به اندازه ی کافی بخوابید برنامه ی روزانه ای تدارک ببینید که هم به اندازه ی کافی انرژی در اختیار شما قرار بدهید و هم آسیبی به ساعت خوابتان وارد نشود. به خاطر داشته باشید که بدن انسان به گونه ای طراحی شده که باید الگوهای روزانه را تکرار کند. اگر برای ابتدا و انتهای روز الگوهای مناسب در نظر بگیرید در طول ساعات کاری حس بهتری خواهید داشت و هوشیارتر خواهید بود. زودتر بیدار شوید بدن ما عاشق تکرار است. به عنوان مثال بیدار شدن و خوابیدن در ساعات همیشگی برای مغز و بدن بسیار خوب است. این ساعت های تکراری باعث می شوند هورمون ها و دیگر موادی که اندام های بدن تولید می کنند روی ریتم خاصی باشند. اگر خودتان تغییری در آن پدید بیاورید مدتی طول می کشید تا بتوانید به آن عادت کنید. حتی وقتی با هواپیما سفر می کنید و ساعات خواب و بیداریتان به هم می ریزد به عبارتی جت لگ می شویم. وقتی مدام و هر روز این ساعت ها را تغییر می دهید یعنی هر روز یک جت لگ کوچک را تحمل می کنید. احساس خوبی ندارید، عملکردتان پایین می آید و به سلامتتان آسیب می رسد. موفق ترین های دنیای کسب و کار صبح ها زود از خواب بیدار می شوند. به این ترتیب روز را به خوبی شروع می کنید. توسط ایمیل ها و مسیج ها آزرده خاطر نمی شوید و کل جهان آرام است. اگر به باشگاه می روید ترافیک کمتر است، می توانید کتاب بخوانید، مدیتیشن و یوگا انجام دهید. فقط از رختخواب بیرون بروید! محصول پیشنهادی : ملاتونین 3 گرم وبر نچرالز | تنظیم کننده خواب یکی از راه های بهبود عملکرد روزانه این است که کمی زودتر از همیشه بیدار شوید. به این ترتیب می توانید به تمام فعالیت هایی که به شما کمک می کنند برسید. برنامه ی صبحتان را به شیوه ای بچینید که ساعات اولیه ی صبح برای انجام کارهای مورد علاقه ی خودتان باشد. پیشنهاد می کنم در این ساعات کار نکنید. این ساعات بهترین زمان هستند که کمی به خودتان برسید. وقتی از زندگی رضایت دارید می توانید بیشتر برای کسب و کارتان تلاش کنید. شب ها استراحت کنید حالا که برنامه ی صبح چیده شد بهتر است به سراغ ساعات انتهایی شب برویم تا زودتر و به خوابی عمیق فرو بروید. داشتن برنامه ای که بتواند شما را ریلکس کند می تواند روی کیفیت خواب تاثیر چشم گیری داشته باشد. خیلی از همکاران من که با خواب مشکل دارند روزهای پر استرسی را می گذرانند و عصرها تا دیروقت کار می کنند. یعنی تا زمانی که مستقیم به رختخواب بروند. یک فعالیت آرام که به آن علاقه دارید را انجام بدهید. در حالت ایده آل بهتر است از صفحه ی تلویزیون و کامپیوتر و گوشی دور باشید. چون صفحه ی روشن آن باعث می شود مغز شما بیدار بماند. بهتر است فعالیت هایی که به انرژی روانی زیادی احتیاج دارند را هم کنار بگذارید. کتاب بخوانید، دوش بگیرید به موسیقی آرام کننده گوش بدهید و … از وقتتان به بهترین حالت استفاده کنید. نه تنها بیشتر لذت می برید بلکه برنامه ی منظمی هم خواهید داشت. منبع : ترجمه از ساینس آلرت

اطلاعات بیشتر

لباسهایی که در 30 سالگی حسرتشان را خواهید خورد !

7 شهریور 2017
لباسهایی که در 30 سالگی حسرتشان را خواهید خورد !

وقتی که مردی به سن ۳۰ سالگی می رسد احتمالا نیم نگاهی به گذشته می اندازد و زندگی ش را مرور می کند. البته ممکن است به کمد لباس هایش هم نگاهی بیندازد چون به احتمال زیاد، این کمد در سنین جوانی خیلی مورد توجه واقع نشده است. ما ۲۰ لباسی که برای هر مردی ضروری است را شناسایی کردیم. اگر به سن ۳۰ سالگی نزدیک شده اید زمان آن رسیده که به خرید بروید: کت شلواری که خیلی خوب اندازه ی شماست جای هیچ عذر و بهانه ای نیست. این مسئله را جدی بگیرید چون حالا شما یک مرد بالغ هستید و حداقل به یک دست کت و شلوار ترجیحا در رنگ های سورمه ای و یا طوسی احتیاج دارید. در واقع باید هر دو رنگ آن را تا به حال تهیه می کردید. تا حالا کجا بودید؟ یالا! کت و شلوار بخرید. کت تکی که بتواند به لباس های شما تنوع بدهد هر چه شیوه ی لباس پوشیدن از حالت رسمی خارج می شود، کت تک اهمیت بیشتری پیدا می کند. وقتی یک کت تک در کمدتان دارید می توانید در مراسم هایی که مطمئن نیستید چقدر رسمی هستند از آن استفاده کنید. این سبک لباس پوشیدن، حتی اگر مهمانی خیلی رسمی نباشد شما را از بقیه متمایز می کند. حتی بیشتر از چیزی که تصور می کنید می توانید از آن استفاده کنید. یک ساعت مچی گران قیمت برای موقعیت های خاص حتی اگر خیلی به ساعت علاقه ای ندارید باید بدانید که استفاده از آن در موقعیت های خاص اهمیت زیادی دارد. ساعت ها لباس های رسمی را به طرزی کامل می کنند که هیچ چیز جایگزین آن نمی شود. بهتر است خودتان این حس را تجربه کنید. چند صد دلار خرج کنید تا یک ساعت مچی فوق العاده تهیه کنید. یک جفت کفش چرم قهوه ای و مشکی برای لباس های رسمی کفش های چرم رسمی واقعا لیاقت سرمایه گذاری شما را دارند. بهتر است قبل از خرید کمی تحقیق کنید تا بتوانید کفش هایتان را برای مدت طولانی استفاده کنید. بهتر است کفش هایی ساده داشته باشید تا آن ها را با هر مدل کت و شلواری ست کنید. یک جفت بوت با کیفیت بوت ها جز لباس های طبقه ی خاصی از مردم نیستند. هر مردی می تواند در فصل های پاییز و زمستان از بوت استفاده کند. یک جفت بوت با کیفیت می تواند در تمام طول زندگی تان استفاده شود، در سرما شما را گرم و در باران پاهایتان را خشک نگه می دارد. یک جفت کفش تابستانی با کیفیت مهم نیست کفش های اسپورت سفید رنگ پارچه ای می پوشید و یا کفش های جیر سبک. بهتر است مدل خاصی از کفش را برای تابستانتان در نظر بگیرید و آن را امضای خودتان کنید. یک کت زمستانی که شما را گرم نگه دارد بیشتر کسانی که از آب و هوای سرد در زمستان شاکی هستند لباس مناسبی برای پوشیدن در زمستان ندارند. پس بهتر است از الان به فکر زمستان سال آینده باشید. یک کت زمستانی برای موقعیت های خاص پوشیدن کاپشن های بزرگ و بی قواره یا بادگیر در زمستان برای یک مرد خوش لباس شاید خیلی درست نباشد. بهتر است یک کت پشمی مناسب برای ست کردن با کت هایتان تهیه کنید تا در شرایط خاص از آن استفاده کنید. چتر با کیفیت البته می توانید تا هر زمانی که دوست دارید چتر های سبک بی کیفیت تا شدنی به دست بگیرید ولی وقتی سنتان از ۳۰ بیشتر می شود شاید کمی احمقانه به نظر برسد. یک چتر بلند با دسته ی محکم چوبی می تواند تیپ شما را دگرگون کند کیف دستی وقتی ۳۰ ساله می شوید بهتر است کیف های قدیمی دانشگاهتان را کنار بگذارید و وسایل درست و حسابی بخرید. بهتر است کیف های دستی سنگین تر یا تمام چرم بخرید. این کیف ها می تواند هر کسی را تحت تاثیر بگذارد. کیف پول چرم با کیفیت اگر هنوز هم از کیف پول های نایلونی پک من استفاده می کنید این قسمت را به دقت بخوانید. کیف پول های چرم که توسط تولید کننده های خاص ساخته می شوند و کمی هم گران تر هستند می توانند تا چند دهه مورد استفاده قرار بگیرند پس سرمایه گذاری برای آن ها انتخاب درستی ست. از خریدن کیف پول های ارزان قیمت جدا خودداری کنید! کمربند با کیفیت به جای اینکه هر سال کمربند خریداری کنید یک کمربند گران قیمت تهیه کنید تا سال ها از آن استفاده کنید. هنگام خرید کمربند به دنبال عبارت چرم کامل بگردید. محصولاتی که روی آن ها عبارت چرم اصل نوشته شده معمولا چرم اصل نیستند و کیفیت ندارند. کت و شلوار مخصوص مهمانی های رسمی با داشتن یک کت و شلوار رسمی دیگر لازم نیست برای جشن های عروسی مضطرب شوید. البته اگر تا به حال کت و شلوار رسمی تهیه نکردید کمی جای تعجب دارد. شلوار جین تیره که سایز دقیقی داشته باشد جین ها بخش مهمی از کمد لباس هر مردی را تشکیل می دهند و بهتر است شلواری داشته باشید که با پوشیدن آن احساس راحتی کنید. حتی اگر مرتب جین نمی پوشید، شلوار جین بخش جدا نشدنی کمد لباس های شماست. تی شرت تی شرت مناسب هنوز هم وجود دارد فقط باید آن را پیدا کنید. تی شرت مناسب با سایز خوب چیزی ست که هر مردی باید در سنین ۲۰ سالگی داشته باشد. بهتر است تی شرت برند های مختلف را امتحان کنید تا یکی از آن ها که بیشتر دوست دارید را پیدا کنید. تا سن ۳۰ سالگی باید توانسته باشید این تصمیم گیری را انجام دهید . یک کت هر روزه که عاشقش هستید مهم نیست این کت چه مدلی دارد فقط کافی ست که عاشقش باشید. کت بادگیر، جین، کتان و یا کاپشن های عادی همگی گزینه های خوبی هستند . پیراهن هر روزه ولی خاص مهم نیست پیراهن شما چه برندی دارد. فقط هر زمان که اطرافیان به شما فکر می کنند باید این لباس را همراه با شما به خاطر بیاورند. این نوع پیراهن ها باید جز جدا نشدنی شما باشد . یک لباس شنا که از پوشیدنش خجالت زده نشوید داشتن یک لباس شنای مناسب نشان می دهد که شما واقعا بزرگ شده اید. لازم نیست لباس های بلند بپوشید. لباس شنای کوتاه بپوشید و اعتماد به نفستان را نشان دهید . کرواتی که واقعا دوست دارید تعدادی کروات برای خودتان بخرید. وقتی کروات های شما همگی هدیه ی اعضای خانواده نباشند بیشتر به سلیقه ی خودتان هستند پس بیشتر تمایل دارید از آن ها استفاده کنید. به این ترتیب ممکن است بیشتر از بقیه تعریف و تمجید بشنوید . عینکی که شما را باهوش نشان دهد تا سن ۳۰ سالگی دیگر به خوبی می دانید چه مدل عینکی مناسب صورت شماست. عینک هایی که از ۲۵ سالگی دارید دیگر ظاهر خوبی ندارند. بهتر است دنبال یک عینک جدید باشید .

اطلاعات بیشتر

نام ها را فراموش میکنیم ولی چهره ها را نه ، چرا؟

7 شهریور 2017
نام ها را فراموش میکنیم ولی چهره ها را نه ، چرا؟

گفته‌ی مشهور گروچو مارکس ۱ ، “من هرگز چهره‌ها را فراموش نمی‌کنم! اما درباره‌ی تو، استثنا قائل می‌شوم!” را به یاد دارید؟ حافظه‌ی گروچو برای به خاطر سپردن چهره‌ها ممکن است افسانه‌ای باشد؛ اما چندان هم نادر نیست. در حقیقت، حافظه‌ی انسان‌ها در به یادآوردن چهره‌ای که قبلاً دیده‌اند، فوق‌العاده است و دلیلی تکاملی در پس آن وجود دارد. نه تنها انسان، بلکه بسیاری از حیواناتِ اجتماعی به وسیله‌ی چهره، جفت خود را باز می‌شناسند. ما دارای مکانیسم‌های اختصاصی در مغز برای شناسایی ویژگی‌های صورت داریم؛ به همین دلیل تشخیص چهره سریع و دقیق رخ می‌دهد. چالش اصلی، به خاطر آوردن نام‌هایی است که متعلق به این چهره‌ها هستند. لیزا آبرامز ۲ و دنیل دیویس ۳ در مقاله‌ی اخیر خود دلایل پیچیده‌ای که سبب می‌شوند نام‌ها را از یاد ببریم را بررسی کرده‌اند. در ابتدا، چهار روشی که نام‌ها برای افراد متمایز از سایر کلمات‌ هستند را در نظر گرفته‌اند: نام‌ها منحربه‌فرد هستند. کلمات دیگر معمولاً به گروهی مشابه از یک چیز اطلاق می‌شوند. در نظر بگیرید من به شما بگویم “ یک سیب در کوله پشتی‌ام دارم. ” اطلاعاتی درباره‌ی سیب با گفتن نامش در اختیار شما قرار می‌گیرد و می‌دانید درباره‌ی چه حرف می‌زنم. اما اگر بگویم “ دوستی با نام مریم دارم. ” هیچ ایده‌ای درباره‌ی او نخواهید داشت و چیزی نمی‌دانید. نام‌ها مترادف ندارند. همه‌ی ما تجربه‌ی این را داشته‌ایم که نام چیزی را به خاطر نیاوریم اما مدام نوکِ زبانمان باشد؛ مترادف‌های زیادی ممکن است برای آن ذکر کنیم اما یک کلمه‌ی خاص مدِ نظرمان است. خوشبختانه، بسیاری از کلمات مترادف دارند و ممکن است با این که نتوانیم کلمه‌ی دقیقی که در نظرمان هست را به زبان بیاوریم، مقصود خود را برسانیم. اما اسامی افراد مترادف ندارند و معادلی برای آن‌ها وجود ندارد. نام‌ها شامل چند کلمه می‌شوند. در بسیاری از فرهنگ‌ها، رسم است که فرد دارای یک نام کوچک و یک نام خانوادگی باشد و در مواقعی، علاوه بر این دو مورد، کلماتی دیگر نیز در نام یک فرد وجود دارند. در صورتی که تلاش می‌کنید نام بازیگری که در دو فیلم مختلف، هواپیمایش درون آب سقوط کرده است را به خاطر بیاورید، تنها گفتن نامِ تام کافی نیست و منظور را نمی‌رساند. باید از اسم کامل او، تام هنکس ، استفاده کنید. نام‌ها کلماتی با فرکانس پایین هستند. در بین کلمات معمولی، استفاده از نوک زبان در فرکانس‌های پایین شایع‌تر است. در برخی موارد، ترکیب حروف موجود در یک کلمه نیز نامعمول است و به خاطر آوردن آن‌ها را با دشواری همراه می‌سازد. به طور خلاصه، از یاد بردن اسامی اشخاص همانند از یاد بردن کلمات دیگر است؛ مطمئن هستید که آن کلمه یا نام را می‌دانید؛ اما نمی‌توانید آن را به خاطر بیاورید. با این حال، استراتژی‌هایی که برای بازیابی سایر کلمات از حافظه استفاده می‌شوند، درباره‌ی نام اشخاص جوابگو نیستند. این که یک کلمه نوک زبانمان گیر می‌کند می‌تواند یک خطای تولیدی در نظر گرفته شود؛ بدین معنا که مغز نمی‌تواند کلمه یا نام دلخواه را تولید کند اما لغزش حافظه از جنبه‌ی دریافت اطلاعات نیز معیوب بوده‌ است. در این صورت، یک خطای استنباطی محسوب می‌شود. همه‌ی ما تجریباتی مشابه داشته‌ایم؛ در نظر بگیرید از شخصی به نام ساندرا که اخیراً ازدواج کرده است صحبت می‌کند؛ در حالی که شما تصویری از شخص دیگری با نام اریکا در ذهن دارید. به عبارت دیگر، با شنیدن نام ساندارا، ذهنتان به طرف اریکا کشیده شده است و به اشتباه پیام تبریکی برای اریکا می‌فرستید و این می‌تواند آغاز ماجراهایی باشد. حافظه‌ی نام‌ها در آزمایشگاه مورد آزمایش قرار گرفته است؛ بدین صورت که شرکت‌کنندگان اطلاعاتی درباره‌ی فرد مشهوری را دریافت می‌کردند و سپس، نام فرد موردنظر را می‌گفتند؛ نظیر: سوال: بازیگر مشهور بریتانیایی که در نقش هری‌ پاتر بازی کرده است، چه نام دارد؟ پاسخ: دنیل ردکلیف ۴ . و یا سوالاتی مانند مورد زیر: سوال: موسی (ع) در کشتی خود چه تعداد از هر گونه‌ی حیوان را داشت؟ پاسخ: یک جفت از هر گونه. در صورتی که تصور می‌کنید پاسخ سوال بالا صحیح است، یک‌بار دیگر آن را بخوانید؛ داستان مربوط به حضرت نوح و کشتی معروفش است نه حضرت موسی. این قبیل خطاهای استنباطی با نام توهم موسی ( Moses illusion ) نام‌گذاری شده‌اند. دلیل این که افراد در این تله‌ها گرفتار می‌شوند هنوز ناشناخته است اما می‌توان حداقل یک توجیه منطقی برای آن یافت؛ هنگام خواندن جملات، هر کلمه را عمیقاً پردازش نمی‌کنیم چرا که سرعت خواندن ما را بسیار پایین می‌آورد. در ازا، به شکل سرسری گذر می‌کنیم و تا زمانی که کلمات مشکلی نداشته باشند توجه ما را جلب نمی‌کنند؛ زمانی توقف می‌کنیم که کلمه‌ای ناآشنا یا غیرمنتظره باشد و توجه ما را به خود جلب کند. دلیل اشتباه گرفتن موسی و نوح در مثال بالا، داشتن ویژگی‌های مشترک فراوان است؛ هر دوی آنان پیامبران الهی و رهبران شورشی بوده‌اند. با این حال، افراد به ندرت در دام سوال “حضرت آدم چه تعداد از هر گونه را سوار بر کشتی کرد؟” گرفتار می‌شوند. این خطا تنها محدود به نام‌ها نیست و درباره‌ی کلمات معمولی نیز ممکن است رخ دهد. برای مثال، هنگام خواندن دستور پخت غذایی به جای یک قاشق چایخوری نمک، یک قاشق غذاخوری نمک اضافه کنید یا هنگام رانندگی به مقصد شمال، اشتباهاً تابلوی جنوب را دنبال کنید. ما از حافظه‌مان انتظار داریم منبع قابل اعتمادی از اطلاعات باشد و هر زمان که نیاز داریم چیزی را به خاطر بیاوریم، در دسترس باشد. در بسیاری از مواقع نیز انتظارات ما را برآورده می‌کند؛ همان‌گونه که در مکالمات روزمره کلمات با معنی را پشت یر هم بیان می‌کنیم و مقصود خود را می‌رسانیم که پدیده‌ای شگفت‌آور از نظر فیزیولوژیک است. بسیاری از نارسایی‌های گهگاه حافظه امری طبیعی تلقی می‌شوند که همه‌ی افراد تجربه می‌کنند؛ بنابراین در صورتی که به آن‌ها دچار شدید، حس بدی نداشته باشید و یا زمانی که نوک زبانتان کلمات گیر می‌کنند یا در دریافت اطلاعات گرفتار توهم موسی می‌شوید. در صورت وقوع مکرر آن‌ها توصیه می‌شود با پزشک درمیان بگذارید. پی‌نوشت ۱. گروچو مارکس (انگلیسی: Groucho Marx؛ ۲ اکتبر ۱۸۹۰ – ۱۹ اوت ۱۹۷۷) یک کمدین و هنرپیشه تئاتر، سینما و تلویزیون اهل ایالات متحده آمریکابود. ۲. Lise Abrams ۳. Danielle Davis ۴. Daniel Radcliffe

اطلاعات بیشتر

توهم قانون " 5 ثانیه "

6 شهریور 2017
توهم قانون " 5 ثانیه "

غذایی به زمین می‌افتد، آن را برمی‌دارید و می‌خورید. خب، بعدش برای بدن‌تان چه اتفاقی می‌افتد؟ سوال این است: غذایی به زمین می‌افتد، آن را برمی‌دارید و می‌خورید. خب، بعدش برای بدن‌تان چه اتفاقی می‌افتد؟ غذایتان بر زمین می‌افتد و شما آن را برمی‌دارید و می‌خورید، تا آنجا که می‌توانید این کار را سریع انجام می‌دهید، اما... آیا قانون پنج ثانیه را انجام می‌دهید و به خوردنش ادامه می‌دهید؟ اگر این کار را می‌کنید، پس آدم شجاعی هستید- متخصصان اخیرا دریافته‌اند که قانون پنج ثانیه یک افسانه است ... بسیار خب. البته این مسئله به نوع غذایی که بر زمین می‌افتد بستگی دارد. شورای اطلاعات غذایی استرالیا معتقد است که این مسئله به نوع باکتری ارتباط دارد- باکتری‌ها عاشق چیزهای خیس و مرطوب و غذاهای آبدار هستند، اما چندان علاقه‌ای به غذاهای خشک ندارند. بنابراین اگر چیزی مثل گوشت یا پنیر از دستتان بر زمین افتاد -همان‌طور که می‌دانید هر دوی این‌ها چیزهای آبداری هستند- احتمال آلوده شدن آنها بیشتر از افتادن یک چیز خشک بر زمین است (مثل چیپس و کلوچه). برخی از باکتری‌ها‌یی که به غذا می‌چسبند می‌توانند مفید باشند، اما جالب است بدانید که سالانه ۴۸ میلیون آمریکایی از غذا مسموم می‌شوند، و البته همه‌ی آنها به خاطر خوردن غذایی که بر زمین افتاده نیست، بنابراین بهتر است وقتی غذایی به زمین افتاد، اگر خواستید آن را بخورید به این فکر کنید که آیا ارزش ریسک کردن دارد یا نه.

اطلاعات بیشتر

با این ترفند ها ، دارای فرزند باهوش شوید

6 شهریور 2017
با این ترفند ها ، دارای فرزند باهوش شوید

همه مادران دلشان می‌خواهد فرزندشان سالم و باهوش باشد اما اغلب نمی‌دانند چطور باید این کار را انجام دهند. ما به شما راهکارهای ساده‌ای یاد می‌دهیم تا بتوانید فرزند باهوش ی به دنیا بیاورید. همچنین بخوانید : کپسول مموری پلاس مارنیز | تقویت حافظه و افزایش قدرت تمرکز دانشمندان می‌گویند تجربه‌های مادر در دوران بارداری بر شکل‌گیری مغز کودک تاثیر می‌گذارد. این تاثیرها می‌توانند در تمام عمر کودک ادامه داشته باشند. با این وجود، زنان در دوران بارداری می‌توانند با انجام چند کار ساده سلول‌های مغزی فرزندشان را گسترش دهند و کودکی باهوش به دنیا بیاورند. این پیشنهادها به شما کمک می‌کنند ضریب هوشی فرزندتان را از دوران جنینی افزایش دهید. با فرزندتان حرف بزنید لازم نیست صبر کنید فرزندتان به دنیا بیایید و بعد حرف زدن با او را شروع کنید. در همان دوران بارداری هم می‌توانید جنین را مخاطب قرارداده و با فرزند متولد نشده حرف بزنید. وقتی با جنین حرف می‌زنید او به صدای شما عادت می‌کند و الگوهای زبانی را از همان زمان تشخیص می‌دهد. درباره تجربه‌ها و فعالیت‌های روزانه با او صحبت کنید. برایش با صدای بلند کتاب بخوانید تا گوش او را به شنیدن تشویق کنید. میوه‌های تازه مصرف کنید توصیه می‌شود در دوران بارداری از مصرف سبزیجات و میوه‌های تازه غافل نشوید: مصرف این قبیل مواد غذایی علاوه بر اینکه به کنترل وزن و سلامت خودتان کمک می‌کند، در افزایش هوش کودکتان نیز تاثیرگذار است. سبزیجات و میوه‌های مختلف ویتامین و املاح معدنی مورد نیاز بدن شما را به خوبی تامین می‌کنند و نیاز روزانه شما به مصرف مکمل‌های غذایی را کاهش می‌دهند. در صورتی که به هر دلیل نمی‌توانید میوه و سبزیجات مختلف را در رژیم غذایی‌ تان داشته باشید توصیه می‌شود حتما از مکمل‌های غذایی کمک بگیرید. استرس‌ تان را کاهش دهید کمتر حرص بخورید. بعضی از پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهند یکی از عواملی که روی هوش کودک تاثیر می‌گذارد، استرس مادر است. وقتی مادر در دوران بارداری استرس داشته باشد این موضوع روی شخصیت کودک و رشد سلول‌های مغز او تاثیر منفی می‌گذارد؛ بنابراین در دوران بارداری سعی کنید راه و فعالیت‌هایی برای کاهش استرس و آرامش پیدا کرده و از محیط‌های پرتنش دوری کنید. ورزش کردن فعالیت خوبی است که به کاهش استرس و سلامت جنین کمک می‌کند. تمرین‌های ریلکسیشن هم به آرامش بیشتر شما کمک می‌کند؛ پس آنها را در برنامه تان بگنجانید. نتایج پژوهش های دیگر نشان می دهد کودکانی که مادران آنها در دوران بارداری استرس زیادی دارند، در پنج سالگی دچار اختلال شناختی می‌شوند و در یادگیری زبان، کم‌هوش‌اند. مراقب دندان‌هایتان باشید مشکلات و بیماری‌های مربوط به دهان و دندان در دوران بارداری بر سلامت کودک تاثیر می‌گذارد و با زایمان زودرس و کاهش وزن نوزاد در ارتباط است. وقتی مادران در دوران بارداری بهداشت دندان و دهان را رعایت نمی‌کنند فرزندان آنها احتمالا در یادگیری دچار مشکل می‌شوند. سیگار کشیدن در دوران بارداری خطر بزرگی است که نباید آن را نادیده گرفت. سیگارکشیدن اثرهای مشابهی بر جای می‌گذارد و سبب اختلال در یادگیری کودک می‌شود؛ ضمن اینکه سلامت دندان‌ها را کاهش می‌دهد. وزن‌تان را کنترل کنید خیلی از خانم‌های باردار چاقی را در دوران بارداری تجربه می‌کنند و دچار اضافه وزن زیادی می‌شوند، بنابراین باید در دوران بارداری مراقب وزن خودتان باشید تا نوزادتان با وزن متعادلی متولد شود. افزایش وزن مادر در دوران بارداری با تولد نوزاد کم وزن در ارتباط است. نتایج تحقیقات نشان می‌دهد کودکانی که با وزن مناسب به دنیا می‌آیند از ضریب هوشی بالاتری برخوردارند. محققان بعد از بررسی تاثیر وزن در میان همه فرزندان خانواده به این نتیجه رسیده‌اند که ارتباط نزدیکی بین کاهش وزن نوزاد و کم‌شدن ضریب هوشی کودکان وجود دارد. از مصرف شکر پرهیز کنید در دوران بارداری بهتر است مصرف شکر را به حداقل ممکن برسانید. شکر ارزش غذایی کمی دارد و در دسته مواد غذایی ناسالم قرار می‌گیرد. اگر می‌خواهید فرزند باهوشی داشته باشید توجه به این نکته بیشتر اهمیت دارد. مصرف مواد غذایی بسیار شیرین تعادل هورمون انسولین را بر هم می زند، در نتیجه احتمال کاهش عملکرد ذهنی کودک افزایش می‌یابد. ساده‌ترین راه برای کاهش مصرف شکر این است که به برچسب‌های مواد غذایی توجه بیشتری داشته باشید و از مصرف نوشابه‌های گازدار، انواع کیک و شیرینی‌های مختلف و همینطور آبمیوه‌های صنعتی پرهیز کنید. به موسیقی گوش دهید از معجزه نت‌های موسیقی برای سلامت فرزندتان بهره‌مند شوید. البته یادتان باشد که بهتر است هنگام گوش دادن موسیقی از هدفون استفاده نکنید. اجازه دهید کودک شما در دوران جنینی صدای موسیقی را بشنود و با آهنگ‌های مختلف آشنا شود. به دنبال آهنگ‌های کلاسیک و آرامبخش باشید. موسیقی حتی برای پرورش هوش و خلاقیت کودکان نوپا هم تاثیر شگرفی دارد. بررسی‌ها نشان می‌دهند گوش دادن به موسیقی‌های کلاسیک از جمله آهنگ‌های موتزارت به تقویت هوش میان‌شناختی کودک کمک می‌کند. روغن‌های سالم بخورید بعضی از مادرها در دوران بارداری از هرگونه چربی فراری هستند چون فکر می‌کنند که مصرف هر نوع چربی سبب افزایش وزن و چاقی می‌شود؛ درصورتی که این باور اشتباه است. برای اینکه بچه باهوشی به دنیا بیاورید باید گروهی از چربی‌های مفید را در رژیم غذایی‌تان جای دهید. مغزهایی مانند بادام، گردو و فندق چربی‌های مفید دارند. اسیدهای چرب امگا۳ و امگا۶ که در ماهی و غذاهای دریایی پیدا می‌شود برای سلامت مغز جنین مفید است و به بهبود ساختار عصبی، خون‌رسانی و سیستم ایمنی بدن کمک می‌کند. از مصرف کلسیم غافل نشوید یکی دیگر از مواد معدنی مورد نیاز مادران که به سلامت مغز و باهوش شدن کودکان کمک می‌کند، کلسیم است. به جز لبنیات منابع دیگری هم برای تامین کلسیم وجود دارد که در کنار کلسیم ریز مغذی‌های دیگری مانند آهن، اسید فولیک، ویتامین C و فیبر را تامین می‌کنند، بنابراین برای تامین کلسیم از مغزهایی مانند بادام، انجیر، کشمش، ماهی سالمون، سبزیجاتی با برگ سبز تیره مانند اسفناج و کلم بروکلی کمک بگیرد. حبوباتی مانند نخود و عدس هم کلسیم دارند.

اطلاعات بیشتر

به صورت تضمینی باهوش تر شوید!

4 شهریور 2017
به صورت تضمینی باهوش تر شوید!

روث کوران که از حادثه‌ی تصادف رانندگی وحشتناک ۱۰ سال پیش، با وجود آسیب مغزی حاد و سپری نمودن ۱۸ ماه دوره نقاهت، به علم کاوش در مغز، خاصیت انعطاف‌پذیری آن و یادگیری مهارت‌های جدید پرداخت. من روث را می‌شناسم، مجذوب داستانش و برخی از نکاتی که او در کتابش (Being Brain Healthy) آورده است، شده‌ام. روث مجبور بود تا بسیاری از توانایی‌های اساسی ذهنش را بازسازی کند و در این اثنا دریافت چگونه ابهام ذهنی را در علائم نامشخصی که در درمان‌های سنتی‌ به آن پرداخته نشده‌است، پاک کند. او مجموعه‌ای از کارها که در طول ۱۸ ماه تکرار می‌نمود را کشف کرد که به ذهنش در باهوش‌تر شدن کمک کرد. کارشناسان می‌گویند این ترفندهای کوچک و سریع در زندگی روزمره‌ی شما نه تنها می‌تواند به درمان آسیب ذهنی کمک کند بلکه به شما کمک می‌کند تا در هر سنی که هستند ذهن سالمی داشته باشند. کارهای بسیاری برای تحریک و تقویت ذهن می‌توان انجام داد تا ذهنتان همواره آماده باشد؛ فقط کافیست تجربیات حسی خود را چند بار در هفته مرور کنید که یک شروع عالی محسوب می‌شود . سه مورد را مد نظر بگیرید: ۱.کفش‌های پاشنه بلند حسی فراتر از حس اعتماد به نفس به شما می‌بخشد. پیاده‌روی برای اکثر مردم فعالیتی جهانی و روزمره قلمداد می‌شود. کفش‌های تنیستان را می‌پوشید و در پارک و یا خیابان پیاده‌روی ‌می‌کنید. مطمئنا از حس پیاده‌روی، درست قدم زدن و انتظاراتی که از آن دارید، آگاهید. کفش‌های تنیس ته‌گرد خود را یک‌بار در هفته تغییر دهید و هنگام پیاده‌روی و ورزش آنها را با صندل‌های خود تعویض کنید. قطعا هرگز در حین ورزش کفش پاشنه‌ بلند نمی‌پوشید. یک جفت از آن‌ها را بردارید و در خانه قدم بزنید. بالا و پایین رفتن از پله‌ها با کفش‌هایی که به آن عادت ندارید شما را مجبور می‌کند تا بیشتر هماهنگ شوید، به تعادل خود توجه نمائید همین عامل موجب می‌شود تا سیناپس‌ها تحریک ‌شوند. دارا شوارتز، روانشناس بالینی در بیمارستان شارپ مسا ویستا می‌گوید، از یک الگوی خوب بهره ببرید، این برای مغز مفید است. ۲. تغییراستفاده از دست راست با چپ (یا چپ با راست) حقیقتی انکار ناپذیر است. هرگز مجبور شده‌اید با دستی مخالف که به آن عادت ندارید موهای خود را ببندید یا شانه کنید؟ آیا ناامید شدید؟ خب. شوارتز می‌گوید: هر آنچه که باعث شود کار ذهن سخت‌تر یا خسته‌کننده‌تر شود، خوب است. هر از گاهی حین استفاده از مسواک، شانه، سشوار یا دستگاه فر کننده‌ی مو دستتان را تغییر دهید. مغز به مرور به فعالیت‌های روزمره مقید می‌شود و استفاده از دست مخالف باعث می‌شود سیناپس‌های جدیدی برای تشخیص مسیرهای جدید برانگیخته ‌شود. کوران می‌گوید: استفاده از دست مخالف برای انجام یک کار دستی به شیوه‌ی جدید به پاک کردن ابهامات ذهنی‌ کمک شایانی می‌کند. ۳. محرومیتی حسی را تجربه کنید. بسیاری از گونه‌های فاقد بینایی طعمه خود را از طریق صدا و یا بو تشخیص می‌دهند. در طول روز، اغلب بارها و بارها برای انجام کارهای معمول به شدت بر حس مشابهی اعتماد می‌کنید. با چشم بسته خود را امتحان کنید، به عنوان مثال غذاها را فقط از بوهایشان تشخیص دهید. استفاده از تکنیک محروم‌سازی حسی، بخش‌هایی از مغز را مجبور می‌کند تا سخت‌تر فعالیت کند. به لباس پوشیدن با چشم بسته فکر کنید: آیا می‌توانید بر اساس تصور خود از لباس‌هایتان لباس بپوشید؟ آیا ژاکت مورد علاقه‌ی شما بافتی منحصر به‌فرد دارد که می‌تواند به شما در تشخیص آن بدون آنکه آن را ببینید کمک کند؟ براساس گفته‌ی شوارتز، نقاط مختلف در مغز به حسی خاص تعلق دارد. هنگامی که ذهنتان را به سوی حسی دیگر تغییر می‌دهید معمولا در ابتدا با آن شیوه سازگار نیستید، پس مجبور می‌شوید به روشی چالش برانگیز کارهایتان را انجام دهید و همکاری‌های جدیدی را بسازید.

اطلاعات بیشتر

این هفت عادت ، مانع موفقیت شما میشوند...!

30 شهریور 2017
این هفت عادت ، مانع موفقیت شما میشوند...!

اگر بتوانید از پس عادت‌ هایی که شما را متوقف کرده‌اند برآیید، می‌توانید به پتانسیل ی که همیشه داشته‌اید دست یابید. آیا در تلاش هستید که موفق باشید ولی نمی‌دانید چه چیزی مانع شما می‌شود؟ رایج‌ترین موانع را کشف کنید و یاد بگیرید چطور بر آن‌ها فائق آیید. ویل دورانت که یک مورخ است، تفکر ارسطو را چنین خلاصه کرد که “ما آن چیزی هستیم که به‌طور مداوم انجام می‌دهیم. پس عالی بودن یک عمل نیست بلکه یک عادت است.” و اغلب این عادت‌های شما هستند که موفقتیتان را تعیین می‌کنند یا مانع آن می‌شوند. اگر بتوانید از پس عادت‌هایی که شما را متوقف کرده‌اند برآیید، می‌توانید به پتانسیلی که همیشه داشته اید دست یابید. این هفت عادت ویرانگر برای شروع، نقطه مناسبی هستند: ۱. به دیگران اجازه بدهید آنچه را که شما می‌خواهید تعریف کنند این زندگی شماست، پس به دیگران اجازه ندهید برایتان تصمیم بگیرند. کنترل را دوباره بدست بگیرید، و مرز‌های سالم را تعیین کنید. تصمیمات خود را خودتان بگیرید و مالک زندگی خودتان باشید. ۲. پرهیز از ریسک کردن اگر خجالتی باشید احتمالا از آینده می‌ترسید اما شما هیچگاه از ریسک کردن، اشتباه کردن، و شکست خوردن راضی نخواهید شد. این انتخاب‌های شما در طول مسیر هستند که سفرتان را غنی و عالی می کنند، بنابراین این تجربه را از خود دریغ نکنید. ۳. قدرت‌دادن به افکار منفی چند فرد منفی گرا در زندگی خود دارید؟ چقدر افکار منفی در طول روز دارید؟ احاطه شدن با افکار و عقاید منفی بدون حتی اطلاع از آن‌­­­­­­­­­­­­­­­­­­­ها راحت است ولی گران تمام می‌شود. اغلب به قیمت چیزهای که می‌خواهید. منفی‌گرایی را از زندگی خود حذف کنید و انرژی را به خود برگردانید. ۴. در گذشته زندگی کردن زندگی در گذشته، چه به خاطر نوستالژی روزهای خوب گذشته باشد یا به خاطر ناتوانی از فرار از گذشته مخرب، شما را از حرکت کردن به سمت جلو بازمی­‌دارد. ۵. به تعویق انداختن امور شما برای چگونه گذراندن هر دقیقه ای از روز مختارید. خیلی خوب است که زمانی را به تفکر و رویاپردازی اختصاص دهید. ولی این همان زمانی است که صرف  کارهایی می‌کنید که شما را به سمت اهدافتان سوق می‌دهد. ۶.ناامید شدن گاهی اوقات چیزهای خوب از هم فاصله میگرند و چیزهای بد به هم نزدیک می شوند. اما دلایل بسیار زیادی برای ادامه یادگیری و رشد کردن وجود دارد. وقتی اوضاع خوب نیست این به شما بستگی دارد که از شرایط موجود درس بگیرید و به وصل کردن نقاط به هم ادامه بدهید. ۷.تسلیم شدن اغلب لحظه‌ای که آماده تسلیم شدن هستید، لحظه قبل از پیروزی است. بگذارید سر سختی و مصمم بودن شما را باخود ببرد. همچون کسی باشید که هفت بار زمین می خورد اما دفعه هشتم بر می­خیزد. از امروز برای حذف عاداتی که در مسیر شما قرار دارند شروع کنید، چه از این هفت عادت باشند یا به‌طور کلی عادات دیگر. آنگاه انسان موفقی را که می‌خواهید باشید، کشف خواهید کرد. منبع : Inc

اطلاعات بیشتر

استرس و اظطراب و این همه فرق؟؟؟!!!

30 شهریور 2017
استرس و اظطراب و این همه فرق؟؟؟!!!

بر خلاف باور عمومی ، بین استرس و اضطراب تفاوت‌هایی وجود دارد. استرس ناشی از فشار هایی است که ما در زندگی احساس می‌کنیم، همانطور که تحت فشار کار و یا هر وظیفه‌ی مهم دیگری قرار می‌گیریم که باعث فشار ناخودآگاه بر ذهن و جسم ما می‌شود؛ در این حالت آدرنالین آزاد می‌شود. عمر طولانی این هورمون باعث ایجاد افسردگی ، افزایش در فشارخون و یا سایر تغییرات و اثرات منفی در بدن می‌شود. یکی از این اثرات منفی، اضطراب است. همراه با حس اضطراب، ترس برتمام احساساتی که با نگرانی و دلهره همراه است غلبه می‌کند و فرد را با کوله‌باری از ناراحتی ، گوشه‌نشین می‌کند. علائم دیگر آن عبارتند از: درد قفسه سینه ، سرگیجه ، ضعف در تنفس و حملات پانیک . استرس توسط عوامل استرس‌زا ایجاد می‌شود. اضطراب، استرسی است که بعد از رفع عامل استرس‌زا باقی می‌ماند. استرس می‌تواند در اثر هر موقعیتی یا فکری که باعث احساس ناامیدی، آشفتگی، عصبانیت یا حتی اضطراب می‌شود نیز ایجاد شود. عواملی که باعث ایجاد حس تنش در فرد می‌شود، لزوما برای فردی دیگر استرس‌زا نیست. اضطراب حسی از ترس و دلهره می‌باشد که در اکثر مواقع تقریبا با احساسی از رنج نیز همراه است. منبع این ناآرامی وناامیدی همیشه شناخته نمی‌شود. همین عامل نیز می‌تواند به تنشی که احساس می‌کنید بیافزاید. استرس، راهی برای ذهن و بدن ماست که در برابر عاملی که توازن عادیِ زندگی ما را آشفته می‌کند مقابله کند. نمونه‌ای از این استرس، پاسخی است که ما به هنگام وحشت و ترس احساس می‌کنیم. درطول حوادث استرس‌زا، غده‌ی فوق کلیه‌ ی ما آدرنالین تولید می‌کند؛ هورمونی که مکانیسم‌های دفاعی بدن ما را با افزایش در ضربان قلب و فشارخون فعال می‌کند، عضلات را به تنش در آورده و مردمک چشمانمان را نیز گشاد می‌کند. نشانه‌ی اصلی در افزایش استرس، تشدیدِ سرعت ضربان قلب شماست. با این حال، ضربان قلب نرمال، لزوما به معنی فقدان استرس نمی‌باشد. درد مداوم قفسه‌ی سینه، لرزش، نگرانی، خستگی مزمن، گریه، افزایش یا کاهش در میزان خوردن غذا، عفونت‌های مکرر و کاهش میل جنسی‌تان، علائمی است که می‌تواند شما را آگاه کند که تحت فشار استرس قرار دارید. البته هر زمانیکه ما تحت فشار استرس قرار می‌گیریم، به چنین افراطی واکنش نشان نمی‌دهیم و همیشه هم در معرض چنین فشارها و یا ترس‌های بزرگی که در مواجهه با وضعیت استرس‌زا پیش می‌آید، نیستیم. بعضی از افراد نسبت به دیگران در برابر استرس حساسیت بیشتری دارند. برای برخی از افراد، حتی تصمیمات عادی روزانه نیز ممکن است غیرقابل تحمل به نظر برسد. تصمیم گیری در مورد غذای شام و یا آنچه که در فروشگاه خریداری می‌کنند، معضل دشواری برای آن‌هاست. از سوی دیگر، افرادی هستند که به نظر می‌رسد در برابر استرس پیروز شده‌اند؛ بدون هیچگونه فشار یا اجباری! تحقیقات نشان می‌دهد زنانِ دارای فرزند، دارای سطوح بالاتری از هورمون‌های مرتبط با استرس در خون، نسبت به زنان بدون فرزند هستند. اما آیا این بدین معنیست که زنان بدون فرزند، هیچگاه استرس را تجربه نمی‌کنند؟ قطعا نه! بلکه این بدان معناست که زنان بدون فرزند ممکن است اغلب این استرس را به اندازه‌ای که زنان دارای فرزند تجربه می‌کنند، نداشته باشند. باتوجه به این مطلب، بسیار مهم است که زنان دارای فرزند برنامه‌ی زمانی برای رسیدگی به خود در نظر بگیرند. هنگامی که میزانِ استرس شما کاهش می‌یابد، شما در یک ذهنیت بهتری برای کمک به فرزند خود و مقابله با چالش‌های روزانه‌تان قرار خواهید گرفت. اضطراب، جنبه‌ی دیگری از حس نگرانی است که هرشخصی در مواجهه با شرایط استرس‌زا، آن ‌را تجربه می‌کند، به طور مثال قبل از یک امتحان یا مصاحبه و یا در حالت‌های نگران کننده‌ای همچون بیماری. احساس نگرانی به هنگام رویارویی با شرایط دشوار و یا خطرناک کاملا طبیعیست و حتی میزانی از استرس خفیف می‌تواند در قالب یک تجربه‌ی مثبت و مفید تلقی شود. با این حال برای بسیاری از مردم، این اضطراب با زندگی طبیعیشان درگیر می‌شود. اضطراب بیش از حد، اغلب با سایر حالات وابسته به روان از جمله افسردگی همراه است. اضطراب زمانی که شدید بوده و مدت زمان زیادی به طول بیانجامد، غیرطبیعی است؛ حضور اضطراب و تشویش در صورت عدم وجود یک رویداد استرس‌زا یا مداخله‌ی آن در فعالیت‌های روزمره همچون رفتن به سرکار . علائم فیزیک ی اضطراب ناشی از ارسال پیام‌هایی از سوی مغز به بخش‌هایی از بدن می‌باشد تا بدن را برای حالت جنگ یا گریز آماده کند. همچنین باعث سرعت در کار قلب، ریه‌ها و سایر قسمت‌هایی از بدن می‌شود. مغز همچنین هورمون‌های استرس، از جمله آدرنالین آزاد می‌کند. معیار و شاخص‌های مشترکِ نشان دهنده‌ی اضطراب بیش از حد عبارتند از: اسهال خشکی دهان تپش یا ضربان قلب سریع بی‌خوابی تحریک پذیری یا عصبانیت ناتوانی در تمرکز ترس از دیوانه شدن احساس غیرواقعی و غیرقابل کنترلِ فعالیت‌های فردی، که زوال شخصیت نامیده می‌شود. اضطراب می‌تواند از راه‌های گوناگونی ایجاد شود. بدیهی است که وجود استرس در زندگی شما، می‌تواند باعث ایجاد افکار نگران‌کننده شود. بسیاری از افراد که از اختلالات اضطرابی رنج می‌برند، ذهن خود را با نگرانی‌های بیش از حد اشغال می‌کنند. این نگرانی‌ می‌تواند هر گونه مسئله‌ای از جمله موضوعات سلامت تا مشکلات شغلی و مسائل جهانی را دربرگیرد. برخی داروها، برای مصارف پزشکی یا غیرپزشکی، نیز می‌توانند علائم اضطراب را به علت عوارض جانبی یا قطع درمصرفشان ایجاد کنند. مانند داروهای حاوی کافئین، الکل، نیکوتین، داروهای سرماخوردگی و ضدانعقاد، برونکودیلاتور برای آسم، داروهای ضدافسردگی، کوکائین، آمفتامین، قرص‌های رژیمی، داروهای ADHD (بیش فعالی) و داروهای تیروئیدی. همچنین یک رژیم غذایی ضعیف می‌تواند به ایجاد استرس یا اضطراب کمک کند. به عنوان مثال، پایین بودن سطح ویتامین B۱۲. عملکردِ اضطراب با شرایط خاصی مرتبط است، همچون دادن یک آزمون یا ارائه‌ی یک نمایش در معرض عموم. اختلال استرسِ پس از سانحه (PTSD)، یک نوع از آشفتگی استرسی است که پس از رویدادهایی همچون جنگ، عوامل فیزیکی، تجاوز جنسی یا بلایای طبیعی ایجاد می‌شود. در موارد بسیار نادر، وجود تومور در غده‌ی فوق کلیه ( فئوکروموسیتوما )، ممکن است دلیل اضطراب باشد. این اتفاق به دلیل تولید بیش ازحد هورمون‌هایی است که مسئول احساسات و علائم اضطراب هستند. در حالی که اضطراب ممکن است کمی ترسناک به نظر برسد، اما ترسناک‌تر از آن این است که این اضطراب یا استرس اگر بیش از حد باشد، می‌تواند منجر به افسردگی شود. رنج و عذاب ناشی از این افسردگی می‌تواند یک عمر گریبان‌گیر فرد باشد؛ اما خبر خوب این است که همه‌ی این‌ها قابل کنترل‌اند! منبع : HealthStatus

اطلاعات بیشتر

۸ تکنیک برتر متقاعد کردن؛ در کم‌ترین زمان به اهدافتان برسید!

30 شهریور 2017
۸ تکنیک برتر متقاعد کردن؛ در کم‌ترین زمان به اهدافتان برسید!

تکنیک‌های برتری متقاعد کردن وجود دارند. که افراد مشهور در بیزینس‌ های خود استفاده می‌کنند. این تکنیک‌ها بر پایه‌ی ناخودآگاه مخاطب بنا شده‌اند و در صورتی که آن‌ها را کاملاً بفهمید، می‌توانند در کم‌ترین زمان شما را به نتیجه‌ی دلخواهتان برسانند. در ادامه ۸ مورد از تکنیک‌های برتر برای متقاعد کردن افراد جمع‌آوری شده‌اند. تکنیک Foot in the Door اصل : تکنیک Foot in the Door یا اختصاراً FITD زمانی به کار می‌رود که درخواست بزرگی از طرف مقابلتان دارید و پیش از مطرح کردن آن، باید یک درخواست کوچک‌تر را مطرح کنید. زمانی که با درخواست کوچک شروع می‌کنید، طرف مقابلتان را متعهد به کمک کردن می‌کنید و درخواست بزرگ‌تر بنا بر یک توافق پیشین مطرح می‌شود. مثال‌هایی در زندگی واقعی: یک توریست از شما آدرسی را می‌پرسد، در ادامه از شما می‌خواد که او را تا مقصد راهنمایی کنید چرا که ممکن است گم شود. در این صورت احتمال متقاعد شدن شما بیش‌تر از حالتی است که مستقیماً درخواست کند وی را تا آن جا برسانید. کلاسی را در طول ترم از دست می‌دهید و از همکلاسی‌تان می‌خواهید یادداشت‌های خود را به شما قرض بدهد. سپس اعتراف می‌کنید که این ترم تنبل بوده‌اید و درخواست می‌کنید تمام یادداشت‌هایش را به شما قرض دهد. هنگامی که درخواست اول را مطرح می‌کنید، شانس موفقیت در درخواست دوم را افزایش می‌دهید. اخیراً ا متحان میدترمی را خراب کرده‌اید و پروفسور شما را در کلاسش نمی‌پذیرد، تصمیم می‌گیرد از او بخواهید توصیه‌ها و انتقاداتش را از عملکردتان در طول ترم بگوید، سپس از او می‌خواهید شما را باز در کلاس بپذیرد. شانس موفقیت تان با این سناریو نسبت به حالتی که مستقیماً بخواهید افزایش می‌یابد. پژوهش: در سال ۱۹۶۶، دو محقق از دانشگاه استفورد، جاناتان فریدمن و اسکات فراستر تصمیم گرفتند میزان اثربخشی تکنیک FITD را مورد آزمایش قرار دهند. برای این کار، ۱۵۶ زن را در چهار گروه دسته‌بندی کردند. از سه گروه اول سوال‌های ساده‌ای درباره‌ی محصولات آشپزخانه‌‌شان پرسیدند. سه روز بعد، از آنان خواسته شد شخصاً به ک اتالوگ محصولات آشپزخانه‌ ی آن‌ها مراجعه کنند در حالی که گروه چهارم مستقیماً مورد درخواست دوم قرار گرفتند. در سه گروه اول شانس انجام دادن ۵۲.۸% بود در حالی که در گروه آخر، این میزان ۲۲.۲% بود. تکنیک Door in the Face اصل: در نظر بگیرید؛ آیا حاضر هستید در حالی که برهنه در خیابان می‌دوید به همه بگویید چقدر این مقاله مفید بوده‌ است؟ نه؟ نیستید؟ خب، می‌توانید حداقل آن را با دوستانتان در فیس‌بوک به اشتراک بگذارید؟ Door in the face یا اختصاراً، DITF تکنیکی است که برخلاف FITF عمل می‌کند؛ بدین صورت که ابتدا درخواست خیلی خیلی بزرگی که می‌دانید به هیچ وجه با آن موافقت نخواهد شد را مطرح می‌کنید، سبب درخواست اصلی خود را که به نسبت کم اهمیت و بسیار آسان‌تر به نظر می‌رسد را مطرح می‌کنید. مثال‌های در زندگی واقعی: امتحان میدترم نزدیک است و اصلا مطالعه نکرده‌اید. از همکلاسی‌تان می‌خواهید که به شما آموزش دهد. او عذرخواهی می‌کند که وقتش را ندارد. مشکلی نیست، آیا می‌تواند حداقل یادداشت‌هایش را به شما قرض بدهد؟ در مقایسه با درخواست اول، مورد دوم بسیار منطقی‌تر و آسان‌تر به نظر می‌رسد. از دوست خود می‌خواهید که به شما ۱۰۰ دلار قرض دهد. پس از پاسخ نه شنیدن، از او می‌خواهید که حداقل ۲۰ دلار به شما قرض دهد. یک سوپرمارکت در حال جمع‌آوری کمک‌های برای خیریه است. در حالتی که صندوق‌دار مستقیماً از خریدارها می‌خواست ۵ دلار را صرف خیریه کنند، بازده کار بسیار پایین‌تر از حالتی بود که ابتدا از آن‌ها می‌خواستد ۱۰۰ دلار را اهدا کنند، و سپس می‌گفتند خب، ۵ دلار چطور است؟ پژوهش: برای سنجش میزان اثرگذاری تکنیک DITF، از یک فروشنده‌ی پنیر که در کوه‌های آلپ اتریش فعالیت داشت، خواسته شد تا در دو سناریو نقش ایفا کند؛ در مورد اول، به کوهنوردان یک پوند پنیر را به قیمت ۴ یورو می‌فروخت. در سناریوی دوم، دو پوند پنیر را در ابتدا به قیمت ۸ یورو پیشنهاد می‌کرد. پس از خریداری نشدن آن، پیشنهاد ۴ پوندی را مطرح می‌کرد. میزان خریداری شدن در حالت اول ۹% و در حالت دوم، ۲۴% بود. تکنیک لنگر اصل: تکنیک لنگر (Anchoring) یک مفهوم شناختی است که در بسیاری از تصمیم‌گیری‌ها به کار می‌رود. برای مثال؛ شما از کجا می‌دانید یک کالا خوب است؟ با یک کالای دیگر مشابه آن را مقایسه می‌کنید و سپس تصمیم می‌گیرید، در این صورت کالای اول که نقش مرجع دارد و کالاهای دیگر نسبت به آن ارزش‌گذاری می‌شوند، لنگر نامیده می‌شود. این تکنیک کاربردهای مختلفی دارد؛ یکی از بیش‌ترین کاربردهای آن، در قیمت‌ گذاری است. در صورت استفاده‌ی صحیح، Anchoring می‌تواند به ابزاری قدرتمند تبدیل شود. مثال‌هایی در زندگی واقعی: تصور کنید قصد خرید ماشین ی جدید را دارید و مبلغ ۱۰,۰۰۰$ را در نظر دارید. بحث خود را با فروشنده تا جایی ادامه می‌دهید که قیمت را تا ۷,۰۰۰$ پایین می‌کشید و راضی از خرید خود به خانه باز می‌گردید، در حالی که تصور می‌کنید برنده‌ی میدان بوده‌اید. حال آن که ارزش واقعی ماشین چیزی کمتر از ۷,۰۰۰$ بوده است. قیمت اولیه‌ی ۱۰,۰۰۰$ همانند لنگری عمل می‌کند که هر قیمت کمتری در مقایسه با آن ، یک معامله‌ی خوب محسوب می‌شود. فرض کنید پیشنهاد شغلی جدید را  با مبلغ ابتداییِ ۲,۰۰۰$ در ماه اخیراً دریافت کرده‌اید. با مذاکراتی که انجام می‌دهید موفق می‌شوید مبلغ را تا ۲,۲۰۰$ ارتقا دهید. همانند مثال قبل، ممکن است این افزایش ۱۰% تنها در مقایسه با ۲,۰۰۰$ که لنگر است، خوب به نظر برسد، اما ارزش واقعی کار شما بیش‌تر باشد. پژوهش: سابقاً اقتصاددانان سه گزینه برای اشتراک داشتند: A) آنلاین : ۵۹ دلار B) پرینت : ۱۲۵ دلار C) پرینت و وب ۱۲۵ دلار. پژوهشی که روی ۱۰۰ دانشجوی MIT  انجام شد، نشان می‌داد ۱۶ نفر گزینه‌ی A و ۸۴ نفر گزینه‌ی C را انتخاب کرده‌اند. محققان گزینه‌ی B را حذف کردند و همین آزمایش را روی ۱۰۰ نفر دیگر از دانشجویان انجام دادند. نتایج نشان می‌دادند ۶۸ نفر گزینه‌ی A و ۳۲ نفر گزینه‌ی C را انتخاب کرده‌اند. یعنی افراد از گزینه‌ی B به عنوان لنگر استفاده کرده‌اند؛ هیچ‌کس آن را در حقیقت انتخاب نمی‌کرد و تنها برای افزایش اعتبار گزینه‌ی C قرار داده شده بود. تکنیک تعهد و ثبات اصل: افراد در عقاید و باورهای خود اغلب بسیار باثبانتد. در صورتی که فردی که در ابتدا فردی را متعهد به چیزی کوچک کنید، می‌توانید از این تعهد ابتدایی برای اثرگذاشتن بر آن‌ها برای انجام دادن کارهای بیشتر استفاده کنید. مثال‌هایی در زندگی واقعی: بسیاری از مواقع، شما از برند خاصی بارها و بارها استفاده می‌کنید. آخرین باری که یک نوشیدنی یا خوراکی جدید را امتحان کردید را به یاد دارید؟ “ آیا می‌توانی لطفی در حقم انجام دهی؟ ” “ حتما. ” “ می‌توانی یک نوشیدنی از سوپرمارکت بخری ؟” این روش درخواست کردن، بهتر از درخواست مستقیم جواب می‌دهد که ابتدا فرد را متعهد به کمک کردن می‌کنید. احتمالاً شنیده‌اید که هدف‌گذاری کردن در حالت نوشتاری به بهبود عملکرد و کارآمدتر شدن کمک می‌کند؛ مفهومی که در تمامی مقالات و کتاب‌های موفقیت دیده می‌شود. علت اثربخشیِ این راهکار، ثبات است؛ با هدف‌گذاری بهتر متوجه می‌شوید که چه می‌خواهید و باید برای رسیدن به آن باید چه کنید. پس هدف خود را بنویسید. تصور کنید در سازمان NGO فعالیت می‌کنید و در حال جمع‌آوری پول برای فعالیت خاصی هستید. پیش از آن که از افراد برای اهدای پول درخواست کنید، از آنان بپرسید آیا از این پروژه حمایت می‌کنند. در صورتی که پاسخ مثبت دریافت کردید، با احتمال بالاتری پول را دریافت می‌کنید نسبت به حالتی که مستقیماً برای اهدای پول درخواست کنید. پژوهش: وبسایت‌های گوناگونی که در زمینه‌ی فروش محصولات در حال فعالیتند، از تکنیک ثبات برای ثبت‌نام ایمیل‌ها استفاده می‌کنید. پیام‌های که با بازکردن وبسایت مشاهده می‌کنید؛ محتوایی شبیه این دارند: “بله، مرا ثبت‌نام کن، دوست دارم در قرعه‌کشی برنده شوم!” و در مقابل گزینه‌ی “ نه، دوست دارم بازنده باشم! “. با وجود این که اغراق‌آمیز به نظر می‌رسد و بیش‌تر جنبه‌ی تبلیغاتی دارد، در عمل مؤثر است. تکنیک تائید اجتماعی اصل: تعداد زیادی از دوستانتان این مقاله را برای افزایش آگاهی درباره‌ی تکنیک‌های متقاعدکردن استفاده می‌کنند. شما هم باید چنین کنید! “ همه آن را قبول دارند، بنابراین باید حقیقت داشته باشد! ” تائید اجتماعی یکی از قدرتمندترین تکنیک‌های متقاعد کردن است. در بسیاری از گروه‌های اجتماعی، مشاهده‌ی تفکر یکسانِ حاکم بر گروه معمولاً آسان است؛ یک نفر ایده‌ای را مطرح می‌کند و همه به آن سو حرکت می‌کنند؛ حتی اگر با آن ایده موافق نباشند. هنگام تصمیم‌گیری، افراد به هم‌سن و سالان خود می‌نگرند و شیوه‌ای مشابه را در پیش می‌گیرند . مثال‌هایی در زندگی واقعی: در صورتی که عادت دارید صندوقی از پیشنهادات را در محل‌کار خود نگه‌دارید، بهتر است ابتدا خودتان چند تکه کاغذ را در آن بیاندازید. افراد در صورتی که ببینند سایر افراد کار مشابهی را انجام داده‌اند، با احتمال بالاتری پیشنهادات خود را در صندوق می‌اندازند. شما با احتمال بالاتری، پستی را در شبکه‌های اجتماعی لایک می‌کنید که پیش از شما، چندین لایک دارد نه پستی که شمار لایک‌های آن صفر است. دلیل این که بسیاری از افراد سیگار می‌کشند، تائید اجتماعی است. همه سیگار می‌کشد؛ پس شما هم سیگار می‌کشید؛ برخلاف همه‌ی نگرانی‌هایی که روزانه درباره‌ی آن می‌شنوید یا مزه‌ی ناخوش‌آیندی که حس می‌کنید. پژوهش: در سال ۱۹۵۳، در پژوهشی که توسط مظفر شریف انجام شد چند شیء مختلف در یک اتاق قرار داده شدند و نوری در فاصله‌ی ۱۵ فوت از آنان قرار داشت. از تعدادی از افراد خواسته شد تعداد اشیائی که می‌بینند را گزارش کنند. همه‌ی شرکت‌کنندگان در حالتی که از جواب‌های هم بی‌خبر اعداد مختلفی را گزارش کردند. در روز دوم، همه‌ی افراد یک‌جا جمع شدند و از جواب‌های یکدیگر، درباره‌ی تعداد همان اشیا در همان اتاق، مطلع می‌شدند. این‌بار جواب‌های آنان کم‌وبیش یکسان بود و از جواب‌های خود در روز اول، بسیار فاصله داشت! تکنیک قانونی جلوه دادن اصل: متخصصان متقاعد کردن و تمامی اعضای انجمنِ Jedi جنگ‌ ستارگان (!) عقیده دارند این مقاله، بهترین منبع برای یادگیری تکنیک‌های متقاعدکردن است. افراد به دنبال قانونی‌بودن و مشروعیت در هر زمینه‌ای هستند بنابراین زمانی که خود را به یک منبع قابل اعتماد تبدیل می‌کنید، قسمت زیاری از مسیر را پیموده‌اید. مثال‌های در زندگی واقعی: بسیاری از استارت‌آپ‌ها و کمپانی‌های کوچک از لوگوی کمپانی‌های بزرگ در ابتدای کار استفاده می‌کنند. محصول X بهترین اپلیکشن iOS در سال ۲۰۱۵ است. از هر ۱۰ دندان‌پزشک، ۹ نفر معتقدند فلان برند خمیردندان بهترین است، برای همه‌ی جهان آب آشامیدنی سالم فراهم می‌کند و سرطان را نیز درمان می‌کند! آژانس‌های تلیغاتی از مشتریان خود برای جلب مشتریِ بیش‌تر استفاده می‌کنند خصوصاً اگر مشتری یک کمپانی بزرگ باشد. پژوهش: استانلی میلگرام، سایکولوژیست دانشگاه یِیل، پژوهش‌هایی انجام داده است که مجموعه‌ی آن‌های را آزمایش‌های میلگرام می‌نامند. این آزمایش‌ها شامل سه فرد می‌شدند؛ آزمایش‌گر ، معلم و آموزنده . معلم وظیفه داشت سوالاتی از آموزنده، که یک بازیگر استخدامی بود بپرسد. در صورتی که آموزنده پاسخ اشتباهی می‌داد، معلم باید شوک الکتریکی وارد می‌کرد. آزمایش‌گر وظیفه داشت که معلم را هر بار برای استفاده از شوک الکتریکی تحت فشار قرار دهد؛ حتی در حالتی که آموزنده از شدت درد به گریه می‌افتاد. در بسیاری از موارد، معلم طبق دستورالعمل آزمایش‌گر عمل می‌کرد؛ با وجود این که می‌دانست سبب درد کشیدن یک انسان دیگر می‌شود. ۸ نفر از هر ۱۰ معلم به وارد کردن شوک ادامه می‌داند، حتی در حالتی که دیگر صدایی نمی‌شنیدند و می‌دانستند که آموزنده بی‌هوش شده است. نتیجه این که افراد تمایل دارند از یک مرجع قانونی پیروی کنند ؛ حتی اگر به کاری فرمان دهد که به شکل واضحی بر خلاف انسانیت و کاملاً غلط است. کم‌یاب جلوه دادن اصل: این مقاله در صورتی که تا ۵ دقیقه‌ی دیگر آن را در فیس‌بوک به اشتراک نگذارید، بسته می‌شود. کم‌یاب جلو دادن یکی از رایج‌ترین تکنیک‌های متقاعد کردن است که در مارکت‌ها استفاده می‌شود. افراد به دنبال چیزهایی هستند که منبع غنی از آن‌ها وجود ندارد. در صورتی که موفق شوید به فردی بقبولانید چیزی تنها برای زمانی محدود در دسترس است یا تعداد زیادی از آن وجود ندارد، با احتمال بالاتری آن را می‌خواهد. مثال‌هایی در زندگی واقعی: در تبلیغات هتل‌ها مشاهده می‌شود که تنها ۲-۳ اتاق خالی باقی مانده‌اند یا ۲۰ نفر در حال حاضر درصدد رزرو این اتاق هستند. تبلیغاتی که نشان می‌دهند تخفیف مشخصی تنها در صورتی که الان محصول را خریداری کنید، وجود دارند. فروشگاه‌های آنلاین از تکنیک کم‌یاب جلوه دادن در مواقعی که برخی محصولات را در زمان خاصی از سال، برای مدتی محدود پیشنهاد می‌کنند، استفاده می‌کنند. با اضافه کردن این بمب زمانی، شما را برای خرید کردن تحت فشار قرار می‌دهند؛ هر چقدر استرس بالاتر باشد، احتمال به فروش رفتن محصول بیش‌تر است. فرض کنید شما یک فروشنده‌ی خارجی در یک محله هستید، احتمالاً تکنیک کم‌یاب جلوه دادن خوراک شماست! می‌توانید هر زمان که می‌خواهید بگویید تنها برای زمان محدودی در آن جا هستید یا مشتری نمی‌تواند بازهم به این زودی به شما دسترسی پیدا کند. پژوهش: پژوهشی که توسط لوئیجی میتون و لوئیزا ساوادوری انجام شده است. ۱۸۰ دانش‌آموز به دو گروه تقسیم شدند. یک گروه باید وانمود می‌کرد محصولی که در حال فروش آن است بسیار نادر است و گروه دیگر مسئول فروش محصولی بود که فراوان است. نتایج نشان می‌دادند محصولاتی که توسط گروه اول عرضه می‌شد با احتمال بالاتری به فروش می‌رسید. جبران کردن اصل: در صورتی که از شما مستقیماً بخواهم این مقاله را به اشتراک بگذارید، احتمالاً نمی‌پذیرید. اما اکنون شما تکنیک‌های مفید متقاعد کردن را به همراه تعدادی مقاله‌ی بسیار مفید آموخته‌اید. پس با احتمال بالاتری این کار را انجام می‌دهید. درست است؟ افراد برای بازگردانیِ لطفی که در حق آنان کرده‌اید، احساس مسئولیت می‌کنند. برای مثال، در صورتی که به کسی هدیه دهید، صرف نظر از این که کادوی شما را دوست داشته است یا نه، مصمم می‌شود لطف شما را بازگرداند. داشتن افرادی که نسبت به شما احساس دین کنند همواره مفید است؛ چرا که شانس شما را برای قبول کردن خواسته‌تان بالا می‌برد. مثال‌هایی در زندگی واقعی: تصور کنید در پروژه‌ی خیریه‌ای برای کمک به ساخت خانه برای کودکان بی‌سرپرست شرکت کرده‌اید. پیش از درخواست از خیّرین، بهتر است رخدادی را برنامه‌ریزی کنید که در آن کودکان کوچک، دست‌‌بندهایی را از مواد مختلف درست می‌کنند (از کودکان بیگاری نکشید، بلکه کاری کنید که درست کردن دستبند به یک تفریح تبدیل شود.) سپس پیش از درخواست کمک از خیّرین، دست‌بندها را به آن‌ها بدهید تا احساس در دین ماندن داشته باشند. پژوهش: پژوهشی که در رستورانی در نیویورک انجام شد، نشان می‌داد هرچقد گارسون سخاوتمندانه‌تر برخورد کند، انعامی که مشتری می‌دهد بیش‌تر است. در سناریوی اول، گارسون به هر مشتری یک شکلات می‌داد، افزایش انعام‌ها ۱۸% بود. در سناریوی دوم، گارسون ابتدا قطعه‌ای شکلات به مشتری می‌داد، سپس باز می‌گشت، دور می‌شد و بار بعد، قطعه‌ای شکلات را به انتخاب مشتری به او می‌داد. این کار انعام را ۲۱% افزایش داد. منبع : enhancv

اطلاعات بیشتر

درنگی دوباره بر رمز و راز سخن گفتن بیشتر زنان نسبت به مردان

30 شهریور 2017
درنگی دوباره بر رمز و راز سخن گفتن بیشتر زنان نسبت به مردان

بسیاری از مردم نمی‌دانند که چرا زنان بیش از مردها حرف برای گفتن دارند و این نیز دلایل خاص خود را دارد. روانشناسان درمورد رابطه‌های زناشویی بحث‌های جالبی دارند. به گفته آنان، زوج‌ها درمورد زندگی‌ خود بحث‌های جالبی را به زبان می‌آورند که باعث می‌شوند حتی روانشناسان نیز در خصوص آن تامل کنند. در بسیاری از مواقع بسیاری از رفتارها و گفتارهای زوج‌ها از حد اعتدال خارج می‌شود. توجه کردن به این گونه رفتارها و گفتارها باعث به وجود آمدن یافته‌های جدید می‌شود که یکی از این یافته‌ها این است که زنان بیشتر از آقایان سخن می‌گویند اما پرداختن به این موضوع و نوشتن این مطلب به هیچ عنوان برای زیر سوال بردن زنان که بار سنگین زندگی را گاهی به تنهایی به دوش می‌کشند نیست بلکه چه بسا ممکن است کار درست را زنان انجام می‌دهند و آقایان باید از آن پیروی کنند. پژوهشگران علوم زیست شناختی و فیزیولوژیست‌ها دلیل زیاد سخن گفتن زنان نسبت به آقایان را در ساختار جسمانی زنان می‌دانند. به گفته پژوهشگران، قسمت نیم کره چپ زنان و چند بخش کوچک از نیم کره جلوی راست زنان به صحبت کردن اختصاص دارد و این نیم کره‌ها در آقایان که برای صحبت کردن هستند وجود ندارد. از همین رو، زنان بیش از آقایان سخن می‌گویند. آقایان همیشه به دنبال فردی هستند که سخنگوهای خوبی باشند. به گفته پژوهشگران، زنان تنها سخن نمی‌گویند بلکه از سخن گفتن نیز لذت می‌برند و طبیعی است که هنگامی که انسان از چیزی لذت ببرد بیش از هر چیز دیگر به آن توجه می‌کند و هر بار که زنی سخن می‌گوید سخن‌های او همراه با لذت است. یک نکته جالب دیگر این است که قسمت‌هایی که مربوط به سخن گفتن زنان است از دیگر قسمت‌های مغز جدا است و به همین دلیل است که زنان می‌توانند در یک آن هم صحبت کنند و هم مشغول کار دیگری شوند. پرداختن به بحث فیزیولوژی چندان ضرورتی ندارد. به همین دلیل در ادامه از بعد روانشناختی به این موضوع می‌پردازیم. مطمئنا اکنون یک سوال کلیدی در ذهن شما شکل گرفته است و آن این است که زیاد صحبت کردن زنان به چه کارشان می‌آید؟ به عنوان مثال هنگامی که زنان بعد از یک روز کاری سخت در کنار یک فرد می‌نشینند برای برطرف کردن استرس‌ها و افکار منفی روزانه‌ خود شروع به بازگو کردن تمام حرف‌هایی می‌کنند که در ذهن‌شان شکل گرفته‌اند و همان طور که گفتیم زنان با صحبت کردن به آرامش می‌رسند و از تک‌تک کلماتی که بر زبان می‌آورند لذت می‌برند. اصلی‌ترین دلیل این گونه رفتارهای زنان برای به آرامش رسیدن است. زنان بیش از مردها نگران خود و اطرافیان‌شان هستند به خصوص هنگامی که در محیط کاری قرار می‌گیرند. زنان بعد از اتمام ساعت کاری بسیار خسته و کلافه هستند و برای برطرف کردن خستگی‌شان رو به صحبت کردن می‌آورند و به قول معروف زنان خودشان را با صحبت کردن خالی می‌کنند. به گفته فیزیولوژیست‌ها، مردها می‌توانند مشکلات‌شان را در ذهن‌شان طبقه‌بندی کنند و یک به یک به آنها به تنهایی بپردازند اما در مقابل زنان مدام افکارشان را در ذهن‌شان به گردش درمی‌آورند و از نگه داشتن و طبقه‌بندی کردن مشکلات‌ در ذهن‌ خود گریزانند. زنان، زندگی که در آن حرف زدن نباشد را هرگز نمی‌پذیرند. اگر اغراق نباشد باید گفت که زنان عاشق صحبت کردن هستند و به نوعی از آن لذت می‌برند. برای زنان صحبت کردن به نوعی خود زندگی است و این موضوع طی سالیان متمادی به اثبات رسیده است. اگر هنوز به شما ثابت نشده است که زنان بیشتر از مردها سخن می‌گویند باید با یک مثال موضوع را شرح داد. هنگامی که دو زن در حال تماشای سریال و یا فیلم مورد علاقه‌ خود هستند همان طور که توجه‌شان به تلویزیون است در عین حال در مورد هزاران مسایل دیگر صحبت می‌کنند. مسایلی از قبیل زندگی خصوصی‌شان، رفتارشوهران‌شان، نحوه برخورد شوهران‌شان با آنها، نحوه تربیت و آموزش فرزندان، مشکلات و سختی‌های زندگی مشترک، حوادث و اتفاقات زندگی روزمره، مشکلاتی که در محیط کارشان با رییس یا همکاران‌شان دارند و هزاران موضوع دیگر صحبت می‌‌کنند. این گونه صحبت کردن تنها در حیطه زنان است و ممکن نیست که مردها بتوانند این گونه به مسایل زندگی‌شان بپردازند و در عین حال توجه‌شان به تلویزیون باشد. به همین دلیل، هنگامی که زن و شوهری در حال تماشای سریال و یا فیلم سینمایی مورد علاقه‌ خود هستند تمام حواس مرد به تلویزیون است اما زن در حالی که به تلویزیون توجه دارد با مرد صحبت هم می‌کند و مرد به دلیل این که نمی‌تواند مانند زن در عین واحد توجه‌اش را همزمان به تلویزیون و زن بدهد کلافه می‌شود و ممکن است از زن بخواهد صحبت را برای بعد از تماشای تلویزیون بگذارد. مردها از این توانایی زنان برخوردار نیستند و نمی‌توانند مانند زنان به چند موضوع مهم توجه کنند. به همین دلیل مردها این سوال برایشان پیش می‌آید که همسرشان چه گونه می‌تواند این گونه عمل کند و چرا خودشان از انجام این کار عاجز هستند؟ علم نوین روانشناسی این موضوع را به اثبات رسانده است و نمی‌توان به راحتی این موضوع را نادیده گرفت و یا این که انکار کرد. هنگامی که از زنان بپرسید برای چه از دورهمی‌ها لذت می‌برند و چرا از بودن در کنار زنان دیگر خوشحال هستند به شما خواهند گفت که از بودن در کنار زنان دیگر لذت می‌برند و هدف‌شان از این دورهمی‌ها تنها صحبت کردن است و هیچ گاه هدف‌شان لذت بردن از تماشای سریال و فیلم سینمایی نیست. در واقع هنگامی که زنان یک جمع دورهمی را تشکیل می‌دهند هدف‌شان تنها به جا گذاشتن خاطرات زیبا است. زنان از این که در مورد تمام موضوعات زندگی‌شان با یک دیگر سخن بگویند لذت می‌برند و حتی ممکن است هر روز این دورهمی‌ها را تشکیل دهند و ساعت‌ها از این موضوع لذت ببرند. بیاییم از امروز حرف دل‌مان را برای همسرمان بازگو کنیم و همیشه به یاد داشته باشیم که تنها نباید گوینده باشیم بلکه باید اعتدال را رعایت کرد و شنونده خوبی نیز باشیم. اگر می‌خواهید که در مقابل همسرتان دوست داشتنی به نظر برسید باید همواره در کنار او باشید و هرگز رازهای‌تان را برای دیگران بازگو نکنید. هم صحبت شدن دو شخص با یکدیگر کار دشواری نیست تنها کافی است که تعامل در بین دو طرف برقرار باشد. همیشه باید به یاد داشته باشیم که سه دسته انسان وجود دارد؛ دسته اول افرادی هستند که حرف‌های دل ما را می‌شنوند و پس از اتمام حرف‌های شما پس از مدت کوتاهی حرف‌های شما را فراموش می‌کنند. دسته دوم افرادی هستند که پس از شنیدن حرف‌های دل ما چند کلمه‌ای نیز به آنها اضافه می‌کنند و به دیگران منتقل می‌کنند اما دسته سوم افرادی هستند که پس از شنیدن حرف‌های دل ما و کمی تامل ما را برای برطرف کردن مشکلات‌مان راهنمایی می‌کنند. مطمئنا دسته سوم افراد مورد اعتماد و پسندیده‌ای هستند و همواره نزد مردم مورد اعتمادند و جایگاه خوبی در اجتماع دارند.

اطلاعات بیشتر

چرت زدن را دوست دارید؟ چه ساعتی از روز بهترین زمان برای خواب است؟

30 شهریور 2017
چرت زدن را دوست دارید؟ چه ساعتی از روز بهترین زمان برای خواب است؟

قطعا خواب هم باید جز مهارت های فردی به حساب بیاید. چون همه ی ما نمی توانیم در نیمه ی روز به مدت نیم ساعت بخوابیم. حتی اگر در خسته ترین حالت ممکن باشیم. البته کسانی که می توانند چرت بزنند از مزایای آن هم استفاده می کنند از جمله در سلامتی، توانایی مغزی و بالا بردن کیفیت باقی ساعات روز. جالب است بدانید برای چرت زدن زمان هایی از روز مناسب تر است: سه بعد از ظهر ! این پدیده به ریتم بدنی ما بر می گردد که حدود ساعت سه بعد از ظهر در پایین ترین وضعیت خود قرار می گیرد. خیلی از مردم بعد از ناهار حالت خواب آلودگی و یا هشیار پایین تری دارند که این زمان را به بهترین موقعیت برای خوابیدن تبدیل می کند. بهتر است چرت های ۲۰ تا ۳۰ دقیقه ای داشته باشید چون خوابهای طولانی تر از این مسلما عمیق تر خواهند بود و پس از خواب ممکن است احساس گیجی داشته باشید. درصورتیکه شب قبل خواب خوبی نداشته اید یک چرت کوتاه خستگی شما را به در می کند در حالیکه خواب طولانی تر باعث می شود شب بعد نتوانید به خوبی به خواب بروید. جالب است بدانید تعداد کسانی که در طول شب کمتر از پنج ساعت می خوابند از ۷ درصد به ۱۲ درصد رسیده است. وقتی کم خوابی دارید در طول روز بعد حال خوشی ندارید، همینطور تمرکز، سلامت و سیستم ایمنی شما در وضعیت نامناسبی قرار می گیرد. کم خوابیدن اصلا کار درستی نیست. حالا که خیلی از ما در طول شب استراحت کافی نداریم چرت های بعد از ظهر می توانند نقش موثری در زندگی ما داشته باشند. تحقیقات نشان داده اند که چرت زدن مزایای بسیاری دارد و می تواند مضرات کم خوابی را تا حدود زیادی جبران کند. بعد از چرت کوتاه ما هوشیار تر، خلاق تر، با یادگیری بالاتر هستیم که همه چیز را خیلی بهتر به خاطر می سپاریم. همینطور بعد از خواب کوتاه احساس سرزندگی خواهید داشت.

اطلاعات بیشتر

با تجربه ی احساسی که دوست دارید شاد باشید، حتی با خشم!

30 شهریور 2017
با تجربه ی احساسی که دوست دارید شاد باشید، حتی با خشم!

نتایج این تحقیق که توسط یک گروه بین المللی انجام شد نشان می دهد که شاد بودن فقط تجربه کردن احساسات مثبت و دوری کردن از درد و رنج نیست. محققان از شرکت کننده ها پرسیدند که بیشتر به دنبال چه احساساتی می گردند و دوست دارند آن ها را تجربه کنند. سپس مجموع احساسات مثبتی که تجربه کرده بودند را با رضایت کلی از زندگی مقایسه کردند. محققان به این نتیجه رسیدند که سفید پوستان در مجموع بیشتر دوست دارند احساسات مثبت داشته باشند و اگر احساساتی که تجربه می کردند با احساساتی که مورد نظر خودشان بود مطابقت داشته باشد رضایت بیشتری از زندگی خواهند داشت. در این بررسی ۲۳۰۰ نفر از نقاط مختلف دنیا مثل ایالات متحده، برزیل، آلمان و سنگاپور شرکت کرده بودند. احساسات منفی اگر دوست دارید احساساتی را تجربه کنید که حتی خوشایند هم نیستند احتمالا بدون آن ها وضعیت بهتری خواهید داست. جالب است بدانید در این بررسی ۱۱ درصد از مردم دوست داشتند احساساتی که کاملا مثبت هستند را تجربه کنند مثل عشق و همدلی در حالیکه ۱۰ درصد از آن ها دوست داشتند احساساتی منفی مثل نفرت و عصبانیت را داشته باشند. به عنوان مثال فردی را تصور کنید که هنگام خواندن مطلبی در مورد تجاوز به کودکان عصبانی نمی شود و با خود تصور می کند که باید در این رابطه بیشتر عصبانی شود. یا زنی را تصور کنید که قصد دارد همسر سو استفاده گر خود را ترک کند ولی نمی تواند. به این ترتیب اگر او را کمتر دوست داشته باشد می تواند خوشبخت تر زندگی کند. احساسات بد می توانند خوب هم باشند این بررسی نگاه مردم به شاد بودن را به چالش می کشد و می توانیم به شادی و اندازه گیری آن به دو بعد مثبت و منفی نگاهی بیندازیم. ولی وقتی صحبت از احساسات ناخوشایند می شود در این بررسی فقط به خشم و نفرت پرداخته شد. شاید خشم و نفرت با شادی رقابت کنند ولی هیچ شواهدی ثابت نمی کند که دیگر احساسات نامطلوب مثل ترس، گناه، ناراحتی و اضطراب هم می توانند با شادی رقابت کنند. کسانی که افسرده هستند در این بررسی قرار داده نمی شوند چون این افراد در حالت عادی و نسبت به دیگران بیشتر دوست دارند غمگین باشند. این بررسی می تواند تصور ما که دوست داریم همیشه خوشحال باشیم را تغییر دهد. مردم در فرهنگ غرب دوست دارند همیشه حس خوبی داشته باشند. حتی اگر همیشه شاد و خوشحال باشند باز هم می خواهند حس بهتری داشته باشند. در نهایت همین عامل باعث می شود از زندگی راضی نباشند. منبع : ساینس آلرت

اطلاعات بیشتر

تقویت ذهن با ۴ توصیه‌ای که از شما یک فرد باهوش می‌سازد

28 شهریور 2017
تقویت ذهن با ۴ توصیه‌ای که از شما یک فرد باهوش می‌سازد

بر خلاف تصور رایج، افراد باهوش یا کم‌هوش به دنیا نمی‌آیند. مانند هر توانایی دیگری، هوش را نیز می‌توان تقویت کرد. شما می‌توانید با توجه‌ کافی به تغذیه و به کار گرفتنِ مغزتان، شاهد تقویت ذهن خود باشید. در واقع تغذیه، تحریک کردن و به کار گرفتن مغز، تا حد زیادی به هم وابسته هستند. ذهن ما قابلیت‌های خارق‌العاده‌ای دارد و البته با تقویت آن می‌توانیم از این قابلیت‌ها بیشتر استفاده کنیم. در این مقاله به ۴ نکته‌ی کلیدی برای تقویت ذهن و شکوفایی پتانسیل‌های ذهنی خود می‌پردازیم. چه کارهایی موجب تقویت ذهن می‌شوند؟ مغز انسان از هر رایانه‌ای که بشر تاکنون ساخته، پیچیده‌تر است. برای دستیابی به موفقیت‌هایی که آرزوی آنها را دارید، به حداکثر رساندن توانایی‌های ذهن ضروری است؛ زیرا این مغز است که شخصیت شما را کنترل می‌کند. مغز مرکز فرماندهی است، در تمام کارهایی که انجام می‌دهید دخالت دارد و آنها را کنترل می‌کند. این مغز است که تعیین می‌کند شما چگونه فکر، احساس و عمل می‌کنید. در واقع وقتی مغز شما بهترین عملکرد را دارد، شما نیز می‌توانید بهترین عملکرد را داشته باشید؛ زیرا همان‌طور که گفتیم این ذهن است که همه چیز را کنترل می‌کند. عواملی از جمله: ژنتیک؛ گفت‌وگوی درونی؛ تجربیات زندگی؛ استرس؛ مطالعه عملکرد مغز و حداکثر رشد آن را تعیین می‌کنند. درست است که این عوامل بر ذهن تأثیر می‌گذارند، ولی تعیین نمی‌کنند که شما تا چه سطحی پیشرفت خواهید کرد یا چه چیزهایی را خواهید آموخت. به بیان دیگر، شما از این قابلیت باورنکردنی برخوردار هستید که هر اندازه آرزو دارید، پیشرفت کنید. پس با وجود چنین ابزار فوق‌العاده‌ای که در اختیار ما قرار گرفته است، چه چیزی بسیاری از مردم را از دستیابی به موفقیت‌هایی که این ابزار برای آنها امکان‌پذیر کرده، بازداشته است؟ موانع ساده‌ای وجود دارد که اگر به آنها میدان بدهید، قدرت یادگیری شما را کاهش می‌دهند. ولی شما توانایی غلبه بر این موانع را دارید و کلید گذشتن از این موانع، عمل کردن به موارد زیر است: ۱. باورهای خود را تغییر بدهید افراد زیادی وجود دارند که باور ندارند می‌توانند یاد بگیرند، بر دانشی مسلط شوند یا به افرادی «باهوش» تبدیل شوند. اگر به چیزی باور نداشته باشیم، هرگز به آن دست نخواهیم یافت. پس باورهای خود را تغییر دهید، زیرا این شما هستید که می‌توانید باورهایتان را عوض کنید و با انجام این کار، دنیای جدیدی پیش رویتان قرار خواهد گرفت. پس ذهن خود را با افکاری پر کنید که باورهایتان را تغییر می‌دهند. حقیقت این است که شما ذهن شگفت‌انگیزی دارید که ظرفیت آن برای یادگیری، فراتر از چیزی است که تصورش را می‌کنید. اگر به این حقیقت باور داشته باشید، می‌توانید در جهت تقویت ذهن و شکوفایی پتانسیل‌های ذهن‌تان گام بردارید. ۲. به دنبال کسب دانش صحیح باشید بعضی‌ از افراد به دنبال کسب دانش نمی‌روند یا به آن دسترسی ندارند. دانش از تجربیات، کتاب‌ها، دیگران و سایر منابع به دست می‌آید؛ ما باید به این نوع از دانش دست یابیم. پس به دنبال دانش صحیح (right knowledge) باشید. برای مثال، اگر از واژه‌ها به درستی استفاده نشود، آنها بی‌معنی خواهند بود. گاهی می‌شنوم که کودکان می‌گویند: «این مطلب را در کتابی خواندم.» ولی آیا آن مطلب حقیقت دارد؟ فقط به این دلیل که شخصی آن را گفته یا نوشته است نمی‌توانیم اطمینان داشته باشیم که حقیقت دارد. هر یادگیرنده باید به دنبال دانش صحیح باشد، نه فقط اطلاعات یا نظرات. شما باید به دنبال اطلاعات و دانش باشید و سپس، آن را آزمایش کنید و خوب به آن فکر کنید تا متوجه شوید که آیا درست است؟ آیا می‌تواند در زندگی شما کاربرد درستی داشته باشد؟ آیا می‌تواند زندگی‌تان را بهتر کند؟ آیا به شما کمک می‌کند تا به موفقیت دست یابید؟ شما باید آنچه را که یاد می‌گیرید ارزیابی کنید و بسنجید تا به دانش صحیح دست یابید. فقط در این صورت می‌توانید در جهت تقویت ذهن و شکوفایی پتانسیل‌های ذهن‌تان گام بردارید. ۳. برای یادگیری شوروشوق داشته باشید بعضی‌ها تمایلی برای یادگیری ندارند؛ گاهی به این دلیل که تنبلی می‌کنند و گاهی به این دلیل که از اثرات مثبت یادگیری بر زندگی خود، آگاهی ندارند. در واقع آنها در درون خود، هیچ شوروشوقی ندارند که آنها را تشویق به یادگیری کند. در حالی‌که هر فرد باید برای یادگیری شوروشوق داشته باشد. رسیدن به این شوروشوق، به کمی تلاش نیاز دارد و تنها راه موجود، شروع به یادگیری چیزهایی است که بلافاصله، تأثیر مثبتی بر زندگی شما می‌گذارند. مثلا وقتی مفهوم مالی جدیدی را یاد می‌گیرید که به شما کمک می‌کند تا درآمد خود را افزایش دهید یا بدهی‌های خود را پرداخت کنید، این یادگیری موجب افزایش شوروشوق در شما می‌شود. یا وقتی روشی برای تعامل درست با خانواده را یاد می‌گیرید که موجب بهتر شدن روابط شما می‌شود، این تأثیر مثبت انگیزه‌ی یادگیری را در شما افزایش می‌دهد. وقتی برای یادگیری شوروشوق داشته باشید، می‌توانید در جهت تقویت ذهن و شکوفایی پتانسیل‌های ذهن‌تان گام بردارید. ۴. هیچ‌گاه یادگیری را متوقف نکنید به دست آوردن دانش کار سختی است و تسلط یافتن بر آن، زمان زیادی می‌طلبد. این کار به نظم و ترتیبی همیشگی نیاز دارد. بنابراین شما باید از طریق مطالعه‌ی زیاد، خود را منضبط و منظم کنید و بدانید که یادگیری نیازمند تلاش فراوان است. هرگاه ماژول‌هایی ساخته شود که با وصل کردن آنها به مغزتان بتوانید به سرعت به دانش مورد نیازتان دسترسی پیدا کنید، می‌توانید دست از تلاش و یادگیری بردارید. اما تا آن موقع باید فقط بر خودتان تکیه کنید و به سختی تلاش کنید زیرا فرآیند یادگیری، طولانی و زمان‌بر است. البته تا حدی می‌توانیم سرعت آن را افزایش دهیم ولی باز هم باید فرآیندی شامل خواندن، گوش دادن، بررسی کردن، تکرار کردن، به کار بردن دانش، تجربه کردن نتایج، دوباره سازماندهی کردن و غیره را بگذرانیم. به زبان ساده، یادگیری به زمان نیاز دارد. وقتی خود را منضبط می‌کنید، به آهستگی ولی با اطمینان، دانش کسب می‌کنید و یاد می‌گیرید و با این کار در جهت تقویت ذهن خود و شکوفایی پتانسیل‌های ذهن‌تان گام برمی‌دارید. کلام آخر یادگیری در هر سنی امکان‌پذیر است و هرگز برای یادگیری زود یا دیر نیست. زیرا ذهن شما برای یادگیری خلق شده است و ظرفیت زیادی برای آموختن دارد. پس بیایید همین هفته اراده کنید و در جهت تقویت ذهن و شکوفایی پتانسیل‌های ذهن‌تان گام بردارید. برگرفته از: success

اطلاعات بیشتر

۶ کاری که آی کیوی شما را پایین می‌آورد

28 شهریور 2017
۶ کاری که آی کیوی شما را پایین می‌آورد

همه‌ی ما کمابیش درباره‌ی راه‌های تقویت مغز و حافظه چیزهایی می‌دانیم. از حل کردن جدول گرفته تا خوردن عدس و کندر و باقی روش‌های خوراکی یا غیرخوراکی سنتی و مدرن که می‌توانند بسیار مؤثر هم باشند. ممکن است شما جزو افرادی باشید که هیچ‌وقت از حل کردن جدول سودوکو غافل نمی‌شوید و حل این نوع جدول که مهارت خاصی هم می‌خواهد جزو کارهای پیش‌پا افتاده‌تان باشد یا در بازی‌های گروهی که با کلمات سروکار دارد و لازمه‌ی انجام آنها داشتن بهره‌ی هوشی بالایی است، مهارت ویژه‌ای داشته باشید؛ پس آی کیوی بالایی دارید! اما احتمالا خبر ندارید برخی عادات در زندگی روزانه‌ی ما وجود دارند که می‌توانند عصب‌های باارزش مغز را تخریب و تمام تلاش‌هایمان را برای حفظ بهره‌ی هوشی مناسب نقش بر آب کنند. با این مقاله از «چطور» همراه باشید؛ ما به شما می‌گوییم از انجام کدام کارها اجتناب کنید تا خدایی نکرده آی کیو‌تان پایین نیاید. ۱. غرق شدن در استرس درست است! متأسفانه امروزه استرس تقریبا جزءِ جدایی‌ناپذیر زندگی روزمره‌ی ماست. درحالی‌که از اثرات زیان‌بار استرس آگاهیم، تقریبا همیشه گرفتارش می‌شویم. انواع و اقسام مشکلات مالی، نگرانی‌های شغلی و کاری، حفظ ظاهر زندگی اجتماعی و خانوادگی حتی اگر در بدترین شرایط ممکن باشد، همگی عوامل استرس‌زایی هستند که باعث تولید هورمون‌های استرس می‌شوند و بدن را دچار انواع و اقسام بیماری‌ها و مشکلاتی می‌کنند که مغز نیز از این آسیب‌ها در امان نیست. برندان کلی (Brendan Kelley) متخصص مغز و اعصاب مرکز پزشکی دانشگاه ایالتی اوهایو معتقد است: «افزایش استرس نه‌تنها عملکرد مغز را تضعیف می‌کند، بلکه احتمال خطر ابتلا به بیماری آلزایمر را نیز افزایش می‌دهد». زیرا در پس ارتباط بیماری آلزایمر و عملکرد مغز، ردپای تغییرات هورمونی مرتبط با استرس وجود دارد. ۲. اضافه وزن و چاقی اگر شما هم جزو افرادی هستید که برای تناسب اندام به انگیزه‌‌ی قوی نیاز دارید، باید بگویم تحقیقات نشان می‌دهد که چاقی در میانسالی عملکرد شناختی مغز را کاهش می‌دهد و در نتیجه خطر ابتلا به زوال عقل افزایش می‌یابد. پس همان‌طور که می‌بینید انگیزه‌ی کافی برای رژیم گرفتن وجود دارد! مطالعه‌ای که در مجله‌ی اپیدمیولوژی در همین زمینه به چاپ رسید گویای این واقعیت است که چاقی و کم‌توانی فکری افراد در نوجوانی و بزرگ‌سالی با هم مرتبط هستند. هرچند چاقی به هزارویک دلیل، یکی از پیچیده‌ترین معضلات پزشکی عصر امروز به‌شمار می‌رود اما نمی‌توان مشکلات و بیماری‌های مرتبط با چاقی یا مؤثر در بروز آن ازجمله آسیب‌های مغزی را انکار کرد یا نسبت به آنها بی‌توجه بود. ۳. خوردن شیرینی زیاد بسیاری از ما تصور می‌کنیم خوردن شکر فقط سایز کمرمان را افزایش می‌دهد و البته خیلی‌ها به قیمت لذت بردن از شیرینی‌جات با این مسئله کنار آمده‌اند! اما اگر بدانیم شکر سلول‌های مغز را تخریب می‌کند باز هم می‌توانیم به‌آسانی از کنار این واقعیت بگذریم؟! آلن توفیق (Allen Towfigh) متخصص مغز و اعصاب و طب خواب وابسته به کلیسای پروتستان نیویورک درباره‌ی رابطه‌ی مصرف شکر و آسیب سلول‌های مغز می‌گوید: «افراد دیابتی بیشتر در معرض خطر ابتلا به زوال عقل قرار دارند.» براساس مطالعه‌ای که در دانشگاه کالیفرنیا روی چند حیوان آزمایشگاهی صورت گرفت، رژیم غذایی حاوی قند زیاد عملکرد سلول‌های مغز را تحت تأثیر قرار می‌دهد و توانایی شناختی مغز را پایین می‌آورد. ۴. انجام چند کار هم‌زمان هرچند ممکن است استاد انجام هم‌زمان چند کار باشید و به خودتان هم بابت داشتن این مهارت افتخار کنید اما حتما نمی‌دانید نوشتن ایمیل، هم‌زمان حرف زدن با تلفن یا بحث کردن با یک همکار و در همان حال خوردن وعده‌ی ناهارتان نه‌تنها به مهارت‌هایتان نمی‌افزاید بلکه قادر است عملکرد پردازش مغزتان را هم مختل کند. قسمت جلویی مغز که در ناحیه‌ی پیشانی قرار دارد مرکز اصلی کنترل‌کننده‌ی دقت مغز است که قدرت محدودی برای پردازش دارد. درصورتی‌که سعی کنید بیش از ظرفیت و توانایی مغز به‌طور هم‌زمان برای پرداختن به موضوعات متعدد از آن بهره ببرید، درست مثل زمانی که پنجره‌های متعددی را در ویندوز کامپیوتر باز می‌کنید و سیستم پردازش کامپیوتر اصطلاحا هنگ می‌کند، مغز شما هم متوقف خواهد شد. پس چنانچه تا به حال این‌گونه از مغزتان استفاده می‌کردید چون می‌خواستید در زمان صرفه‌جویی کنید یا فکر می‌کردید این‌ کارتان نشان‌دهنده‌ی مهارت و توانایی ویژه‌ی شماست هرچه زودتر آن را متوقف کنید تا خدایی نکرده به مغزتان آسیب نرسد. ۵. قرار گرفتن در معرض دود سیگار حتی اگر سیگاری نیستید اما اطراف‌تان پر از جماعت سیگاری است بهتر است هرچه زودتر فکری برای این موضوع بکنید! قرار گرفتن در معرض دود سیگار، مغز را در معرض آسیب مواد سمی قرار می‌دهد. آلن توفیق در این‌باره می‌گوید: «قرار گرفتن در معرض دود سیگار برای مدت زمان طولانی مقدار مونواکسیدکربن را در بدن افزایش می‌دهد؛ مونواکسیدکربن جایگزین ماده‌ی حیاتیِ اکسیژن می‌شود که برای ادامه‌ی حیات بدن و مغز انسان بسیار ضروری است». هنگامی‌ که رگ‌های خونی و سلول‌های عصبی دچار آسیب شوند، توانایی سلول‌های مغز برای برقرای ارتباط مؤثر مختل می‌شود و مغز نمی‌تواند از اطلاعات خود به‌درستی حفاظت کند. ۶. سفرهای هوایی مداوم با توجه به مطالعه‌ای که در دانشگاه کالیفرنیا در رابطه با عملکرد مغز انجام شده است سفر به مناطق مختلف ریتم طبیعی بدن را مختل می‌کند. از طرفی هنگامی‌ که به‌طور مداوم در سفر به‌خصوص سفرهای هوایی باشید، حافظه و فرایند یادگیری‌تان تا یک ماه بعد از بازگشت از سفر دچار اختلال خواهد شد. دکتر الیزابت لومبارد (Elizabeth Lombardo) روان‌شناس و نویسنده‌ی کتاب «۷ استراتژی مقابله با منتقد درونی‌تان و خلق یک زندگی عاشقانه» معتقد است: «سفرهای متعدد هوایی علاوه بر مشکلات خواب و تغذیه و برهم زدن تنظیم هورمون‌های بدن (که همگی حافظه و فرایند یادگیری را تحت تأثیر قرار می‌دهند) به‌عنوان یک عامل مهم تولید استرس‌ می‌تواند به بدن و مغز انسان آسیب‌های جبران‌ناپذیری وارد کند». برگرفته از: prevention

اطلاعات بیشتر

اگر شما هم این مشکلات را دارید پس واقعا باهوش هستید

28 شهریور 2017
اگر شما هم این مشکلات را دارید پس واقعا باهوش هستید

بیشتر مردم فکر می‌کنند افراد بسیار باهوش اَبَرانسان‌هایی هستند که هیچ مشکلی ندارند چون مغزشان در هر موقعیتی به کمک‌شان می‌آید و آنها مجبور نیستند با مشکلاتی که مردم عادی درگیرشان می‌شوند، دست و پنجه نرم کنند. اما حقیقت چیز دیگری است؛ افراد بسیار باهوش هرقدر هم که باهوش باشند بالاخره انسان هستند. مشکلات افراد باهوش با مشکلات افراد عادی به نوعی متفاوت هستند، اما همان‌قدر دردسرساز و چالش‌برانگیزند. بسیاری اوقات این مشکلات می‌توانند با عدم درک اطرافیان همراه شوند و باعث شوند افراد باهوش احساس تنهایی کنند. در این مقاله به چند مورد از معمول‌ترین مشکلات افراد بسیار باهوش اشاره می‌کنیم، اگر شما هم این مشکلات را دارید پس واقعا باهوش هستید. شناختن این مشکلات به شما کمک می‌کند تا به درک بهتری از احساسات‌تان برسید و نیز اطرافیان‌‌تان هم می‌توانند علت رفتارهای عجیب و غریب شما را پیدا کنند! ۱. حرف‌های معمول روزانه حوصله‌تان را سر می‌برد حرف زدن درباره‌ی یک موضوع معمولی می‌تواند برای شما بسیار سخت باشد. علت این است که ذهن شما پر از ایده‌های بزرگ است. موضوعات مورد علاقه‌‌ی شما احتمالا هنر، علم و فلسفه هستند و این موضوعات به ندرت در مکالمات روزمره پیدا می‌شوند. شما احساس می‌کنید وقت‌تان دارد تلف می‌شود و در دریایی از عبارات بی‌پایان روزمره و خسته‌کننده گرفتار شده‌اید و درحال غرق شدن هستید. چیزی که شما می‌خواهید، یک هم‌فکر است تا با هم ایده‌هایی درباره‌ی موضوعات مهم رد و بدل کنید. ۲. بیشتر از اینکه حرف بزنید، فکر می‌کنید مغز شما طوری برنامه‌ریزی شده است که همه‌ی راه حل‌های ممکن و پاسخ‌های مختلف یک مسئله را در نظر بگیرد، پس ممکن است شما نسبت به یک فرد معمولی زمان بیشتری احتیاج داشته باشید تا به نتیجه‌ای برسید یا نظرتان را درمورد موضوعی بیان کنید. به احتمال زیاد اگر مطمئن نباشید که پاسخ‌تان درست است یا فکر کنید ایده‌‌ای که می‌خواهید مطرح کنید چندان مهم نیست، اصلا صحبت نخواهید کرد. موضوعی که شما را درگیر می‌کند این است که افراد دیگر با عملکرد ذهن شما آشنایی ندارند و در برخورد با شما گیج می‌شوند و فکر می‌کنند شما عجیب و غریب، درونگرا یا بی‌علاقه هستید. ۳. شغل شما به آسانی برای‌تان خسته‌کننده می‌شود نیاز مغز شما به درگیر بودن دائمی با موضوعات جدیدتر و بزرگ‌تر باعث می‌شود شغلی که زمانی برای‌تان جالب و هیجان‌انگیز بود، به کاری خسته‌کننده تبدیل شود. وقتی همه‌ی راه‌هایی که می‌توانستید با آنها خلاقیت را وارد کارتان کنید امتحان کردید، شغل‌تان به یک درگیری هر روزه تبدیل می‌شود و شما صرفا می‌خواهید مسئولیت‌هایتان را تمام و انجام وظیفه کنید. علاوه بر همه‌ی اینها، معمولا رئیس‌تان شما را درک نمی‌کند و فقط می‌خواهد کار انجام شود. ۴. بعضی وقت‌ها نمی‌توانید عمل کنید در دنیایی پر از افراد زرنگ و پُرکار که عمل کردن برای همه مهم‌تر از ایده‌های بزرگ است، متفکر بودن کار سختی است. ممکن است گاهی آن‌قدر ذهن‌تان درگیر ایده‌های بزرگ باشد که انگیزه‌ی عمل کردن را فراموش کنید. متأسفانه گاهی دیگران این ویژگی را با تنبلی اشتباه می‌گیرند و همین مسئله باعث سرخوردگی شما می‌شود. ۵. در ارتباط اجتماعی، ناشی محسوب می‌شوید دردسر شما به موارد بالا ختم نمی‌شود و این مورد نتیجه‌ی همه‌ی مشکلات قبلی است. اگر هنگام بحث‌های معمول احساس ناراحتی می‌کنید، تا از موضوعی مطمئن نباشید در موردش حرف نمی‌زنید، ایده‌های قدیمی که قبلا امتحان کرده‌اید برای‌تان الهام‌بخش نیستند و پرداختن به ایده‌ها برای‌تان جذاب‌تر از عمل کردن به آنهاست، مردم شما را در دسته‌ی افراد ناموفق در مناسبات اجتماعی قرار می‌دهند. آنها نمی‌دانند با این کار تنها فشار بیشتری بر دوش شما می‌گذارند و باعث می‌شوند بیشتر در فکر رفتار اجتماعی‌تان فرو بروید. ۶. به سختی عاشق می‌شوید سفر شما در راه عشق از مردم عادی سخت‌تر و طولانی‌تر است. از آنجا که شما بسیار محافظه‌کارتر، مستقل‌تر و تحلیل‌گرتر هستید، مردم این ویژگی‌های شما را به اشتباه با سرد و خودبین بودن مرتبط می‌دانند. علاوه بر اینها، کمبود حس فوریت و اضطرار در شما می‌تواند باعث شود به سرعت عمل نکنید و عشق‌تان به تدریج فروکش کند. هرقدر هم که درگیری‌های روزانه‌ی شما سخت باشند، نباید اجازه بدهید شما را از رشد و حرکت بازدارند. می‌توانید با توضیح دادن برخی موارد برای دیگران به آنها کمک کنید تا درک بهتری از نیازهای شما به دست آورند و با این کار فرصت‌های بیشتری برای پرورش ایده‌ها و موفقیتِ بیشتر خلق کنید. برگرفته از: lifehack

اطلاعات بیشتر

بهترین راه های افزایش دقت که می‌تواند خلاقیت را در شما بارور کند!!!

27 شهریور 2017
بهترین راه های افزایش دقت که می‌تواند خلاقیت را در شما بارور کند!!!

دقت نکردن به دور و اطراف کار ساده‌ای است. می‌توان سر را پایین انداخت و به هیچ‌چیز و هیچ‌کس توجهی نداشت. نه به رنگ آسمان دقت کرد و نه به ریختن برگ‌های خشک درختان که کم‌کم آمدن پاییز را نوید می‌دهند. با دقت نکردن به اطراف خود فرصت الهام گرفتن از محیط را از دست می‌دهیم و حس کنجکاوی را در خود سرکوب می‌کنیم. برای شناخت و درک پیرامون خود باید دقت‌مان را افزایش بدهیم. یکی از راه های افزایش دقت، توجه به محیط پیرامون است. مثلا پیاده‌روی و کمی تفکر باعث افزایش خلاقیتمی‌شود. اگر همیشه سربه‌زیر و بی‌دقت به اطراف خود باشیم فرصت دیدن افراد مختلف، رویدادها و اتفاقات و البته تفکر دقیق و تحلیل آنها را از دست می‌دهیم. نگاه دقیق به وقایع و افراد به ما کمک می‌کند بیشتر مشاهده کنیم و امکان پروراندن ایده‌های جدید را در خود تقویت کنیم. اما حقیقتا راه های افزایش دقت و خلاقیت چیست و برای تقویت آنها چه باید کرد؟ آموزش مغز برای توجه به چیزهای بااهمیت قرار نیست که مغز بی‌گناه ما همه‌چیز را ببیند و کاملا بررسی کند. ما چیزهای خاصی را می‌بینم و سپس از طریق تصفیه‌ی اطلاعاتی‌ای که به‌دست آورده‌ایم برخی از اطلاعات را نگه می‌داریم و استفاده می‌کنیم. این ویژگی مغز بسیار خوب و مفید است زیرا اگر قرار بود هرچه را می‌بینیم، بررسی کنیم از مسائل مهم غافل می‌شدیم. ما قادریم مغز خود را آموزش بدهیم که به موضوعات جدید توجه کند، هرچند این کار به کمی تلاش و تمرین نیاز دارد. فرقی نمی‌کند که در صدد یادگیری شغل جدیدی هستید یا می‌خواهید سرگرمی تازه‌ای بیاموزید یا حتی فقط در پی افزایش مهارت‌های خود هستید، در هر حال باید مغز خود را برای یادگیری نکات تازه و مهم آموزش بدهید. فرایند بازآموزی مغزی در ظاهر ساده به‌نظر می‌رسد اما در واقع به تلاش و کوشش نیاز دارد. روان‌شناسان معتقدند که برای افزایش دقت باید مانند یک منشی صحنه در هنگام فیلم‌برداری عمل کرد. منشیان صحنه کسانی هستند که در هنگام فیلم‌برداری و ساختن فیلم‌ها به‌دقت صحنه را زیر نظر دارند و توجه خود را به نکاتی معطوف می‌کنند که ممکن است در تصویر اختلال ایجاد کند. آنها با توجه بر مسائل مهم، دقت خود را در جلوگیری از ایجاد اشتباه در صحنه‌ی فیلم‌برداری زیاد می‌کنند، اما به چیزهای بی‌اهمیتی که مشکلی به‌وجود نمی‌آورد توجهی ندارند و این یکی از راه‌ های افزایش دقت است؛ یعنی معطوف کردن توجه و حواس به موارد مهم و ضروری و پرهیز از آشفتگی فکری. شاید عجیب به‌نظر برسد اما یکی از بهترین راه های افزایش دقت این است که بدانیم نسبت به چه چیزهایی بی‌دقت باشیم. در واقع باید بدانیم که به چه چیزهایی توجه داشته باشیم و از دقت کردن به چه موارد و موضوعاتی صرف‌نظر کنیم. ما نمی‌توانیم به هر چیزی که در اطراف‌مان رخ می‌دهد با تمام وجود و به اصطلاح خودمانی شش‌دانگ توجه داشته باشیم. پس تنها باید موارد لازم و اساسی را مدنظر قرار بدهیم. چالش توجه به چیزهای تازه شاید در ظاهر ساده به‌نظر برسد اما واقعیت این است که دقت و توجه به چیزهای تازه و کشف آنها چندان هم ساده نیست. مثلا نمی‌شود از خواب بیدار شویم و بگوییم: «خب، من امروز جهان را با نگاهی تازه می‌بینم و یه عالمه چیز جدید کشف می‌کنم». برای داشتن نگاهی تازه به پیرامون‌تان باید خود را به چالش بکشید. مثلا: نگاه کردن به مردم در مکان‌های شلوغ اگر در مکان‌های شلوغ و پرجمعیت اولین کاری که می‌کنید درآوردن تلفن همراه‌تان و سرگرم شدن با آن است، باید گفت که سخت در اشتباه هستید. در چنین فضاهایی بنشینید و به مردم نگاه کنید. سعی کنید نحوه‌ی تعامل آنها با هم، رفتارها و عکس‌العمل‌هایشان را بشناسید و مشاهده کنید؛ توجه و تمرکز بر چیزی خاص چیز خاصی را مدنظر قرار بدهید و سعی کنید در طی روز توجه خود را به آن معطوف کنید. مثلا تصمیم بگیرید که امروز حواس‌تان را به نقاشی‌های دیواری سطح شهر، دوربین‌های کنترل سرعت یا هر چیز دیگری معطوف کنید. یکی از راه های افزایش دقت تمرین برای تمرکز بر موارد ویژه است. با این تمرین این ویژگی را در خود تقویت کنید؛ پیگیری اخبار محلی با پیگیری اخبار محلی می‌توانید از آنچه در محله، شهر و اطراف‌تان می‌گذرد باخبر بشوید و بیشتر به پیرامون محل زندگی خود توجه کنید. شاید چندان پیشنهاد دل‌پذیری نباشد اما مطمئن باشید که در افزایش دقت شما نقش زیادی خواهد داشت. معاشرت با افراد متخصص هریک از ما دوستانی داریم که در زمینه‌های مختلفی تحصیل کرده‌اند و اطلاعات دارند. سعی کنید با دوستان خود قدم بزنید و معاشرت داشته باشید و در حین گفت‌و‌گو و رفت‌وآمد با آنها چیزهای تازه بیاموزید و به نقطه نظرات آنها در مورد موضوعات مختلف مثل زمین‌شناسی، تاریخ و … توجه کنید. ریشه‌یابی صداهای مختلف سعی کنید در هنگام قدم زدن به صداهای اطراف‌تان دقت کنید و ببینید ریشه و مبدأ چیزهایی که می‌شنوید از کجاست. این کار کمی احمقانه به‌نظر می‌رسد ولی یکی از راه های افزایش دقت است که شما را آگاه‌تر و دقیق‌تر می‌سازد. یادداشت‌برداری و طراحی سعی کنید هر آنچه را در محیط می‌بینید، طراحی کنید یا بنویسید. این کار تمرینی است برای‌ اینکه همه چیز را به‌دقت ببینید و بررسی کنید. عکاسی روزانه هر روز یک عکس بگیرید. یعنی در انتهای سال باید ۳۶۵ عکس در اختیار داشته باشید. این کار باعث می‌شود توجه و دقت شما بیشتر بشود. سعی کنید هر روز عکس‌های جالب‌تری بگیرید و به نکات مختلفی توجه کنید. این کار باعث می‌شود نگاه‌تان از دریچه‌ی لنز متفاوت‌تر بشود. چالش‌های مختلفی برای خود در نظر بگیرید. اگر نویسنده هستید، بیشتر به زندگی و کارهای مردم دقت کنید. اگر برنامه‌نویس هستید به نیازهای مختلف بازار بیشتر توجه کنید. خود را به چالش بکشید و از منطقه‌ی امن‌تان خارج بشوید. برای توجه به اطراف خود و موضوعات مختلف لزومی ندارد که به آنها علاقه‌ی خاص داشته باشید. توجه به موضوعات گوناگون دقت شما را بالا می‌برد. مثلا به‌خاطر اینکه خوشنویسی در دایره‌ی علایق شما نیست، توجه کردن به آن را از خود دریغ نکنید. به مردم بهتر و دقیق‌تر نگاه کنید گرچه توجه به اجسام و اشیا ازجمله راه های افزایش دقت به‌شمار می‌رود اما در نظر گرفتن و مشاهده‌ی دقیق افراد چیز دیگری است. بیشتر ما در موقعیت‌های حساس و پرتنش مثلا در هنگام مصاحبه‌های شغلی یا پرواز هواپیما، اولین قرار عاشقانه و … توجه زیادی به‌خرج می‌دهیم، اما در سایر موارد وقتی اوضاع عادی است میزان توجه‌مان کم‌تر است. برای افزایش دقت باید توجه و تمرکز خود نسبت به افراد را در شرایط آرام و ناآرام بالا ببریم. مثلا زمانی‌ که احساس خطر به ما دست می‌دهد قسمت لیمبیک مغز وارد عرصه می‌شود و تلاش دارد ما را از خطرات احتمالی حفظ کند. فرض کنید در شبی تاریک قصد سوار شدن در خودروی خود را دارید که احساس می‌کنید یک جفت چشم از دور شما را می‌پاید. نمی‌دانید که خطر در انتظارتان هست یا نه ولی در هر حال سعی می‌کنید با در نظر گرفتن امکان خطر و بررسی شرایط اوضاع را در کنترل خود دربیاورید. در موارد دیگر نیز که اوضاع آرام و بی‌تنش و بی‌خطر است باید همین عکس‌العمل را داشته باشید تا دقت و توجه‌تان نسبت به محیط و افراد افزایش بیابد. مثلا اگر با فردی ملاقات می‌کنید و احساس ناخوشایندی دارید، باید به دورن خود مراجعه کنید و علت را جویا بشوید. چرا چنین احساسی در ناخودآگاهِ شما پا گرفته است. ناخودآگاه‌تان همیشه از شما محافظت می‌کند و حضور دارد پس به آن اعتماد کنید. همیشه به اهمیت شناسایی زبان بدن، حالات چهره، دروغ‌سنجی و … در ارتباطات صحه گذاشته می‌شود اما تمام اینها نیازمند مشاهده و دقت بالا هستند. وقتی در حال گفت‌وگو با افراد مختلف هستید، صرفا توجه به آنچه گفته می‌شود مهم نیست، باید تمام رفتار و حالات را بررسی و مشاهده کنید. این کار فقط برای حفاظت و دفاع خود و تشخیص ناهم‌خوانی‌ها در رفتار فرد مقابل نیست، بلکه با دقت کردن کلی به افراد می‌توانید چیزهای بی‌شماری درباره‌ی آنها بدانید و کشف کنید. توجه و دقت به الگوها مشاهده کردن راه بسیار خوبی برای افزایش دقت است و هرچه بیشتر مشاهده کنید دقت‌تان بالاتر می‌رود. اما برای داشتن نگاهی خلاقانه و متفکرانه به دنیا باید دید خود را گسترش بدهید و به مشاهده با نگاهی خُرد به مسائل، اتفاقات و چیزهای پیرامون خود اکتفا نکنید. یافتن الگوهای موجود در روابط طبیعت و ترکیب و تلفیق آنها با تجربیات خود از چیزهای مختلف، دید شما را گسترده‌تر می‌کند و باعث می‌شود در آینده قدرت پیش‌گویی و پیش‌بینی شما درباره‌ی همه چیز بیشتر بشود. دقت در مشاهده را باید با یافتن الگوهای مختلف درهم بیامیزید تا در مواجهه با هر تجربه‌ی جدید قدرت تحلیل و بررسی شرایط را داشته باشید. مثلا همه می‌گویند که زبان بدن در نواحی مختلف متفاوت است؛ پر بی‌راه هم نیست. شما باید با توجه به بستری که در آن قرار گرفته‌اید قدرت ترجمه‌ی صحیح آنچه را می‌بینید، داشته باشید. مثلا خاراندن بینی شاید نشان از دروغ‌گویی فرد داشته باشد یا این حرکت به معنای عصبانیت باشد. این مسئله در مورد حالات مختلف صادق است. پس مشاهده گام نخست در مسیر کشف دنیای اطراف و افزایش دقت است. همواره فضایی بزرگ‌تر برای اندیشیدن و مشاهده کردن وجود دارد. باید مرتب دید خود را گسترش بدهید و کلان‌تر فکر کنید. تنها به مشاهده و دقت در محله، شهر و کشور خود محدود نباشید. دیدتان را گسترش بدهید و جهانی و وسیع مشاهده و تفکر کنید. هرچه بیشتر مشاهده کنید با چراهای بیشتری رو‌به‌رو خواهید شد و هرچه چراهای موجود در مغزتان افزایش پیدا کند بیشتر می‌آموزید. مشاهده کردن و به دنبال آن تفکر برای اطلاع از چرایی و دلایل هر چیز به شما کمک می‌کند تا دنیا را بیشتر بفهمید. برگرفته از: lifehacker.com

اطلاعات بیشتر

روش صحیح مطالعه برای کنکور؛ ۵ راهکار برای بدست آوردن رتبه دلخواه ( توسط رتبه 65 کنکور 96)

26 شهریور 2017
روش صحیح مطالعه برای کنکور؛ ۵ راهکار برای بدست آوردن رتبه دلخواه ( توسط رتبه 65 کنکور 96)

مطالعه برای کنکور با درس خواندن برای یک امتحان معمولی کمی متفاوت است. مطالعه‌ی حجم زیادی از درس‌ها و اطلاعات برای آزمونی که چند ساعت طول می‌کشد تمرکز و انرژی بیشتری می‌طلبد. اما جای نگرانی نیست؛ اگر به روش درست مطالعه کنید، این آزمون بزرگ را هم با موفقیت پشت سر خواهید گذاشت. شاید کنکور یا هر آزمون بزرگ دیگری کمی دلهره‌آور به نظر برسد، اما در پایان این مطلب به رویکرد مناسبی درباره‌ی روش صحیح مطالعه برای کنکور می‌رسید. پس همراه ما باشید. برای موفقیت در کنکور باید: بهترین تکنیک‌های مطالعه را فرا بگیرید؛ با تکیه بر یک برنامه‌ریزی مدون هر روز مطالعه کنید؛ عادت‌های غذایی، خواب و برنامه‌ی ورزش خود را بهبود ببخشید؛ تکنیک‌های مطالعه دو تکنیک سودمند برای مطالعه وجود دارد که آشنایی با آنها ضروری است. اثر فاصله‌گذاری ساده‌ترین روش برای جذب انبوه اطلاعات استفاده از اثر فاصله‌گذاری است. پژوهشگران این روش را در میان یافته‌های گوناگون در زمینه‌ی یادگیری «یکی از چشمگیرترین پدیده‌ها» می‌دانند. وقتی چیز جدیدی یاد می‌گیرید مغزتان این آموخته‌ی جدید را در نورون‌ها ذخیره می‌کند. سپس این نورون‌ها با نورون‌های حاوی دانسته‌های پیشین ارتباط برقرار می‌کنند و شبکه‌ای از معانی به‌هم‌پیوسته را شکل می‌دهند، اما تقویت این نورون‌ها و گسترش شبکه‌ی معنایی با یک بار تلاش کار آسانی نیست. به عبارتی برای مغز ممکن نیست که گذرگاه‌های عصبی را تنها در یک روز به حدی گسترش دهد که آموخته‌های جدید برای همیشه در ذهن ذخیره بشوند (برای همین نیاز به تکرار داریم). به همین دلیل اگر موضوعی را طی یک یا دو روز به سختی مطالعه کنید، با اینکه ساعت‌های طولانی را صرف مطالعه کرده‌اید، به نتیجه‌ی مناسبی در به‌ یادآوردن آن مطالب نخواهید رسید. پژوهش‌ها نشان‌ داده‌اند اگر مغز را در معرض اطلاعات جدید بگذارید و سپس دستِ‌کم یک روز تا مطالعه‌ی بعدی صبر کنید، به نتیجه‌ی بهتری در به‌ یاد‌آوردن آن اطلاعات می‌رسید. در این مدت مغز فرصت می‌یابد تا ارتباطات عصبی شکل‌گرفته را تقویت کند؛ بنابراین دفعه‌ی بعد که در معرض همان اطلاعات قرار می‌گیرد از نظر فیزیکی برای استحکام ارتباطات آمادگی بیشتری دارد. مثلا مطالعه‌ی موضوعی طی یک هفته، روزی یک بار بهتر از مطالعه‌ی ۳۰ باره‌ی آن در یک یا دو روز است. با اینکه تکرار کمتری داشته‌اید، اما همگام با روند طبیعی مغز برای ذخیره‌سازی اطلاعات پیش رفته‌اید. در مورد کنکور و هنگامی که یک سال برای آماده‌سازی فرصت دارید، شرایط کمی متفاوت، اما اصول و مبانی یکسان است. در روند مطالعه‌ صحیح برای کنکور باید به دفعات و با فاصله‌ اطلاعات لازم را به مغزتان ارائه کنید. پیش‌خوانی گام بعدی برای پشت سر گذاشتن موفقیت‌آمیز این آزمون تکنیکی به نام «پیش‌خوانی» است. شما با حجم انبوهی از درس‌ها و مطالب روبه‌رو هستید اما نگران نباشید با استفاده از فاصله‌گذاری و پیش‌خوانی می‌توانید همه‌ی این مطالب را طی چند ماه چندین بار مرور کنید. مرور چندباره‌ با فاصله‌گذاری نقش کلیدی در به خاطر سپردن اطلاعات لازم دارد. پیش‌خوانی روشی است برای دسته‌بندی اطلاعات به‌گونه‌ای که ‌مدیریت آن ساده باشد. فرض بر این است که هم‌زمان با آماده شدن برای کنکور در کلاس‌های درس هم شرکت می‌کنید؛ اگر اینطور نیست این روش را روی برنامه و کتاب‌های درسی‌تان پیاده کنید. درس و موضوعات مربوط به هر روز را یک روز قبل بخوانید. مطالب مهم و کلیدی را که به روش‌های دیگر مشخص نشده‌اند، هایلایت کنید، اما از هایلایت کردن جمله‌ی اصلی هر پاراگراف (معمولا جمله‌ی نخست هر پاراگراف که شامل محتوای اصلی آن بند است) خودداری کنید. در کلاس یادداشت‌ بردارید. یادداشت‌هایتان باید منظم و به‌گونه‌ای باشد که به راحتی امکان مرور آنها همزمان با مرور فصل‌های مختلف را فراهم کند. با توجه به اینکه مطالب را از پیش خوانده‌اید یادگیری مؤثرتری خواهید داشت. اکنون که آموزش و درک مطالب را پشت سر گذاشته‌اید، هنگام بازخوانی مطالب تنها عنوان‌ها، جمله‌ی اصلی (جمله‌ی نخست هر پاراگراف)، قسمت‌هایی که نویسنده بر آنها تأکید کرده است و بخش‌های هایلایت شده خودتان را بخوانید. در پایان خلاصه‌ی هر فصل شامل جمع‌بندی مطالب بیان‌شده در آن فصل را بخوانید. بیشتر نکته‌های مهم و کلیدی در عنوان‌ها، جمله‌های اصلی پاراگراف، متن‌های مشخص‌شده (با حروف قطور، مورب یا روش‌های دیگر) و قسمت‌هایی است که خودتان هایلایت کرده‌اید. مثلا جمله‌ی اصلی شامل نکته‌ی کلیدی هر بند است و باقی جملات برای توضیح بیشتر بیان می‌شوند. پس اگر پیش از این تمام فصل را خوانده باشید اکنون با مرور جمله‌ی اصلی هر بند موضوع اصلی آن پاراگراف را به یاد می‌آورید. با این روش مطالعه‌ی هر فصل به جای یک ساعت یا بیشتر، تنها ۵ تا ۱۰ دقیقه زمان می‌برد و شما برای مرور چندباره‌ی مطالب با فاصله‌گذاری که نقش حیاتی در به یاد سپردن مطالب دارد، فرصت خواهید داشت. در کنار مطالعه‌ی مطالب مطابق با برنامه‌ریزی‌تان، هر روز یادداشت‌هایتان را مرور کنید، چون این مطالب را خودتان نوشته‌اید، مطالعه‌ی آنها زمان زیادی نمی‌گیرد. همچنین با این روش در نخستین مواجهه‌ی مغز با اطلاعاتی که برای آزمون لازم دارید، ارائه‌‌ی بی‌نقصی خواهید داشت. اکنون باید روی تکرار در فاصله‌های معین تمرکز کنید تا مغزتان اطلاعات مشابه را بارها و بارها جذب کند و در عین حال با تعیین فاصله‌ی مناسب (دستِ‌کم یک روز) امکان ایجاد پیوند در شبکه‌ی عصبی و تقویت آن را فراهم کنید. با تکنیک پیش‌خوانی می‌توانید روزانه حدود ۳۰۰ صفحه را همراه با یادداشت‌هایی که سر کلاس نوشته‌اید، در زمانی حدود ۲ ساعت مرور کنید. در نتیجه هر هفته ۲۴۰۰ صفحه را مرور و بنابراین طی چند ماه ۲۰ تا ۳۰ بار مطالب موردِ‌نیاز را با فاصله‌گذاری مرور خواهید کرد. به احتمال زیاد این مقدار مطالعه برای پوشش مطالب کلی و همچنین جزئیات مسائل کافی است. به یاد سپردن فرمول‌ها و معادله‌ها یکی از دغدغه‌های اساسی در پیگیری روش صحیح مطالعه برای کنکور به‌ یاد‌سپاری فرمول‌ها است. با مطالعه‌ی کتاب و جزوه‌ی درسی، حضور در کلاس و انجام تمرین‌ها کاربرد و روش استفاده از فرمول‌ها را درک می‌کنید، اما برای به یاد سپردن آنها باید از تکنیک فاصله‌گذاری استفاده کنید. یک روش خوب این است که در دفترچه‌ای همه‌ی فرمول‌ها، معادله‌ها و روش حل آنها به روش خودتان همراه به چند مثال بنویسید. در هنگام مرور مطالب و فصل‌های مختلف با تکنیک پیش‌خوانی، زمانی را به مرور این فرمول‌ها و معادله‌ها همراه با مثال‌هایشان اختصاص بدهید. با مرور چندباره‌ی این فرمول‌ها و معادله‌ها هر چندروز یک‌بار، تکنیک فاصله‌گذاری اثرش را می‌گذارد و فرمول‌ها در ذهن‌تان نقش می‌بندد. خودآزمایی پس از اینکه چند ماه از مطالعه و مرور همه‌ی مطالب با فاصله‌گذاری مناسب گذشت، باید خودتان را بیازمایید. از میان تمرین‌ها و تکالیف‌تان چندین مسئله دشوار را انتخاب و حل کنید. می‌توانید از کتاب‌های حاوی نمونه‌سؤال یا سؤالات مربوط به آزمون‌های پیشین استفاده کنید. ‌ خودتان را ارزیابی کنید؛ اگر از عملکردتان خشنود نیستید، پس به تکرار‌ بیشتری نیاز دارید (با فاصله‌گذاری). اگر از نتیجه راضی هستید به کارتان ادامه دهید. بهبود سبک زندگی برای افزایش توانایی حافظه‌تان به شکلی چشمگیر نکته‌های زیر را در زندگی روزمره‌تان در نظر بگیرید: خواب کافی پژوهش‌ها نشان داده‌اند دانش‌آموزانی که ساعت ۱۰ شب یا زودتر به خواب می‌روند نسب به کسانی که در نیمه‌شب یا دیرتر به خواب می‌روند، نمرات بالاتری کسب می‌کنند. نظریه‌های زیادی در توضیح دلیل این نتایج ارائه شده است (از جمله بهبود تولید ملاتونین)، اما شما برای اصلاح عادت خواب نیازی به جزئیات ندارید. کافی است سعی کنید تا ساعت ۱۰ هر شب به خواب بروید و ۸ ساعت خواب خوب شبانه داشته باشید. این مسئله تأثیر شگرفی در عملکرد تحصیلی‌تان دارد، زیرا نه‌تنها حافظه‌تان را تقویت می‌کند، بلکه با استراحت کافی بهتر می‌توانید روی مطالعه و درک مطالب تمرکز کنید. ورزش کافی پژوهش‌های گوناگونی رابطه‌ی میان ورزش جدی و منظم را با عملکرد تحصیلی نشان داده‌اند. بین پیاده‌روی، دوچرخه‌سواری و سایر تمرینات ایروبیک در یک روز و تمرینات قدرتی در روز بعد در رفت‌وبرگشت باشید. نیازی نیست مانند حرفه‌ای‌ها به خودتان سختی بدهید، اما ورزش کردن و تمرینات حرکتی مناسب ضروری است. رژیم غذایی مناسب مطالعات نشان داده‌اند حتی یک وعده غذای پرچربی ممکن است سطح اکسیژن را در خون تا ۲۰ درصد کاهش بدهد و این به معنای کاهش جریان خون در مویرگ‌های بسیار کوچک است. اگر قرار است ۲۴۰۰ صفحه را به حافظه‌تان بسپارید بهتر است عملکرد بدن‌تان را با غذاهای نامناسب تهدید نکنید. غذاهای کامل و فرآوری‌نشده میل کنید. غلات کامل، سبزیجات، حبوبات، خشک‌بار و میوه‌ها را در برنامه‌ی غذایی‌تان قرار بدهید. هچنین بهتر است فقط آب بنوشید. و خلاصه اینکه فراموش نکنید کلید موفقیت مرور چندباره با فاصله‌گذاری مناسب است. برای کاهش زمان مطالعه بدون از دست دادن نکات کلیدی و مهم تکنیک پیش‌خوانی را به‌کار بگیرید. دفترچه‌ی فرمول‌ها و معادله‌ها را فراموش نکنید. پیش از آزمون تا حد امکان مرور مطالب را تکرار کنید. هر دو هفته یک‌بار آزمونی برای خودتان ترتیب بدهید. همیشه خوب بخوابید، خوب بخورید و از ورزش روزانه غفلت نکنید. همه‌ی این نکته‌ها بخشی از روش صحیح مطالعه برای کنکور هستند. منبع : آقای معین مرتضوی ( رتبه 65 کنکور سراسری 96)

اطلاعات بیشتر

عوامل موفقیت در تحصیل چیست؟

26 شهریور 2017
عوامل موفقیت در تحصیل چیست؟

موفقیت تحصیلی فرزندان در دوران تحصیل از دغدغه‌های اساسی بسیاری از والدین به شمار می‌رود به‌طوری که به طرق مختلف سعی در بهبود عملکرد تحصیلی فرزندان خود دارند. اما چه عواملی واقعا در موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان نقش دارند؟ آیا تنها هوش بالا برای موفقیت در تحصیل کافی است؟ برای آگاهی از این موضوع با ادامه‌ی مطلب و معرفی عوامل موفقیت در تحصیل همراه ما باشید. شاید تصور کنید موفقیت در مدرسه ارتباط زیادی با IQ افراد دارد؛ گرچه تا حدی درست فکر می‌کنید اما این همه‌ی حقیقت نیست. هوش بالا سبب درک بهتر و ساده‌تر مفاهیم درسی از کودکستان تا دانشگاه می‌شود اما برای موفقیت در مدرسه به‌تنهایی کافی نیست چراکه علاوه بر هوش، عوامل بیرونی و درونی بسیاری بر نمرات، توانایی یادگیری و در نهایت موفقیت تحصیلی افراد تأثیرگذار است. با وجود اینکه وضعیت اقتصادی و اجتماعی زندگی نیز از عوامل مؤثر در موفقیت تحصیلی به شمار می‌رود اما عوامل مهم‌تر دیگری برای موفقیت در تحصیل وجود دارند که در ادامه به معرفی آنها می‌پردازیم. روابط اجتماعی روابط اجتماعی از دوران کودکستان به بعد در میزان و کیفیت یادگیری افراد نقش مهمی دارد و اهمیت آن خارج از تصور است. نتایج تحقیقی در این زمینه نشان می‌دهد که روابط دوستی در دوران کودکستان مشکلات رفتاری دانش‌آموزان را کاهش می‌دهد و منجر به ارتقاء مهارت‌های کودک و در نتیجه کسب نمرات بهتر مخصوصا در پسران می‌شود. مطالعات دیگر در این زمینه گویای این مطلب بودند که تغییرات در روابط دوستانه‌ی افراد در نوجوانی، مسیر آینده‌ی آنها را مشخص می‌کند و تغییرات و تلاطم‌های دوران نوجوانی ممکن است در آینده باعث موفقیت یا شکست فرد در زندگی شود. طی این تحقیقات مشخص شد کسانی که نمرات خوبی کسب می‌کنند اگر روابط دوستانه خود را با افرادی که مشکلات رفتاری دارند، بیشتر کنند در نهایت با افت تحصیلی مواجه می‌شوند. انتخاب دوستان در مراحل مختلف زندگی نقش مهمی در موفقیت یا شکست شما در آینده دارد، پس در انتخاب دوست دقت و آنها را هوشمندانه انتخاب کنید. میزان استرس با اینکه گاهی استرس عامل انگیزشی برای انجام کارها محسوب می‌شود اما مطالعاتی که به‌تازگی انجام شده است، استرس را مانع عملکرد مناسب در تحصیلات آکادمیک می‌داند. تأثیر استرس در ردیف عواملی همچون مشکلات مالی، افسردگی، عدم اعتماد ‌به ‌نفس و ناتوانی در برقراری ارتباط قرار می‌گیرد و منجر به ناهنجاری‌های خواب، خوراک و پذیرش مسئولیت می‌شود. تمامی این تغییرات منفی به همراه عوامل استرس‌زای آنها در نهایت به افت تحصیلی بسیاری از دانش‌آموزان منجر می‌شوند. با این حال، افرادی که از سیستم‌های حمایتی قوی‌تری برخوردار بودند، توانایی بیشتری در غلبه بر مشکلات از خود نشان دادند و عملکرد تحصیلی بهتری داشتند. در بسیاری از موارد، گنجاندن دروسی مثل مدیریت استرس در برنامه‌ی درسی دانشجویان و دانش‌آموزان، فارغ از عوامل استرس‌زای بیرونی منجر به کاهش استرس و حرکت درست آنها در مسیر اهداف تحصیلی شده است. کنجکاوی کنجکاوی دانش‌آموزان یکی از عوامل تأثیرگذار در موفقیت تحصیلی آنهاست. مطالعاتی که در حوزه‌ی روان‌شناسی انجام شده، نشان داده است که کنجکاوی از عوامل مهم موفقیت در تحصیل است تا جایی که اثر آن را از هوش نیز بیشتر دانسته‌اند. با توجه به جامعه آماری ۵۰۰۰۰ نفری دانش‌آموزان در این مطالعات، تأثیر کنجکاوی در پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان حتی بیشتر از عواملی همچون سخت‌کوشی و وظیفه‌شناسی ارزیابی شده که این موضوع تأکیدی بر یادگیری مفاهیم جدید و تجربیات تازه در همه حال است. هوش هیجانی(EQ) با اینکه از IQ به‌عنوان عاملی مهم در پیش‌بینی موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان یاد می‌شود اما مورد مهم دیگر در این زمینه EQ یا همان هوش هیجانی است. همان‌طور که قبلا اشاره شد، محققین به این نتیجه رسیده‌اند که موفقیت تحصیلی به عواملی بیش از IQ و هوش ذاتی فرد بستگی دارد به‌طوری که این عوامل جانبی حتی در موفقیت فرد در روابط اجتماعی و برقراری روابط احساسی با دیگران نیز مؤثرند. وقتی در برنامه‌ی درسی دانش‌آموزان زیر ۱۲ سال دروس آموزش برقراری روابط احساسی و اجتماعی گنجانده شد، شاهد موفقیت تحصیلی و عملکرد بهتر دانش‌آموزان در برقراری روابط اجتماعی با دیگران بودیم؛ این در حالی است که میزان موفقیت دانش‌آموزانی که در این طرح شرکت نکرده بودند، چندان مناسب ارزیابی نشد. آموزش‌های اجتماعی و احساسی به‌عنوان یک اکسیر معجزه‌آسا برای بهبود عملکرد دانش‌آموزان ضعیف‌تر محسوب نمی‌شود اما این آموزش‌ها می‌تواند منجر به توسعه‌ی مهارت‌های برقراری ارتباط با دیگران و کاهش استرس شود. خانواده نقش خانواده در شکل‌دهی رویکرد افراد در مدرسه و پیشرفت تحصیلی انکارناپذیر است. نتایج تحقیقاتی که روی ۸۰۰ دانش آموز در شیکاگو و پکن انجام شد، گویای این بود که دانش‌آموزانی که خود را در قبال خانواده مسئول می‌دانند، به درس و پیشرفت تحصیلی علاقه‌ی بیشتری نشان می‌دهند. دیدگاه خانواده نسبت به تحصیل فرزندان، ثبات خانواده، ارتباطات قوی میان والدین و فرزندان تأثیر عمیقی در موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان دارد. اعتماد به نفس گاهی تصور اینکه شما قادر به انجام کاری هستید، تمام چیزی است که برای انجام آن کار نیاز دارید. نتایج تحقیقاتی که به‌تازگی انجام شده حاکی از این است که علت افت تحصیلی و نمرات پایین برخی دانش‌آموزان، احساس عدم تعلق آنها به محیط آموزشی،گوشه‌گیری و کمبود اعتماد به نفس است. راه‌حل این مشکل، تمرین ۶۰ دقیقه‌ای ساده‌ای است که به تقویت اعتماد به نفس آنها کمک قابل توجهی می‌کند و باعث می‌شود دانش‌آموزان با اعتماد به نفس بیشتری در مدرسه و منزل ظاهر شوند. ۲۲ درصد از دانش‌آموزانی که در این طرح شرکت کردند در زمره‌ی ۲۵ درصد برتر کلاس قرار گرفتند درحالی‌که تنها ۵ درصد از افرادی که در این طرح شرکت نکرده بودند، جزو ۲۵ درصد برتر کلاس بودند. البته این تحقیق در سطح کوچکی انجام شده و انجام تمرینات تقویت اعتماد به نفس در سطح وسیع‌تر قطعا به نتایج بهتر و دقیق‌تری می‌انجامد. ساعت کلاس دانشجویان باید به ساعت کلاس‌هایی که انتخاب می‌کنند توجه ویژه‌ای داشته باشند چراکه ساعت مناسب نقش مهمی در موفقیت تحصیلی دارد. محققان متوجه تأثیر منفی شب‌زنده‌داری و نوشیدن مشروبات الکلی در افت تحصیلی دانش‌آموزان و دانشجویان شده‌اند و به افرادی که به شب زنده‌داری عادت دارند، توصیه می‌کنند کلاس‌هایی را که صبح‌ها برگزار می‌شوند، انتخاب نکنند. خواب دیرهنگام به کاهش کیفیت خواب وخواب‌آلودگی در طول روز منجر می‌شود که اثرات منفی آن در نمرات آخر ترم مشخص می‌شود. البته برعکس این قضیه نیز صادق است؛ دانش‌آموزانی که به‌موقع می خوابند، تمایل بیشتری به حضور مؤثر در کلاس درس دارند و در نتیجه نمرات بهتری نیز کسب می‌کنند. تناسب اندام اگر فکر می‌کنید شرکت در کلاس‌های درسی بهانه‌ی خوبی برای ورزش نکردن است، بهتر است در مورد دیدگاه‌تان تجدیدنظر کنید. مطالعات نشان داده‌اند بین ورزش و موفقیت تحصیلی ارتباط مستقیم وجود دارد. واقعیت این است که شانس موفقیت تحصیلی افراد فعال‌تر، بیشتر است، شاید به این علت که اکسیژن بیشتری به مغز می‌رسد و به آزادسازی اندروفین و حس نشاط بیشتر می‌انجامد. انجام تمرینات ورزشی علاوه بر آنهایی که در مدرسه و دانشگاه انجام می‌شود، تأثیر شگفت‌انگیزی بر پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان دارد؛ نمرات دانش‌آموزانی که از سر اجبار در تمرینات ورزشی مدرسه حاضر می‌شوند با آنهایی که با علاقه حتی بیرون از مدرسه نیز ورزش می‌کنند، متفاوت و عمدتا پایین‌تر است. به‌طورکلی هر نوع ورزشی‌ که موجب کاهش استرس، تناسب اندام و افزایش اعتماد به نفس شود، در موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان تأثیر مثبتی خواهد داشت. خواب در فهرست عوامل موفقیت در تحصیل، موارد کمی به‌اندازه‌ی تأثیر خواب مهم قلمداد می‌شوند. مطالعات بسیار نشان داده‌اند که اگر به دنبال کسب نمرات بالاتر هستید، باید خواب کافی و مناسب داشته باشید. شب زنده‌داری حتی برای مطالعه‌ی کتاب‌های درسی نیز اصلا توصیه نمی‌شود چراکه بازدهی پایین آن ثابت شده است و افرادی که با این سبک درس می‌خوانند نسبت به افرادی که خواب راحت و کافی داشته‌اند به مراتب نمرات کمتری کسب کرده‌اند. حتی عادات بد حین خواب نیز بر نمرات دانش‌آموزان به‌خصوص در مقطع دبیرستان مؤثر است. البته اثر منفی کم‌خوابی و خواب بد بر دانش‌آموزان پایه‌های مختلف تحصیلی ثابت شده و از این رو یکی از عوامل مهم در موفقیت تحصیلی در تمام مقاطع به شمار می‌رود. عضویت در تیم‌های ورزشی مدرسه نتایج مطالعه‌ای در دانشگاه ارگان نشان داده است پسرانی که به شرکت در تیم‌های ورزشی علاقه ندارند (این مورد در دختران تا حدی کمتر است) تمایل بیشتری به مصرف مشروبات الکلی، شرکت در مهمانی‌ها و جشن‌های قهرمانی تیم‌ها دارند که متعاقبا باعث افت تحصیلی آنها شده است. به همین دلیل بسیاری از دانش‌آموزان به ثبت نام در مدارسی تمایل نشان داده‌اند که علاوه بر آموزش به قهرمانی‌ تیم‌های مدرسه‌ی خود نیز اهمیت می‌دهند. سلامتی اگر مراقب سلامتی خود نباشید، احتمالا نمرات خوبی نیز کسب نخواهید کرد. نتایج مطالعات مختلف نشان داده‌اند که کمبود خواب، تماشای افراطی تلویزیون، قمار، مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی بر عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان تأثیر مستقیم دارد. افرادی که به موارد اشاره‌شده وابستگی داشته باشند از استرس و مشکلات متعدد سلامتی رنج می‌برند و در نتیجه نمی‌توانند نمرات بالایی کسب کنند. برگرفته از: onlineuniversities

اطلاعات بیشتر

۶ ویژگی خانواده موفق و راز خوشحالی آنها

23 شهریور 2017
۶ ویژگی خانواده موفق و راز خوشحالی آنها

خانواده ، کوچک‌ترین و درعین‌حال مهم‌ترین نهاد جامعه است که تأثیر انکارناپذیری بر کل جامعه دارد. افرادی که در خانواده‌های پریشان و آشفته رشد می‌کنند، نه والدین خوبی خواهند شد و نه فرد مفیدی برای جامعه. داشتن یک خانواده موفق و متعادل، اتفاقی نیست. تمام خانواده‌های موفق، دائما روی روابط و نقاط ضعف‌شان کار می‌کنند. یادتان باشد روابط خانوادگی، درست مانند یک گیاه، به رسیدگی نیاز دارند. در این مقاله‌، شما را با ۶ ویژگی خانواده موفق آشنا می‌کنیم. اگر به بخش خودیاری کتاب‌فروشی‌ها یا کتابخانه‌ها نگاهی بیندازید، احتمالا کتاب‌های زیادی درمورد ایجاد و حفظ یک زندگی خانوادگی سالم و متعادل پیدا خواهید کرد. داشتن یک خانواده‌ی صمیمی و بامحبت، یکی از تمایلات اساسی بشر است و اکثر ما نیز ارزش ارتباطات نزدیک خانوادگی را درک می‌کنیم. یک خانواده موفق می‌تواند منبع حمایت عاطفی، عشق و امنیت باشد، که روبه‌رو شدن با چالش‌ها و سختی‌های زندگی روزمره را آسان‌تر می‌کند. استعداد کودکانی که احساس کنند مورد محبت، تشویق و حمایت والدین و خواهران یا برادران‌شان قرار می‌گیرند، بهتر شکوفا می‌شود. یک زندگی خانوادگی خوب، حتی می‌تواند با بهبود فشار خون و افزایش امید در زندگی ، بر سلامت جسمی و روانی اعضایش تأثیر مثبتی بگذارد. روابط خانوادگی مهم هستند، اما همان‌طور که همه‌ی ما می‌دانیم، خانواده‌های موفق خودبه‌خود به‌وجود نمی‌آیند. حفظ زندگی مشترک و بزرگ کردن بچه‌ها دشوار است. اگر می‌خواهیم خانواده‌ی شادی داشته باشیم، باید سخت تلاش کنیم. یکی از بهترین راه‌ها برای تقویت خانواده، مطالعه‌ی ویژگی‌های خانواده موفق است. هنگامی که بفهمید خانواده‌ی سالم و موفق چگونه است، متوجه خواهید شد که روابط خانوادگی شما به چه تغییراتی نیاز دارد. در ادامه‌ی مقاله، شش ویژگی خانواده موفق را بیان می‌کنیم. ۱. اعضای خانواده موفق عهد بسته‌اند در سختی‌ها یکدیگر را تنها نگذارند اعضای خانواده‌های موفق نیز درست مانند دیگران مشکلات، اختلافات، سختی‌ها و گرفتاری‌هایی دارند، زندگی آنها هم آشفته می‌شود، از کارشان اخراج می‌شوند و نمی‌توانند شغلی پیدا کنند، تلاش می‌کنند دخل‌وخرج‌شان را تنظیم کنند، با یکدیگر اختلاف پیدا می‌کنند و …، اما آنچه آنها را متمایز می‌کند، این است که در شرایط متشنج یا ناخوشایند، همدیگر را رها نمی‌کنند. آنها عهد بسته‌اند در هر شرایطی کنار هم بمانند و به یکدیگر کمک کنند. ارتباط آنها براساس «اگرها» یا تغییر شرایط نیست. خانواده‌های موفق به‌جای آنکه اجازه بدهند سختی‌ها، آنها یا روابط‌شان را نابود کند، برای حل مشکلات‌شان با یکدیگر همکاری می‌کنند. بسیاری از اوقات، زندگی آن‌طور که دوست دارید، پیش نمی‌رود و این تعهد است که به عبور شما از این مشکلات کمک می‌کند. تعهدی که شما را وادار می‌کند در هنگام سختی‌ها، همچنان همسرتان را دوست داشته باشید یا به والدین‌تان احترام بگذارید. ۲. اولویتِ اولِ اعضای خانواده موفق، «وقت گذاشتن برای خانواده» است با وجود ساعات کاری طولانی در طول هفته، فعالیت‌های مدرسه و کارهای خانه، پیدا کردن زمانی برای وقت‌گذرانی با خانواده می‌تواند دشوار باشد. بااین‌حال خانواده‌های موفق، همیشه برای باهم‌بودن وقت پیدا می‌کنند، فرقی هم نمی‌کند که سرشان چقدر شلوغ باشد. آنها قدرِ زمانی را که با هم هستند، می‌دانند. هنگامی که با اعضای خانواده وقت می‌گذرانیم، با رفتارها و کارهایمان نشان می‌دهیم که برای‌شان ارزش قائل هستیم و به آنها اهمیت می‌دهیم. این باعث می‌شود که احساس صمیمیت در میان اعضای خانواده بیشتر و پیوندهای خانوادگی تقویت شوند. با هم غذا خوردن، بازی کردن، رفتن به گردش، تماشای مسابقات ورزشی، لذت بردن از فعالیت‌های تفریحی و غیره، از جمله کارهایی هستند که می‌توانید همراه با خانواده انجام بدهید، اما بهترین کار این است که برای اعضای خانواده‌تان وقت بگذارید، بدون اینکه چیزهایی مانند تلویزیون، هدفون‌های موسیقی، بازی‌های ویدئویی و تلفن‌های هوشمند، حواس‌تان را پرت کنند. کلیدِ ساختنِ روابط، این است که در هر شرایطی (از جمله هنگام انجام فعالیت‌های روزمره‌ و معمولی)، برای یکدیگر وقت داشته باشید. ۳. اعضای خانواده موفق به‌طور سازنده با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند اعضای یک خانواده موفق، زمان زیادی را به صحبت کردن با یکدیگر اختصاص می‌دهند. آنها احساسات، نظرات، نگرش‌ها، نگرانی‌ها و دیدگاه‌هایشان را درباره‌ی هر موضوعی مانند برنامه‌های آخر هفته‌ی خود، آنچه در مدرسه یا محل کارشان اتفاق افتاده است یا مسائل عمیق‌تر و جدی‌ترِ زندگی، با هم در میان می‌گذارند تا یکدیگر را بهتر درک کنند. اگر هم مسائل خاصی برای خانواده پیش بیاید، جلسات خانوادگی ویژه‌ای برای بحث درمورد آنها ترتیب می‌دهند. پیدا کردن زمانی برای گفت‌وگو، فقط نیمی از مسئله است. خانواده‌های موفق، روی بهبود مهارت‌های ارتباطی سازنده نیز کار می‌کنند؛ یعنی یاد می‌گیرند رُک و صادق باشند اما درعین‌حال رفتاری دوستانه داشته باشند، به‌گونه‌ای با هم صحبت می‌کنند که به‌جای تضعیف طرف مقابل، اعتماد به نفس او را افزایش بدهند، به‌دقت و بدون حواس‌پرتی به حرف‌های یکدیگر گوش می‌کنند، در زمانی که طرف مقابل در حال صحبت کردن است، حرفش را قطع نمی‌کنند یا قضاوتش نمی‌کنند. با تمرین کردن و آموختن مهارت‌های ارتباطی، اعضای خانواده نشان می‌دهند که به یکدیگر احترام می‌گذارند و واقعا به‌هم علاقه دارند. ۴. در یک خانواده موفق، اعضا همیشه از یکدیگر قدردانی می‌کنند برای آنکه یک خانواده‌ی واقعا موفق داشته باشید، باید از اعضای خانواده‌تان قدردانی کنید. قدردانی، به اعضای خانواده انگیزه می‌دهد تا رفتار مثبت‌شان را ادامه بدهند، اعتماد به نفس داشته باشند و درنتیجه هنگام مواجهه با موانعی که ناگزیر بر سر راه‌‌شان قرار می‌گیرد، آمادگی لازم را داشته باشند. قدردانی باید دائما ابراز شود، هم به‌صورت زبانی و هم در عمل. مثلا می‌توانید به همسرتان بگویید چقدر از شام امشب لذت بردید یا بعد از آنکه کودکان‌تان آشپزخانه را تمیز کردند، به آنها بگویید: «دست بچه‌های گُلم درد نکنه». می‌توانید با نوشتن یک یادداشتِ تشکر یا ارسال یک پیام کوتاه نیز احساسات‌تان را به آنها ابراز کنید. قدردانی را فقط به زمانی که برای‌تان کاری انجام می‌دهند، محدود نکنید! اجازه بدهید اعضای خانواده‌تان بدانند که چقدر خاص هستند. به همسر و فرزندان‌تان بگویید به‌خاطر کدام ویژگی‌هایشان بیش از همه سپاسگزار هستید. جمله‌ی «دوستت دارم» را زیاد به زبان بیاورید، از نقاط قوت و موفقیت‌ های آنها تمجید کنید، اجازه بدهید بدانند که از وقت‌گذرانی با آنها لذت می‌برید. بیان عشق و قدردانی اگر به‌صورت صادقانه انجام شود، پیوند بین اعضای خانواده را عمیق و مستحکم می‌کند. ۵. اعضای خانواده موفق، منافع یکدیگر را در نظر می‌گیرند می‌گویند: «با دیگران همان‌گونه رفتار کنید که می‌خواهید با شما رفتار کنند». خانواده‌های موفق، نهایت تلاش‌شان را می‌کنند تا این قانون طلایی را در زندگی‌شان به‌کار ببرند. افراد خانواده در هنگام تصمیم گیری‌ های مهم، به این نکته توجه می‌کنند که تصمیم‌شان چه تأثیری بر دیگران خواهد گذاشت. آنها قبل از صحبت کردن، به این فکر می‌کنند که آیا اگر به‌جای طرف مقابل باشند، از آن صحبت‌ها ناراحت خواهند شد یا نه. وقتی با دیگران، مخصوصا اعضای خانواده‌مان این‌گونه رفتار کنیم، می‌توانیم از ثمرات داشتن یک خانواده موفق بهره‌مند شویم. هدف هر خانواده باید ایجاد فضایی باشد که در آن، هر عضو خانواده احساس کند بقیه او را دوست دارند و انگیزه بگیرد تا برای اهداف مشترک خانواده، فعالیت کند. برای آنکه بتوانیم فرزندان شاد و موفقی پرورش بدهیم، باید خانواده‌هایی داشته باشیم که از نظر روحی سالم هستند. گاهی‌اوقات، این به معنای فدا کردن خواسته‌های خودمان برای تشویق و حمایت از فرد دیگری است. مثلا پدر خانواده ممکن است برای شاد کردن کودکانش، از کاری که می‌خواست در روز تعطیل انجام بدهد، صرف‌نظر کند. بسیاری از بزرگان، به مقدم دانستن شادی و رفاه دیگران بر شادی خود تأکید کرده‌اند و سفارش می‌کنند که به مصالح دیگران، بیشتر از خودمان اهمیت بدهیم و تنها به‌دنبال منافع خودمان نباشیم. ۶. اعضای خانواده موفق کشمکش‌ها را به‌طور سازنده و فوری حل‌و‌فصل می‌کنند گاهی اوقات ممکن است با آنکه قصد بدی ندارید، عزیزان‌تان را برنجانید یا به احساسات‌شان لطمه بزنید. سوء‌تفاهم‌ها، یک بخش عادی از زندگی خانوادگی هستند. اما اگر طرفین، خطاهایشان را جبران نکنند، ممکن است به ایجاد کینه در هردویشان منجر شود، احترام از بین برود، سوء‌ظن به‌وجود بیاید و رفاقت خانوادگی ناپدید شود. دلخوری در خانواده‌های موفق نیز اتفاق می‌افتد، اما نباید اجازه بدهید احساسات بد، ریشه‌دار شوند. کشمکش‌ها باید به‌سرعت حل‌و‌فصل شوند. شخص خاطی باید عذرخواهی کند و مسئولیت اشتباهاتش را بپذیرد. شخص رنجیده‌خاطر باید به دیدگاه‌های او به‌دقت گوش کند و او را ببخشد. آنها باید به‌طور مسالمت‌آمیزی درمورد مسئله‌ی پیش‌آمده با هم صحبت کنند و هیچ‌کس با عصبانیت به رختخواب نرود. هرکس باید بداند که طرف دیگر به رابطه‌شان اهمیت می‌دهد، حتی اگر در یک مورد خاص باهم اختلاف‌نظر داشته باشند. اگر والدین به کودکان‌شان بی‌احترامی کنند، باید برای ترمیم رابطه پیش‌قدم شوند و از فرزندشان عذرخواهی کنند. این رفتار آنها به کودک می‌آموزد همه‌ی انسان‌ها گاهی اشتباه می‌کنند و برای جبران آن باید عذرخواهی کنند. کلام آخر تک‌تک ویژگی‌های ذکرشده در بالا، به‌تنهایی مهم‌اند اما بر یکدیگر نیز تأثیر می‌گذارند. مثلا اگر زمان زیادی را با خانوده‌تان سپری کنید، ارتباطات‌تان تقویت می‌شود. هنگامی که با جدیت به‌دنبال ایجاد یک رابطه‌ی موفق باشید، نیاز به بخشش و حل اختلافات را احساس خواهید کرد. اگر اعضای خانواده‌ی شما در هریک از موارد بالا کم‌کاری می‌کنند، ناامید نشوید. هیچ انسانی کامل نیست. مهم‌ترین نکته این است که شما برای داشتن روابط خانوادگی خوب، تلاش می‌کنید. شناخت ویژگی‌های خانواده موفق، اولین گام است. برای بحث درمورد بخش‌هایی که در آنها ضعف دارید، جلسات خانوادگی ترتیب بدهید و از همه مهم‌تر، از خداوند کمک و هدایت بخواهید تا به‌عنوان یک خانواده، بهتر عمل کنید. این کار مستلزم عزم، تعهد و تلاش شماست اما درنهایت، خانواده‌ی قوی‌تری خواهید داشت که قطعا ارزش تلاش کردن را دارد. برگرفته از: lifehopeandtruth

اطلاعات بیشتر

۱۰ فرد سمّی که باید به هر قیمتی از آنها دوری کنید

22 مرداد 2017
۱۰ فرد سمّی که باید به هر قیمتی از آنها دوری کنید

آدم‌های سمّی چه نشانه‌های دارند؟ از کجا بدانید که با یک فرد سمّی معاشرت می‌کنید؟ و اگر اینطور است، بایدها و نبایدها در این خصوص کدامند؟ سروکار داشتن با افراد سمّی اجتناب‌ناپذیر است. آدم‌های سمّی همه جا حضور دارند. آنها نه‌ تنها زندگی‌تان را نابود می‌کنند و جلوی پیشرفت شما را می‌گیرند، بلکه می‌توانند شما را تا سطح خودشان پایین بیاورند و شما را نیز به یک فرد سمّی تبدیل کنند. همانقدر که سم‌زدایی از بدن با خودش افزایش بهره‌وری در نتیجه‌ی سلامت جسمانی را به همراه دارد، با بیرون‌ کردن این افراد از زندگی‌تان آرامش‌ خاطر هم نصیب‌تان خواهد کرد. خوشبختانه راه‌هایی برای مقابله با این افراد وجود دارد. هدف این مقاله آگاهی‌ رساندن درباره‌ی شناسایی این افراد، چگونگی برخورد با آنها و به حداقل رساندن آسیب آنها است. افراد سمّی منطق را زیر پا می‌گذارند. برخی از آنها از تأثیر منفی خودشان بر اطرافیان‌شان بی‌اطلاع هستند و برخی دیگر به ظاهر از ایجاد آشوب و عصبانی‌ کردن دیگران لذت می‌برند. یادگیری چگونگی برخورد با افراد مختلف مهم است؛ افراد سمّی هرگز ارزش تلف‌ کردن وقت و انرژی شما را ندارند و چه بسیار که از هر دو می‌گیرند. افراد سمّی پیچیدگی، نزاع و بدتر از همه، استرس بیهوده ایجاد می‌کنند. «مردم هم می‌توانند برای شما الهام بخش باشند و هم انگیزه شما را نابود کنند؛ پس آنها را عاقلانه انتخاب کنید.» – هانس اِف. هانسِن تحقیقات اخیر از دانشگاه فردریچ شیلر در آلمان نشان می‌دهد که افراد سمّی تا چه حد خطرناک هستند. محققان دریافتند مواجهه با محرکی که احساسات منفی قوی ایجاد می‌کند، درست شبیه مواجهه با افراد سمّی هستند که سبب می‌شود مغز فرد مورد بررسی واکنش‌های استرسی شدیدی را بروز دهد. خواه نامش یک نگرش منفی، بیرحمی، سندروم قربانی و یا تنها دیوانگی محض باشد، این افراد به مغز شما استرس شدیدی وارد می‌کنند که باید به هر قیمتی از آن دوری کنید. مطالعات مدت‌ها است نشان داده‌اند که استرس می‌تواند تأثیری منفی و درازمدت بر مغز داشته باشد. حتی مواجهه‌ی چند روزه با استرس، سودمندی یاخته‌های عصبی در هیپوکَمپِس را به خطر می‌اندازد؛ ناحیه‌ی مهمی از مغز که مسئول استدلال و حافظه است. هفته‌ها استرس سبب لطمه‌ی برگشت‌پذیر به سلول‌های مغزی می‌شود و ماه‌ها استرس می‌تواند آنها را برای همیشه نابود کند. افراد سمّی شما را فقط بدبخت نمی‌کنند، بلکه واقعا به مغز شما آسیب می‌رسانند. توانایی کنترل احساسات و آرام‌ ماندن تحت فشار، رابطه‌ی مستقیمی با عملکرد شما دارد. تَلِنت‌اِسمارت (TalentSmart) تحقیقی را بر روی بیش از یک میلیون نفر انجام داده است. آنها دریافتند ۹۰٪ از افرادی که بهترین عملکرد را دارند، آنهایی هستند که در مواقع استرس قادرند احساسات‌شان را مهار کنند و می‌توانند آرام بمانند. یکی از بزرگ‌ترین موهبت‌های آنها، توانایی شناسایی افراد سمّی و دور نگه داشتن آنها است. اغلب گفته می‌شود هر آدمی برآیندی از پنج نفری است که بیشترین وقت خود را با آنها می‌گذراند. حال اگر شما فقط به یکی از آن پنج نفر هم اجازه‌ی سمّی‌ بودن بدهید، به زودی خواهید دید که آن یک نفر چقدر قادر است جلوی موفقیت شما را بگیرد. نمی‌توانید امیدوار باشید از افراد سمّی فاصله بگیرید، مگر اینکه آنها را بشناسید. برای این کار کسانی که مردم‌آزار هستند یا صرفا بودن در کنارشان دشوار است را از آنهایی که واقعا سمّی هستند، جدا کنید. نکات زیر درباره‌ی انواع افراد سمّی است که باید به هر قیمتی از آنها فاصله بگیرید تا خودتان سمّی نشوید. ۱. شایعه‌پردازها «ذهن‌های بزرگ از ایده‌ها، ذهن‌های متوسط از رویدادها و ذهن‌های کوچک از افراد سخن می‌گویند.» – اِلِنور روزوِلت شایعه‌پردازها از بدبختی دیگران لذت می‌برند. شاید در ابتدا سرک‌ کشیدن به لغزش‌های شخصی و حرفه‌ای دیگران مایه‌ی سرگرمی باشد، اما با گذشت زمان خسته‌کننده می‌شود و به شما احساس شرم می‌دهد و دیگران را نیز می‌رنجاند. نکات مثبت و پندهای بسیار از افراد جالب آنقدر زیاد هستند که نیاز نیست وقت خود را با صحبت از بدبختی‌ دیگران هدر دهید. ۲. دمدمی‌مزاج‌ها برخی افراد هیچ کنترلی روی احساسات‌شان ندارند. آنها شما را به باد فحش خواهند گرفت، احساسات‌شان را به شما فرافکنی خواهند کرد و در تمام مدت تصور می‌کنند شما باعث بی‌قراری آنها شده‌اید. دور انداختن دمدمی‌مزاج‌ها از زندگی‌تان دشوار است، زیرا کنترل نداشتن آنها روی احساسات‌شان باعث می‌شود به حالشان تأسف بخورید. گرچه وقتی همه راه‌های دیگر بسته باشند، افراد دمدمی‌مزاج از شما به عنوان توالت احساسی خود استفاده می‌کنند و باید به هر قیمتی از آنها دوری کرد. ۳. قربانی‌ها شناسایی قربانی‌ها دشوار است، چون شما نخست با مشکلات آنها همدردی می‌کنید، اما با گذشت زمان، متوجه می‌شوید «زمان احتیاج» آنها، همه‌ی وقت شماست. قربانی‌ها در عمل هرگونه مسؤلیتی را کنار می‌زنند و هر سرعت‌گیر پیش رویشان را یک کوه غیرقابل‌ صعود جلوه می‌دهند. آنها به جای دیدن تجربیات سخت به عنوان فرصت‌هایی برای آموزش و رشد، آنها را راه فرار می‌بینند. یک مثل قدیمی می‌گوید: «درد اجتناب‌ناپذیر است، اما رنج اختیاری است». این کاملا نشانگر سمی‌ بودن قربانی است که هربار رنج‌ کشیدن را انتخاب می‌کند. ۴. خودبین‌ها خودبین‌ها با حفظ فاصله‌ی شدید از دیگران، شما را از پای درمی‌آورند. هر زمان که کاملا احساس تنهایی می‌کنید می‌توانید حدس بزنید که دور و بر خودبین‌ها می‌پلکید. این اتفاق می‌افتد چون تا جایی که به آنها مربوط است، داشتن رابطه‌ی واقعی میان آنها و دیگران هیچ فایده‌ای ندارد. شما صرفا ابزاری هستید که به خودبینی آنها پر و بال بدهید. ۵. حسودها برای حسودها، همیشه مرغ همسایه غاز است. حتی وقتی اتفاق خوبی برای حسودها می‌افتد، هیچ لذتی از آن نمی‌برند. دلیلش این است که آنها بخت و اقبال خود را با بخت و اقبال تمام دنیا مقایسه می‌کنند. در حالی که باید از درون جویای رضایت باشند. دقیق که بنگریم، باید بپذیریم همیشه در زندگی خوش‌بخت‌تر و خوش‌اقبال‌تر از ما هم هست. صرف‌ کردن اوقات زیاد با حسودها خطرناک است، چون آنها به شما یاد می‌دهند موفقیت‌های خودتان را بی‌اهمیت بدانید. ۶. فریب‌کارها فریب‌کارها زیر نقاب دوستی، وقت و انرژی را از زندگی شما می‌گیرند. سروکار داشتن با آنها ممکن است دشوار باشد، چون آنها با شما مثل یک دوست رفتار می‌کنند. آنها می‌دانند شما چه چیزهایی را دوست دارید، چه چیزهایی خوشحال‌تان می‌کند و اینکه از نظر شما چه چیزی مضحک است، اما تفاوت اینجاست که آنها از این اطلاعات به عنوان بخشی از یک دستور کار مخفی استفاده می‌کنند. فریب‌کارها همیشه از شما چیزی می‌خواهند و اگر به رابطه‌تان با آنها رجوع کنید، تماما از شما گرفته‌اند و چیزی به شما نیفزوده‌اند. آنها هر کاری می‌کنند که موافقت شما را جلب کنند و شما را از پای در بیاورند. ۷. دیوانه‌سازها (دمنتورها) در سری کتاب‌های «هری پاتر» نوشته جِی.کِی. رولینگ، دمنتورها موجوداتی شیطانی هستند که روح افراد را از بدن‌شان مکیده و بیرون می‌کشند و از آنها فقط پوسته‌های انسانی به جا می‌گذارند. هر زمان یک دمنتور وارد اتاق می‌شود، همه‌جا تاریک می‌شود، همه احساس سرما می‌کنند و بدترین خاطرات به یادشان می‌آید. به گفته‌ی رولینگ، او ایده‌ی دمنتورها را از افراد بسیار منفی گرفته است، افرادی که قادرند پا به اتاقی گذاشته و فورا حیات را از آن بگیرند. دمنتورها با تحمیل منفی‌ بودن و بدبینی‌شان بر دیگران، زندگی را از آنها می‌ستانند. آنها همیشه نیمه‌ی خالی لیوان را می‌بینند و می‌توانند ترس و نگرانی را حتی به بی‌خطرترین موقعیت‌ها تزریق کنند. در تحقیقی از سوی دانشگاه نوتردام مشخص شد دانشجویانی که هم‌اتاقی‌های منفی‌نگر داشتند احتمال منفی‌نگر شدن و حتی افسرده‌ شدن خودشان بسیار بیشتر بود. ۸. غیرعادی‌ها افراد سمّیِ خاصی هستند که نیت‌های بد دارند و از درد و بدبختی دیگران لذت وافر می‌برند. هدفشان در زندگی این است که یا به شما آزار برسانند، یا کاری کنند احساس بدی پیدا کنید و یا چیزی از شما بگیرند، در غیر این صورت علاقه‌ای به شما ندارند. تنها چیز خوب درباره‌ی این نوع شخصیت این است که می‌توانید فورا مقاصد آنها را شناسایی کنید و این باعث می‌شود آنها را به سرعت از زندگی‌تان بیرون کنید. ۹. عیب‌جوها عیب‌جوها همیشه آماده‌‌‌اند به شما بگویند دقیقا چه چیزی خوب و چه چیزی بد است. آنها کاری می‌کنند که نسبت به بهترین چیز مورد علاقه‌‌تان، بدترین احساس را پیدا کنید. عیب‌جوها به جای درک و یادگیری از افرادی که با آنها تفاوت دارند، آنها را حقیر می‌شمارند. عیب‌جوها تمایل شما به پرشور بودن و ابراز آن را خفه می‌کنند، پس بهتر است رابطه‌تان را با آنها قطع کرده و خودتان باشید. ۱۰. مغرورها مغرورها زمان شما را هدر می‌دهند، چون به هر کاری که شما انجام می‌دهید به چشم یک چالش شخصی نگاه می‌کنند. غرور، اعتمادبه‌نفس کاذب است و همیشه ناامنی‌های زیادی ایجاد می‌کند . در یک مطالعه از سوی دانشگاه اِیکرون دریافتند که غرور با انبوهی از مشکلات در محل کار مرتبط است. افراد مغرور معمولا عملکردی ضعیف دارند، بیشتر ناسازگار هستند و بیش از افراد معمولی، دشواری‌های شناختی دارند. چگونگی محافظت از خود در برابر افراد سمّی افراد سمّی شما را دیوانه می‌کنند، چون رفتار آنها بسیار غیرمنطقی است. در این مورد هیچ اشتباهی نکنید. رفتار آنها واقعا خلاف منطق است، بنابراین چرا به خودتان اجازه دهید واکنش احساسی به آنها نشان دهید و با آنها قاطی شوید؟ هر قدر فردی غیرمنطقی‌تر و دیوانه‌تر باشد، فرار از تله‌‌اش باید برای شما راحت‌تر باشد. تلاش نکنید آنها را در بازی خودشان شکست دهید. از نظر احساسی از آنها فاصله بگیرید و در صورت اجبار به تعامل، آنها را یک پروژه‌ی علمی در نظر بگیرید (یا شاید ترجیح بدهید مثل دکتر اعصاب آنها باشید)؛ نیاز نیست به آشفتگی‌های احساسی واکنش نشان دهید، فقط حقایق را در نظر بگیرید. حفظ فاصله‌ی احساسی مستلزم آگاهی است. نمی‌توانید جلوی مزاحمت کسی را بگیرید اگر تشخیص ندهید مزاحمتی در کار است. گاهی خودتان را در موقعیت‌هایی می‌یابید که احساس می‌کنید باید از نو گروه‌بندی کنید و بهترین راه پیش‌رو را انتخاب کنید. این خوب است و هراسی نداشته باشید که به خودتان وقت چنین کاری را بدهید. اغلب مردم احساس می‌کنند چون با فردی کار یا زندگی می‌کنند، پس هیچ راهی برای کنترل آشفتگی ندارند. این کاملا اشتباه است. زمانی که یک فرد سمّی را شناختید، رفتارهای او برایتان قابل‌ پیش‌بینی‌تر و قابل‌ درک‌تر می‌شود. این نکته به شما کمک می‌کند عاقلانه بیندیشید که چه زمان و تا کجا باید او را تحمل کنید یا از او فاصله بگیرید. می‌توانید مرزهایی را معین کنید، اما این کار را باید آگاهانه و مبتکرانه انجام دهید. اگر اجازه دهید اتفاقات به طور طبیعی رخ دهند، مسلما خودتان را مدام در بحث و جدل‌های دشوار اسیر می‌کنید. اگر مرزی را مشخص کنید و تصمیم بگیرید کی و کجا با یک فرد مشکل‌ساز درگیر شوید، می‌توانید بخش بزرگی از آشفتگی‌ها را کنترل کنید. تنها رمز این است که سر حرف خود بمانید و وقتی فردی قصد عبور از مرز شما را دارد، بر خط‌ قرمزهای خود پافشاری کنید.

اطلاعات بیشتر

۸ نشانه‌ای که می‌گوید یک رابطه دوستانه به پایان رسیده است

22 مرداد 2017
۸ نشانه‌ای که می‌گوید یک رابطه دوستانه به پایان رسیده است

دوستی‌هایی که در طول زندگی شکل می‌دهیم اغلب به اندازه‌ی افرادی که با آنها دوستی می‌کنیم منحصر‌به‌فرد هستند. دوستی‌ها در دسته‌های مختلف قرار می‌گیرند: دوستانی داریم که فعالیت خاصی را به همراه آنها انجام می‌دهیم، دوستانی هستند که دسترسی راحتی به آنها داریم مثلا هم‌محله یا همکار ما هستند و دوستان صمیمی. هر یک از این گروه‌ها نقش خاصی در زندگی ما بازی می‌کنند با این وجود ممکن است روزی برسد که دیگر دوست‌مان به حساب نیایند. می‌خواهیم ببینیم نشانه‌های هشداردهنده‌ی پایان عمر دوستی‌ها چه هستند؟ دوستان صمیمی ارزشمندترین و قابل اعتمادترین جایگاه را در قلب ما دارند و جدایی از آنها برای‌مان سخت‌تر است. اینها کسانی هستند که بیشتر از همه به آنها می‌بخشیم و بیشتر از همه از آنها انتظار داریم. با این حال حتی دوستی‌های صمیمی هم می‌توانند در گذر زمان متزلزل شوند. رابطه‌ام را با دوستم قطع کنم یا نه؟ هر دوستی‌ای که شروع شده قرار نیست مادام‌العمر ادامه پیدا کند، دوست‌ها همیشه مثل یک دوست رفتار نمی‌کنند و اگر این امر به الگویی تکرارشونده در رفتار آنها تبدیل ‌شود وقت تنزل مرتبه‌ی دوستی به یک آشنای سابق فرا می‌رسد. از طرفی روابط گاهی جذابیت خود را از دست می‌دهند که می‌تواند در اثر تغییر رفتار و اولویت‌های یکی از دو نفر یا هر دو، یا تغییر نقش و هویت آنها در زندگی‌ باشد. همچنین امکان دارد طرفین رابطه به قدری رشد کرده باشند که دیگر در آن نگنجند. وقتی در ذهن شما ارزشمندی یک رابطه‌ زیر سؤال رفته باشد پاسخی برای این سه پرسش در وجودتان پیدا کنید: آیا از تماس تلفنی یا پاسخ به پیام‌ها طفره می‌روم، یا دائما قرارهایم را با دوستم به هم می‌زنم؟ آیا بعد از وقت گذراندن با دوستم احساس بهتری به من دست می‌دهد یا حال بدتری پیدا می‌کنم؟ آیا هرگز این سؤال به ذهنم خطور کرده است که اصلا از اول چطور با چنین آدمی دوست شدم؟ اجازه بدهید که کناره‌گیری‌هایتان راهنمای شما باشد. اگر از گذراندن زمان با یک دوست احساس پشیمانی می‌کنید، یعنی پرچم قرمز رنگی برای شما بالا رفته که باید به آن توجه کنید. و در پاسخ سؤال آخر اگر خودتان را در کشمکش برای یافتن دلیل آغاز رابطه می‌بینید، پس به احتمال زیاد همین حالا متوجه شده‌اید که زمان ترک آن رابطه فرا رسیده است. چه چیزهایی به رابطه‌ی شما با یک دوست مُهر «دیگر کافی است» می‌زند تصمیم به قطع دوستی‌ها کار ساده‌ای نیست؛ اما می‌تواند سالم‌ترین تصمیم ممکن باشد. در مسیر رسیدن به بزرگسالی فعالانه آدم‌ها را برای ورود به زندگی‌مان انتخاب می‌کنیم. اما قسمت مهم ماجرا این است که فراموش می‌کنیم درست به همان صورت که توانایی دعوت آنها به زندگی‌مان را داشته‌ایم، قدرت داریم از زندگی‌مان بیرون‌شان کنیم. دلایلی که مهر ابطال بر رابطه‌ی دوستانه می‌زنند عبارت است از: ۱. تعداد برخوردهای مخرب از برخوردهای سازنده بیشتر شده است اگر ارتباطی منظم با دوست‌ خود دارید و می‌بینید بیشتر اوقات این تعامل‌ها منفی هستند، ممکن است وقت اتمام رابطه‌ فرا رسیده باشد. قرار بر این است که دوستی‌ها لذت‌بخش باشند نه اینکه در ما استرس‌ و اضطراب ایجاد کنند. تجربه‌ی لحظات ناخوشایند در هر رابطه‌ای طبیعی است اما اگر به روالی همیشگی تبدیل شود نشانه‌ی این است که شما دو نفر نمی‌توانید با هم کنار بیایید. ۲. حسادت و رقابت بر رابطه‌ی شما حکم‌فرماست چشم‌وهم‌چشمی، رقابت فشرده و حسادت‌های زننده نشانه‌هایی هستند که می‌گویند دوستی شما آن‌طور که باید باشد، نیست. اگر دائم می‌خواهید خودتان را به دوست‌تان اثبات کنید بیشتر از اینکه مایه‌ی آسایش دوست‌تان باشید او را فرسوده می‌کنید. انتظار بر این است که در دوستی‌ها حمایت‌ و تشویق جریان داشته باشد نه تقابل و رقابت. پس اگر خودتان را در یک رابطه درگیر جدال ناخوشایندِ «کی از کی بهتره» دیدید، درِ خروجی دوستی‌تان را پیدا کنید. ۳. دوست‌تان چیزی به زندگی‌تان اضافه نمی‌کند بیایید واقعیت ماجرا را ببینیم، وقتی کسی می‌خواهد در زندگی شما باشد باید ارزشی به رابطه بیاورد. درست به همان شکل که یک مهمان مؤدب برای صرف شام دست خالی به مهمانی نمی‌رود، دوست شما باید به نوعی باعث ارتقای زندگی شما بشود. شاید همیشه سبدی شادی همراه با او به زندگی شما وارد می‌شود، شاید با شوخ‌طبعی حاضرجوابانه‌اش از خنده روده‌بُر می‌شوید، یا شاید او فردی است که واقعا خوب گوش می‌کند. ارزشی که او به زندگی‌تان می‌آورد هرچه که باشد برای شما ارزشمند است. بنابراین اگر می‌بینید دوست‌تان چندان مشارکتی در بهتر کردن زندگی شما ندارد زمان آن فرا رسیده که یک صندلی را از مهمانی بعدی‌تان حذف کنید. ۴. دو طرف رابطه به اندازه‌ی یکسان برای آن تلاش نمی‌کنند رابطه‌های یک‌طرفه جالب نیستند. کسی خوشش نمی‌آید که دائما از دوستش بخواهد زمانی را به او اختصاص بدهد در حالی که طرف مقابل چنین درخواستی ندارد. بنابراین باید از خودتان بپرسید چرا باید دنبال کسی باشید که به دنبال شما نیست؟ وقتی در رابطه‌ای تعادل برقرار نیست یعنی آن دوستی، برای یک یا هر دو نفر، مفهوم دوستی را تأمین نمی‌کند. اگر این تعادل به نفع شما نباشد واقعا می‌تواند به خودپنداره‌ی شما آسیب وارد کند. اجازه ندهید این اتفاق بیفتد. اگر دوست‌تان به اندازه‌ی کافی برای جبران دوستی فوق‌العاده‌ای که شما نسبت به او ابراز می‌کنید انرژی صرف نمی‌کند، از اینکه تمام توان‌تان را صرف او کنید دست بردارید و او را رها کنید. ۵. احساس می‌کنید که تحت کنترل یا مانورهای او قرار دارید اگر به هر دلیلی در اثنای دوستی احساس کردید که از خود واقعی‌تان فاصله گرفته‌اید بلافاصله مکث کنید و دراین‌باره فکر کنید. دلیل اینکه بر اساس خود واقعی‌تان رفتار نمی‌کنید چیست؟ آیا رفتارهای کنترل‌کننده‌ای در کار است؟ آیا آدم بسیار نفوذ‌پذیری هستید؟ آیا فکر می‌کنید دوست‌تان تا اندازه‌ای روی شما مانور می‌دهد؟ به این مورد به خوبی فکر کنید. بهترین دوستی‌ها آنهایی هستند که شخصیت حقیقی ما را برجسته می‌کنند و بی‌همتا بودن‌مان را بازتاب می‌دهند؛ بنابراین اگر در رابطه‌ای از این موهبت‌ها برخوردار نمی‌شوید، یا حتی عکس این را احساس می‌کنید، توصیه‌ی جدی این است که در دوستی خود بدون فوت وقت تجدید نظر کنید. ۶. همراهی با دوست‌تان جلوه‌ی نامناسبی به شما می‌دهد با خودتان رو راست باشید: آیا دوست‌ شما آدم خوبی است؟ اگر حتی برای لحظه‌ای در این مورد تردید کرده‌اید، به این مسئله فکر کنید که بازتاب شخصیت آنها روی شما چیست. اگر با یک قلدر دوست هستید، احتمالا در نظر دیگران شما هم یک قلدر هستید. یا حتی بدتر، ممکن است شما به رفتارهای قلدرانه خو گرفته برخی از آنها را خودتان به کار ببرید؛ احتمالا حتی این فکر لرزه به تن‌تان می‌اندازد! مراقب باشید با چه آدم‌هایی مراوده می‌کنید، چون با اینکه دوستان کپی کاربُنیِ هم نیستند اما ما آدم‌ها حتما از روش و مرام کسانی که وقت زیادی را با آنها می‌گذرانیم تأثیر می‌پذیریم. پس همیشه راه بهتر این است که با افرادی دوستی کنیم که تأثیرپذیرفتن از خصوصیات آنها مایه‌ی غرور است. ۷. بیشتر در مرور گذشته‌اید تا آینده همه‌ی ما دوستانی از سالیان دور داریم. قرارهای بازی که به قرارهای درس خواندن و بعد گذراندن اوقات فراغت تبدیل شده‌اند و نمی‌توانیم زندگی‌مان را بدون حضور این دوستان قدیمی تصور کنیم. شاید هم می‌توانیم؟ اگر بیشتر به حساب خاطرات گذشته رابطه را نگه داشته‌اید و در زمان حال ارتباط شما ارضا‌کننده نیست، ممکن است زمان آن رسیده باشد که گذشته را در همان گذشته رها کنید. آدم‌ها حین رشد کردن و متحول شدن راه‌شان از هم جدا می‌شود و این غیرعادی نیست. ممکن است از توان ما خارج باشد که بخواهیم تک تک دوستانی که در زندگی داشته‌ایم را نگه داریم. گاهی دوستان قدیم به آدم‌هایی تبدیل می‌شوند که دیگر از آنها خوش‌مان نمی آید اما اشتیاق تکرار روزهای خوب گذشته دست از سرمان بر نمی‌دارد. اما به یاد داشته باشید این فکر خوبی نیست که برای گرامیداشت گذشته به رابطه‌ای بند کنید که دیگر سمی شده است. ۸. اعتماد به نفس و عزت نفس شما تحت تأثیر منفی است این مخلص کلام و نکته‌ی پایانی است. اگر در رابطه‌ی شما با دوست‌تان به «هر» دلیلی آسیبی متوجه‌ی اعتماد به نفس و عزت نفس‌تان است، بدون شک وقت جدایی است. شما همین حالا با این دو، باید کارهای فراوانی را سروسامان بدهید! با اعتماد به نفس است که تلاش می‌کنید از تحصیلات، شغل و سرپناهی که دارید محافظت کنید و در هر گامی از این مسیر که به خودتان شک کردید آن را کنار بزنید. با عزت نفس است که احساس ارزشمندی می‌کنید و از خودتان مراقبت می‌کنید. وقتی قرار است که دوستان‌مان مشوق ما، حمایت‌گر ما و رفیقان ما باشند، اگر به هر دلیلی آنها به تقویت اعتماد به نفس و عزت نفس‌مان کمک نکنند، پس اصلا دوست ما نیستند. وقتی چوب‌خط یک دوست برای شما پر می‌شود هر یک از ما حد خاصی برای قطع یک ارتباط داریم. هر کدام از ما به ویژگی‌هایی بیش از سایر موارد اهمیت می‌دهیم. ممکن است شما دوستی داشته باشید که عادت دارد قرار ملاقات‌هایش را کنسل کند، اما این رفتار او را تحمل می‌کنید چون وقتی در دوره‌ی افسردگی بودید در کنار شما بود. شاید دوست دیگری دارید که دائما باید از دردسر نجاتش بدهید، کسی که دائما می‌خواهد زندگی خودتان را وقف کمک‌رسانی به او بکنید. در این موقعیت‌ها ممکن است از اینکه نقش قهرمان را بر عهده می‌گیرید یا کاری بیشتر از حق دوستی برایش انجام می‌دهید احساس رضایت داشته باشید. پس در این حالت شما نهایتا از پویایی رابطه‌ی دوستانه‌تان لذت می‌برید. چطور یک رابطه‌ی دوستی را تمام کنیم برای اینکه نتایج قطع ارتباط برای‌تان شفاف و روشن باشد می‌توانید این نکات را به کار ببرید: اجازه ندهید رابطه‌ی سمی برای مدت طولانی کش بیاید. به عباراتی که می‌خواهید برای تمام کرن رابطه به کار ببرید به خوبی فکر کنید. اگر بعدا در محل کار، محله یا دایره‌های اجتماعی دیگرتان با این دوست برخورد خواهید داشت مطمئن شوید که با لحنی کاملا مثبت این کار را انجام می‌دهید. ممکن است لازم باشد در دنیای اینترنت راه‌های ارتباطی مانند ایمیل، یا صفحات اینستاگرام یا فیس‌بوک دوست‌تان را آنفالو کنید. برای بیان دلیل این قطع ارتباط روی نیازهایی که دارید تمرکز کنید و نه اشتباهات دوست‌تان. به خوبی‌هایی که این رابطه در طول زمان برای‌تان داشته اذعان کنید. همچنین سپاسگزاری خود را نسبت به نقشی که او در گذشته‌ برای شما ایفا کرده است. روی افکار منفی برای گرفتن انتقام یا تنبیه دوست سابق‌تان تمرکز نکنید. تحقیقات نشان می‌دهند این افکار روی بهزیستی خودتان اثر منفی می‌گذارد. وقتی جواب شما به سه سؤال ابتدای این نوشته مثبت باشد و نشانه‌ها‌ی بعدیِ ذکر شده در رابطه‌ی فعلی‌تان مصداق پیدا کند وقت آن است که با هر دو طرفِ رابطه یعنی خودتان و دوست‌تان صادق باشید. با وجود اینکه قطع ارتباط ممکن است بسیار سخت باشد، اما اینکه نیازهای خودتان را در اولویت بگذارید و به دوستی‌های ناکارامد پایان بدهید راه ایده‌آلی است برای اینکه بهترین دوست خودتان باشید.

اطلاعات بیشتر

۱۰ نقل‌قولی که زندگی‌تان را عوض می‌کند

22 مرداد 2017
۱۰ نقل‌قولی که زندگی‌تان را عوض می‌کند

هر کسی دلش می‌خواهد به خاطر انجام کار خاصی شناخته شده باشد. ممکن است اهل تماشای برنامه‌های گردشگری نشنال‌جئوگرافیک باشید، راجع به نوآوران برنده‌ی جایزه‌ی نوبل بخوانید یا شخصیت‌های داستانی را دنبال کنید تا در خیالتان در ماجراجویی‌هایشان شریک شوید. ولی اگر واقع‌بینانه به زندگی فعلی‌تان نگاه کنید، آیا واقعا دارید برای رسیدن به زندگی ایده‌آلی که همیشه آرزویش را داشته‌اید تلاش می‌کنید؟ در این مقاله، درباره‌ی ۱۰ نقل‌قولی می‌خوانید که می‌توانند زندگی‌تان را عوض کنند. درست است که رئیس‌جمهور نیستید یا زندگی مرفه و بی‌دغدغه‌ای ندارید، اما اگر همه‌ی نیرو‌های درونی‌تان را به کار بگیرید می‌توانید عظمت و افتخاری که می‌خواهید را به دست بیاورید. اما اول باید زندگی واقعی را تجربه کنید. وقتی کاملا نا‌امید و سرخورده می‌شوید و به یک محرک احتیاج دارید تا به شما انگیزه دهد و توان از‌ دست‌رفته‌‌تان را باز‌گرداند، این سخنان که حاصل تفکر و تجربه‌ی بعضی از بزرگترین اندیشمندان تاریخ است می‌تواند الهام‌بخش شما باشد تا دوباره قدرت کنترل سرنوشت خود را به‌ دست‌ آورید. ۱۰. دکتر سوس: گاهی ارزش یک لحظه را متوجه نمی‌شویم تا زمانی که تبدیل به یک خاطره شود. دکتر سوس (Dr. Seuss) به خاطر داستان‌ها و شخصیت‌های عجیب و غریبی که خلق کرده شهرت دارد، اما نقل‌قول‌های الهام‌بخش و کنایه‌آمیز او را نیز می‌توان بر دیوار‌های سراسر دنیا دید. این موضوع نشان‌دهنده‌ی ماهیت جهانی بینش و عقیده‌ی اوست. هر کجای دنیا که باشید کلمات او برای شما قابل‌ درک است و به شما انگیزه می‌دهد. خیلی وقت‌ها، مخصوصا در موقعیت‌های تنش و استرس، فراموش می‌کنیم که باید در لحظه زندگی کنیم. اما همین زمان‌های سخت است که با‌ارزش‌ترین درس‌های زندگی را به ما یاد‌‌ می‌دهد. بد‌ترین اتفاق ممکن این است که توانایی دیدن ارزش تجربیات خوب و بد در کنار هم را از دست بدهیم. همه چیز به زاویه‌ی دیدتان بستگی دارد. نباید بدون درس گرفتن از کنار شکست‌ها و موفقیت‌ها‌ی زندگی بگذریم. برای فکر کردن به این موقعیت‌ها وقت بگذارید، اما هرگز فراموش نکنید که باید در لحظه زندگی کنید. ۹. نلسون ماندلا: مرا بر اساس موفقیت‌هایم قضاوت نکنید، بلکه بر اساس دفعاتی که زمین خوردم و دوباره بلند شدم، قضاوتم کنید. همیشه لحظاتی فرا می‌رسند که با چالشی روبه‌رو می‌شوید که قدرت درونی و باور شما به انسانیت را مورد آزمایش قرار می‌دهد. همین لحظات هستند که شخصیت و انسانیت شما را می‌سنجند. بهترین نصیحتی که من تا‌به‌‌حال شنیده‌ام این است: به غریزه‌ات اعتماد کن و هرگز نا‌‌امید نشو. این نصیحت همیشه موثر بوده. شاید این موضوع با داستان زندگی نلسون ماندلا زیاد مرتبط نباشد، ولی می‌توان آن را به سخنانش ربط داد. وقتی احساس می‌کنید کاری که انجام می‌دهید بی‌نتیجه است یا همکاری‌هایتان نادیده گرفته می‌شود، باز هم به کارتان ادامه دهید. حتی اگر هیچ‌کس اهمیت ندهد، فقط همین رضایت و خرسندی که در خودتان احساس می‌کنید ارزش تلاش و مبارزه را دارد. فقط تصور کنید اگر همه‌ی ما سختی‌های زندگی را به عنوان وسیله‌ای برای آشکار کردن قدرت‌ها‌ی درونی‌مان می‌دیدیم چه می‌شد؛ در آن صورت همه تبدیل به ارتشی می‌شدیم که همیشه آماده‌ی فتح جهان است. ۸. وینس لومباردی: چیزی که هویت ما را مشخص می‌کند این است که با امکاناتی که در دسترس داریم چه کاری انجام می‌دهیم. آرزو داشتم در لیگ راگبی امریکا بازی می‌کردم فقط برای اینکه وینس لومباردی (Vince Lombardi) مربی‌ام باشد. تنها پنج دقیقه شنیدن حرف‌های انگیزه‌بخش او در اتاق رختکن می‌توانست هر کسی را آماده کند تا با قدرت یک گلادیاتور وارد زمین بازی شود. مربی‌ها وظیفه دارند حداکثر توانایی بازیکنان را بیدار کنند. ولی کمتر کسی می‌تواند مثل لومباردی این کار را انجام دهد. توانایی انگیزه‌ دادن به یک اتاق پر از افرادی با مهارت‌ها و شخصیت‌های مختلف یک توانایی خاص است که هر کسی آن را ندارد. لازم نیست حتما طرفدار فوتبال باشید یا حتی با ورزش آشنایی زیادی داشته باشید تا تحت تاثیر خرد این مرد قرار بگیرید. در واقع شاید تا کنون جملات او را خوانده یا حتی نقل‌ کرده باشید بدون اینکه حتی او را بشناسید. ۷. مایا آنجلو: اگر از چیزی خوشت نیامد، تغییرش بده، اگر نمیتوانی تغییرش بدهی دیدگاهت را عوض کن. نویسنده و شاعر نامدار، مایا آنجلو (Maya Angelou) زنی با‌اراده بود که سادگی زندگی را درک کرده بود. اگر وقتی انتظار دارید در زندگی‌تان اتفاقی بیفتد، وضع به نحوی که انتظارش را ندارید تغییر کند، چه می‌کنید؟ بعضی از ما نا‌امید می‌شویم، ولی برخی سعی می‌کنند از موقعیت جدیدِ به دست آمده نهایت استفاده را ببرند. فرصت‌های جدیدی که زندگی به شما می‌دهد را دور نریزید، هرچند آن چیزی نباشند که می‌خواستید یا انتظار داشتید. روش جدیدی بیابید تا وضعیت را به نفع خودتان تغییر دهید. یاد بگیرید از آنچه دارید نهایت استفاده را ببرید. اگر هر اتفاق غیر‌منتظره‌ای را به جای آنکه یک شکست تلقی کنید، به عنوان یک فرصت ببینید، منفی‌نگری به تدریج از زندگی‌تان دور می‌شود؛ بدون این انرژی منفی که شما را عقب می‌کشد، می‌توانید از زندگی‌تان لذت ببرید و به جای شکایت از شرایط، فرصت‌ها و ظرفیت‌های موجود در آن را ببینید. ۶. گلیندا جادوگر خوب شمال در «جادوگر شهر اُز»: تو همیشه این قدرت رو داشتی… فقط لازم بود خودت متوجهش بشی. هیچکس بیشتر از خودتان شما را نقد نمی‌کند، و خیلی وقت‌ها این ترس و تردید خودتان است که شما را عقب می‌کشد. شاید شما توانایی‌هایی داشته باشید که هنوز آنها را نشناخته‌اید. فقط در طول زندگی می‌توان یاد گرفت که چگونه ظرفیت‌های حقیقی‌مان را بیابیم و قدرت‌های درونی‌مان را آشکار کنیم. هر مرحله از زندگی‌مان را که پشت سر می‌گذاریم تجربه‌ی جدیدی کسب می‌کنیم که دانش و اعتماد‌به‌نفس‌مان را در راه رسیدن به مقصد بعدی تجدید می‌کند. در گذشته زندگی نکنید. هزاران چیز هستند که می‌توانند باعث شکست شما شوند. شما باید خودتان را باور داشته باشید تا فرصتهایی که سر راهتان سبز می‌شوند را از دست ندهید. ۵. استیو جابز: اینکه ثروتمند‌ترین فرد یک قبرستان باشم به دردم نمی‌خورد… چیزی که برای من مهم است این است که هر شب قبل از خواب بتوانم به خودم بگویم امروز کار شگفت‌انگیزی انجام داده‌ام. دارایی‌های مادی و درجه و مقام باعث خوشحالی پایدار نمی‌شوند. یک زندگی هدفمند چیزی است که به شما انگیزه می‌دهد تا هر روز صبح از خواب بیدار شوید و با موانعی که سر راهتان قرار می‌گیرد رو‌به‌رو شوید. این نوع شادی مثل یک بازی دومینو است. تا زمانی که شما کاری که دوست دارید را انجام می‌دهید و کاری که می‌کنید را دوست دارید همه چیز خوب پیش می‌رود و همین طور پول کافی هم به دست خواهید آورد. در واقع مدتی طول کشید تا من متوجه شدم که برای انجام هیچ کاری نباید منتظر وقت مناسب شد. من درحقیقت داشتم با تلاش برای به‌دست‌آوردن یک زندگی راحت به جای انجام کاری که واقعا دوست داشتم زندگی‌ام را هدر می‌دادم. استیو جابز علاقه‌اش را دنبال کرد و این کار راه را برایش هموار کرد. ما هم برای اینکه به این احساس رضایت در زندگیمان برسیم مجبور نیستیم چیزی مثل مک، آیپاد یا آیفون را اختراع کنیم، فقط کافیست چیزی که دوست داریم را دنبال کنیم. ۴. کوکو شانل: شجاعانه‌ترین کار همیشه این است که با صدای بلند فکر کنید. به غیر از دوستان یا دشمنان رک‌گویی که در زندگی داریم، عده‌ی کمی از افراد هستند که آزادانه منظورشان را بیان می‌کنند. ولی چقدر دنیا آزاد‌تر می‌بود اگر هر کس این قدرت را داشت که نظرات و باور‌هایش را بدون ترس از مؤاخذه با صدای بلند بیان کند؟ در مدرسه، سر کار یا حتی موقع خرید در مغازه ما ترجیح می‌دهیم سکوت کنیم تا اینکه حرف اشتباهی بزنیم چون می‌خواهیم از ایجاد موقعیت‌های تنش‌زا که ما را عصبی می‌کنند خودداری کنیم. کوکو شانل بیان کردن منظورتان نباید باعث توهین یا بددهنی شود، بلکه صرفا به معنی تمرینی برای تقویت آزادی کلام و اولویت بخشیدن به آن است. هیچ‌کس نباید از مخالفت کردن بترسد. با آزمایش و به چالش کشیدن باور‌ها و نظرات یکدیگر می‌توانیم دیدگاه‌های جدیدی را بررسی کنیم، خودمان را بهتر بشناسیم و پیشرفت کنیم. ۳. مادر ترزا: هر کجا که قدم می‌گذارید عشق را گسترش دهید. کاری کنید هر کس نزدتان می‌آید وقتی شما را ترک می‌کند خوشحال‌تر از قبل باشد. تعداد کسانی که حقیقتا زندگی‌شان را صرف دیگران می‌کنند زیاد نیست، اما مادر ترزا کسی بود که کل زندگی‌اش را وقف اطرافیانش کرد. او با بودن بین نیازمند‌ترین و بیمار‌ترین افراد کره‌ی زمین و شاد کردن آنها آرامش می‌یافت. متاسفانه مرگ او که هنگام روی‌ کار‌ آمدن پرنسس دایانا رخ داد، به اندازه‌ی کافی دیده نشد، ولی میراثش بسیاری از افرادی که موقعیت اجتماعی بالا‌تر از او داشتند را تحت شعاع قرار داده است. یک روز که دیگر دوست نداشتید از خواب بیدار شوید و با زندگی روزمره رو‌به‌رو شوید، این انرژی منفی را به کار بگیرید تا خلاقیت‌تان را تقویت کنید و از حالت روتین و تکراری زندگی‌تان خلاص شوید و روش جدیدی در پیش بگیرید. چرا باید انرژی‌مان را صرف در هم شکستن افراد کنیم، در حالی که می‌توانیم از قدرتمان برای بهتر کردن زندگی آنها با حرف‌ها و اعمال‌مان استفاده کنیم؟ زندگی کوتاه است و ما نباید آن را با انجام کاری که برای ما یا اطرافیانمان شادی به همراه ندارد تلف کنیم. ۲. آبراهام لینکلن: اکثر مردم می‌توانند بدبختی و فلاکت را تحمل کنند، برای امتحان شخصیت یک فرد، به او قدرت بدهید. همه‌ی ما تا کنون، چه در مدرسه، در خانه یا محل کار وظیفه‌ی رهبری را بر عهده داشته‌ایم. شاید کاپیتان تیم فوتبال مدرسه بوده‌اید، یا سرپرستی یک پروژه‌ی اداری را بر عهده داشته‌اید، یا حتی ساده‌تر، اولین ماشین در صف پشت چراغ قرمز در یک خیابان یک‌طرفه بوده‌اید. طعم قدرت در این موقعیت‌ها شخصیت حقیقی شما را به آزمایش گذاشته و مشخص می‌کند که اگر واقعا در موقعیتی قرار بگیرید که همه‌ی اختیارات را بر عهده داشته باشید چه توانایی‌هایی برای رهبری در خود دارید. اگر فرصتی برای رهبری به دست آوردید، به این فکر کنید که قدرت‌تان روی اطرافیان‌تان چه تاثیری می‌گذارد. به جای تمرکز بر کاری که می‌خواهید انجام شود، برای یافتن روش‌هایی وقت بگذارید که به دیگران انگیزه می‌دهد تا با شما همکاری کنند. تنها در این صورت مردم به شما به عنوان یک رهبر احترام می‌گذارند و اعتماد می‌کنند. ۱. رالف والدو امرسون: سرنوشتی که قرار است برای شما رقم بخورد همان است که خودتان تصمیمش را گرفته‌اید. شما هر روز به تدریج مسیر سرنوشت‌تان را شکل می‌دهید. اگر هر روزتان را صرف لم دادن روی کاناپه می‌کنید، نمی‌توانید انتظار داشته باشید چیزی فرا‌تر از حد متوسط بشوید. متاسفانه ترس از پذیرفته نشدن، تمسخر یا حتی انتقاد مانع پیشرفت بسیاری از ما می‌شود، ولی برای دستیابی به اهداف بزرگ باید اول به تعادل صحیح برسید. با جدیت کمتری به ترس‌هایتان نگاه کنید و منتظر نباشید تا دنیا شما را تغییر دهد. شروع کنید به رفتار کردن مثل آدمی که می‌خواهید باشید. اگر احساس کردید که در یک شیوه‌ی زندگی یا موقعیت خاص گرفتار شده‌اید، به یاد بیاورید که شما کنترل کامل شخصیتی که هر روز هستید را در دست دارید و این قدرت را دارید که هر لحظه که بخواهید این وضعیت را متوقف کنید و مسیرتان را تغییر دهید. مسلما سرنوشت بسیاری از ما رهبری یک ملت، ثبت یک رکورد گینس یا ایفای نقش اصلی در یک فیلم برنده‌ی جایزه‌ی اسکار نیست، ولی این به معنی آن نیست که شما نمی‌توانید زندگی پرباری داشته باشید. تا وقتی کاری که دوست دارید را انجام می‌دهید، هر کجا می‌روید شادی را با خود می‌برید و کنترل ترس‌ها و سرنوشت‌تان را در دست دارید، در واقع دارید از لحظه‌لحظه‌ی زندگی‌تان نهایت استفاده را می‌برید و در‌می‌یابید که خوشحالی حقیقی چه معنایی دارد.

اطلاعات بیشتر

تجسم خلاق و تکنیک‌های پیاده‌سازی آن

22 مرداد 2017
تجسم خلاق و تکنیک‌های پیاده‌سازی آن

انسان تبدیل به چیزی می‌شود که به‌ آن فکر می‌کند. روی هرچیزی تمرکز کنید، آن را جذب خواهید کرد. هرچیزی را که در ذهنتان مجسم کنید، می‌توانید انجامش دهید. تجسم کمک می‌کند بتوانید افکار و اعمال خود را هدایت کنید و با آگاهی، تمرکز و هدفمندی بیشتری زندگی کنید. بنابراین تجسم، روشی فوق‌العاده برای استفاده از نیروی خلاقیت افکار است و باعث می‌شود بتوانید از این نیروی قدرتمند برای بهبود همه‌ی جنبه‌های زندگی خود بهره ببرید. هرکس قدرت تجسم خوبی داشته باشد، می‌تواند آگاهانه یا ناآگاهانه موفقیت را جذب کند. در ادامه با قدرت شگرف تجسم خلاق آشنا خواهید شد. این مقاله به شما نشان خواهد داد که تجسم چیست و چگونه می‌توانید از آن برای ایجاد تغییرات مثبت در زندگی خود استفاده کنید. همچنین با خواندن این متن چند تکنیک ساده برای دستیابی به بهترین نتیجه را یاد خواهید گرفت. تجسم خلاق تکنیک قدرتمندی است که می‌توان آن را به‌چشم تمرین دید، تمرینی که بارهاوبارها در ذهن اتفاق می‌افتد. به‌‌‌کمک این تمرین می‌توانید از تخیل خود برای ایجاد تغییرات مثبت در زندگی استفاده کنید. اگر این تکنیک به‌درستی به‌کار گرفته شود، می‌تواند زندگی‌تان را متحول کند. قدرت تجسم کمک می‌کند بتوانید رؤیاهای زندگی خود را جذب کنید و به آنها تحقق ببخشید. «برای رسیدن به چیزهای بزرگ، باید اول رؤیاپردازی کنیم، بعد تجسم کنیم، بعد برنامه‌ ریزی کنیم، به آن اعتقاد داشته باشیم و در انتها آستین‌ها را بالا بزنیم و دست‌به‌کار شویم.» آلفرد مونتاپرت البته با همه‌ی‌‌ اینها، تجسم قرار نیست جادو کند. یعنی این‌طور نیست که چیزی را تصور کنید و بعد به‌شکل خارق‌العاده و جادویی، آن چیز از غیب ظاهر شود! بلکه تجسم درحقیقت پایه‌های مهم و لازم برای رسیدن به رؤیاها را ایجاد می‌کند. تجسم تأثیر بسیار مهمی روی ناخودآگاه دارد و باعث می‌شود برای رسیدن به رؤیاها و آرزوهای خودتان مرتباً فعال باشید. پس همان‌طورکه گفتیم، تجسم باعث نمی‌شود چیزی که وجود ندارد، به‌طور معجزه‌‌آسایی ظاهر و موجود شود، بلکه باعث می‌شود خودتان برای رسیدن به آن، کاری کنید. تجسم باعث ایجاد عقاید و نگرش‌های ذهنی درستی می‌شود و کمک می‌کند بتوانید کارهای لازم برای رسیدن به اهداف‌تان را انجام دهید. این تصویرسازی ذهنی روند تفکر شما را به‌کلی تغییر می‌دهد و کمک می‌کند افکار محدودکننده‌تان را از بین ببرید. قدرت تجسم اگر تجسم به‌درستی انجام شود، می‌تواند شرایط مناسب را جذب زندگی‌تان کند و قدرت این را دارد که محیط را تغییر دهد و فرصت‌های مناسبی به‌وجود بیاورد. درواقع برای اینکه بتوانید از قدرت تفکر خود استفاده کنید و از آن در جهت دستیابی به رؤیاهایتان بهره ببرید، باید از تجسم خلاق کمک بگیرید؛ برای این کار هم، باید از قوانین روحی طبیعی‌ای استفاده کنید که هرکسی قابلیت و توانایی استفاده از آن را دارد. تجسم خلاق چیست؟ با استفاده از تجسم می‌توان برای ایجاد تغییرات روانی مفید از تصاویر ذهنیِ هدفمند کمک گرفت. درحقیقت تجسم کاری است که به‌طور مداوم در ذهن انجام می‌پذیرد. شما با تصورکردنِ روشن و واضح اهداف‌تان می‌توانید ضمیر ناخودآگاه خود را برای رسیدن به آنها آماده کنید. تحقیقات نشان داده است ضمیر ناخودآگاه تفاوت بین خیال و دنیای واقعی را متوجه نمی‌شود. بنابراین با تکرار یک تصور، ضمیر ناخودآگاه آن را می‌پذیرد. درنتیجه افکار و اعمال در راستای رسیدن به هدف مدنظر تغییر می‌کنند. تکرار تصور همچین باعث می‌شود حتی در مواجهه با مشکلات هم همچنان هدف‌تان را دنبال کنید. تجسم روی شبکه و سیستم عصبی هم اثر مثبتی دارد. تجسمِ برخی رفتارها و فعالیت‌های خاص باعث می‌شود وقتی آن فعالیت‌ها واقعا تحقق پیدا کردند، با آنها آشناتر باشیم. دلیل آن هم این است که با تجسم کارها، دقیقاً همان عصب‌هایی تحریک می‌شوند که با انجام‌دادن واقعیِ آن کارها فعال می‌شوند. در کمال شگفتی، دانشمندان متوجه شدند ورزش‌کاران تنها با تجسم مجموعه‌ای از حرکات ورزشی می‌توانند به قدرت بدنی‌ای برسند که انگار واقعا آن حرکات را انجام داده‌اند. نحوه‌ی کار تجسم چگونه است؟ تجسم روی ذهن و ضمیر ناخودآگاه اثر خیلی زیادی می‌گذارد. دلیل آن هم این است که ضمیر ناخودآگاه نمی‌تواند واقعیت و خیال را از هم تشخیص دهد. درنتیجه اگر چیزی را بارهاوبارها در ذهنتان تکرار کنید، ضمیر ناخودآگاه آن را به‌عنوان واقعیت می‌پذیرد و براساس این تخیلات، زندگی شما ممکن است دستخوش تغییرات زیادی شود. بنابراین، تجسم کمک می‌کند به چیزی برسید که آرزوی آن را دارید و مرتب در ذهن‌تان مجسم می‌کنید. همچنین باعث می‌شود اعتمادبه‌نفسی پیدا کنید که انگار واقعا به خواسته‌تان رسیده‌اید. بنابراین، تجسم، اعتماد به‌ نفس را افزایش می‌دهد و باعث می‌شود به خودتان ایمان پیدا کنید و به‌این‌ترتیب با انگیزه‌ی بیشتری اهداف‌تان را دنبال کنید تا بالاخره به آنها برسید. ا ما چرا تجسم مؤثر است؟ درست است که محققان بارها نشان داده‌اند که تجسم، مفید واقع می‌شود، ولی سؤال اینجاست که واقعاً چرا؟ بله، آنها فهمیده‌اند که تجسم روی شبکه‌های عصبی و ذهن ناخودآگاه اثر دارد، ولی هنوز نمی‌توانند به‌خوبی به این سؤال پاسخ دهند که چرا تأثیر آن روی زندگی فرد این‌قدر زیاد است. آنها واقعا در تلاش‌اند بفهمند چرا تجسمِ فعالیتی بدنی، و انجام واقعی آن، اثر دقیقا برابری روی بدن می‌گذارند. یکی از دلایل این موضوع ممکن است قدرت عظیم نهفته در افکار باشد. ما با تجسم، روی افکار خاص تمرکز می‌کنیم و آنها را تقویت می‌کنیم. افکار از انرژی ساخته شده‌اند و با تمرکز روی فکر و ایده‌ای خاص، آن را پرورش می‌دهیم. این پروسه باعث تغییرات درونی‌ای می‌شود که روی دنیای اطراف ما اثر می‌گذارند. بنابراین می‌توانیم با تغییر روش فکرکردنمان، واقعیت‌مان را تغییر دهیم. البته چیزی که گفتیم در حد حدس و گمان است، ولی چیزی که مهم است، این است که تجسم، قدرت خودش را اثبات کرده و مهم نیست اگر هنوز به‌درستی، علت این امر را نفهمیده‌ایم. چطور تجسم کنیم؟ روند تجسم بسیار ساده است و تنها چند دقیقه طول می‌کشد، هرچند برای رسیدن به نتیجه باید صبور باشید و مرتب تمرین کنید. این همان جایی است که مردم با آن مشکل دارند. آنها دوسه روزی تلاش می‌کنند، ولی خیلی زود خسته می‌شوند، چون با گذشت این دوسه روز میلیونر نشده‌اند! پس صبور باشید و تسلیم نشوید تا به نتیجه برسید. برای شروع باید اول هدف واقعی‌تان را پیدا کنید. ترجیحا هدفی واقع‌بینانه و معنادار انتخاب کنید. وقتی چیزی پیدا کردید که می‌خواهید آن را جذب زندگی‌تان کنید، تجسم وارد عمل می‌شود. در جای راحتی بنشینید؛ مکانی که انتخاب می‌کنید، باید آرام باشد و چیزی حواستان را پرت نکند. بعد چشمانتان را ببندید و تصور کنید به هدف‌تان رسیده‌اید. سعی کنید همه‌ی جزئیات را در ذهن‌تان مجسم کنید. خودتان را مجسم کنید که دارید آرزوی‌تان را تجربه می‌کنید. این فیلم را بارهاوبارها در ذهن‌تان تکرار کنید. این موارد را هم به ذهن بسپارید: طوری تصور کنید که انگار همه‌چیز واقعی است. نکته‌ی کلیدی در تجسم، این است که تصور کنید رسیدن به هدف‌تان واقعا چه احساسی به شما می‌دهد. اینکه فقط تصویری در ذهن خود ایجاد کنید، کافی نیست؛ باید تمام حواس خود را درگیر کنید. به این اکتفا نکنید که خودتان را موفق تصور کنید، بلکه باید با تمام وجودتان آن را حس کنید. کاملا حس کنید که چطور آدرنالینِ بدن‌تان زیاد می‌شود و ضربان قلب‌تان تندتر می‌شود. احساس کنید، بشنوید و بو کنید که رسیدن به هدفی که مدت‌ها دنبالش بوده‌اید، چه حسی دارد. هدف تجسم این است که به تصویر ذهنی قوی‌ای برسید که کاملا برای‌تان واقعی باشد. فقط نگاه نکنید؛ تمرین کنید. خیلی‌ها به‌اشتباه فکر می‌کنند موقع تجسم باید خودشان را از دید سوم‌شخص نگاه کنند. آنها خودشان را می‌بینند که به هدف‌شان رسیده‌اند، البته نه از دید اول‌شخص؛ این مثل این است که بدون اینکه خودشان را درگیر کنند، مشغول تماشای فیلم باشند. باید همیشه یادتان باشد که تجسم را از دید اول‌شخص انجام دهید. درغیراین‌صورت فقط دارید تصور می‌کنید که فرد دیگری به اهداف و آرزوهای شما می‌رسد. به همین خاطر باید خودتان را در رؤیایتان درگیر کنید. تماشاچی نباشید؛ سعی کنید ستاره‌ی فیلم باشید. خاص باشید. در کل، بهتر است اهداف خاص را تجسم کنید. اینکه خودتان را تصور کنید که دارید ارتقا پیدا می‌کنید، ممکن است سریع نتیجه ندهد. درعوض سعی کنید تجسم کنید چطور دارید ارتقا پیدا می‌کنید. پیشرفت در مسیر حرفه‌ای‌تان را گام‌به‌گام تصور کنید. کارهایی را تصور کنید که برای رسیدن به این هدف، دست به آنها می‌زنید. مرتب تمرین کنید. تسلط روی مهارت تجسم، زمان می‌برد. افراد مبتدی در ایجاد و حفظ تصویر ذهنی مشکل دارند. بسیار مهم است که روی تجسم‌کردن تمرکز کنید. هروقت حواس‌تان پرت شد، دوباره حواس‌تان را جمع کنید. یادتان باشد رسیدن به نتیجه‌ی مطلوب نیاز به تمرین دارد. اینکه فقط یکی‌دو بار هدف دشواری را در ذه‌نتان تجسم کنید، راه به جایی نمی‌برد. صبور باشید . چیزهای واقع‌بینانه را تجسم کنید و تا وقتی به هدفتان برسید، دست از تجسم برندارید. اگر موارد گفته‌شده را دنبال کنید، به نتیجه می‌رسید. هرقدر تصاویر ذهنی‌تان قوی‌تر و واقعی‌تر باشند، ذهن آنها را راحت‌تر قبول می‌کند. ۳ تکنیک ساده برای تجسم تکنیک‌های زیادی برای تجسم وجود دارد. اگر دوست داشتید، از تکنیک ساده‌ی بالا استفاده کنید. اما اگر دنبال روش‌های بیشتری هستید، در ادامه به چند تا از آنها اشاره می‌کنیم. می‌توانید از این روش‌های قوی و اثبات‌شده برای رسیدن به خواسته‌های‌تان کمک بگیرید. نقشه‌ی گنج: همان‌طورکه از این عنوان پیداست، این روشِ قدرتمند، نقشه‌ی گنجی را ایجاد می‌کند که نشانگر حقیقت مطلوب شماست. این نقشه، تصویر فیزیکی بزرگی است که جزئیات دقیقی از آینده‌ی شما را پیش‌بینی می‌کند. این نقشه را می‌توان با دست کشید، اما می‌توان از چیزهایی مثل فوتوشاپ و تصاویر مجله‌ها هم برای خلق آن کمک گرفت. وقتی دارید این نقشه را درست می‌کنید، ذهن‌تان بارهاوبارها آرزوهای‌تان را مجسم می‌کند؛ وقتی نقشه به اتمام رسید، می‌توانید از آن برای حفظ انگیزه‌ خود کمک بگیرید و رؤیاها‌یتان را مرتب به خودتان یادآوری کنید. خاطره‌ی اصلاح‌شده: این روش به‌جای تمرکز روی آینده، به شما کمک می‌کند با گذشته مقابله کنید. با انجام‌دادن این تکنیک می‌توانید خاطره‌ی مثبتی از گذشته در ذهن‌تان ثبت کنید. این تکنیک به‌دنیال تغییر یا نابودی گذشته یا سرکوب خاطرات بد نیست، بلکه به‌دنبال این است که با خاطرات بدتان کنار بیایید. این تکنیک به رفع درد و ناراحتی ناشی از خاطرات بد کمک می‌کند. اگر یاد بگیرید چطور راجع‌به گذشته فکر کنید، می‌توانید آینده‌ی روشن‌تری بسازید. تجسم در حال مدیتیشن : اگر مدیتیشن می‌کنید، می‌توانید از این فرصت استفاده کنید و بعدازآن به تجسم بپردازید. وقتی به سطح عمیقی از آرامش رسیدید، تجسم را شروع کنید، زیرا در این زمان‌ها تمرکز بالایی دارید و درنتیجه بهتر می‌توایند روی اهداف‌تان تمرکز کنید و آنها را مجسم کنید. موفقیت را تجسم کنید تجسم موفقیت، انرژی زیادی به آدم می‌دهد. این کاری است که افراد موفق قبل از دنبال‌کردن اهداف‌شان، مرتب آن را تکرار می‌کنند. خیلی‌ از آنها قبل از اینکه برای رسیدن به هدف‌شان کاری کنند، نحوه‌ی رسیدن به موفقیت را با جزئیاتِ دقیق تجسم می‌کنند. تجسم موفقیت اگر به‌درستی انجام شود، ممکن است نتایج قابل‌توجهی داشته باشد. قدم اول: مسیر رسیدن به موفقیت را به بخش‌های کوچک‌تری تقسیم کنید؛ قدم دوم: حالا برای هر بخشِ کوچک‌شده، هدفی تعیین کنید. مثلا کسی که آرزو دارد وکیل یا قاضی مشهوری شود، باید اول مدرسه‌اش را با موفقیت به‌پایان برساند (بخش ۱)، بعد وارد دانشگاه شود (بخش ۲) و به همین ترتیب بخش‌های دیگری در نظر بگیرد. حالا می‌تواند برای موفقیت در مدرسه هم، برای خودش اهدافی در نظر بگیرد؛ قدم سوم : برای موفقیت در هدف اولین بخش، شروع به تجسم کنید. یادتان باشد باید همه‌چیز را با جزئیات در ذهن خود بیاورید. فقط به این بسنده نکنید که خودتان را در حال موفقیت تصور کنید، بلکه همه‌چیز را تجسم کنید، مثلا ببینید آدم‌های دوروبرتان چه واکنشی از خود نشان می‌دهند. سعی کنید موفقیت را با تمام گوشت و پوست و استخوان خودتان احساس کنید. همه‌ی اتفاقات را از ابتدا تا انتها تصور کنید؛ قدم چهارم: می‌توانید برای هر هدف ۱۰ دقیقه یا بیشتر وقت بگذارید و آن را در ذهن‌تان مجسم کنید. وقتی تجسم هدفی تمام شد، به‌سراغ هدف بعدی بروید. «اگر می‌توانید خودتان را مشغول انجام کاری ببینید، مطمئن باشید از پسش برمی‌آیید. اگر هم نمی‌توانید خودتان را در حال انجام کاری تصور کنید، پس نمی‌توانید از پسش بربیایید.» امیدوارم از خواندن این مقاله لذت برده باشید و بتوانید از تجسم کمک بگیرید و زندگی رؤیایی خودتان را بسازید. موفق باشید!

اطلاعات بیشتر

۷ روش برنامه ریزی برای یادگیری زبان انگلیسی در منزل

21 مرداد 2017
۷ روش برنامه ریزی برای یادگیری زبان انگلیسی در منزل

همه‌ی ما می‌دانیم که یادگیری زبان خارجی ، فرایندی زمان‌بر است و نیاز به تلاش زیادی دارد. علاوه‌برآن، انجام تمرین‌های مختلف و به‌خاطرسپردن کلمات برای مدت طولانی خسته‌کننده و حوصله‌سر‌بر است و این موضوع منجر به بی‌انگیزگی می‌شود. یکی از راه‌هایی که به‌کمک آن می‌توان یادگیری زبان را کمی آسان‌تر و مفرح‌تر کرد، تهیه‌ی برنامه‌ای آموزشی است. این نوشته را بخوانید تا با ۷ روش برنامه ریزی برای یادگیری زبان انگلیسی در منزل آشنا شوید. مقاله‌های مرتبط: چگونه زبان انگلیسی را بدون کلاس یاد بگیریم؟ این برنامه مطالعات شما را منظم و اهداف‌تان را مشخص می‌کند. وقتی به هدف‌هایتان می‌رسید، انگیزه‌ی بیشتری برای ادامه‌ی یادگیری خواهید داشت. نکاتی که برای برنامه‌ریزی باید در نظر داشته باشید: سه یا چهار فعالیت آموزشی مختلف را انتخاب کنید؛ فعالیت‌هایی انتخاب کنید که کوتاه و لذت‌بخش باشند؛ برای فعالیت‌هایتان هدف‌های قابل‌دستیابی و واقعی در نظر بگیرید؛ فعالیت‌ها را مطابق برنامه و در طول هفته انجام دهید. سؤال اصلی در این بخش این است که چه فعالیت‌هایی را بهتر است انتخاب کنید. در ادامه می‌توانید بعضی از ایده‌های مرتبط را بخوانید: ۱. مشخص کنید می‌خواهید چه تعداد کلماتی یاد بگیرید چه کاری باید بکنید؟ تعداد مشخصی کلمه‌ یا عبارت جدید انگلیسی را هر روز یاد بگیرید. چطور این فعالیت را لذت‌بخش کنید؟ یادگرفتن ۳ یا ۴ کلمه‌ی جدید در روز کافی به‌نظر می‌رسد. اگر سرتان شلوغ است و فرصت کافی ندارید، یادگرفتن حتی یک کلمه در روز بهتر از این است که چیزی یاد نگیرید. سعی کنید لغات یا عبارت مرتبط با کلمات جدید مانند مترادف‌ و متضادهای آنها را نیز هم‌زمان یاد بگیرید. با این روش با صرف کمترین زمان و هزینه، دامنه‌ی لغات‌تان را گسترش می‌دهید. چقدر تکرار کنید؟ روزی یک بار یا هر دو روز یک بار، زمان مناسبی برای تکرار است. برای یادگیری لغات ، برنامه‌ی آموزشی هفتگی آماده کنید: از شنبه تا چهارشنبه تمرین کنید، پنج‌شنبه‌ها و جمعه‌ها را به خودتان استراحت بدهید. ۲. اشتباهات معمول‌تان را اصلاح کنید چه کاری باید بکنید؟ درمورد اشتباهاتی فکر کنید که به‌طور معمول مرتکب می‌شوید. شاید معلم‌تان همیشه یک اشتباه خاص شما را اصلاح می‌کند یا ممکن است اغلب یک نکته‌ی گرامریِ بخصوص را در امتحانات فراموش می‌کنید. به خودتان بگویید: «من دیگر این اشتباه را تکرار نمی‌کنم و حالت درست آن را یاد می‌گیرم.» چطور این فعالیت را لذت‌بخش کنید؟ شنبه تصمیم بگیرید که این هفته روی کدام اشتباه‌تان می‌خواهید تمرکز کنید. هر روز، چند دقیقه حالت درست اشتباه‌تان را حتی به‌صورت ذهنی، با خودتان تکرار کنید. دقت کنید که فقط روی یک مورد تمرکز کنید و سعی نکنید حجم زیادی از گرامر را با هم یاد بگیرید. چقدر تکرار کنید؟ اصلاح‌کردن یک اشتباه در هفته کافی است. در روز یک یا دو دقیقه را به این کار اختصاص دهید. این فعالیت ذهنی را می‌توانید در وقت‌های مرده‌ی روز انجام دهید، مثل وقتی که در مسیر خانه به محل کار یا دانشگاه هستید یا وقتی که در صف‌های طولانی منتظرید. ۳. آهنگ‌های انگلیسی گوش کنید چه کاری باید بکنید؟ متن آهنگ انگلیسی موردعلاقه‌تان را بخوانید و سعی کنید معنی آن را بفهمید. چطور این فعالیت را لذت‌بخش کنید؟ متن آهنگ را در اینترنت جست‌وجو کنید و سعی کنید خودتان هم همراه با خواننده آن را بخوانید. اگر متن سخت به‌نظر می‌رسد، می‌توانید آهنگ ساده‌تری انتخاب کنید یا فقط روی بخشی از آهنگ تمرکز کنید، مثل بخشی که تکرار می‌شود یا بخشی که خودتان آن را بیشتر دوست دارید. چقدر تکرار کنید؟ گوش‌کردن یک یا دو آهنگ در ماه کافی است. اگر به موسیقی علاقه‌ای ندارید، سعی کنید فیلم یا سریال‌های طنز موردعلاقه‌تان را دوباره به‌انگلیسی تماشا کنید. در اینترنت می‌توانید تعداد بی‌شماری ویدئوی انگلیسی پیدا کنید. ۴. با دوست‌تان زبان بخوانید چه کاری باید بکنید؟ با دوست‌تان قرار بگذارید و با هم زبان یاد بگیرید. می‌توانید کلماتی را که تابه‌حال آموخته‌اید، با هم مرور کنید، تمرینات را با هم انجام دهید یا حتی در یادگیری گرامر به هم کمک کنید. چطور این فعالیت را لذت‌بخش کنید؟ داشتن دوستی همراه می‌تواند منجر به این شود که بیشتر انگلیسی صحبت کنید. می‌توانید زمان مشخصی در هفته، مثلا ۳۰ دقیقه را در نظر بگیرید و خود را وادار کنید در آن انگلیسی صحبت کنید. در این بازه‌ی زمانی استفاده از هیچ زبان دیگری نباید مجاز باشد. اگر می‌خواهید به‌صورت متمرکز‌تری کار کنید، می‌توانید یک موضوع گرامری یا یک کلمه‌ی خاص را انتخاب کنید و درمورد آن صحبت کنید. شما یا دوست‌تان باید جمله‌ای به‌کار ببرید که از این موضوع گرامری یا کلمه در آن استفاده شده باشد و نفر بعدی باید مکالمه را ادامه دهد. چقدر تکرار کنید؟ هرقدر می‌خواهید، تکرار کنید. وقت‌گذراندن با دوستان همیشه لذت‌بخش است. اگر نمی‌توانید با دوست‌تان به‌طور منظم برنامه داشته باشید، می‌توانید از نرم‌افزار‌ها یا سایت‌های اینترنتی‌ای استفاده کنید که برمبنای مکالمه بنا شده‌اند. گروهی متشکل از دوستان‌تان در شبکه‌های اجتماعی تشکیل دهید و بازی‌های مرتبط به یادگیری لغات و گرامر را به‌اشتراک بگذارید و از آن لذت ببرید. ۵. ۱۵ دقیقه از روز را صرف یادگیری لغت یا گرامر کنید چه کاری باید بکنید؟ هر روز زمان خاصی را به یادگیری لغت یا گرامر زبان انگلیسی اختصاص دهید و حواس‌تان باشد زیاده‌روی نکنید. چطور این فعالیت را لذت‌بخش کنید؟ برای انجام این فعالیت، هم می‌توانید برنامه‌ی خاص روزانه‌ای را دنبال کنید و هم می‌توانید از زمان‌های مرده‌تان در روز استفاده کنید، مثل وقتی که منتظر کسی هستید یا در مطب دکتر نشسته­‌اید تا نوبت‌تان شود. ۱۵ دقیقه در روز، بهتر از این است که یک روز در هفته را انتخاب کنید و سه ساعت را صرف این کار کنید. با صرف این زمان کوتاه به‌صورت روزانه، همیشه برای یادگیری آماده‌اید، زمان سریع‌تر سپری می‌شود و مطالب را بهتر به‌خاطر می‌سپارید. چقدر تکرار کنید؟ درصورتی‌که فرصت کافی در روز دارید، ۱۵ دقیقه را به این فعالیت اختصاص دهید. ۶. متن انگلیسی بخوانید چه کاری باید بکنید؟ هر هفته یک متن کوتاه انگلیسی بخوانید. چطور این فعالیت را لذت‌بخش کنید؟ یکی از سایت‌های معتبر خبری را انتخاب کنید و موضوع موردعلاقه‌تان را در آن پیدا کنید. یکی از مقالات کوتاه این بخش را مطالعه کنید. اصرار نداشته باشید همه‌ی لغات متن را بفهمید. در این مرحله، فقط مطمئن شوید که ایده‌ی کلی متن را فهمیده‌اید. از خواندن متن لذت ببرید و طوری به آن نگاه کنید که در حال خواندن مقاله‌ای جالب به‌زبان فارسی هستید و این کار را فقط برای افزایش اطلاعات یا گذراندن اوقات فراغت‌تان انجام می‌دهید. نباید فکر کنید در حال درس‌خواندنید. از این متن ۴ یا ۵ کلمه‌ی جدید را انتخاب و یادداشت کنید. این کلمه‌ها را در برنامه‌ی یادگیری لغات هفته‌ی آینده قرار دهید. چقدر تکرار کنید؟ مطالعه یک متن در ماه به‌صورت کامل، کافی است. و آخرین و بهترین فعالیت: ۷. از منابع آنلاین استفاده کنید چه کاری باید بکنید؟ از سایت‌ها و منابع آنلاین استفاده کنید. سایت‌هایی مانند منبع این مقاله، می‌تواند به شما در یادگیری زبان انگلیسی بسیار کمک کند. چطور این فعالیت را لذت‌بخش کنید؟ بار دیگر تأکید می‌کنم که هیچ‌وقت عجله نکنید و تمرینات را پشت هم انجام ندهید. به‌عنوان بخشی از برنامه‌ی آموزشی، این هدف را برای خودتان مشخص کنید که ۴ یا ۵ تمرین گرامر را در طول هفته باید انجام دهید. تمریناتی انتخاب کنید که دربردارنده‌ی بخش‌هایی از گرامر باشند که با آن مشکل دارید. اگر در پاسخ‌دادن به تمرینی اشتباه کردید، آن را یادداشت کنید و چند روز بعد، دوباره سعی کنید آن را انجام دهید. و در پایان به‌خاطر داشته باشید در هر برنامه‌ی آموزشی باید قوانین زیر را رعایت کنید: اهداف واقعی و قابل‌دستیابی داشته باشید؛ بازه‌های زمانی کوتاه برای یادگیری مشخص کنید؛ فعالیت‌های آموزشی متنوعی در آن بگنجانید؛ به برنامه‌ی آموزشی‌تان وفادار و متعهد باشید.

اطلاعات بیشتر

چگونه شیک‌ پوش باشیم؟

20 مرداد 2017
چگونه شیک‌ پوش باشیم؟

امروزه شیک‌پوشی و خوش‌لباس بودن اهمیت زیادی دارد. لباس شما بیش از آنچه که فکر می‌کنید حرف برای گفتن خواهد داشت؛ بنابراین باید به لباس‌های روزانه‌تان اهمیت بدهید و برای انتخاب آنها وقت بگذارید تا همیشه خوب به نظر برسید. ظاهر شما نشان‌دهنده‌ی شخصیت شماست. وقتی خوب لباس می‌‌پوشید، این پیام را به دیگران منتقل می‌کنید که به خودتان اهمیت می‌دهید. با این نوشته همراه باشید تا ببینید که چگونه شیک‌ پوش باشیم. شیک‌پوشی فرآیندی است که افراد بر حسب تجربه می‌آ‌موزند. برای این منظور شما بیش از هر چیز باید مشاهده کنید و یاد بگیرید؛ روزانه صدها نمونه از تیپ‌های مختلف برای یادگیری وجود دارند که از کنار شما عبور می‌کنند، ولی قبل از اینکه از انتخاب دیگران الگو بگیرید، باید از نگاه به خودتان شروع کنید. اگر می‌خواهید شیک‌پوش باشید، ادامه‌ی این مقاله را از دست ندهید. ۱. کمد لباس‌هایتان را بررسی کنید در اولین گام و قبل از بیرون رفتن برای خرید لباس جدید، باید لباس‌های داخل کمدتان را بررسی و از میان آنها انتخاب کنید. اگر شما یک فرد بالغ و شاغل هستید، حداقل برای ۳ موقعیت مختلف باید لباس داشته باشید: کار، مناسبت‌های اجتماعی و لباس راحتی برای خانه. بعضی از لباس‌هایتان ممکن است برای بیش از یک موقعیت مناسب باشند. مثلا شلوار جینی که با آن بیرون می‌روید شاید آن‌قدر راحت باشد که در خانه، هنگام تماشای تلویزیون هم آن ‌را بپوشید. خوش‌لباس بودن با آمادگی داشتن برای مناسبت‌های خاص آغاز می‌شود. تعداد افرادی که درست قبل از حضورشان در یک مراسم، لباس می‌خرند و در عین حال عالی به‌نظر می‌رسند، انگشت‌شمار است. لباس‌هایتان را بررسی کنید و از خود بپرسید که آیا در حال حاضر برای موقعیت‌های مختلفی همچون مراسم عروسی، ختم، مصاحبه‌ی کاری، مناسبت‌های رسمی، جشن تولد، فارغ‌التحصیلی و سالگرد، لباس مناسب دارید؟ به این نکته دقت داشته باشید که این فهرست به هیچ وجه جامع و کامل نیست و ممکن است حتی بعضی از این موقعیت‌ها، به این زودی‌ها هم برای‌تان پیش نیاید؛ ولی شما به‌ عنوان یک فرد بالغ (به خصوص اگر جوان هستید)، حتما باید انتظار داشته باشید که در طول یک سال، به حداقل دو تا سه مورد اشاره شده در لیست دعوت شوید. آیا برای تمام این مراسم‌ها لباس مناسب دارید؟ اگر نه، نوع لباس‌هایی که نیاز دارید را مشخص کنید و برای خرید آنها دست به‌کار شوید. ۲. مبانی موقعیت‌های خاص را یاد بگیرید برای هر موقعیتی قواعد و اصول معینی وجود دارد. اگر همیشه حواس‌تان به موقعیت باشد، می‌توانید بهترین لباس‌ها را انتخاب کنید. در این قسمت به برخی از این اصول اشاره می‌شود: همیشه لباسی بپوشید که کاملا اندازه‌ی بدن‌تان است. پوشیدن لباس‌های آزاد حس خوبی دارد، ولی اگر سایز شلوار شما ۳۶ است و سایز ۳۸ بخرید، شلخته به ‌نظر می‌رسید. اکثر مردم در انتخاب لباسی که مناسب جثه‌‌ی آنها باشد، دچار سردرگمی می‌شوند. هوشمندانه و با‌ دقت انتخاب کنید؛ لباس‌ باید درست هم‌سایز خودتان باشد. لباس‌هایی بپوشید که در آنها احساس راحتی می‌کنید. اگر از شکلی که به‌ نظر می‌رسید یا از لباس‌هایی که پوشیده‌اید راضی نباشید، حالت طبیعی نخواهید داشت و دائما احساس ناآرامی و بی‌قراری می‌کنید. ضعف ظاهری که فکر شما را مشغول کند، دشمن اعتمادبه‌نفس‌تان است؛ پس همیشه سعی کنید لباسی بپوشید که از آن لذت ببرید و آن را دوست داشته باشید. وقتی موقعیت‌های اولویت‌دار را مشخص کردید می‌توانید به دنبال لباس مناسب برای‌ آنها باشید. مثلا آیا کت ‌و شلوار مناسبی جهت مصاحبه‌ی شغلی یا پیراهنی زیبا برای مراسم عروسی دارید؟ برای موقعیت‌های مختلف سؤالاتی از این قبیل از خود بپرسید و سپس به دنبال مدل‌های مختلف لباس بگردید. دقت کنید که لباس‌هایتان را اصولی و نه بر پایه‌ی حدس و گمان انتخاب کنید. به خودتان فشار نیاورید و پول زیادی صرف خرید لباس برای مراسمی که از برگزار شدن آن مطمئن نیستید، نکنید. برای مهمانی شامی که هفته‌ی آینده پیش رو دارید به دنبال لباس باشید، یا برای کفشی که هر روز در محل کار باید بپوشید، هزینه کنید. ۳. نظر دیگران را بپرسید هر چه قدر هم در اینترنت جست‌وجو کنید قطعا به شما نخواهد گفت که لباس تن‌تان به شما می‌آید یا نه! بدن شما منحصر به‌‌فرد است. لباسی که در تن شخصی، عالی به نظر می‌رسد ممکن است برای فرد دیگری زشت و بی‌قواره باشد. بهترین راه برای داشتن یک انتخاب مناسب این است که فردی خوش‌لباس و قابل اعتماد (که نظر واقعی‌اش را به شما می‌گوید) برای خرید همراه خود ببرید. اگر نمی‌توانید کسی را پیدا کنید که در این زمینه شما را راهنمایی کند، می‌توانید نظر فروشنده‌های لباس را جویا شوید. البته یادتان باشد زیاد وقت‌شان را نگیرید و فراموش نکنید که آنها وظایف دیگری هم دارند. همچنین می‌توانید از سایت‌های اینترنتی فعال در این حوزه نیز کمک بگیرید. به لباس پوشیدن دیگران توجه کنید. اگر به دنبال لباسی برای محیط کار هستید می‌توانید مشابه با پوشش مدیر و همکاران‌تان لباس‌های خود را انتخاب کنید. اگر به مراسم عروسی می‌روید نباید از عروس و داماد بهتر لباس بپوشید اما سعی کنید با دیگر میهمانان هماهنگ باشید. اینکه بدانید چه لباسی را کی و کجا بپوشید هم به تجربه نیاز دارد. از تجربیات دیگران استفاده کنید و نظرشان را در این مورد بپرسید. ۴. وب‌سایت‌های مد را دنبال کنید و از آنها الهام بگیرید وقتی مبانی انتخاب لباس را آموختید، می‌توانید به سراغ جزئیات کمد لباس‌هایتان بروید. برای این منظور سایت‌ها و نشریات تخصصی برای خانم‌ها و آقایان وجود دارند که با دنبال کردن آنها می‌توانید لباس پوشیدن‌تان را به‌روز نگاه دارید. گرچه به‌روز بودن بخشی از فرآیند خوش‌تیپی و شیک‌پوشی است، اما باید به مدل و نوع لباسی که می‌پوشید دقت کنید و مد مناسب با شخصیت‌تان را بشناسید. سایت‌های مختلف سبک‌های مخصوص به خود دارند. بنابراین باید به دنبال سایت‌هایی بگردید که با سلیقه‌ی شما هم‌خوانی و سازگاری داشته باشند. یادتان باشد که هیچ‌گاه در پیروی از مد افراط نکنید، چرا که شیک‌پوشی محدود به یک مدل خاص نیست. لباس‌های شما باید بازتاب سلیقه‌ی شخصی‌تان و آن چیزی باشد که در آنها احساس خوبی دارید. با گذشت زمان مهارت شما در انتخاب لباس برای موقعیت‌های مختلف زیاد می‌شود. از این نترسید که مورد تأیید دیگران نباشید. مهم این است که لباس به شما بیاید، خودتان آن را دوست داشته باشید و وقتی خود را در آینه مشاهده می‌کنید، احساس خوبی درباره‌ی خودتان داشته باشید.

اطلاعات بیشتر

۱۷ عادت گفتاری افراد خیلی دوست داشتنی

20 مرداد 2017
۱۷ عادت گفتاری افراد خیلی دوست داشتنی

حتما شما هم مثل من چندتایی از این آدم‌ها را می‌شناسید که نظر همه را به خودشان جلب می‌کنند! آدم‌هایی که نمی‌‌توان کاریزمایشان را سنجید، اما همه با آنها احساس راحتی می‌کنند و جذب‌شان می‌شوند. آنها چطور این کار را می‌کنند؟ با موهبتی خدادادی متولد شده‌اند یا با مطالعه و تمرین فهمیده‌اند که چه چیزهایی روی دیگران بیشتر اثر دارد و آنها را در زندگی‌شان به کار می‌برند؟ احتمالا دومی درست است. به نظرم مهم‌ترین خصلت این آدم‌ها نوع برقراری ارتباط کلامی آنهاست. برای همین، ۱۷ عادت گفتاری این افراد دوست داشتنی را برای‌تان فهرست کرده‌ام: ۱. هرجا که می‌توانند مودب باشند، هستند استفاده از کلماتی مثل «لطفا» و «متشکرم» ممکن است همه جا ضرورتی نداشته باشد اما اگر می‌خواهید کاریزماتیک باشید استفاده از آنها بسیار به نفع‌تان خواهد بود. ۲. قدردان محبت‌های کوچک هستند وقتی کسی به خاطر چیزی از شما تشکر می‌کند گفتن دوکلمه‌ی «خواهش می‌کنم» خیلی بیشتر از «حرفشم نزن» (یا مثلا «باشه») اثر دارد. آدم‌های دوست‌داشتنی از شنیدن تشکر خوشحال می‌شوند و با کلام به آن پاسخ می‌دهند. ۳. تعریف‌شان واقعی است در اینجا «واقعی» کلمه‌ی کلیدی است. افراد کاریزماتیک تعریف‌های واقعی به زبان می‌آورند. نه بیهوده تعریف می‌کنند نه چاپلوس‌اند. اگر کسی شایسته‌ی تعریف باشد از گفتن‌اش دریغ نمی‌کنند. ۴. از ته دل همدردی می‌کنند آنها از عباراتی مانند «حتما خیلی احساس غرور کردی» یا «می‌تونم تصور کنم چقدر عصبانی شدی» استفاده می‌کنند بنابراین هم با احساسات افراد دیگر همراهی می‌کنند و هم به آنها بها می‌دهند (بد نیست این راز را بدانید که آدمها دوست دارند دیگران درک‌شان کنند! ) ۵. اطلاعات مفید را با دیگران به اشتراک می‌گذارند بعضی‌ها اطلاعات را فقط برای خودشان می‌خواهند چون فکر می‌کنند که این کار باعث قدرت آنها می‌شود. چنین آدمی نباشید. البته توجه کنید که: آدم‌های واقعا دوست‌داشتنی متوجه هستند که «اطلاعات» با «شایعات» تفاوت دارد. ۶. به دیگران پیشنهاد کمک می‌دهند خیلی از ما دلمان می‌خواهد به جامعه کمک کنیم اما نمی‌دانیم از کجا باید شروع کرد. کاریزماتیک‌ترین آدم‌ها خیلی ساده در جستجوی فرصتی برای کمک، فقط به اطراف‌شان نگاه می‌کنند- در خانواده، در جامعه و در هر لحظه از زندگی روزمره (این کار می‌تواند در حد باز نگه داشتن در برای کسی باشد که پشت سر شما دارد وارد می‌شود). ۷. با اعتماد به نفس به‌جا صحبت می‌کنند لاف نمی‌زنند اما در مواجهه با موقعیت‌های چالش‌برانگیز- به خصوص چیزهایی که روی زندگی دیگران اثر دارند- با آرامش ، کنجکاوی و اعتماد به نفس به مسئله نزدیک می‌شوند. معمولا می‌شود جملاتی مانند این را از زبان‌شان شنید: «خب، ببینیم چطور باید این مشکلو حل کرد» ۸. از اسامی و عناوینِ محترمانه استفاده می‌کنند آدم‌های کاریزماتیک اسامی دیگران را به خاطر می‌سپارند و در موقعیت‌هایی که استفاده از عناوین، افراد را خوشحال می‌کند آنها را به کار می‌برند. کسب عناوینی مثل «دکتر» یا «سرهنگ» زمان می‌برد؛ پس چرا از آنها استفاده نکنیم؟ ۹. یادشان نمی‌رود که عضوی از تیم هستند احساس رفاقت می‌تواند موقعیت‌های سخت را قابل تحمل کند. شوخ‌طبعی حتی می‌تواند باعث لذت‌بخش شدن چنین موقعیت‌هایی بشود. آدم‌های خیلی کاریزماتیک در موقعیت‌های سخت جملاتی مثل این به زبان می‌آورند: «عیب نداره، برای همه‌مون همینطوره» و بعد در کنار بقیه برای رسیدن به اهداف تیم تلاش می‌کنند. ۱۰. دیگران را به هم معرفی می‌کنند می دانید بهترین چیزی که کسی می‌تواند همزمان به دو نفر بگوید چیست؟ «اجازه بدید … را به شما معرفی کنم.» البته ظاهرا این روزها همه به دنبال برقراری ارتباط هستیم اما آدم‌های کاریزماتیک کسانی هستند که علاوه بر ساختن شبکه‌ی ارتباطی خودشان به دیگران هم کمک می‌کنند تا با افراد بیشتری آشنا بشوند. ۱۱. نوبت‌شان را فراموش نمی‌کنند افراد دوست داشتنی وقتی که برای انجام کاری چه مفرح و چه دشوار و ناراحت‌کننده نوبت آنها باشد نمی‌ترسند و قدم پیش می‌گذارند . به عبارت دیگر، آنها اگرچه از دیگران تعریف می‌کنند یا بخشنده هستند اما در عین حال یادشان نمی‌رود که این دفعه مثلا پرداخت صورتحساب ناهار نوبت آنهاست. ۱۲. به دیگران می‌گویند که به آنها اعتماد دارند فقط سه کلمه :«بهت ایمان دارم». همین کلمات ساده می‌توانند الهام‌بخش موفقیت باشند. همه‌ی افراد به تصدیق شدن نیاز دارند. در عین حال این تصدیق باعث ایجاد محبت نسبت به فرد گوینده می‌شود. ۱۳. به دیگران اجازه می‌دهند برای خودشان تصمیم بگیرند آدم‌های واقعا کاریزماتیک به نظر خود اعتماد دارند اما در عین حال متوجه هستند که دیگران ممکن است دیدگاه متفاوتی داشته باشند و باید بتوانند مسیر زندگی خودشان را انتخاب کنند. به علاوه، رهبران کاریزماتیک از دادن اختیار و سپس اعتماد به دیگران برای دستیابی به چیزی که از آنها خواسته شده ترسی ندارند. ۱۴. گوش می‌دهند و می‌خواهند بیشتر بدانند آدم های خیلی دوست داشتنی شنونده‌های فعال و صادقی هستند. می‌توانید با آنها درباره نظرات یا ماجراهایتان صحبت کنید یا از آنها راهنمایی بخواهید و آنها با پرسیدن سؤال و دادن نشانه‌های کلامی نشان می‌دهند که در لحظه حاضر و حتی به موضوع علاقه‌مند هستند. زمان برای همه‌ی ما با ارزش‌ترین منبع است اما آنها حاضرند وقت‌شان را در اختیار شما بگذارند. ۱۵. مسئولیت‌پذیر هستند این آدم‌ها مسئولیت کار یا خطایشان را می‌پذیرند و کنترل اموری را که باید تحت نظارت‌شان باشد به دست می‌گیرند. بنابراین با عقل جور درمی‌آید که بگوییم آدمهای قابل اعتماد بسیار دوست داشتنی‌اند. ۱۶. حمایت‌شان را اعلام می‌کنند ما آدم‌هایی را که کنارمان می‌مانند و کاری می کنند احساس کنیم ما را حمایت می‌کنند دوست داریم. در ارتش به این کار می‌گویند «هوای ساعت شش همدیگه را داشتن» (ساعت شش موقعیت پشت سر فرد است). کسی را به یاد بیاورید که در موقع نیاز از شما حمایت کرده است و به من بگویید که در آن لحظه چقدر برایتان دوست داشتنی می‌نمود؟ ۱۷. همیشه می‌پرسند: «چرا که نه؟» آدم‌ های دوست داشتنی اغلب آدم‌هایی رویاپرداز، مثبت‌نگر و عمل‌گرا هستند. رابرت اف کندی این آدم‌ها را به بهترین وجه توصیف کرده است: «بعضی‌ها عادت دارند چیزها را همان‌طور که هستند نگاه کنند و بپرسند چرا ؟ من رویای چیزهایی را می‌بینم که هرگز وجود نداشته‌اند و می‌پرسم چرا که نه ؟»

اطلاعات بیشتر

مهمترین آداب معاشرت که باعث می‌شود در جمع‌ها بدرخشید

20 مرداد 2017
مهمترین آداب معاشرت که باعث می‌شود در جمع‌ها بدرخشید

در فرهنگ امروزی، والدین در یاد دادن آداب معاشرت به فرزندان‌شان با چالش‌ مواجه هستند. درگیری‌های اقتصادی باعث شده که دورهمی‌های خانوادگی موقع صرف غذا، جایش را به غذا خوردن در رستوران‌های فست‌فود بدهد و والدین فرصت کمتری برای آموزش آداب غذا خوردن به بچه‌ها را داشته باشند. حتی بدتر از آن، موبایل‌ها، آیپد، فیسبوک و اینستاگرام جایگزین مکالمات و محاورات خانواده‌ها و همسایه‌ها شده و باز هم والدین فرصت دیگری را برای یاد دادن آداب معاشرت، از دست می‌دهند. وقتی بچه‌ها به دنیای واقعی پا می‌گذارند و به جستجوی شغل می‌پردازند، با منحنی‌های یادگیری زیادی درباره‌ی آداب معاشرت مواجه می‌شوند که به خاطر یک لغزش کوچک به دلیل عدم یادگیری آداب در خانواده است، فرصت‌های شغلی را از دست می‌دهند. اما نگران نباشید، شما می‌توانید با یادگرفتن ۵ دسته از آداب معاشرت مهم و کلیدی که همه پدران و مادران باید به فرزندان‌شان آموزش دهند، این مشکل را برطرف سازید: چگونه ارتباط برقرار کنیم هیچ‌وقت بیش از ۵ دقیقه مستقیما در چشم کسی نگاه نکنید و نگاه‌تان را به فرد دیگری بیندازید. تمرین این کار باعث می‌شود که به عادت تبدیل شود. هر فکری به ذهن‌تان خطور می‌کند را به زبان نیاورید، مراقب افکارتان باشید. با فکر حرف زدن به این معنا نیست که هر چیزی که در ذهن‌تان می‌گذرد را با بقیه در میان بگذارید، بعضی از افکار مناسب نیستند و می‌توانند به روابط شما با دیگران صدمات جبران‌ناپذیری وارد کنند. هیچ‌وقت در مورد رابطه‌ی یک فرد با دیگران، اظهارِ نظر نکنید یا آن را محکوم نسازید، برای بیشتر افراد، این یک خط قرمز مهم است و اگر این مورد را رعایت نکنید، دیگران فکر می‌کنند که شما به بدگویی و غیبت کردن عادت دارید که موجب دوری سایرین از شما می‌شود. هرگز غیبت نکنید، زیرا عملی منفی و ناشایست است و روابط بین افراد را بهم می‌زند. دانستن اطلاعاتی مانند تاریخ تولد، عادات، علایق، مدرسه‌ی دوران کودکی، جایی که در آن بزرگ شده‌اند، وضعیت تأهل، محل زندگی،‌ رویاها یا اهدافِ کسانی که با آنها در ارتباط هستید، بسیار مهم است. برای احوال‌پرسی، تبریک تولد یا سایر وقایع زندگی دوستان و آشنایان‌تان با آنها تماس بگیرید. آداب غذا خوردن چه باور داشته باشید چه نداشته باشید، بسیاری از افراد آداب غذا خوردن را بلد نیستند، آنها اغلب موقع غذا خوردن یا مشغول تماشای تلویزیون بوده‌اند یا پشت میز یک رستوران نشسته‌اند، اما شما به عنوان یک بزرگ‌سال باید آداب غذا خوردن در یک جمع را بدانید: به محض اینکه روی صندلی دور میز غذاخوری نشستید، دستمال خود را بردارید و آن را روی لباس‌تان بگذارید. تا وقتی همه سر میز حاضر نشده‌اند، شروع به خوردن نکنید. با دهان باز غذا را نجوید. هرگز در حال جویدن غذا با کسی صحبت نکنید. هرگز لقمه‌ی غذای خود را در ظرف سس فرو نبرید. غذا را تندتند نخورید مانند سایرین غذا را به آرامی میل کنید. هرگز قاشق، چنگال یا کارد را در مشت خود نگیرید. از چنگال خودتان برای برداشتن سالاد استفاده نکنید. وقتی وسایل غذا خوردن در دست‌تان است، حرکات اضافی انجام ندهید. برای برداشتن نمکدان یا وسایل دیگر دست‌تان را دراز نکنید، از دیگران بخواهید تا این اشیا را به شما بدهند. سر میز غذا صاف بنشینید و خم نشوید. بعد از غذا به دست‌شویی بروید و دست‌ها و دندان‌های‌تان را بشویید،‌ بهتر است یک خلال دندان به همراه داشته باشید. آداب لباس پوشیدن شما باید آداب لباس پوشیدن را بدانید، لباس پوشیدن سرِ کار یا هنگام مصاحبه، آداب خاصی دارد. شما باید بدانید در هر مراسمی چگونه لباس بپوشید. عروسی، مهمانی شام، مراسم نامزدی، تدفین، تولد و گردش هر کدام لباسی خاص و مناسب دارند به نکات زیر توجه کنید: لباس کار و مصاحبه: بعضی از مشاغل مانند ساخت و ساز، جاده‌سازی و برق‌کاری لباسِ مخصوص دارند. اگر شما در یک دفتر مشغول به کار باشید، باید مانند رئیس خود لباس بپوشید. در بعضی از دفاتر، کارمندان باید لباس رسمی بپوشند. مجالس عروسی، شب‌نشینی، تدفین: در بیشتر موارد در چنین مراسم‌هایی کت و شلوار برای مردان و لباس‌های رسمی برای خانم‌ها مناسب است. بعضی فرهنگ‌ها برای چنین مراسم‌هایی لباس‌های خاصی دارند که افراد باید آن لباس را به تن کنند. مراسم رسمی: در مراسم رسمی نیز مردان بهتر است کت و شلوار سیاه یا سفید بپوشند. به همراه کت و شلوار مشکی باید کفش تیره و به همراه کت و شلوار روشن باید بر عکس لباس بپوشند. خانم‌ها نیز بهتر است لباس بلند همراه با کفش پاشنه‌دار بپوشند. آداب ملاقات با افراد جدید در زندگی موقعیت‌هایی پیش می‌آید که باید با افراد جدیدی روبرو شویم،‌ این موقعیت‌ها می‌توانند فرصت‌های ارزشمندی برای ما باشند. ممکن است شما بتوانید همسر آینده‌تان را پیدا کنید یا یک دوست یا همراه خوب یا یک همکار مناسب بیابید. در اینجا ۵ قانون وجود دارد که باید موقع ملاقات با افراد جدید رعایت کنید: لبخند بزنید. محکم دست بدهید. در چشمان طرف مقابل‌تان نگاه کنید. در یک جمله خودتان را معرفی کنید و بگویید چرا در آن مراسم حضور دارید و با چه کسانی آشنا هستید. درباره شخصی که با او آشنا شده‌اید سوال بپرسید. رفتارهای مناسب در مکان‌های اجتماعی گفتن «بله» به جای «آره». اگر درخواستی دارید، از واژه‌ی لطفا استفاده کنید. تشکر کنید. هنگام قطع کردن یا ورود به یک مکالمه، عذرخواهی کنید. صحبت دیگران را قطع نکنید. وقتی کسی چیزی می‌گوید که با آن موافق نیستید، چشم‌های‌تان را گرد نکنید. وقتی کسی با شما صحبت می‌کنید به سمت دیگری نگاه نکنید. وقتی در حال صحبت با کسی هستید، موبایل‌تان را چک نکنید. مثبت‌اندیش باشید و حرف‌های منفی و انتقادات را نزد خودتان نگهدارید. از جملات مودبانه استفاده کنید. از میزبان تشکر کنید. در مکان‌های عمومی از واژه‌های نامناسب استفاده نکنید. بی‌ادب نباشید.

اطلاعات بیشتر

۹ رفتار جذاب و گیرا در افراد کاریزماتیک

20 مرداد 2017
۹ رفتار جذاب و گیرا در افراد کاریزماتیک

نمی‌توانید دیگران را شیفته‌ی خودتان کنید؟ دلتان می‌خواهد شبیه آدم‌های کاریزماتیک باشید؟ در این مقاله ۹ رفتار گیرا و جذاب را به شما معرفی می‌کنیم که از ویژگی‌های افراد کاریزماتیک است. کاریزما، مجموعه‌ای از رفتارها است که ربطی به زیبایی فیزیکی ندارد. این خبرِ خوبی برای کسانی است که توقعی نمی‌رود عکس‌شان روی جلد مجله‌های مُد چاپ شود. برای اینکه جذاب شوید نیازی به جراحی پلاستیک ندارید، فقط کافیست این رفتارها را تمرین کنید. در این مقاله، عناصر کاریزما را بر اساس تحقیقات هوارد فریدمن (Howard Friedman) استاد برجسته‌ی روان‌شناسیِ دانشگاه کالیفرنیا، معرفی می‌کنیم. ۱. واکنش‌های هیجانی رفتار مادربزرگ‌تان را در نظر بگیرید وقتی که بعد از مدت زیادی شما را می‌بیند؛ او دست هایش را بالا می‌برد و زانوهایش خم می‌شوند. یا اینکه وقتی شب‌ها به خانه برمی‌گردم، سگم از خوشحالی می‌رقصد. مردم همراهی با کسانی را دوست دارند که از زبانِ اشاره‌ها، برای نشان دادنِ احساسات‌شان استفاده می‌کنند. قطعا دل‌تان نمی‌خواهد سرِکار، دلقک‌بازی دربیاورید و رفتارهای نامناسبی از خود نشان دهید، ولی رفتارهای متناسب با موقعیت و اتفاقاتی که در جریان است، خوشایند و جذاب هستند. ۲. خنده‌ی واگیردار من مدیر فروشی را در حوزه‌ی مدیریت مالی می‌شناسم که خنده‌ی بسیار خاصی را از پدرش به ارث برده است، اگر شما نیز یک بار این خنده را بشنوید، تا آخر عمر آن‌ را فراموش نخواهید کرد. این موهِبت را ژن‌های او برایش به همراه داشته‌اند. این خاصیتِ شیطنت‌آمیز و مسخره‌ی صدا، شوخ‌طبعیِ شما را تحریک می‌کند. هر بار که من این خنده را می‌شنوم، بی‌اراده، لبخندی بر چهره‌ام ظاهر می‌شود. از طرف دیگر، چندبار پیش آمده که مدیران اجرایی، که از قضا مرد هستند، به من مراجعه کرده‌اند و برای خَلاصی از خنده‌ای که توسط خانم‌ها «ناخوشایند» خوانده شده از من کمک خواسته‌اند. من نتوانستم به آنها کمکی کنم، ولی یاد گرفتم خنده همان‌طور که می‌تواند جذاب باشد، می‌تواند زننده و ناخوشایند هم باشد. فرقی نمی‌کند زن باشید یا مرد، با خنده‌ی زننده و نامتناسب، نمی‌توانید اطرافیان را جذب کنید. ۳. نشان دادن احساسات از طریق صدا تا به حال دقت کرده‌اید چقدر خوب است وقتی به یک نفر تلفن می‌زنید و وقتی او شما را می‌شناسد، رضایت و هیجان در صدایش منعکس می‌شود؟ حتی اگر این اثر در صدا ظریف باشد، باز هم از این که به شما بها داده‌ شده است، لذت می‌برید. صدای سرزنده و رسا یکی از مؤثرترین ابزارهای دنیاست، خصوصا وقتی طنین‌دار باشد و زیر و بم و سرعت و بلندیِ آن، به طور متناسب تغییر کند. ۴. لمس دوستانه لمس کردن نباید به نحوی باشد که به خاطر شدت، فشار یا ناحیه‌ای که لمس می کنید فرد مقابل احساس ناراحتی داشته باشد، بلکه صرفا به معنای لمس دوستانه‌ی بازو، شانه، یا دست است. پیشخدمت‌هایی که در این مورد مهارت دارند انعام بیشتری به‌دست می‌آورند. شاید به یاد داشته باشید که جورج بوش، رئیس‌جمهور امریکا وقتی از پشت به آنگلا مرکل (Angela Merkel)، صدر اعظم آلمان، که روی صندلی نشسته بود نزدیک شد و شروع به مالیدن شانه‌های او کرد باعث شگفتی دنیای غرب شد. خود آنگلا مرکل هم شوکه شده بود. لمس کردن آرام بازو، نشانه‌ای گرم و دوستانه است که می‌تواند باعث تَسلی خاطر طرف مقابل شود. ۵. از بودن در مرکز توجه لذت ببرید هرچند بیشتر مردم نظرات متضادی در مورد مرکزِ توجه واقع شدن دارند، اما بعضی‌ها با قرار گرفتن در مرکز توجهِ مردم، تازه شکوفا می‌شوند و به بهترین نحو ظاهر می‌شوند. در واقع بیشتر بازیگران هم‌صحبت خوبی نیستند و شخصیت برون‌گرایی ندارند، اما همین که در مقابلِ جمعیت قرار بگیرند، موتورشان به کار می‌افتد و خودشان را نشان می‌دهند. وقتی فیلیپ سیمور هافمن (Philip Seymour Hoffman) درگذشت، همسرم حرف جالبی درباره‌ی او زد: «وقتی جلوی دوربین بود به نظر می‌رسید می‌تواند اعصابش را به سطح پوستش بیاورد و احساساتش را در لنز دوربین بریزد. این توانایی باید برای او تجربه‌ی خوشایندی بوده‌ باشد؛ فرصتی برای تخلیه‌ی آشفتگی‌های درونی.» ۶. چهره‌ی گویا رونالد ریگان (Ronald Reagan) بیشتر به خاطر چهره‌ی گویایش به عنوان «سخنرانی تأثیرگذار» مشهور بود. او می‌توانست مثل هر ایرلندیِ اصیلی درست در زمانِ نیاز بدرخشد و خوشی نشان دهد. بیشترِ ارتباط چشمی شنونده روی صورت شما متمرکز است. هرچه او بتواند اطلاعات بیشتری را از روی چهره بخواند، بیشتر دقت می‌کند و نه تنها ایده‌ها، بلکه معانیِ احساسیِ نهفته در کلمات شما را نیز درک می‌کند. بر اساس تجربه‌ی خودم، بیشتر کسانی که در موضع قدرت هستند دارای چهره‌ی بسته (بی‌حالت) هستند و از نفوذناپذیریِ چهره‌شان برای ایجاد ترس و فرمان‌بُرداری، استفاده می‌کنند. چهره‌های بسته، حالتی سرد دارند و احساسات زیادی را منعکس نمی‌کنند، در حالی که چهره‌های باز، گرم و گویا هستند و در نود درصد موارد، چهره‌های گرم نسبت به چهره‌های سرد، برتری دارند. اگر موهای بلند دارید (حالا چه مرد یا زن)، نباید بگذارید پیشانی‌تان زیر موهای چتری پنهان شود. پیشانی، برای نشان دادن بسیاری از احساسات، ناحیه‌ای مؤثر محسوب می‌شود و مثل بیلبوردی برای چهره‌ی شما عمل می‌کند. ۷. گرم گرفتن با غریبه‌ها بر اساس نتایج حاصل از پرسش‌نامه‌ا‌ی که چند سال پیش توسط سیمز یث (Sims Wyeth) و همکارانش طراحی و اجرا شد، کسانی که خود را درون‌گرا می‌دانستند، بیشتر دوست داشتند با افراد برون‌گرا معاشرت کنند و افراد برون‌گرا نیز احساس مشابهی داشتند. بیایید روراست باشیم، همه‌ی ما از بودن با کسانی که موانع بین افراد را زیر پا می‌گذارند و تجربه‌ی اجتماعیِ شاد و باروحی ایجاد می‌کنند، لذت می‌بریم. من افرادی که این توانایی را دارند که با غریبه‌ها سرِصحبت را باز کنند و آنها را درگیر یک مکالمه‌ی واقعی کنند، تحسین می‌کنم. منظورم صحبت‌های متظاهرانه و پُرحرارت در مورد موضوعات بی معنی نیست؛ بلکه ویژگی‌های مورد نظر من صریح بودن، واقع‌بین بودن و مهارت گوش‌دادن است. ۸. نگاه‌های نافذ تعیینِ تعریفی مشخص برای «نگاه نافذ» کار سختی است، ولی وقتی با آن مواجه شویم، تشخیصش می‌دهیم. من این نوع نگاه را در بچه‌ها دیده‌ام. همچنین در همسرم که مهارت زیادی در آن دارد. باید اعتراف کنم که وقتی نوجوان بودم، ساعت‌ها جلوی آینه این نوع نگاه را تمرین می‌کردم. ویلیام بلیک (William Blake)، شاعر مشهور انگیسی چنین گفته‌ است: «وقتی با چشم‌ها، و نه از درون چشم‌ها، به دیگران می‌نگریم، دروغ‌های‌شان را باور می‌کنیم.» یک نگاه نافذ هم همین‌طور است و نه با چشم‌ها، بلکه از درون آنها ساخته می‌شود و در عمق وجود کسی که نگاه می‌کند و کسی که به او نگاه می‌شود، نفوذ می‌کند. ۹. مهارت در پانتومیم تفاوت پانتومیم با واکنش‌های هیجانی در عمدی‌تر و قابل‌کنترل‌تر بودن پانتومیم است. پانتومیم یعنی توانایی اجرای داستان، یعنی بتوانید با حرکات بدنتان به شنونده کمک کنید آنچه را به او می‌گویید، تصویرسازی کند. این مهارت به چهره‌ی گویا هم مربوط است، هرچه مخاطبان‌تان بیشتر متوجهِ زبان بدن شما شوند، بهتر می‌توانند منظورتان را درک کنند و از مصاحبت با شما، بیشتر لذت می‌برند. جوان‌های زیادی را دیده‌ام که داستان‌هایی که برای همدیگر تعریف می‌کنند را اجرا می‌کنند. آنها فقط می‌گویند: «او این طوری کرد… من این شکلی بودم… بعد او این طوری…»، آنها عملا از کلمات برای توصیف حرکات استفاده نمی‌کنند، فقط با پانتومیم اجرا می‌کنند و همه هم از این روش خوش‌شان می‌آید. استفاده از دست‌هایتان‌ برای بیان یک مطلب در سخنرانی‌ها روشی مؤثر و قابل قبول است. در واقع اگر از دستان‌تان استفاده نکنید، شنونده‌ها ممکن است تا ۷۵ درصد از منظورتان را متوجه نشوند. مطمئن شوید که حرکات و اداها را به شکل درستی به کار می‌برید، نباید حرکات‌تان طوری باشد که انگار مورد حمله‌ی یک دسته زنبور قرار گرفته‌اید؛ حرکاتی که به کار می‌برید باید سنجیده باشند و برای مقصود مشخصی شکل بگیرند و به کار برده شوند. حالا به دو سؤالِ اساسی و پراهمیت می‌رسیم، اول این که آیا کاریزما یادگرفتنی است؟ و دوم این که آیا باید آن را یاد گرفت یا این کار فقط یک جور فریبکاری و تظاهر است؟ در جواب به سؤال اول من می‌گویم بله، به نظر من کاریزما را می‌توان یاد گرفت . همان طور که ما رفتارهای مؤدبانه را یاد می‌گیریم، مثل این که بگوییم «لطفا…» یا «متشکرم.» تا در نظر دیگران خوشایندتر به نظر برسیم، می‌توانیم کاریزما را هم یاد بگیریم. و سؤال دوم، آیا باید برای یاد گرفتن اینطور مهارت‌ها تلاش کنیم؟ من جواب می‌دهم البته که باید این کار را بکنید! اما بدون این که به کسی صدمه بزنید یا آنها را فریب دهید. این تکنیک‌ها نیستند که شما را متقلب و فریبکار کنند، بلکه هدف از انجام آنهاست. در هر حال، شما این توانایی را در خود دارید که رفتارهای جدید را کسب کنید، فقط به این شرط که به اندازه‌ی کافی برای‌تان مهم باشند. آیا این کار آسان است؟ نه. ولی آیا قابل انجام است؟ مطمئن باشید که هست.

اطلاعات بیشتر

چطور صدایمان را در صحبت جذاب‌تر کنیم؟

20 مرداد 2017
چطور صدایمان را در صحبت جذاب‌تر کنیم؟

صدای هر فرد منحصر به خود او است. لهجه از موقعیت جغرافیایی خبر می‌دهد. نشانه‌هایی از حالات روحی در آهنگ صدا و جان کلام‌ نهفته و مانند ظاهر، گویای شخصیت فرد است، مثلا عزت‌نفس پایین با ایجاد تردید در صدا، خود را نشان می‌دهد. فرد خجالتی صدای آرامی دارد، حال آنکه تسلط بر آهنگ صدا و شفافیت کلام از نشانه‌های افراد با اعتماد‌به‌نفس است. در این مقاله یاد می‌گیریم که چطور از صدای‌مان برای جذاب‌تر صحبت کردن استفاده کنیم. منظور از کلام گیرا و موثر، مفهوم قدیمیِ سخنوری نیست، بلکه با اعتمادبه‌نفس و شفاف در جمع سخن گفتن است، که هم‌زمان بر روی شخصیت شما نیز اثر می‌گذارد. عوامل لازم برای داشتن کلام موثر لهجه تمایل برای بیان مطلب تاثیر نفَس بر روی صدا و کلام تولید آوا لهجه لهجه‌های منطقه‌ای و بومی جنبه‌ی مثبتی دارند و بخشی از شخصیت فرد محسوب می‌شوند. به تدریج، در طی سالیان، با مهاجرت افراد و قرارگیری در معرض رسانه‌ها، لهجه‌ها دارند از بین می‌روند. این امر از جهاتی تاسف‌برانگیز است چرا که لهجه‌ها به صدا بُعد و تمایز می‌بخشند و بر فردیت هر شخص تاکید دارند. عادت کردن به آهنگ صدای خود، اهمیت زیادی دارد. برخی از افراد در محیط‌های خصوصی به ویژه خانه، راحت‌تر هستند چون لزومی ندارد خود را با عرف و انتظارات اجتماعی منطبق کنند، اما در محیط‌های عمومی چنین نیستند، چون عوامل مختلفی وجود دارند بر شیوه‌ی بیان و کلام‌شان اعمال قدرت می‌کنند. در محیطی غیررسمی مثل خانه، صدای خود را ضبط کنید. برای عادت کردن به صدای خود به دقت به آن گوش کنید. قطعا متوجه برخی از جنبه‌های کلام خود می‌شوید که اثرگذاری پیام شما را کاهش می‌دهند. اغلب افراد صدای ضبط شده‌ی خود را دوست ندارند. همان‌طور که برخی، عکس‌های خود را نمی‌پسندند و از آن خجالت می‌کشند. بسیاری از ما به شنیدن صدای خود عادت نداریم و این احساس کاملا طبیعی است. مرحله‌ی اولِ «واقعا صدای من اینطوریه؟» را پشت سر بگذارید تا درک بهتری نسبت به صدای خود پیدا کنید. وقتی آرام و راحت هستید، اعتمادبه‌نفس بیشتری دارید. بنابراین وقتی در خانه به صدای خود گوش می‌کنید، بیشتر متوجه می‌شوید که از نظر دیگران صدای‌تان چطور شنیده می‌شود. اگرچه دقیقا آنگونه که دیگران صدای شما را می‌شنوند، نمی‌توانید صدای خود را بشنوید، اما می‌توانید از تاثیر‌ آن بر روی دیگران آگاه شوید. با درک حالت طبیعی صدای خود می‌توانید کنترل بیشتری روی آن داشته باشید. افراد در زندگی روزمره‌ی خود از زبان غیررسمی استفاده می‌کنند اما همین که در موقعیت رسمی قرار می‌گیرند به صورت خودآگاه رسمی صحبت می‌کنند. به ویژه در مکان‌های عمومی و در مقابل افراد غریبه این امر به وضوح دیده می‌شود. هر چه به صدای رسمی خود بیشتر عادت کنید، استفاده از آن در شرایط واقعی راحت‌تر است. از طرفی به هنگام گفت‌و‌گو، افراد تمایل دارند تا از عبارات کوتاه‌تری استفاده کنند. خواندن با صدای بلند به شما کمک می‌کند تا به رسایی صدای خود عادت کنید. تمرینی برای افزایش مهارت در ایجاد کلام گیرا تمرین کنید: یک متن کوتاه را برای خواندن انتخاب کنید، مثلا دو صفحه از یک کتاب. ابتدا آن را در سکوت مطالعه کنید، سپس با صدای معمولی خود، آن را بلند بخوانید. نگران لغزش و لکنت خود نباشید و به خواندن ادامه دهید. حال برای بار سوم آن را بخوانید، در صورت امکان صدای خود را ضبط کنید و موارد زیر را به خاطر داشته باشید: سرعت خود را کم کنید : می‌خواهید متن را هرچه زودتر تمام کنید؛ این یک واکنش طبیعی است و البته باعث ایجاد لغزش در گفتار می‌شود. وقتی که عصبی هستید نیز ریتم کلام سریع می‌شود و فهم صحبت شما را مشکل می‌کند. سر خود را بالا بگیرید : صورت را درون کتاب فرو نبرید و صدایتان نباید به سمت زمین باشد.کتاب را بالاتر نگه داشته و با صدای رسا مطلب را بخوانید. گاهی مکث کنید : در پایان هر جمله و یا هر پاراگراف استراحت کوتاه دو تا سه ثانیه‌ای داشته باشید. مکث برای ایجاد تاکید موثر است. هر مقدار می‌توانید این تمرین را انجام دهید. همه با انجام تمرینات ساده مانند تمرین بالا به صورت روزانه می‌توانند صدای خود را تقویت کنند. برای بهتر شدن باید نسبت به تمرینات متعهد باشید و مرتب روزی چند دقیقه آن را انجام دهید. تاثیر نفَس بر صدا و کلام احساسات بر صدای ما تاثیر می‌گذارند و حتی گاهی آنچنان شدت می‌گیرند که صدا را در گلو خفه می‌کنند. همانطور که خواننده‌ها به صورت حرفه‌ای آموزش می‌بینند تا صدای خود را در هر شرایطی و برای تولید دامنه‌ای از اصوات آماده نگه دارند، می‌توان از تمرینات فیزیکی برای انعطاف‌پذیری بیشتر صدا استفاده کرد. به هنگام استرس الگوی تنفسی شخص تغییر می‌کند. وقتی ماهیچه‌ها منقبض و کشیده می‌شوند نمی‌توان از حداکثر ظرفیت شش‌ها استفاده کرد. ویژگی مشترک میان حالت ترس و عصبی شدن، انقباض در گردن و شانه‌ها است. چون تحت فشار، تنفس شدت می‌یابد. هوای کافی استنشاق می‌شود اما زمان کافی برای بازدم و استراحت وجود ندارد. تنفس صحیح به دو دلیل مهم است: ۱. استفاده از حداکثر ظرفیت شش‌ها باعث می‌شود تا تنفس، صدا را تقویت کرده و آن را پرتر و محکم‌تر نشان دهد. افرادی که صدای ضعیفی دارند و نگران هستند که صدای آنها در میان جمع شنیده نشود می‌توانند از این شیوه استفاده کنند. میزان صدا در شکم کنترل می‌شود نه در گلو، در نتیجه تنفس کامل کنترل بیشتری بر روی صدا ایجاد می‌کند. ۲. تنفس عمیق و منظم با از بین بردن تنش‌ها، اثر درمانی و آرام‌بخش دارد. افراد آرام، افرادی متعادل، پذیرا و با اعتمادبه‌نفس هستند. استفاده از تکنیک‌های تنفس منظم مانند مدیتیشن ، یوگا و خلسه و همچنین آزادسازی اصوات در قالب مناجات، مانتراها و سرودخوانی در مراسم عبادی در مذاهب مختلف، اتفاقی و برحسب تصادف صورت نگرفته است. با رهایی از تنش‌های فیزیکی، استرس‌های روانی کاهش می‌یابد و ذهن برای پیش‌برد اهداف خلاقانه، به طور موثری آزاد می‌شود. تمرین تنفس ۱. در یک وضعیت راحت، پاها را به اندازه‌ی یک گام از هم باز کنید، زانوها نباید قفل و یا تحت فشار باشند، ستون فقرات به صورت مستقیم ، سر به حالت متعادل و عضلات صورت باید راحت باشند. ۲. دم و بازدم باید هرکدام تا سه شماره طول بکشند. ۳. وقتی که نفس می‌کشید شانه‌های خود را بالا نیاورید. دم از طریق بینی و بازدم از طریق دهان صورت گیرد. به طور خودآگاه به تنفس خود فکر کنید که چگونه تا انتهای شش‌ها پایین می‌رود. ۴. کف دست را روی شکم خود قرار دهید تا حرکات آن را حس کنید. به هنگام دم و بازدم، اندکی به دست خود فشار بیاورید. ۵. این تمرین را ده بار انجام دهید. بعد از چند روز که از انجام این تمرینات گذشت، با توجه به برداشت و توان خود می‌توانید بازدم را تا ۴، ۵ و ۶ شماره افزایش دهید و سپس به تدریج آن را به ده شماره برسانید. سپس به هنگام بازدم با صدای بلند از یک تا ده بشمارید. این تمرین را ۵ بار تکرار کنید. با افزایش کنترل بر روی بازدم، به هنگام سخن‌رانی در جمع و یا جلسه، نفس کم نمی‌آورید. تولید آوا سه عنصر اصلی در تولید آوا در زیر آورده شده که دانستن آن برای هر فردی که می‌خواهد گوینده‌ی تاثیرگذاری باشد، ضروری است: بلندی صدا: برای شنیده شدن شفافیت: برای فهم کلام تنوع: برای ایجاد علاقه‌مندی بلندی صدا منظور چیزی شبیه دکمه‌ی تنظیم صدا در تلویزیون‌ها نیست. برخی از افراد به طور طبیعی صدای لطیفی دارند و به لحاظ فیزیکی نمی‌توانند با صدای بلند صحبت کنند و به علاوه، اگر صدا خیلی زیاد بلند شود، کیفیت آهنگ صدا پایین می‌آید. به جای بلند کردن صدا، باید رسا صحبت کرد. باید با تنفس، صدا را تقویت کرد، به هر میزانی که می‌خواهید رسا صحبت کنید، به همان مقدار نیاز به نفس دارید. به هنگام صحبت در جمع و یا یک جلسه، به هیچ وجه مخاطبِ صحبت شما نباید صرفا افراد صف جلو و یا نزدیک به شما باشند، بلکه باید خودآگاه کلام شما برای افراد دورتر نیز رسا باشد. صدای قوی، برخلاف صدای بلند، شما را شخصی مثبت جلوه می‌دهد. شفافیت برخی با دندان‌های فشرده و حرکت کم لب‌ها صحبت می‌کنند. خیلی کم باز کردنِ دهان و دقیق لفظ نکردن کلمات، علت اصلی فهم‌ناپذیری سخن است. در این حالت، صدا در دهان قفل می‌شود و قادر به خروج نیست. برای تلفظ درست و شمرده، باید فک‌ها از هم باز شوند. پس دهان را باز کنید، به هر صدایی که تولید می‌کنید قدرت ببخشید و به انتهای کلمات دقت ویژه‌ای داشته باشید. این کار تا حدی لب‌خوانی را هم برای مخاطب شما آسان می‌کند. تنوع برای تاثیرگذار و جذاب کردن کلام، تکنیک‌های خاصی وجود دارد که می‌توان از آنها استفاده کرد. آنچه اهمیت دارد این است که خودتان باشید و اینطور به نظر نیاید که دارید نمایش اجرا می‌کنید. کلمات همانطور که با خود معنایی حمل می‌کنند، حامل احساسات و عواطف ما نیز هستند. تنوع آوایی با تغییر در موارد زیر ایجاد می‌شود: سرعت اگر تند حرف بزنید شنونده نمی‌تواند آنچه می‌شنود را دریافت و هضم کند. راهکار مناسب در اینجا، تغییر در سرعت کلام است. گاهی سرعت را زیاد کنید و سپس آن را کم کنید تا اشتیاق مخاطب برای گوش دادن به شما حفظ شود. بلندی صدا با کم و زیاد کردن بلندی صدا، بر کلمات‌تان تاکید کنید. حتی می‌توانید در یکی دو جمله صدا را در حد زمزمه پایین بیاورید (تا جایی که همچنان رسا باشد)، این کار به ایجاد توجه در مخاطب کمک می‌کند، اما مراقب باشید که بیش‌ازحد این کار را نکنید. زیر و بمی، لحن، تاکید وقتی در جمع صحبت می‌کنید، سعی کنید کلام شما تا جای ممکن انرژی و هیجان کافی داشته باشید تا بیشترین حد اطلاعات را منتقل کنید. منظور ایجاد فراز و فرودهای کنترل نشده در صدا نیست. صحبت باید جالب باشد و لحن و ریزه‌کاری داشته باشد. به یاد داشته باشید که وقتی عصبی و یا حتی هیجان‌زده هستید، تارهای صوتی منقبض و کوتاه شده و باعث می‌شوند صدا زیرتر به گوش برسد. به هنگام صحبت برای انتقال اهمیت موضوع و ایجاد تنوع، بر روی برخی از کلمات و عبارات تاکید کنید. مکث مکث کردن بسیار مهم است و برای برجسته کردن کلامِ قبل از خود و یا جلب توجه قبل از یک پیام مهم استفاده می شود. مکث‌ یعنی سکوتی چند ثانیه‌ای. در واقع شنونده، معنی گفته‌های شما را در حین همین مکث رمزگشایی و درک می‌کند. پس آماده باشید که تا ۵ ثانیه هم سکوت کنید. این مکث‌های عامدانه اقتدار و اعتمادبه‌نفس شما را نشان می‌دهند. به خاطر داشته باشید که قبل از هر موقعیت گفتاری مهم، چه قرار ملاقات یا جلسه باشد چه گفت‌و‌گو، بهتر است گرم کردن و آماده‌سازی صدا را انجام دهید. صدا مثل یک ساز می‌ماند؛ هیچ موسیقی‌دانی بدون تمرین و کوک کردن سازش وارد سالن برگزاری کنسرت نمی‌شود. زمان و دفعات گرم کردن صدا به شما و مدت زمانی بستگی دارد که می‌خواهید حرف بزنید.

اطلاعات بیشتر

یادگیری زبان تنها در یک ساعت توسط این کپسول !!

19 مرداد 2017
یادگیری زبان تنها در یک ساعت توسط این کپسول !!

نيكلاس نگروپونته در سخنراني خود يادآور شد 10سال پيش از روزي سخن گفت كه مي‌توان اطلاعات را بلعيد و از آن استفاده كرد و حالا زمان آن فرارسيده است كه اين جنبش فناورانه توسعه يابد. تصور برخي از پيشرفت‌هاي تكنولوژي آن قدر سخت است كه انسان ترجيح مي‌دهد درباره آنها نه فكر كند و نه حرف بزند. به گزارش اعتماد، حالا بشر به جايي رسيده كه از طريق بلعيدن يك قرص مي‌تواند در يك ساعت زبان انگليسي را ياد بگيرد، شايد كاري كه براي بعضي‌ها نياز به چند سال تلاش دارد به راحتي مي‌توان در يك ساعت ياد گرفت. مرتضي پس از شنيدن اين خبر به سختي توانست تمام جزيياتش را درك كند و گفت: «در واقع كسي كه پول بيشتري داشته باشد به‌زودي خردمندتر هم مي‌شود، اين يك تكنولوژي بسيار عجيب است كه من مي‌شنوم و واقعا درك اينچنين پيشرفتي بسيار سخت است اما اين نشان مي‌دهد كه دانشمندان هر كاري كه بخواهند مي‌توانند انجام دهند» اصل اين پروژه براساس گزارش سايت اسلش گير منتشر شده است. در اين گزارش آمده است «نيكلاس نگروپونته، موسس لابراتوار مدياي دانشگاه‌ ام.‌اي. تي در شوي اخير TED ضمن نمايش جزييات طرح خود نشان داد كه با استفاده از قرص كامپيوتري مي‌توان آموزش زبان خارجي را انجام داد. وي گفت با قرار دادن اطلاعات روي تراشه قابل هضمي كه جذب خون مي‌شود مي‌توان اطلاعات را وارد بدن كرده و انسان اطلاعاتي را كه از طريق يادگيري به دست مي‌آورد را از طريق قرص هضم شده كسب مي‌كند.» پس نابرده رنج گنج ميسر نمي‌شود چه؟ وقتي مي‌خواهي اين پيشرفت را به مردم توضيح بدهي براي چند ثانيه بايد مكث كني و كامل اطلاعات را در ذهنت چيدمان كني تا مردم راحت آن را درك كنند. ابتدا كه متوجه مساله مي‌شوند، ابروهايشان درهم مي‌رود و باور نمي‌كنند، اينكه كسي در يك ساعت بتواند زبان ياد بگيرد آن هم با قرص. مريم پس از شنيدن خبر گفت: «بعضي از اين پيشرفت‌ها به‌گونه‌يي است كه بايد بگوييم تا با چشمان خود نبينيم باورمان نمي‌شود و اين يكي از آنهاست. چگونه اين اطلاعات به مغز مي‌رسد و جذب آن مي‌شود؟ اگر اين‌گونه است پس ديگر تلاش و زحمت براي به دست آوردن علم و دانش چه مي‌شود؟» نيكلاس نگروپونته در سخنراني خود يادآور شد 10سال پيش از روزي سخن گفت كه مي‌توان اطلاعات را بلعيد و از آن استفاده كرد و حالا زمان آن فرارسيده است كه اين جنبش فناورانه توسعه يابد. به گفته نگروپونته دانش و آنچه ديتاي پالايش يافته ناميده مي‌شود را مي‌توان به صورت قرص درآورد و پس از بلعيدن، وارد سيستم خون انسان شده و سپس آگاه‌تر و با اطلاعات كامل شود. موسس لابراتوار مدياي ام‌اي تي در كنفرانس TED كه ايده‌هاي خلاقانه در آن مطرح مي‌شود، پيش بيني كرد كه تا 30 سال آينده قرص‌هاي اطلاعاتي جنبه عادي و فراگير در دنيا پيدا كند و امري طبيعي شود. حتي در ادامه اين گزارش آمده است كه تا 30 سال آينده اين تكنولوژي به اندازه‌يي رشد مي‌كند كه شما مي‌توانيد در يك ساعت كل آثار شكسپير را بخوانيد. «پس اينكه مي‌گفتند نابرده رنج گنج ميسر نمي‌شود رسما كشك ميشه؟ اگر تمام مردم بتوانند به اين تكنولوژي دست پيدا كنند كه ديگر نمي‌شه دنيا را كنترل كرد.» رامين اين حرف‌ها را زد و از شنيدن اين خبر بسيار ناراحت شد. او دكتراي برق داشت و احساس كرد كه تا 30سال آينده همه مي‌توانند به راحتي دكتر شوند. عده‌يي هم با شنيدن اين خبر سعي كردند با آن به صورت طنز برخورد كنند. رضا گفت: «من به نظرم مي‌رسد اين واحد‌هاي دانشگاهي‌ام را تا آن موقع نگه دارم و بعد اينكه مثلا قرص فيزيك وارد بازار شد اين درس‌ها را تمام كنم. اگر اينقدر سرعت تكنولوژي علم قرار است بالا برود فكر كنم كه سوپر ماركت‌ها اين قرص‌ها را بفروشند.» پس چرا هواپيماي مالزي را نمي‌توانند پيدا كنند؟ عده‌يي ديگر اين پيشرفت‌ها را تبليغ تكنولوژي مي‌ناميدند و مي‌گفتند كه اينها حرف است و واقعا خبري از اين پيشرفت‌ها نيست. مينا گفت: «اگر توانسته‌اند چنين چيزي را درست كنند پس چرا نمي‌توانند هواپيماي مالزي را پيدا كنند؟ ما نمي‌دانيم كه بايد كدام دست از پيشرفت‌هاي امريكايي‌ها را ببينيم، اينكه قرص مي‌سازند يا نمي‌توانند بعضي از ساده‌ترين كارها را انجام دهند.» غلام، پيرمردي است كه از شنيدن اين خبر خوشحال مي‌شود، وي گفت: «خيلي سال است كه دوست دارم به ساده‌ترين روش زبان انگليسي ياد بگيرم اما واقعا براي ما كه سن زيادي داريم اين كار امكان‌پذير نيست و لااقل اينجا امكانات خاصي نداريم. چقدر خوب است كه انسان در يك ساعت زبان ياد بگيرد و بتواند با تمام مردم دنيا ارتباط برقرار كند». اين روزها خبر‌هاي متفاوت و گوناگوني درباره پيشرفت‌هاي تكنولوژي به گوش مي‌رسد اما براي خيلي از مردم دنيا قابل باور نيست و شايد حتي قابل دسترسي نباشد. موسسان اين تكنولوژي معتقدند كه بشر در طول تاريخ نياز به يادگيري زبان براي ارتباط با ديگر مردم جهان داشته و هدف آنها از اين كار تسهيل در ارتباط مردم است كه حالا پس از اين پروژه موفقيت‌آميز به فكر كارهاي بزرگ‌تري براي مردم هستند. علي در يكي از شبكه‌هاي اجتماعي در اين باره نوشت: «به نظر من تحقق اين موضوع خيلي دور از ذهن نيست همين الان هم بعضي برنامه‌هاي كامپيوتري به جاي انسان تصميم مي‌گيرند و اين يعني نقطه عطف زايش فكر توسط ماشين. صرفنظر از فرآيند اجراي ايده كه با كپسول باشد يا هر روش ديگه‌يي موضوع اين است كه فرآيند تبديل انرژي مستتر در كپسول به اطلاعات قابل اتصال به مغز امكان‌پذير خواهد شد. حتي روزي خواهد رسيد كه بشر صداي منتشر شده در قرون قبل را بازيابي مي‌كند منتها روش‌هاي بازيابي اطلاعات كشف خواهد شد چون انرژي ازبين نمي‌رود.» «اگر اين تكنولوژي وارد ايران شود احتمالا همانند توييتر و فيس‌بوك فيلتر مي‌شود و ما نبايد استفاده كنيم. كلا مثل اينكه بعضي از كشورها با تكنولوژي مشكلات بسياري دارند، اين پيشرفت‌ها براي كمك به بشر آمده‌اند و دليلي براي دوري و ترسيدن از آنها نيست، ما هنوز با اين پيشرفت‌ها مشكل داريم و نمي‌توانيم آنها را قبول كنيم.» آرزو دانشجوي مهندسي شيمي بود كه اين نظر را داد. او در ادامه درباره نحوه عملكرد اين سيستم در جريان خون گفت: «اين كار امكان‌پذير است و البته اينكه رگ‌هاي عصبي چه واكنشي نشان مي‌دهند قابل پيش‌بيني نيست». شايد تلنگري براي بعضي‌ها باشد بعضي‌ها احساس مي‌كردند كه اين همه درس يا زبان خواندند كار بيهوده‌يي انجام دادند. مصطفي گفت: «اين تكنولوژي طبقات اجتماعي را كاملا از بين مي‌برد در واقع همه مي‌خواهند در يك سطح باهم زندگي كنند و از جامعه توقع دارند، البته به نظر مي‌رسد كه رسيدن به اين تكنولوژي براي همه امكان‌پذير نباشد اما اتفاق جالب و خوبي است اما انسان گاهي اوقات ممكن است اين‌گونه فكر كند كه تا امروز كار بيهوده‌يي انجام داده است.» مردم به فكر فرو مي‌روند و براي چند لحظه به پيشرفت تكنولوژي فكر مي‌كنند و بعد نمي‌دانند بايد دقيقا چه واكنشي به اين خبر داشته باشند، اينكه بعضي از كشورها هنوز درگير مسائل ابتدايي هستند و بعضي ديگر به اين اندازه پيشرفت كرده‌اند. در ويديويي كه از رونمايي اين قرص در اينترنت منتشر شد، شكل اين قرص هم رونمايي شد و نمي‌توان اين ادعا را داشت كه اين اثر غير واقعي است. البته بايد منتظر نشست تا اين قرص وارد بازار شود و مردم از آن استفاده كنند. مهرداد گفت: «شايد شنيدن اين خبرها براي بعضي‌ها كه هيچ استفاده‌يي از علم خود نمي‌كنند باعث تلنگري شود تا كشور ما هم پيشرفت‌هاي خوبي داشته باشد و اينقدر بيگانه با اين خبرها نباشيم».

اطلاعات بیشتر
 

تهران، زعفرانیه، بلوار بهزادی، نرسیده به خیابان ثارالله، جنب داروخانه شبانه‌روزی دکتر زهرا شهبازی

تلفـن:  26804187-021

تلگرام: 1212751 0902

info@darookhaneonline.com

Online support

آدرس:  تهران زعفـرانیـه، انتهـای ثـاراللـه، ابتـدای خیـابـان بهـزادی، داروخـانـه شبـانـه روزی دکتـر زهـرا شهبـازی